افغانستان و سازمان همکاری شانگهای

افغانستان درحالی که قسمت کلانی از نگرانی‌های جاری در سازمان همکاری شانگهای را به خود اختصاص داده‌است، باید با در نظر گرفتن قدرت غیرقابل انکار چین و صعود این کشور به جایگاه «بزرگترین دغدغه آمریکا»، نقش پاکستان و دخالت‌های کلی و چند وجهی این کشور در امور افغانستان و با استفاده از منطق توازن، هرکدام از کشورهای عضو این سازمان را برای همکاری در زمینه‌های مهار افراطیت، ساختن زیربناها، ایجاد اشتغال و الگو برداری از مدل‌های امنیتی، مبارزه با مواد مخدر و تروریسم قانع کند.
تاریخ انتشار : يکشنبه ۱ دلو ۱۳۹۶ ساعت ۱۶:۰۳
افغانستان و سازمان همکاری شانگهای
جهانی که امروز ما در آن زیست داریم، در تناسب با جهان پنجاه - شصت سال قبل دست‌خوش تغییرات رژفی شده‌ست؛ مفهوم یک‌جانبه گرائی و قدرت مطلق، رنگ باخته و گستره و پهانیش در حال کوچکتر شدن است. حالا مفهوم چند قطبی شدن جهان، در رأس کار قرارگرفته و منطقه گرائی حرف اول را می‌زند. در برابر قدرت هژمون، بجای یک، چندین قدرت چالشگر عرض اندام کرده‌اند، و توان این را که در برابر سرکشی‌های قدرت هژمون پایایی به خرج دهند را به وجه احسن دارند. هر دولتی که بخواهد به ثبات و امنیت نسبی برسد، در گام نخست می‌بایست در صدد تعامل با قدرت‌های چالشگر بوده و متعاقب آن در پی جا باز کردن در سازمان‌های منطقه‌ای که به منظور تأمین ثبات و یکدستگی در بین کشورهای منطقه ایجاد گردیده‌اند، باشد.
با در نظر داشت وابستگی مستقیم امنیت به تعدد بازیگران و سازمان‌های منطقه ای، نمی‌شود از اهمیت و جایگاه این بازیگران غافل ماند، یکی از این بازیگران «سازمان همکاری شانگهای» یا «SCO» است که از بدو تأسیس در سال ۲۰۰۱م تا حال، اعتبار و اهمیتش در حال افزایش بوده‌است. دو مثلثی که سازمان همکاری‌های شانگهای بر اساس آن به وجود آمد، عامل اصلی و اساسی قدرت روزافزون آن نیز به‌شمار می‌روند. مثلث اول به «اهداف» و مثلث دوم به «اعضای قدرتمند» سازمان همکاری شانگهای اشاره دارد. مثلث اول شامل «افراطی گری»، «تروریسم» و «مواد مخدر» می‌باشد؛ سه پارامتری که افغانستان نیز از وجود آن معذب است. مثلث دوم نیز شامل چین، روسیه و هند می‌شود که هدفشان ایجاد حس همپیوندی اقتصادی-امنیتی در میان کشورهای منطقه است.
امروز تروریسم که مستقیماً در افراطی گری ریشه دارد، و به صورت یک افعی درآمده، هدفش بلعیدن ارزش‌های پسندیده انسانی است. این پدیده امروزه در میان اقوام و طیف‌های مختلف کشورهای منطقه جنوب آسیا و آسیای میانه نفوذ دارد. برای اثبات این مدعا می‌توان به ایغورها در چین، حزب اسلامی و جبهه النصره در ازبکستان و ریشه‌های کهنه و تنومند القاعده در پاکستان اشاره کرد.
«والتز» در دیدگاه توازن تهدید خود اذعان می‌کند: «در شرایط اقتدار گریزی (که آن را در عصر فعلی آنارشی حاکم در جهان می‌توان تعبیر کرد) دولت‌ها برای حفظ و تداوم بقای خود، دست به ایجاد اتحادها می‌زنند». یکی از عواملی والتز در بوجود آمدن اتحادها مؤثر می‌داند، تهدیدهایی است که دولت‌ها احساس می‌کنند. با در نظر گرفتن رشد فزاینده چالش‌هایی مانند «قدرت گرفتن و گسترش جغرافیای طالبان»، «جان گرفتن داعش در افغانستان»، «شکنندگی اقتصادی و نزول ارزش پول افغانی»، «بحران مهاجرت و فرار نیروی جوان» و «پربار شدن تجارت مواد مخدر» و با قبول این نکته که افغانستان خود نمی‌تواند یک اتحاد مؤثر تشکیل دهد، بایستی این قبیل فرصت‌ها را مغتنم شمرده و از آن در راستای حل چالش‌های جاری و کاهش تبِ حاکم بر اوضاع سیاسی-امنیتی خود بهره بجوید.

در این میان نقش سه کشور قدرتمند چین، روسیه و هند که عضویت دائم سازمان همکاری شانگهای را دارند، برجسته و درخود تأمل است. نگاه چین به افغانستان به عنوان قدرت سنتی منطقه امروز از ابعاد اقتصادی و ترانزیتی فراتر رفته و جنبه‌های سیاسی- امنیتی به خود گرفته‌است. چین پس از شکست داعش در سوریه و عراق و بعد از اینکه گمانه زنی‌ها دربارهٔ پیوستن بخشی از ایغورها به داعش قوت گرفت، در صدد است تا در مهار این روند از پاکستان که روابطی راهبردی با آن دارد، کمک بگیرد. پاکستان نشان داده‌است که اگر عزم کند در پرورش و مدیریت نسبی این دست گروه‌ها ید بیضایی دارد. از طرفی چین، طالبان را به عنوان یک گروه مخالف داخلی در افغانستان می‌داند، نه یک شبکه تروریستی بین‌المللی. پس چین فعلاً افغانستان را به عنوان یک جزیره، به مثابه مهارگاه ایغورهایی می‌داند که بیش از پیش جری شده‌اند و با پشتیبانی جریانات افراط گرای پاکستانی می‌توانند زمینه‌ساز بی‌ثباتی، تخریب ظرفیت‌های اقتصادی و نا امنی گسترده در این کشور شوند. از طرفی هم مشکل تایوان و هند، به ارزش استراتژیک پاکستان در نزد چین افزوده‌است. چین با داشتن بیشترین و بزرگترین پس‌انداز استراتژیک و اختصاص دادن بالاترین سطح نقدینگی اقتصادی به خود، می‌تواند نقشی کلیدی در مدیریت تولید مواد مخدر و غنابخشی به اقتصاد افغانستان داشته باشد. با این حال هدف غایی چین از تأسیس سازمان همکاری شانگهای، ایجاد توازن بر علیه آمریکا و اهداف ضد چینی این کشور با همیاری کشورهای منطقه است.

روسیه که میراث دار شوروی است، امروزه به اوج بالندگی خود رسیده و داعیه دار قدرت مسلط در منطقه و جهان است. این کشور نمی‌خواهد جایگاهش را از دست بدهد. روسیه تمایل دارد تا از پتانسیل‌های موجود استفاده کرده و کماکان حداقل به عنوان سردمدار قدرت‌های چالشگر جهان آمریکایی در صحنه حاضر شود. روسیه همواره در پی آن بوده تا نفوذش در منطقه مستولی باشد. از همین روی پوتین، پس در دوره اول ریاست جمهوری خود با پیروی از دکترین «پریماکف» با سیاست مقاومتی در برابر یکه‌تازی‌های آمریکا قد برافراشت و در تقابل با ناتو بیشترین سعی را در نظامی کردن و عَلَم کردن سازمان شانگهای کرد. این مهم پس از عضویت دائم هند در سازمان همکاری شانگهای در حال محقق شدن است.

چالش اصلی افغانستان در سازمان همکاری شانگهای کما فی السابق، پاکستان است. پاکستان در این سازمان بجز چین، حامی پر و پاقرص دیگری ندارد. زیرا روسیه به پاکستان به چشم کشوری می‌نگرد که در شکست شوروی بزرگ و به دنبال آن، همکاری در تطبیق استراتژی گسترشِ آمریکا بعد از سال ۱۹۹۰م در نزدیکی مرزهای سنتی-ایدئولوژیک روسیه، نقشی کلیدی داشت و موجب اضمحلال شوروی شد و چیرگی آمریکا در این منطقه شد. بدبینی به پاکستان برای هر کشوری میزان متفاوتی دارد. تاجیکستان و ازبکستان به عنوان مؤسسان سازمان همکاری شانگهای به دلیل به مخاطره افتادن مرزهای جنوبی خود از جانب گروه‌های تروریستی، نسبت به همکاری پاکستان با طالبان انتقادهایی دارند. داستان هند و پاکستان هم که دیگر از روایت کردن گذشته‌است!

افغانستان درحالی که قسمت کلانی از نگرانی‌های جاری در سازمان همکاری شانگهای را به خود اختصاص داده‌است، باید با در نظر گرفتن قدرت غیرقابل انکار چین و صعود این کشور به جایگاه «بزرگترین دغدغه آمریکا»، نقش پاکستان و دخالت‌های کلی و چند وجهی این کشور در امور افغانستان و با استفاده از منطق توازن، هرکدام از کشورهای عضو این سازمان را برای همکاری در زمینه‌های مهار افراطیت، ساختن زیربناها، ایجاد اشتغال و الگو برداری از مدل‌های امنیتی، مبارزه با مواد مخدر و تروریسم قانع کند.

- سید روح‌الله مصعب
کد مطلب: 77343
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/4FmQ6W
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل