نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » خبر » سیاسی و امنیتی

احمد ولی مسعود: اگر می‌خواهیم افغانستان سالم داشته باشیم باید امراض قبلی را درمان نماییم

۲۳ جدی ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۰۸

احمدولی مسعود در مراسم فراغت محصلین دانشکدهٔ روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه کابل اشتراک و سخنرانی کرد. آقای مسعود در این مراسم گفت که ۱۷ سال قبل وقتی از نماینده‌گی سفارت به داخل کشور آمدم، نظرم به جوانان این بود که فقط مشغول دروس خود باشند. در میان رهبران سیاسی هلهله‌ای برپا بود، کمک‌های جهانی، امیدواری مردم، فضای جدید و موج سواری رهبران. تصور عمومی نیز این بود که اینان با حمایت جهان می‌توانند افغانستان را به مرحلهٔ جدیدش گذار بدهند. اما به زودی متوجه شدم که مشکل اصلی این کشور در ذهنیت‌های کهنه، ندانم کاری و عدم شایستگی بیشترین رهبران سیاسی در تشخیص مرض و تجویز نسخهٔ نجات برای کشور است.

احمدولی مسعود در مراسم فراغت محصلین دانشکدهٔ روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه کابل اشتراک و سخنرانی کرد. آقای مسعود در این مراسم گفت که ۱۷ سال قبل وقتی از نماینده‌گی سفارت به داخل کشور آمدم، نظرم به جوانان این بود که فقط مشغول دروس خود باشند. در میان رهبران سیاسی هلهله‌ای برپا بود، کمک‌های جهانی، امیدواری مردم، فضای جدید و موج سواری رهبران. تصور عمومی نیز این بود که اینان با حمایت جهان می‌توانند افغانستان را به مرحلهٔ جدیدش گذار بدهند. اما به زودی متوجه شدم که مشکل اصلی این کشور در ذهنیت‌های کهنه، ندانم کاری و عدم شایستگی بیشترین رهبران سیاسی در تشخیص مرض و تجویز نسخهٔ نجات برای کشور است.

آقای مسعود افزود که آنانی‌که از بیرون آمده بودند، درد و نبض مردم را نمی‌دانستند و آنانیکه در داخل بودند نسخهٔ درمان تجویز کرده نمی‌توانستند. به همین دلیل بود که تحت عنوان «آجندای ملی» برنامهٔ تدوین کردیم تا با آسیب‌شناسی تاریخی، درد کشور را تشخیص دهیم و یکجا باهم نسخهٔ درمان تجویز نمائیم.

او تصریح کرد: همین رهبرانی که از روز اول تا امروز مسؤولیت کشور را بعهده دارند، به گونهٔ بسیار سطحی، خوشبآورانه یا هم با مأموریت بیرونی و آجندای شخصی می‌گفتند گپ‌های سابقه و مشکلات دیروز را فراموش کنید و به بازسازی امروز بپردازید. اما سخن ما این بود که امراض مزمن و کهنه درمانش سخت‌تر است. اگر می‌خواهیم افغانستان سالم داشته باشیم قطعاً باید امراض قبلی را درمان نمائیم.

آقای مسعود خاطر نشان ساخت: امروز پس از شانزده سال و باوجود کمکهای جهان هنوز درگیر بحران‌های دامنه‌دار می‌باشیم. آنچه یک و نیم دهه قبل می‌گفتیم که مشکلات اساسی کشور، امراض مزمن و گره‌های تاریخی، مشکلات هویت، مشارکت، مشروعیت، اعتماد، رهبری و مدیریت است و باید به همهٔ آن برسیم، اکنون همه شاهدیم که یک موضوع عادی هویتی تذکره چه غوغاهایی نیست که برپا نکرده باشد. ایکاش ۱۵ سال قبل وقتی برایشان مصرآنه می‌گفتیم به حل آن می‌پرداختند.

امروزه نیز این مشکلات قطعاً باید به رسمیت شناخته شود و به آن پرداخته شود، راه حل نه در گرو زور گویی است، نه استبداد، نه پوپولیسم، نه یکسان‌سازی و نه فرمان دهی، بلکه در همدیگر پذیری، در گفتمان، تفاهم، ایجاد مشترکات و دیدگاه‌های نو به اساس واقعیت‌های امروزی و نظم نو همگانی می‌باشد و این رسالت نسل جوان تحصیلکرده می‌باشد، چون هم درد را می‌دانند و هم درمانش را.