برآیند حرکت آمریکا و اندونزی، صلح را در افغانستان نشان نمی‌دهد

اندونزی آماده کمک به صلح درافغانستان است و سفر دیروز رئیس‌جمهوری این کشور به کابل در نامناسب‌ترین سطح امنیتی؛ نشانه جدیت این کشور است اما ترامپ همزمان با این سفر سخنانی گفت که نتیجه برآیند اقدام این دو کشور را برای تحقق صلح درافغانستان هم راستا نشان نمی‌دهد.
تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۰ دلو ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۵۸
برآیند حرکت آمریکا و اندونزی، صلح را در افغانستان نشان نمی‌دهد
«جوکو ویدودو» رئیس‌جمهوری اندونزی دیروز دوشنبه در حالی وارد کابل پایتخت افغانستان شد که در آن سوی شهر نیروهای دولتی میزبان از ساعت ۴ بامداد تا ساعت ۱۰ مشغول دفع حمله انتحاری پنج مهاجمی بودند که به پایگاه گردان ۱۱۱ پلیس یورش برده بود و دقایقی قبل از پیاده شدن او از هواپیما در فرودگاه بین‌المللی حامد کرزی غائله با ۲۷ کشته و زخمی خاتمه یافت.
دیروز در همان ساعت نخست ورود هیئت اندونزیایی هر دو رئیس‌جمهوری در نشستی خبری شرکت کردند که ساعت‌ها بعد از آن ترجمه ای نه چندان کامل از سخنان رئیس‌جمهوری اندونزی منتشر شد و در آن جوکو با پسوند موضوع اقتصادی بر آمادگی کشورش برای کمک به روند صلح درافغانستان تأکید کرده بود.
رئیس‌جمهوری اندونزی که از مسیر اسلام‌آباد به کابل آماده بود؛ روز قبل آن در پاکستان با مقامات آن کشور پیرامون صلح در افغانستان رایزنی داشت.
طرح اندونزی برای صلح درافغانستان آن طور که جوکو در اسلام‌آباد مطرح کرد، حول محور تشکیل کمیته مشترک از علمای سه کشور افغانستان، پاکستان و اندونزی به عنوان شاخص‌ترین زیر ساخت عقیدتی برای شروع مذاکرات صلح اعلام شده‌است.
این راهکار اگر چه به نظر، راهبردی مناسب در برابر تروریست‌هایی است که انتحارمی کنند و می‌کشند به بهانه اجرای احکام دینشان، اما از این نکته غافل مانده که تروریست‌ها دارای علمایی هستند که هرگز در جمع عالمان مشارکت کنند در اجتماعات مورد نظر اندونزی حاضر نشده و نمی‌شوند؛ والا جهان می‌داند که هیچ عالم مدعی دینی نمی‌تواند اقدامات تروریستی جاری در جهان اسلام را با آموزه‌ها و مبانی دینی اسلام که دین صلح و سلام است؛ توجیه کند.
بر همین اساس بدون شک گرفتن حربه مجوز دینی از دست تروریست‌ها برای ادامه کشتارها راهی درست است اما رساندن این پیام به اذهان بسته متحجرانی که حتی علمای مخالف خود را بدون رحم می‌کشند، مسیری با دور نمایی مبهم است.
تاکنون افغانستان بر این امید بود که آمریکا با فشار بر پاکستان در چارچوب راهبرد نظامی جدیدش برای جنوب آسیا و افغانستان، طالبان را از داشتن حمایت پاکستان محروم و آنها را راضی به نشاندن پشت میز مذاکرات صلح کند و از سوی دیگر تلاش داشت با بهره از چهره اندونزی به عنوان کشوری با بیشترین جمعیت مسلمان و دارای ده‌ها تنوع قومی و دینی، میانجی مناسبی برای این مذاکرات فراهم سازد.
اما روزگذشته دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری آمریکا در ضیافت ناهاری که برای نمایش لاشه موشک یمنی به منظور تخریب چهره ایران برای میهمانان شورای امنیتش داشت، سخنانی گفت که درعمل خنثی کننده حرکت اندونزی و دولت افغانستان و بستن در گفت و گوهای صلح در افغانستان محسوب می‌شود.
به نقل از ترامپ خبر رسید که او تأکید کرده‌است فعلاً مذاکره با گروه طالبان در دستور کارش نیست.
او دلیل این موضع را این‌گونه شرح داده‌است که «مردم بی گناه، چپ و راست کشته می‌شوند؛ وسط بچه‌ها و وسط خانواده‌ها بمب می‌گذارند، همه جای افغانستان مردم را می‌کشند و برای همین نمی‌خواهیم با طالبان گفت و گو کنیم. شاید زمانی برای این کار برسد اما به این زودی‌ها نخواهد بود.»
این سخن را ترامپ در حالی بیان می‌کند که هیچ گونه تغییر ماهوی در اقدامات گروه طالبان در فرایند حملات تروریستی ایجاد نشده‌است و آنها پیش از این نیز میان مردم در جمع نمازگزاران یا در معابر عمومی یا در کنار جاده‌های روستایی مردم افغانستان را می‌کشتند.
این حرکت آمریکا در عمل امید دولت افغانستان را برای امکان حل مشکل نا امنی از مسیر گفت و گو و اقدام سیاسی نابود می‌کند و اندونزی را برای نقش آفرینی در ایجاد صلح به حاشیه می‌راند و میدان را برای تشدید درگیری‌ها و افزایش نا امنی و تقویت زورآزمایی نظامی فراهم می‌کند و این خود ماندگار آمریکا را در منطقه بیش از پیش طولانی و موجه خواهد کرد.

اما چرا آمریکا موضوع مذاکرات صلح را تعلیق کرد؟
ساده‌ترین جواب عامه پسند به این پرسش آن است که وقتی تروریست‌ها بر شدت حملات می‌افزایند، مذاکره با آنها تنها باعث افزایش مطالبات نامشروع آنها پشت میز خواهد شد و بهترین زمان مذاکره وقتی است که دشمن را در ضعیف‌ترین وضعیت قرار دهیم، پس با آنها می‌جنگیم او را تضعیف می‌کنیم و بعد برای مذاکره با حداقل امتیاز آماده می‌شویم.
اما این جواب چند اشکال راهبردی دارد؛ نخست آن که طالبان در خانه خود می‌جنگد و از آن میزان اعتبار عقیدتی، سیاسی در افکار عمومی برخوردار هست که توانسته‌است تاکنون جذب نیروی خود را داشته باشد و بخش‌های گسترده‌ای از افغانستان را تحت سیطره خود درآورد و تداوم درگیری و حضور آمریکایی تنها به این چهره مخدوش کمک می‌کند.
وقتی مهمترین شرط طالبان خروجی خارجی‌ها از جمله آمریکایی‌ها از افغانستان است، پا فشاری آمریکا بر ماندن به بهانه جلوگیری از ایجاد خلأ قدرت در افغانستان و حاکم شدن تروریست‌ها و عدم تعیین زمان برای خروج خود به خود باب مذاکره و امنیت را مسدود می‌سازد.
دوم این که شرایط حاصل از این وضعیت که حضور آمریکا را در افغانستان بلند مدت می‌کند موجب وسوسه شدن رقبای منطقه ای و جهانی آمریکا برای چشاندن تجربه شوروی به این کشور در افغانستان خواهد شد که البته شده‌است و از همه مهمتر این که طالبان نیز حق دارد به تحمیل بیشترین ضعف بر قوای نیروی مقابل از رهگذر جلب حمایت‌های بیشتر خارجی اقدام کند که نتیجه همه اینها نابودی بیشتر ملت و کشور افغانستان است.
حقیقت آن است که آمریکا از اول هم قرار نبود به روند صلح درافغانستان کمک کند که اگر بود طی۱۷ سال حضور مستمر و همه‌جانبه اش از سال ۲۰۰۱ میلادی تاکنون؛ فرصت‌های زیادی برای انجام این هدف داشت که مهمترین آن به دورانی بازمی‌گردد که بهتری روابط را در بالاترین سطح با پاکستان داشت.
اما آمریکا افغانستان را در نقشه راهبرد خود در جنوب آسیا مکانی برای پیشبرد اهداف خود تعریف کرده‌است نه یک کشور آباد، مستقل و توسعه یافته چرا که هیچگاه در چنین کشوری سلامتی؛ کشور دوم و بیگانه ای امکان حضور نخواهد داشت و امروز بودن در این نقطه از جغرافیای جنوب آسیا مهمترین نیاز راهبردی آمریکا برای سنوات طولانی آینده است.
برای داشتن پایگاهی مانند افغانستان، آمریکا نیاز دارد تا ویروس ترس، ناامیدی و فساد در سطوح مالی و سیاسی را به بدن زخمی و ضعیف جامعه افغانستان تزریق کند تا هم بتواند خود را به عنوان ناجی وارد داستان نماید و هم با گذاشتن استخوان لای زخم این ماندن را ابدی کند.
موضوع آمریکا همان‌طور که خیلی صریح گفته‌است ولی مقامات افغانستان نمی‌خواهند آن را بشنوند، رقبایش هستند که می‌توان چین را در حوزه اقتصادی، روسیه را در ابعاد سیاست جهانی و ایران را در حوزه جبهه مقاومت اسلامی نام برد.
آمریکا و همپیمانانش تلاش دارند با بهره‌گیری از زمین، آسمان، منابع و نیروی انسانی افغانستان و تحریک دامنه تنش‌ها میان همسایگانی مانند هند و پاکستان و افغانستان شرایط را برای تحقق اهداف خود فراهم کند و در این راه حتی از گزینه استقرار داعش در افغانستان نیز نگذشته‌است.
این رویکرد آمریکا اگر چه می‌تواند با اقدامات رقبای خارجیش در افغانستان با موانعی جدی روبرو شود اما تنها عامل به عنوان شرط کافی برای خنثی شدن این راهبرد مردم افغانستان هستند.
ملت افغانستان است که باید به رغم همه رنج‌ها و سختی‌ها و خون‌های ریخته شده امروز اولویت‌های زمانه خود را درک کند و در راستای آن حرکت نماید و تاریخ ثابت کرده‌است که مسیر پیشرفت و سربلندی ملت‌ها راحت؛ کوتاه و ساده نیست بلکه نیازمند همت و بصیرت است و چنین رویکردی می‌تواند برآیند بردار حرکت عوامل متغیر زندگی اجتماعی را به سمت اهداف یک ملت جهت دهد.
کد مطلب: 77697
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/hFGtnA
مرجع : ایرنا
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل