رویش شاخه زیتون ترک در خاک عفرین

آنکارا اعلام کرده که منطقه ای امن به عمق سی کیلومتر در خاک سوریه تشکیل می‌دهد و اردوغان اخیراً اعلام داشت که سه و نیم میلیون آواره سوری بعد از عملیات شاخه زیتون می‌توانند به کشور خود بازگردند
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۴ دلو ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۱۶
رویش شاخه زیتون ترک در خاک عفرین
ترکیه در هفته‌های اخیر عملیاتی را در عفرین تحت عنوان «شاخه زیتون» آغاز کرد. چرایی اجرایی شدن این عملیات و سناریوهای بعدی آن از مباحث جدی پس از این عملیات است. این نوشتار ابتدا تلاش می‌کند که به چرایی انجام گرفتن این عملیات بپردازد که در این بخش مواضع واشینگتن و مسکو نیز موردبررسی قرار می‌گیرد و درنهایت سناریوهای قابل پیش بینی ارائه خواهد شد.
نخستین و مهمترین عاملی که ترکیه را به انجام این عملیات سوق داد، مواضع متناقض واشینگتن است. آمریکا اخیراً اعلام کرده بود که نیروهای سی‌هزارنفره در مرزهای سوریه تشکیل می‌دهد. ترکیه علیرغم تکذیب شدن این موضوع از سوی واشینگتن واکنش‌های جدی به آن نشان داد. آنکارا هم در دوره اوباما و هم در دوره کنونی مخالف پشتیبانی‌های آمریکا از نیروهای دموکراتیک سوریه بوده‌است؛ اما واشینگتن به‌صورت تاکتیکی نیز به حساسیتهای ترکیه توجهی نکرده‌است. تداوم چنین مواضعی موجب شده‌است که تنش‌های ترکیه و آمریکا بیش‌از پیش آشکار شود؛ به‌گونه‌ای که این مسئله تنها اختلاف طرفین محسوب نمی‌شود. به نظر می‌رسد که دولتمردان وابسته به حزب عدالت و توسعه بر این باور هستند که اگر دست به اقدام عملی در مقابل مواضع واشینگتن نزنند، سیاستهای دوگانه آمریکا بیش از گذشته تداوم می‌یافت؛ لذا ترکیه با عملیات خود در عفرین پاسخ عملی به اقدامات آمریکایی‌ها داد. گرچه برخی از اخبار نشان می‌دهد که روسای ستاد مشترک ترکیه و آمریکا در بروکسل دربارهٔ این عملیات مذاکراتی انجام دادهاند؛ اما این مذاکرات به معنای هماهنگی طرفین محسوب نمی‌شود. حال واکنشهای آمریکا به عملیات شاخه زیتون در نوع خود جالب‌توجه و برای متحدان و گروه‌های وابسته به این کشور عبرتانگیز است. در حقیقت خروجی دیدار روسای ستاد مشترک طرفین عبارت بود از اینکه آمریکا مزاحم نیروهای ترکیه در عفرین نباشد. واشینگتن اکنون بعد از انجام این عملیات خود را در یک دوراهی می‌بیند. ورود جدی آمریکا برای مخالفت با عملیات ترکیه در قبال کردها موجب می‌شد که آخرین امیدهای آنکارا نیز برای حل‌وفصل اختلافات از بین رود. آمریکا در دکترین جدید سیاست خارجی اخیراً به‌صورت آشکار اعلام کرده‌است که تمرکز این کشور بر رقابت با قدرتهای بزرگ خواهد بود؛ لذا واشینگتن برای رقابت با مسکو به ترکیه نیازمند است. به‌هرحال ترکیه متحد استراتژیک آمریکا بوده‌است و واشینگتن به‌راحتی نمی‌تواند از این اتحاد چشم پوشی کند. به نظر می‌رسد آمریکایی‌ها فعلاً مخالفت جدی با اقدام ترکها نخواهند داشت تا اینکه به استراتژی منسجمی برای مدیریت روابط خود با نیروهای دموکراتیک سوریه و آنکارا دست پیدا کنند؛ اما واشینگتن به‌خوبی می‌داند که پیدا کردن چنین راهبردی چندان ساده نخواهد بود.
پاسخ دیگری که به سؤال نخست این نوشتار می‌توان داد، به بحث مواضع روسیه دربارهٔ کردهای شمال سوریه مربوط می‌شود. مسکو حزب اتحاد دموکراتیک و یگانهای مدافع خلق را تروریست نمی‌داند؛ لذا دیدگاه آنکارا و مسکو در مورد این نیروها یکسان نیست. بر این اساس روسیه تلاش داشت که کردهای سوری نیز در کنگره ملی سوریه درسوچی حضور پیدا کنند؛ اما اصرار مسکو بر این موضوع با مخالفتهای آشکار ترکیه مواجه شده بود. از طرف دیگر روسیه نمی‌تواند نظاره گر حمایت‌های همه‌جانبه آمریکا از نیروهای دموکراتیک سوریه باشد. روسها به‌خوبی می‌دانند که تداوم حمایتهای واشینگتن از کردهای شمال سوریه طرح‌های ارائه‌شده مسکو در رابطه با آشتی ملی سوریه و سرنوشت سیاسی این کشور را با خلل مواجه خواهد ساخت؛ لذا رها کردن حزب اتحاد دموکراتیک و شاخه نظامی آن در زیر چتر حمایتی آمریکا را به‌هیچ‌وجه صحیح نمی‌دانند. ارتباط گرفتن روسیه با این نیروها و دعوت از آنها برای حضور در کنگره ملی سوریه نیز حکایت از این داشت که مسکو به‌صورت فعالانه با کردها وارد مذاکره شده‌است. بااین حال این حزب در سوچی حضور پیدا نکرد. در حقیقت عملیات شاخه زیتون تنها برای مقابله با حمایت‌های واشینگتن از نیروهای دموکراتیک سوریه انجام نمی‌شود، بلکه ارتباطات روسیه با کردها نیز برای ترکیه قابل‌تحمل نیست. آنکارا با انجام این عملیات جدیت خود را در قبال مواضع روسیه به نمایش گذاشت. همچنین ترکیه با حملات ارتش سوریه در ادلب مخالفت داشت؛ لذا سکوت روسها در برابر اقدام نظامی ترکیه در عفرین می‌تواند از مخالفت‌های ترکها با حملات علیه مواضع تروریست‌ها در ادلب بکاهد. حزب اتحاد دموکراتیک در حال حاضر از عدم ورود جدی مسکو برای مخالفت با عملیات ترکیه در عفرین آزرده‌خاطر شده و عدم شرکت آنها در کنگره ملی سوریه نیز در این چارچوب قابل ارزیابی است؛ اما این حزب و شاخه نظامی آن برای دفاع از خود همچنان به حمایت‌های روسیه نیازمند است.
سیاست اعمالی دیگری که ترکیه با انجام عملیات شاخه زیتون دنبال می‌کند، برجسته کردن نقش ارتش آزاد در سوریه است. همراهی این نیروها با ارتش ترکیه در این عملیات کمتر موردتوجه قرار گرفته‌است؛ اما باید این سؤال را مطرح کرد که چرا آنکارا ارتش آزاد سوریه را از بین تروریستهای دیگر این کشور برای شاخه زیتون برگزید؟ به نظر می‌رسد ترکیه با همراه کردن ارتش آزاد تلاش می‌کند صبغه تروریستی بودن آنها و حمایت خود از گره‌های تروریستی را پاک کند و در آینده از آنها به‌عنوان نیروهای دست‌نشانده در خاک سوریه استفاده نماید. آنکارا در حال حاضر به این موضوع می‌اندیشد که چگونه می‌تواند در سوریه پسا داعش حضور و نفوذ داشته باشد. ناکامی سیاست‌های پیشین ترکیه در سوریه موجب شده‌است که آنکارا سراغ گزینه‌های جایگزین حرکت کند. مطمئناً تداوم حمایتهای ترکیه از تروریستهایی چون جبهه النصره و الزنکی به‌هیچ‌وجه موفقیت‌آمیز و قابل‌پذیرش نخواهد بود؛ لذا این کشور به گمان خود می‌تواند از ارتش آزاد به‌عنوان مخالف میانه‌رو بهرهبرداری کند. به نظر می‌رسد ترکیه تلاش می‌کند مناطقی را به دست ارتش آزاد کنترل و مدیریت کند.
محور دیگری که به نظر می‌رسد در چرایی انجام گرفتن عملیات شاخه زیتون مؤثر بوده‌است، به موضوع منطقه امن در خاک سوریه مربوط می‌شود. ترکیه از چندین سال گذشته اصرار داشته منطقه امنی در خاک سوریه تشکیل شود که از این موضوع نیز اهداف خاصی را دنبال می‌کند. انتقال آوارگان سوری ساکن در ترکیه به این منطقه از جمله اهداف آنکارا در این زمینه محسوب می‌شود. آنکارا اعلام کرده که منطقهای امن به عمق سی کیلومتر در خاک سوریه تشکیل می‌دهد. اردوغان اخیراً اعلام داشت که سه و نیم میلیون آواره سوریبعد از عملیات شاخه زیتون می‌توانند به کشور خود بازگردند. در حقیقت اگر آنکارا در تشکیل چنین منطقه ای موفق باشد، می‌تواند به چندین هدف به‌صورت همزمان دست پیدا کند. اولاً آسیب‌هایی که به دنبال حضور سه و نیم میلیون آواره سوری در خاک ترکیه وجود دارد، حذف می‌شود. ثانیاً احاطه بر منطقه ای از خاک سوریه می‌تواند قدرت چانه زنی آنکارا را در مذاکرات سیاسی و تأثیرگذاری بر سرنوشت سیاسی سوریه افزایش دهد.
در نهایت سه سناریو برای عملیات ترکیه در عفرین می‌توان متصور شد. سناریو نخست محدود بودن این عملیات است. بر این اساس آنکارا دامنه عملیات خود را به دنبال تحت‌فشار گذاشتن بازیگران دیگر و گرفتن امتیازاتی از آنها محدود می‌کند. سناریوی دوم تعیین شدن اهداف مشخص ترکیه در این عملیات است؛ به گونه ای که آنکارا حزب اتحاد دموکراتیک را از جنوب عفرین عقب براند و ادلب را به شرق عفرین متصل کند. این موضوع می‌تواند قدرت چانهزنی آنکارا را در مذاکرات سیاسی افزایش دهد. سناریوی سوم نیز عبارت است از اینکه ترکیه اقدام به تصرف کامل عفرین کند که این مسئله بعید به نظر می‌رسد. بر این اساس سناریوی دوم محتملترین سناریو است. بااین‌حال تحولات میدانی و کثرت بازیگران حاضر در صحنه بیرونی می‌تواند تغییراتی در این موضوع پدیدآورد.
-رامین ولی زاده میدانی
کد مطلب: 77996
مرجع : قدس‌آنلاین
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل