دیدگاهی از بلخ؛

چگونه نظام ناقص افغانستان ترمیم می‌شود؟ / عطامحمد نور

مردم افغانستان در جریان چهار دههٔ گذشته، از جنگ‌های پی‌هم، بی‌ثباتی و فقر رنج برده‌اند. ما قربانیان اشغال شوروی در دههٔ ۱۹۸۰ بودیم و از شروع هزارهٔ دوم با شورش و تروریسم تحت حمایت خارجی روبه‌رو هستیم.
تاریخ انتشار : شنبه ۲۸ دلو ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۰۲
مردم افغانستان در جریان چهار دههٔ گذشته، از جنگ‌های پی‌هم، بی‌ثباتی و فقر رنج برده‌اند. ما قربانیان اشغال شوروی در دههٔ ۱۹۸۰ بودیم و از شروع هزارهٔ دوم با شورش و تروریسم تحت حمایت خارجی روبه‌رو هستیم.
مردم ما با همکاری سخاوتمندانهٔ متحدان غربی ما با موفقیت علیه اتحاد شوروی مبارزه نموده و آن‌ها را شکست دادند و در این راستا قربانی‌های عظیمی در مقاومت در برابر تروریسم در دههٔ ۱۹۹۰ متحمل شده‌اند. با این وجود، ملت‌های غربی در آن زمان در شناخت خطر تروریسم منحیث تهدیدی برای صلح و امنیت جهانی کوتاهی کردند.
افغانستان گام‌های بزرگی برای ایجاد یک کشور صلح‌آمیز، مرفه و دموکراتیک برداشته است. بیش از چهل کشور نیروهای نظامی‌شان را تحت مأموریت حمایت قاطعِ ناتو اختصاص داده‌اند و نیروهای امنیتی و نیروهای ملی افغانستان (ANSDF) را با کمک‌های فنی و مالی مورد حمایت قرار داده‌اند.
ایالات متحده به‌تنهایی بیش از ۷۰۰ میلیارد دالر در راستای مبارزه با تروریسم و طالبان صرف کرده و حدود ۱۱۷ میلیارد دالر را برای بازسازی افغانستان کمک کرده‌است.
شکی نیست که مردمِ ما از حمایت و فداکاری شرکای بین‌المللی ما در افغانستان سپاس‌گزار هستند.
با وجود سرمایه‌گذاری‌ها و دستاوردهای چشم‌گیر در طول ۱۶ سال گذشته، چالش‌های گسترده‌ای چون گسترش فعالیت شورشیان طالبان، وابستگی شدید نیروهای دفاع ملی کشور (ANDSF) هم در بٌعد عملیاتی و مالی باقی مانده، و سیستم شکنندهٔ سیاسی زیر بار تنش‌های قومی روزافزون در تحول و نوسان است.
اما تعهد جامعهٔ بین‌المللی در قبال افغانستان نمی‌تواند پایان‌ناپذیر باشد و این سطح از حمایت نیز پایدار و دایمی نیست. بازبینی پیش‌بینی‌های ما و محاسبات سیاسی که بر رویکرد ما استوار باشد، نیاز مبرم و فوری است.
یکی از دلایل اصلی جنگ دوام‌دار داخلی در افغانستان، ناتوانی ما در ایجاد یک محیط سازنده برای جذب حمایت پاکستان درآوردن طالبان و شبکهٔ حقانی به میز مذاکره است.
اگر چه تلاش‌های ما برای بسیاری از سال‌ها نادیده گرفته شد، استراتژی جدید ایالات متحده اما این مشکل بنیادی را با اعمال فشار برای تغیر رویکرد –پاکستان- در منطقه، تأیید می‌کند.
من مطمئن هستم که اگر استراتژی جدید ایالات متحده پایدار باشد، می‌تواند به موفقیت در میدان جنگ معنا دهد و در نتیجه به امنیت بیشتر و فراهم‌آوری شرایط برای یک حل‌وفصل سیاسی نهایی با طالبان بینجامد.
اما چالش عظیم سد راه افغانستان، سیستم سیاسی و حکومتی ناکارآمد آن است. قانون اساسی افغانستان در سال ۲۰۰۴ یک نظام ریاست‌جمهوری با قدرت بیشتر از یک سلطنت مطلق ایجاد کرد که فاقد سیستم نظارتی و ایجاد موازنه در ریاست‌جمهوری است.
این قانون اساسی در کشوری که دارای تنوع قومی و سنت طولانی‌مدت تقسیم قدرت دولتی بوده، یک نظام دولتی به‌شدت متمرکز را ایجاد کرده‌است. به‌طور سنتی، تعادل قدرت از طریق پیمان‌های نانوشته بین مرکز و حوزه‌ها، بر اساس منافع مناطق مختلف و گروه‌های قومی با مناطق دارای استقلال عملی برای تصمیم‌گیری در بخش ارائهٔ خدمات و حکومت، حفظ می‌شد. اما این پیمان‌های نانوشته هرگز از طریق قانون اساسی نهادینه نشده یا رسمی نشده‌اند.
حضور نیروهای بین‌المللی و حمایت سیاسی از افغانستان به‌گونهٔ اشتباه به حمایت از سیستم سیاسی متمرکز در افغانستان تفسیر شده و دولت مرکزی را در پی‌گیری برنامه‌های تهاجمی برای تقویت قدرت ریاست‌جمهوری جسور ساخته‌است. این مسئله توازن سنتی قدرت را تضعیف و خطوط گسست اجتماعی و سیاسی را عمیق می‌کند.
یک گفتهٔ قدیمی وجود دارد که «قدرت فساد می‌آفریند و قدرت مطلق فساد مطلق.» افغانستان نمونهٔ واضحی است که در آن فساد شایع و حمایت می‌شود و ملاحظات قومی جایگزین شایسته‌سالاری در تعیینات دولتی شده‌است که منجر به ناکارآمدی و اتلاف در ادارات دولتی شده‌است.
در حالی‌که نیروهای دفاع ملی افغانستان (ANDSF) شجاعانه جنگیده‌اند و قربانی‌های زیادی پرداخته‌اند، اما از رهبری ضعیف رنج می‌برند زیرا در اغلب موارد تعیینات مقام‌های ارشد به‌جای شایستگی، بر اساس قومیت، وفاداری به نخبگان حاکم و نحوهٔ برخورد با منافع در انتخابات آینده، صورت گرفته‌است.
تمرکز قدرت منجر به قطع ارتباط بین مردم و دولت و فقدان پاسخگویی شده‌است که به نوبهٔ خود باعث عدم توازن بودجهٔ ملی، تأخیر در تصویب پروژه‌های توسعوی، رشد و توسعهٔ نابرابر در سراسر کشور، و ضعف و ضایعات در اجرا و تحویل پروژه‌های توسعوی شده‌است. مهم‌تر از همه، این وضعیت منجر به شکل‌گیری سیستم متمرکز فساد شده‌است. انتخابات ریاست‌جمهوری به یک عامل بی‌ثبات‌کننده در افغانستان تبدیل شده‌است که گروه‌های سیاسی برای بسیج حمایت به سیاست‌های قومی متوسل می‌شوند.
انتخابات پر از تقلب ۲۰۱۴، ما را به لبهٔ درگیری‌های داخلی برد، که یک‌پارچگی و ثبات کشور ما را تهدید می‌کرد. اگرچه ما در انتخابات ۲۰۱۴ برنده شدیم، اما برای جلوگیری از بحران به‌خاطر منافع ملی و ثبات در افغانستان ما به توافق تشریک قدرت برای تشکیل دولت وحدت ملی پیوستیم.
انحصار رئیس‌جمهور غنی در قدرت حتی صلاحیت وزارت‌خانه‌ها را محدود کرده و نقش آن‌ها را به وظایف روزمره دفتری تنزل داده‌است.
اصلاحات انتخاباتی یکی از مسائل کلیدی در توافق‌نامهٔ حکومت وحدت ملی بود، اما رئیس‌جمهور بدون توجه به اعتراضات احزاب سیاسی، جامعهٔ مدنی و عموم مردم، با آوردن تغییرات ظاهری، افراد وفادار خود را در کمیسیون‌های انتخاباتی تعیین کرده‌است. کمیسیون فعلی انتخابات هیچ‌گونه استقلال و توانایی برای برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه را ندارد.
فساد متمرکز و فراگیر، فساد اداری، سوءمدیریت، انحصار قدرت، به حاشیه‌راندن شرکای قدرت دولت وحدت ملی، افزایش تنش‌های قومی و ناامنی، افغانستان را در معرض فروپاشی قرار داده‌است.
از زمان اعلام استعفای من از مقام ولایت بلخ از سوی رئیس‌جمهور غنی، تلاش‌های هماهنگ برای حل بحران سیاسی وجود داشته‌است و ما دستورالعمل اصلاحی ۱۲ ماده‌ای را مطابق با توافق‌نامهٔ حکومت وحدت ملی که بر تقاضاهای زیر تمرکز دارد، ارائه کردیم:
– اصلاح سیستم سیاسی و اداری نامناسب فعلی و ایجاد یک سیستم قابل نظارت و تعادل برای جلوگیری از سقوط ما به یک سیستم دیکتاتوری.
– اصلاح کمیسیون انتخاباتی برای اطمینان از این‌که انتخابات آزاد و عادلانه و برای مردم با نتایج قابل قبول همراه باشد.
– تمرکززدایی از سیستم برای توانمندسازی مردم، افزایش کارایی اداری و کاهش میزان سهم قدرت، به‌طوری که انتخابات ریاست‌جمهوری دیگر مسابقه برای همه‌چیز در مقابل هیچ چیز نباشد.
– ایجاد مالکیت محلی با افراد علاقه‌مند به توسعه، حکمرانی و امنیت از طریق احترام به رای‌شان و افزایش سطح مسوولیت‌پذیری مقامات.
– سرمایه‌گذاری در یک سیستم دموکراتیک که فراتر از حاکمیت یک رهبر خاص یا رئیس‌جمهور است.
این خواسته‌ها به ایجاد یک محیط سازنده و مفید در افغانستان برای استراتژی جدید ایالات متحده جهت به‌دست آوردن نتایج و موفقیت در شکست‌دادن تروریسم کمک خواهد کرد.
ما از شرکای بین‌المللی خود می‌خواهیم که به‌جای حمایت از یک فرد یا یک گروه کوچک با منافع کوچک، از اصلاحاتی که مردم ما می‌خواهند، حمایت کنند.
تا زمانی که ما ایجاد اصلاح، رفع نواقص نظام سیاسی ناسازگار و سیستم را دموکراتیزه نکنیم، نه مردم افغانستان و نه شرکای بین‌المللی ما برای ساختن یک کشور امن و صلح‌آمیز که بتواند به مردم ما رفاه بدهد و در رسیدن ممانعت استفاده از خاک ما توسط تروریست‌ها، نمی‌توانند موفق شوند. ما نه‌تنها در مبارزه علیه تروریسم بلکه همچنین برای اصلاح، دموکراتیزه کردن، توسعه و مبارزه با فساد از طریق ایجاد نهادهای پایدار، متحدان جامعهٔ بین‌المللی هستیم.
- عطامحمد نور / خبرگزاری TRT
ترجمه: ظهیر آریایی
کد مطلب: 78092
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/NLWvZG
مرجع : روزنامه اطلاعات روز
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل