چرا باید از «نور» حمایت کرد؟

در هفته‌ها و ماه‌های اخیر، قضیهٔ برکناری استاد عطا محمد نور مهم‌ترین دغدغهٔ ارگ ریاست‌جمهوری و حکومتِ کنونی را تشکیل می‌دهد. به‌رغمِ آن‌که افغانستان در عرصهٔ داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی با چالش‌ها و خطراتِ بزرگ و بی‌شماری روبه‌روست، کنار گذاشتنِ آقای نور از مقام ولایتِ بلخ توسط ارگ‌نشینان چنان جاذبه یافته که همهٔ مشکلات و تهدیدها را یک‌طرف گذاشته‌اند و تمام انرژی‌شان را برای تحققِ همین یک آرزو به‌کار بسته‌اند.
تاریخ انتشار : سه شنبه ۳ دلو ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۳۰
چرا باید از «نور» حمایت کرد؟
در هفته‌ها و ماه‌های اخیر، قضیهٔ برکناری استاد عطا محمد نور مهم‌ترین دغدغهٔ ارگ ریاست‌جمهوری و حکومتِ کنونی را تشکیل می‌دهد. به‌رغمِ آن‌که افغانستان در عرصهٔ داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی با چالش‌ها و خطراتِ بزرگ و بی‌شماری روبه‌روست، کنار گذاشتنِ آقای نور از مقام ولایتِ بلخ توسط ارگ‌نشینان چنان جاذبه یافته که همهٔ مشکلات و تهدیدها را یک‌طرف گذاشته‌اند و تمام انرژی‌شان را برای تحققِ همین یک آرزو به‌کار بسته‌اند. سؤالی که به ذهن می‌آید این است که: اولاً آقای نور چه کرده که حذفِ سیاسیِ او این‌همه مورد علاقهٔ ارگ است و ثانیاً چه خطری از جانبِ مقامِ ولایتِ او متوجه حکومتِ موجود شده، و ثالثاً در این مرافعه برای رفتن و ماندن، کدام طرف برحق است؟
اگر سخت بگیریم، مسلماً برای ارایهٔ پاسخِ کامل به این پرسشِ سه‌جزیی، باید تاریخِ سیاسی و اجتماعیِ افغانستان را از نو مطالعه کرد. اما از آن‌جا که این صفحهٔ کوچک گنجایشِ یک تاریخِ پیچیده و پُر از عقده را ندارد، می‌توان به مرورِ سریع و اجمالیِ کارنامهٔ سه‌ونیم‌سالهٔ حکومتِ وحدت ملی و مقایسهٔ آن با کارنامهٔ دست‌کم چهارده‌سالهٔ ولایت‌داریِ آقای نور پرداخت.
حکومت وحدتِ ملی زادهٔ یک شرایط بحرانی و تقلب‌بار و حاصلِ امضای سندی به نام توافق‌نامهٔ تشکیل دولت وحدت ملی است. این حکومت از دلِ صندوق‌های رای و انتخاباتِ سالم بیرون نیامد، بلکه از یک فضاحتِ انتخاباتی و یک مصلحتِ مستندِ سیاسی بیرون شد. این مصلحتِ مستند که با مداخله و مشارکتِ ایالات متحده و جامعهٔ جهانی اعتبار بین‌المللی نیز دارد، وظایف و رسالت‌هایی را بر دوشِ این حکومت گذاشت که انجامِ آن‌ها طی دو سال می‌توانست به بقایِ مشروعِ آن بینجامد.
تقسیم قدرت به‌طور مساویانه میان دو تیم انتخاباتیِ پیشتاز بر اساس اصل شایسته‌سالاری، اصلاح نظام انتخاباتی، برگزاری لویه‌جرگهٔ تعدیل قانون اساسی، ایجاد پست اجرایی و تفکیک کابینه از شورای وزیران، از مهم‌ترینِ این وظایف بوده‌است. همهٔ این اقدامات می‌بایست معطوف به تحققِ مفهومِ «وحدت ملی» انجام می‌گرفتند تا زیربنایی سالم و فارغ از نفاق و شقاق را برای آیندهٔ سیاسی کشور پی بریزد. اما خیلی زود دیده شده که این حکومت در همان آزمونِ نخستِ تقسیم قدرت، به‌جای آیینه‌داری از وحدت ملی، تا حنجره در نفاق قومی غرق شد. اصلاح نظام انتخاباتی نیز با عدم توزیع شناس‌نامه‌های برقی و بی‌سرنوشتی انتخابات پارلمانی، فاتحه‌اش خوانده شد و سایر موارد هم با پوشالی ماندنِ پُست ریاست اجرایی نیز حسابش معلوم است. با این اوصاف، آقای غنی و حکومتِ تحتِ سیطرهٔ او به هیچ‌کدام از رسالت‌هایش عمل نکرده و نحوهٔ بقا و مشروعیت‌شان جداً زیر سؤال است.
اما آقای نور متعلق به خانوادهٔ جهاد و مقاومت، یکی از سردارانِ مهمِ آزادی ولایتِ بلخ از تسلط طالبان و رئیس اجرایی حزب جمعیت اسلامی است. او چهارده سال پیش به عنوان والی بلخ انتخاب شد و بر اثر تلاش‌ها و اقداماتش، این ولایت از یک حالتِ رکود و بی‌نظمی، به امن‌ترین و پُررونق‌ترین ولایت در کشور تبدیل شد. برای اثبات این ادعا نیازی به گزافه نیست، کوچه‌ها و خیابان‌ها و تفریحگاه‌های بلخ بر این نکته مهر تأیید می‌گذارند.
اکنون یک‌چنین حکومتی، یک‌چنین والی‌یی را می‌خواهد کنار بگذارد و به قولِ آقای احمدولی مسعود، حکومتی که در نفاق قومی غرق است و نمی‌تواند امنیتِ پنج کیلومتری ارگ را تأمین کند، والی یک ولایت را که سال‌ها در برابرِ تروریسم موفقانه جنگیده، قربانی داده، کارکردها و کارنامهٔ درخشان در بازسازی و نوسازی دارد و مردم نیز هواخواهش است را می‌خواهد برکنار نماید و شمال را به مرکز تروریستان تبدیل کند.
در پاسخ به سؤال اصلیِ این نوشتار باید گفت که اولاً آقای نور کاری جُز آبادانیِ بلخ و پاسداری از ارزش‌های مردمِ افغانستان مرتکب نشده، ثانیاً درخششِ او در این مقام برای حکومتِ غرق در نفاق قومی، خارِ چشم است و ثالثاً در این مرافعه، مادامی که آقای نور در کنار مردم بایستد، حق‌به‌جانب خواهد بود!
کد مطلب: 77539
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/DphAxZ
مرجع : ماندگار
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل