فعال شدنِ لابی‌های پاکستانی

نتیجه‌بخش بودنِ فشارهای اقتصادی آمریکا بر اسلام‌آباد حالا به گونهٔ تردیدآمیز از سوی مقام‌ها بررسی می‌شود. این فشارها که تقریباً با تعلیق کمک‌های ۲۵۰ میلیون دالری آمریکا به اسلام‌آباد برای فراهم‌آوری تجهیزات نظامی آغاز شد، به سردی روابط دو کشور انجامیده‌است. پاکستانی‌ها در واکنش به تعلیق کمک‌های آمریکا گفته‌اند که به چنین کمک‌هایی نیاز ندارند. با توجه به چنین واکنشی، آیا محتمل به نظر می‌رسد که در معادلهٔ خود آمریکا با پاکستان به موفقیت دست پیدا کند؟ آیا این نگرانی وجود ندارد که واقعاً پاکستان این قدرت را به‌دست آورده باشد که از گزینه‌های دیگری برای دور زدنِ آمریکا استفاده کند؟
تاریخ انتشار : شنبه ۲۳ جدی ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۵۵
فعال شدنِ لابی‌های پاکستانی
نتیجه‌بخش بودنِ فشارهای اقتصادی آمریکا بر اسلام‌آباد حالا به گونهٔ تردیدآمیز از سوی مقام‌ها بررسی می‌شود. این فشارها که تقریباً با تعلیق کمک‌های ۲۵۰ میلیون دالری آمریکا به اسلام‌آباد برای فراهم‌آوری تجهیزات نظامی آغاز شد، به سردی روابط دو کشور انجامیده‌است. پاکستانی‌ها در واکنش به تعلیق کمک‌های آمریکا گفته‌اند که به چنین کمک‌هایی نیاز ندارند. با توجه به چنین واکنشی، آیا محتمل به نظر می‌رسد که در معادلهٔ خود آمریکا با پاکستان به موفقیت دست پیدا کند؟ آیا این نگرانی وجود ندارد که واقعاً پاکستان این قدرت را به‌دست آورده باشد که از گزینه‌های دیگری برای دور زدنِ آمریکا استفاده کند؟
از سخنان اخیرِ ریچارد اولسون سفیر پیشین آمریکا در اسلام‌آباد چنین مستفاد می‌شود که فشارهای تحقیرآمیزِ آمریکا بر پاکستان نتیجه‌بخش نخواهد بود. آقای اولسون به این باور است که با توجه به امکاناتی که پاکستان می‌تواند در اختیار آمریکا در مبارزه با تروریسم بگذارد، به ساده‌گی نمی‌توان جایگزینی را برای آن در منطقه سراغ کرد. آقای اولسون می‌گوید که آمریکا با استفاده از زمین و فضای پاکستان قادر می‌شود که به نیروهایش در افغانستان کمک بفرستد و همچنین از این طریق به هدف‌های خود در مبارزه با تروریسم دست یابد.
به گفتهٔ آقای اولسون اگر پاکستان از معادلهٔ آمریکا حذف شود، احتمال این‌که ایران امکاناتِ مشابه را در اختیار آمریکا قرار دهد، تقریباً صفر است و از استفاده از امکانات کشورهای آسیای مرکزی هم به حُسن نیتِ روسیه وابسته است. آقای اولسون می‌گوید این‌که آمریکا موفق به توافقی با روسیه در مورد استفاده از فضا و زمینِ کشورهای آسیای مرکزی شود، به زمانِ کافی نیاز دارد. از جانب دیگر، این مقام پیشینِ آمریکایی به این نظر است که با تعلیقِ کمک‌های آمریکا به اسلام‌آباد، چین کمک‌هایش را به این کشور افزایش بخشیده‌است. آقای اولسون نتیجه می‌گیرد که افزایش کمک‌های چین به پاکستان، این پیام را به کاخ سفید می‌رساند که پاکستان گزینه‌های دیگری برای تأمین نیازهای اقتصادی خود در اختیار دارد.
البته آقای اولسون تنها مقام آمریکایی نیست که به شکلی از سیاست دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری آمریکا در برابر پاکستان انتقاد می‌کند. پیش از این نیز برخی دیپلومات‌های آمریکایی هشدار داده بودند که آمریکا در انتخابِ گزینه‌های خود برای متقاعد کردن پاکستان برای مبارزهٔ صادقانه با گروه‌های هراس‌افکن، باید از روش‌های مناسب استفاده کند. گزینه‌های مناسب اما به چه معناست؟ آیا نمی‌تواند به این معنا باشد که تنها استفاده از ابزار فشار اقتصادی، پاکستان را به همکاری صادقانه متقاعد نخواهد ساخت؟
این‌که فشارهای تحقیرآمیزِ اقتصادی به‌تنهایی پاکستان را وادار به همکاری صادقانه برای مبارزه با تروریسم نخواهد کرد، چندان دور از احتمال به نظر نمی‌رسید. پاکستانی‌ها در روابط نیم‌قرنهٔ خود با آمریکا به‌خوبی نقطه‌های ضعف و قوتِ این کشور را بلد شده‌اند و می‌دانند در چه زمانی از چه گزینه‌هایی باید استفاده صورت گیرد تا دوباره کمک‌ها و حمایت‌هایِ آمریکا به سوی این کشور سرازیر شود.
همین اکنون این‌طور نیست که پاکستان با به تعلیق درآمدنِ کمک‌های آمریکا هیچ فشاری را احساس نکند. این کشور چنان به کمک‌های سخاوتمندانهٔ آمریکا وابسته‌گی پیدا کرده که دور از ذهن می‌نماید که بتواند بدیلی برای آن در منطقه یافت کند. روابط اقتصادی چین و پاکستان بدون شک برای پاکستانی‌ها منفذی برای نفس کشیدن باز می‌کند ولی فراموش نکنیم که این روابط فقط در حد و اندازهٔ کوچک می‌تواند عمل کند. پاکستان در طول جنگ سرد، میلیاردها دالر به دلیل موجودیتِ گروه‌هایی که در جنگ افغانستان شرکت داشتند، به‌دست‌آورد و این کمک‌ها همچنان ادامه پیدا کرد.
در سال‌های پس از رخداد ۱۱ سپتمبر، یک بار دیگر پاکستان فرصت پیدا کرد که دوباره کمک‌های سخاوتمندانهٔ آمریکا را به دلیل همکاری با ایتلافِ مبارزه با تروریسم به‌دست‌آورد. این کمک‌ها واقعاً هنگفت و قابل توجه بود که پاکستان را قادر ساخت یک بار دیگر از زیر بار فشارهای اقتصادی کمر راست کند. اما آنچه را که در برابر این کمک‌ها پاکستان انجام داد، واقعاً «غیرصادقانه» باید خواند.
نخست این‌که پاکستان هیچ تعهد اخلاقی در برابر کشور همسایهٔ خود که سال‌ها از برکتِ آن به نان‌ونوا رسیده بود، از خود نه‌تنها نشان نداد، بلکه مایهٔ دردسرهای فراوان برای آن شد. همین لحظه، کشتار انسان‌های بی‌گناه که در افغانستان صورت می‌گیرد، بخش اعظمِ آن در آن‌سوی مرز طراحی و برنامه‌ریزی می‌شود. از جانب دیگر، اسناد و شواهد نهادهای تحقیق بین‌المللی واضح ساخته‌است که آی‌اس‌آیِ پاکستان عملاً گروه‌های تروریستی را پرورش و تمویل می‌کند.
دوم این‌که پاکستان با گرفتن میلیاردها دالر از آمریکا حتی حاضر نشد که این کشور را در یافتن رهبر شبکهٔ تروریستی القاعده که در آن کشور پناه گرفته بود، همکاری کند. بسیار ابلهانه خواهد بود اگر بپذیریم که پاکستانی‌ها هیچ رابطه‌ای با بن‌لادن نداشته یا از محل اختفای آن بی‌خبر بوده‌اند. آیا قاعده و قانون در عرصهٔ سیاست حکم می‌کند فردی را که فرزندانِ کشور همسایه را به قربانگاه می‌فرستد، پناه داد و از او حمایت کرد؟
پاکستان واقعاً سیاستی خطرناک و به‌شدت خصمانه در برابر افغانستان در پیش گرفته‌است و به هیچ صورت محتمل به نظر نمی‌رسد که بخواهد این سیاست را در آینده تعدیل کند. پاکستان صرف با فشارهای اقتصادی حاضر نیست که دست از حمایتِ گروه‌های تروریستی که به عنوان گاو شیرده برای این کشور عمل می‌کنند، بردارد. آمریکا شاید این مسایل را در نظر گرفته باشد ولی برای متقاعد کردن پاکستان به مبارزهٔ صادقانه با تروریسم، به هیچ صورت کافی نیستند. به ویژه که این کشور به اندازهٔ کافی در ساختارهای افغانستان رخنه دوانده و عده‌ای در حالِ لابی‌گری برای آن هستند.
سخنان اخیر سید حامد گیلانی که مدعی شد اکثر رهبرانِ طالبان در داخل افغانستان زندگی می‌کنند، می‌تواند مؤیدِ این‌گونه همکاری‌های پنهان به سود سیاست‌های پاکستان باشد.
-احمد عمران
کد مطلب: 77249
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/jrUWc4
مرجع : ماندگار
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل