ترجمه سخنرانی رئیس‌جمهور محمد اشرف غنی در پوهنتون بخارا

از ملاقات با شما بسیار زیاد خرسندم. دیدار از بخارای شریف که در تاریخ و جهان اسلام دارای مقام بزرگ است، از آرزوهای من بود. از برادرم، رئیس‌جمهور ازبکستان، به خاطر زمینه‌سازی این دیدار اظهار امتنان می‌کنم. از دیروز بدین سو، در تاریخ دو کشور با هم برادر، یک صفحهٔ جدید باز شد. برای همهٔ ما مبارک باد!
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۵ قوس ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۲۰
ترجمه سخنرانی رئیس‌جمهور محمد اشرف غنی در پوهنتون بخارا
بسم الله الرحمن الرحیم

محترم صدراعظم ازبکستان عبدالله اریپوف، والی محترم بخارا، علمای محترم، روشنفکران، خانم‌ها و آقایان، السلام علیکم!

از ملاقات با شما بسیار زیاد خرسندم. دیدار از بخارای شریف که در تاریخ و جهان اسلام دارای مقام بزرگ است، از آرزوهای من بود. از برادرم، رئیس‌جمهور ازبکستان، به خاطر زمینه‌سازی این دیدار اظهار امتنان می‌کنم. از دیروز بدین سو، در تاریخ دو کشور با هم برادر، یک صفحهٔ جدید باز شد. برای همهٔ ما مبارک باد!

جناب رئیس پوهنتون، اعضای محترم پوهنځی‌ها، محصلین عزیز!

شما به صورت بی‌نظیری به من افتخار بخشیدید. این افتخار را گرامی می‌دارم و آن را برخاسته از دوستی جاویدان بین مردم افغانستان و مردم ازبکستان می‌دانم. صد سال تحمیلی، ما را از همدیگر جدا ساخت؛ اما برادرم، جلالت‌مآب رئیس‌جمهور شوکت میرضیایف، و من، مصمم هستیم که طی چند سال، خسارهٔ یک قرن را جبران کنیم.

می‌خواهم در مورد رهبری و برخورد با یک دنیای در حال تغییر برای‌تان صحبت کنم. نسل شما از یک‌سو از فرصت‌های عظیمی برخوردار بوده و از سوی دیگر، با چالش‌های عمدهٔ روبه‌رو است. فرصتی که دارید ناشی از رهبری کشورتان تحت قیادت و مدیریت مدبرانهٔ جلالت‌مآب رئیس‌جمهور شوکت میرضیایف می‌باشد.

در حقیقت، شما خوش‌اقبال هستید، در مقطعی که ازبکستان از درون در حال تغییر است، درس می‌خوانید. این کشور نقش عمدهٔ رهبری را در منطقه ایفا نموده و در حال مبدل‌شدن به یک بازیگر جهانی برای صلح و ثبات است.

می‌خواهم به مردم ازبکستان به خاطر برنامهٔ تغییر و تحول سال ۲۰۱۷ الی ۲۰۲۱ تبریک بگویم. سرعتی که (روی این برنامه) اجماع ملی صورت گرفته و اکنون در حال تطبیق است، واقعاً تحسین‌برانگیز است.

موضوع دیگری که به همین اندازه حایز اهمیت است، این است که ازبکستان به سوی تک‌تک همسایگانش دست دوستی و همکاری دراز کرده‌است. روی بیش از۹۰ درصد از سرحد (ازبکستان) با قرغیزستان توافق صورت گرفته‌است. بدون دیدگاه و رهبری که در حال حاضر ابراز می‌گردد، فکر کردن در این مورد، امری غیرممکن بود. ازبکستان به منظور ایجاد رفاه متقابل با ترکمنستان ارتباط برقرار می‌کند؛ پل‌ها بر دریای آمو، اکنون، ازبکستان را به ترکمنستان وصل می‌کند. تاجکستان نیز در حال شامل شدن در این روند است. اما به‌طور خاص، ما در افغانستان خرسندیم که در حال تاریخ‌سازی هستیم.

استقبالی که از من صورت گرفت، ادای احترام به مردم افغانستان است و فرصتی را برای دوستی و رفاه صدها سال بعد خلق می‌کند. هم‌چنین به سطح جهانی، ازبکستان جایگاه یک بازیگر مهم را در عرصهٔ جهانی به دست آورده‌است.

بنابراین، شما، یعنی نسلی که تطبیق و عهده‌داری این دیدگاه و این برنامهٔ عمل به شما سپرده خواهد شد، واقعاً خوش‌شانس هستید. من به شما تبریک می‌گویم.

کشور شما، منطقه و جهان از شما توقع بسیار دارد؛ زیرا شما در جایی نشسته‌اید که امام بخاری در آن، تاریخ جهان را بنا نهاد. ما از شما توقع بسیار داریم.

شما هم‌چنین در یک برههٔ خاص از تاریخ آسیا زندگی می‌کنید. آسیا برای قرن‌ها تنها یک مفکوره بود، اما امروز ما شاهد ظهور اقتصاد قاره‌ای آسیا هستیم. حدود هشت سال قبل، تجارت در آسیا فراتر رفته و با بقیه جهان شکل گرفت. آسیا هنوز هم همگرا نبوده، اما حداقل، اجماعِ در حال ظهور وجود دارد مبنی بر اینکه قرن بیست و یکم می‎‌تواند قرن آسیایی باشد و این امر، یک بار دیگر اهمیت موقعیت ازبکستان و فرهنگش را به اثبات می‌رساند.

آسیای میانه و در قلب آن ازبکستان، دارای کوتاه‌ترین مسیرهای اتصال بین تمام بخش‌های آسیا می‌باشد؛ بنابراین، هر گامی که در راستای ایجاد زیربنا، تأسیس نهادهای تحصیلات عالی و برای مدیریت برداشته می‌شود، در حقیقت گامی به خاطر ظهور یک اقتصاد قاره‌ای است. ما تنها یک بار در سال ۱۸۶۹ شاهد چنین تجربهٔ بوده‌ایم که ایالات متحدهٔ غربی و ایالات متحدهٔ شرقی با هم یکجا شدند تا اقتصاد ایالات متحده به سطح قاره‌ای را ایجاد کنند. انقلاب ترانسپورتی و کانال سوئز در ظهور اقتصاد جهان در آن زمان، بااهمیت بود. اکنون شما با رهبری و مدیریتِ این تغییر عظیم، مواجه هستید.

بنابراین، درک فرصت‌ها حایز اهمیت است و من مطمئن هستیم که شما به‌خوبی برای انجام این امر آمادگی دارید. از طرف دیگر، نسل شما با چالش‌های قابل‌ملاحظه‌ای نیز روبه‌رو می‌باشد. در نسل شما، یادگیری پیرامون کنترول معلومات و این که چه اندازه را از برمی‌کنید، نه، بلکه چه مقدار می‌توانید مستقلانه فکر نموده و الگوها و پیوندها را درک کنید، می‌باشد؛ زیرا علی‌رغم اینکه ماحول (در سطح) ملی بی‌نهایت سازنده و مؤثر است، در ماحول جهانی فضای ابهام حاکم است.

اجازه بدهید پنج مورد از این چالش‌های جهانی دربارهٔ بی‌باوری را خاطرنشان سازم.

چالش نخست – اقتصاد جهانی هنوز از بحران مالی سال ۲۰۰۸، خارج نشده‌است. در حالی که آسیا در حال پذیرفتن روند جهانی‌شدن است، بعضی از بخش‌های جهان در حال خروج از این روند هستند. این امر مستلزم کوشش دو برابر شما خواهد بود تا اطمینان حاصل شود که رشد ازبکستان و رشد آسیای میانه که افغانستان یک جزء جدایی‌ناپذیر آن است، به وقوع می‌پیوندد.

چالش دوم – ما در ابتدای انقلاب صنعتی چهارم قرار داریم. متأسفانه در این بخش جهانی که ما در آن قرار داریم، دو (انقلاب) نخست را از دست داده‌ایم. ما اولین انقلاب را که انقلاب زراعتی بود، ایجاد نمودیم؛ اما انقلاب صنعتی را از دست دادیم. تمایل حاکم جهان، کمپیوتری‌سازی، دیجیتل‌سازی و تحول از طریق ارتباطات و معلومات آنی [= فوری] خواهد بود. از این رو، تعریف کار، تعریف تخصص و تعریف دانش به صورت بنیادی تغییر خواهد کرد. مردان و زنان باید به روش‌های گوناگون به این امر پاسخ بدهند. نسل شما باید تغییری را رهبری کند که نسل‌های قبلی نکردند؛ آنان گیرندگان بودند و شما باید رهبران و بنیان‌گذاران این روند باشید.

چالش سوم – در حالی که ازبکستان از نعمت امنیت و ثبات کامل برخوردار است، جهان با تهدید تروریزم و بی‌ثباتی زندگی می‌کند. این چالش، موج پنجم خشونت سیاسی و تروریزم می‌باشد – که با آنارشیزم شروع شده بود – اجازه بدهید که واضح بسازم. تروریزم هیچ گونه رابطه‌ای با دین و تمدن ندارد؛ این پدیده در اروپا آغاز شد. این پدیده هر بخش دیگر دنیا را نیز احاطه کرده‌است، به شمول آمریکا و جاپان؛ بنابراین، آن را با نام‌هایی همانند «تروریزم اسلامی» مرتبط (به جهان اسلام) نسازید. اسلام هیچ کاری ندارد که با ترور انجام دهد. (کتاب) امام بخاری را بخوانید و ترور را رد کنید.

چالش چهارم – رادیکالیزم است. زیرا خطری که ما را تهدید می‌کند، این است که این پدیده درصدد تحریف دین مقدس‌مان است. اساس آن بر نادیده گرفتن تاریخ‌مان گذاشته شده‌است. این پدیده هیچ درکی از تمدنی که ما به داشتن آن افتخار می‌کنیم (که به آن خواهم پرداخت) و ازبکستان سهم بسزایی در آن ایفا کرده، ندارد. از این جهت، ما باید از تفسیرهای کوته‌فکرانه دربارهٔ ۱۵۰۰ سال کار جمعی‌مان خودداری کنیم.

چالش پنجم – عادت‌های قدیمی، بازی حاصل – صفر است. ما باید قادر به انجام آنچه رئیس‌جمهور شوکت میرضیایوف با شجاعت ابراز می‌کند، باشیم. حاصل آنچه در نتیجه همکاری به دست می‌آید، به مراتب بیش‌تر از انزواست. وقتی که روی یک وضعیت برد – برد تمرکز کنید، یعنی از بازی حاصل – صفر که یک معادله باخت – باخت است، اجتناب می‌کنید؛ بنابراین، ما باید این مسئله را درک کنیم که شنیدن، فن آن است؛ چه در زندگی شخصی، در روابط بین زن و مرد، در روابط بین نسل‌ها، در روابط بین کشورها. ما باید خود را به جای دیگران قرار دهیم. ما باید بشنویم تا ببینیم چه چیز می‌توانیم یاد بگیریم، نه اینکه نگران لکچر دادن به دیگران باشیم که آنچه ما می‌گوییم درست است. ما باید یک بستر مشترک داشته باشیم؛ بنابراین، با توجه به این چالش‌ها و فرصت‌ها، ما کجا به دنبال نمونه‌ها می‌گردیم؟ چه طور گذشته و آینده‌مان را به مثابهٔ یک بستر مشترک و دیدگاه مشترک یکجا سازیم؟

نخستین موضوع، الهام گرفتن از گذشته‌است. مطالعهٔ کتاب شگفت‌انگیزی تحت عنوان «جاده‌های ابریشم» نوشته پروفیسور فرانکوپن را به شما پیشنهاد می‌کنم. نام کتاب «جاده‌های ابریشم» است؛ یعنی، «جاده‌ها» به شکل جمع آمده و نویسنده، مبدأ جاده ابریشم را به صورت دقیق، سال ۱۱۷ قبل از میلاد مستند ساخت. بدین معنا که ۲۰۵۰ سال قبل، بخارا و ازبکستان کنونی نقاط مهم در دادوستد پررونق جهانی محسوب می‌شدند.

از این رو، تنها دو حیوان را که در نظر بگیرید، این مرکزیت را درک خواهید کرد. نخست اسب؛ صدها هزار اسب از کشورهای‌مان به هند و چین صادر می‌شد. هر حاکم چینی، بالاترین قیمت را برای اسب‌های گران‌بهای آسیای میانه می‌پرداخت. دوم؛ به شتر باختری ببینید. بدون شتر، تجارت در مسافه‌های دراز یک امر غیرممکن بود. اما تنها این موضوع نیست؛ متن‌ها و نوشته‌های دوره‌های کهن را مطالعه کنید، مانند دوره‌ای از بودایی‌ها که بخارا به نام «ویهارا» شناخته می‌شد، می‌بینید که ریشهٔ بخارا به عنوان یک مرکز علمی، حداقل ۲۵۰۰ سال قدامت دارد. متون مکتوب سنتی در بخارا به آن اندازه پیشرفته بوده که اکنون یک کار تحقیقی روی آن جریان دارد که نوشته‌های امام بخاری و امام مسلم، نشأت‌گرفته از سنتی هستند که ریشه‌های گسترده‌ای در منطق، ریاضی و متون مکتوب دارد؛ بنابراین، آنان می‌توانستند هر کار غیرممکنی را انجام دهند. بعد از قرآن، کتابی که به صورت وسیعی در سطح جهان مطالعه می‌شود «صحیح البخاری» است. این امر، وجود یک سنت آموزشی عظیم که الهام‌بخش آن است را به اثبات می‌رساند.

دوم، اسلام یک نظم جهانی را به وجود آورد. اجازه بدهید که نقل قولی از فرانکوپن کنم: «فتوحات اسلامی یک نظم جهانی جدید، یک غول اقتصادی که با اعتماد به نفس، روشنفکری و شوق آتشین برای پیشرفت، تقویت می‌شد را به وجود آورد. با ثروت بی‌اندازه و رقبای ذاتی، سیاسی و حتی دینی انگشت‌شمار، (قلمرو اسلامی) جایی بود که در آن نظم حکم‌فرما بود، جایی که در آن تاجران می‌توانستند ثروتمند شوند، جایی که به معنویات احترام گذاشته می‌شد و جایی که نظرات مختلفمی‌توانست مورد بحث و مناظره قرار گیرد. یک آغاز ناامیدکننده در غاری در نزدیکی مکه، منجر به خلق یک آرمان‌شهر [=Utopia] بدون وابستگی‌های قومی و محلی [=Cosmopolitan] شده بود.»

و نقش بعضی از شهرهای ازبکستان در این زمینه قابل‌ملاحظه است.

اجازه بدهید نقل‌قول دیگر داشته باشم: «فتوحات مسلمانان یک شبکهٔ گستردهٔ تجارت و مسیرهای ارتباطی با بادیه‌های افغانستان و درهٔ فرغانه متصل به شمال آفریقا و اقیانوس آتلانتیک که تحت اداره‌شان قرار داشت را به وجود آورد. ثروتی که در مرکز آسیا متمرکز شده بود، حیرت‌آور بود. حفاری‌ها در پنجکنت و بالالیک‌تپه و دیگر مکان‌های ازبکستان مدرن، از مشتریان بهترین آثار هنری و پولی که در پی داشت، گواهی می‌دهد. صحنه‌هایی از زندگی درباری و از ادبیات حماسی فارسی به زیبایی روی دیوارهای اقامتگاه‌ها نقاشی شده بود. مجموعهٔ از تصاویر در قصری در سمرقند، جهانی مختلط را که مسلمانان در آن قدم نهاده بودند، نشان می‌دهد که در آن حاکم محلی در حال دریافت تحایف از مقامات خارجیِ آمده از چین، فارس، هند و شاید کوریا، به تصویر کشیده شده بود. من این موضوعات را بدین خاطر به سمع و نظر شما می‌رسانم که ما در آسیای میانه از تاریخ‌مان محروم مانده‌ایم و باید دوباره آن را اعاده کنیم.

بخش دیگری که تاکنون ناشناخته باقی مانده، اما در کتابی فوق‌العاده نوشتهٔ پروفیسور فریدریک استار به تصویر کشیده شده‌است؛ روشنگری آسیای میانه است. می‌توان یک مباحثهٔ جدی در مورد انقلاب مأمون که از آسیای مرکزی آغاز شده بود به راه انداخت که اکنون این امر با جزئیات زیاد در حال مستند شدن است.

چرا باید به گذشته نظر کنیم؟ زیرا، موقعیت از یک‌سو و تاریخ ما به عنوان عرصهٔ ملاقات فرهنگ‌ها و تمدن‌ها، جایگاه ما را در قرن بیست و یکم دوباره مطرح می‌سازد.

اما اکنون به آینده می‌پردازم. چه گونه می‌توانیم مالک آینده شویم؟ اولین خصوصیتی که به آن خاطر نیاز دارید، «رهبری» است. اجازه بدهید خصوصیات مهم رهبری را خاطرنشان سازم.

نخست – شما باید درکی از یک دیدگاه داشته باشید. بدون درک آینده، شما نمی‌توانید آینده را به دست آورید.

دوم – شما باید «تغییر» را درک کنید. به عنوان انسان، ما از تغییر بیزاریم. به صورت نورمال، هر چه سن‌مان بیش‌تر می‌شود، بیش‌تر در مقابل تغییر مقاومت می‌کنیم. اما وقتی که تغییر به وجود آمد، شما یکی از این دو عکس‌العمل را خواهید داشت: یا تغییر را درک نموده آن را رهبری می‌کنید، یا تغییر شما را رهبری می‌کند و شما را مأیوس می‌سازد.

سوم – در زمینه رهبری، شما باید قادر به طرح افکار متفاوت باشید. مقصود ما از طرح افکار چیست؟ شما باید ظرفیت بالقوه را مورد ملاحظه قرار دهید. همکاری بین برادرم، رئیس‌جمهور شوکت میرضیایف، و من، توانایی در دیدن منفعت در جایی است که اشخاص دیگر در آن منفعتی نمی‌بینند. دو مثال: انتقال یک‌هزار میگاوات برق از ازبکستان به افغانستان و از روی امیدواری، پنج هزار میگاوات برق در آینده به پاکستان و هند. این ظرفیت بود که اکنون به منابع، سرمایه، پول و روشنی در خانه‌های‌ما و نسل ما مبدل می‌گردد. ازبکستان آورنده روشنی به افغانستان، پاکستان و هند خواهد بود. مثال دیگر: (اعمار) خط‌آهن از مزارشریف به هرات و فراتر از آن به ایران و خلیج است. تخمین ما یک سال بعد از تکمیل این خط‌آهن، انتقال ده‌ها میلیون تُن کالا خواهد بود و در سال چهارم، بیست میلیون (تُن)؛ این، آغاز این پروسه است. وقتی ما تهداب را گذاشتیم، نسل‌های بعدی، میلیون‌ها تُن دیگر به آن اضافه خواهند کرد؛ بنابراین شما باید در این موضوع تأمل کنید که وقتی دیگران فرصتی را درک نمی‌کنند، شما باید آن فرصت را پیدا کنید.

چهارم، شما باید مشارکت ایجاد کنید. هیچ‌کس به‌تنهایی نمی‌تواند رهبری کند، شما باید کار تیمی انجام بدهید و باید بسترهای مشترک را پیدا کنید؛ «شنیدن» در این زمینه اهمیت بسزایی دارد.

کار دومی که نیاز داریم و ما به صورت خاص با توجه به نسل شما، «مدیریت» است. اولین نکته در مدیریت این است که مدیریت پیرامون گفتار نه، بلکه اعمال صحبت می‌کند. از این جهت، شما باید پلان داشته باشید، شما باید درمورد زمان‌بندی بدانید، شما باید تقسیم اوقات را بشناسید، شما باید مطمئن باشید که اعتماد از طریق اجرای (امور) خلق می‌شود. اگر شما از بخارا به تاشکند بروید، مستلزم یک نوع پلان‌گذاری است و اگر از بخارا به سمرقند بروید گونه دیگری از پلان گذاری نیاز است. اگر شما آسیای میانه را تغییر می‌دهید، این امر نیازمند طریقهٔ متفاوت پلان‌گذاری است.

خصوصیت دوم مدیریت، نظم و ترتیب بخشیدن [=دسپلین] جزئیات است. هیچ جزئی بی‌اهمیت نیست، زیرا این جزئیات است که دیدگاه‌های بزرگ و پلان‌های بزرگ را نابود می‌سازد. ما باید بدانیم که چه چیز مهم است و باید اطمینان حاصل کنیم که انجام شده‌است. خرسندم که دوستان جوانم در افغانستان با من سازگار شده‌اند، به خاطر این که من سی سال خارج از کشور بودم، آنان مرا به دیدهٔ یک فرد ۳۶ ساله می‌بینند، نه ۶۶ ساله. اما هر زمانی که آنها به من دیدگاهی ارائه می‌کنند، از آنان پلان می‌خواهم. من از آنان «اجرا» می‌خواهم و این امر حایز اهمیت است.

سوم، شما، صرف نظر از رشته‌تان چه انجینیری باشد چه ادبیات، باید در مورد برنامه‌ریزی و مدیریت پروژه بدانید. برنامه‌ریزی، مجموعه‌های کوتاه‌مدت و درازمدت پروژه‌هاست. برای شما مثالی می‌آورم که چرا به این نیاز است. بعد از بحران مالی سال ۲۰۰۸، حدود پنجاه کشور دقیقاً برنامه‌های مشابهی را اتخاذ کردند. آنان می‌خواستند تولید ناخالص داخلی خود را به حالت اول برگردانند؛ می‌خواستند زیربنا بسازند. فکر می‌کنید، چه تعداد از آنان قادر به انجامش شدند، در حالی که اگر بودجه ترتیب می‌کردند، منابع نیز برای این کار داشتند. فکر می‌کنید چه تعدادشان موفق می‌شدند؟ کمتر از ده! و اگر فکر کنیم که این یک فرق انکشاف‌یافته در حال انکشاف نیست، باید گفت که رئیس‌جمهور اوباما آن را به عنوان اولویتش برای ساخت یک تریلیون (دالر) قرار داد. اما وی قادر به ساخت هیچ زیربنایی نشد؛ زیرا کانگرس ایالات متحده به او کمک نکرد. در نقطهٔ مقابل آن، کانادا همه کارها را در شش ماه طرح کرد و قادر به تطبیق و اجرای هزاران پروژه گردید. مالیزیا و سنگاپور فراتر از توقعات عمل کردند، زیرا همه امور وابسته به مدیریت بود، نه یک دیدگاه کلان.

و چهارمین موضوع یادگیریِ «فراگیری» است. در گذشته زمانی که من به مکتب می‌رفتم (سال ۱۹۶۸) دانش محدود بود. اگر انجینیری می‌خواندید، می‌توانستید چهل سال آن را تمرین کنید؛ فرض کنید که برای چهل‌سال تمرین کنید! اگر طب می‌خواندید، هر رشتهٔ علمی که کم و بیش در موردش می‌دانستید، اشتغال در آن می‌توانست یک اشتغال تا آخر عمر باشد. اما امروز، آنچه مهم است ضرورت یادگیری دایمی است. رشته‌ای مانند کمپیوترساینس، هر سال یا هر شش ماه، یک بار تغییر می‌کند. تعریف طب به صورت بنیادی تغییر کرده‌است؛ هم‌چنین انجینیری یا هر رشته دیگری.

در نتیجه، اجازه دهید از شما جناب رئیس (پوهنتون بخارا) به خاطر این افتخار بی‌نظیر تشکر کنم. اجازه بدهید از جامعه آموزشی در پوهنتون بخارا به خاطر احترام به من، ابراز امتنان کنم. شما به ملت افغانستان و دوستی افغانستان و ازبکستان احترام گذاشتید. هر دو نسل محصلان امروز (ازبکستان) و هم‌قطاران‌شان در افغانستان، امور را برای ۴۰ تا ۵۰ سال بعد رهبری خواهند کرد. به همین ترتیب، مابقی آسیای میانه منتظر توانایی‌هایی است که این نهاد آموزشی و تحصیلی تولید خواهد کرد.

اطمینان دارم، با فرصت‌هایی که رئیس‌جمهور میرضیایف ایجاد کرده، شما احتمالاً عالی‌ترین نسل امروزین آسیای میانه معاصر خواهید بود. برای شما آرزوی موفقیت می‌کنیم و منتظر اجراءات و کارهای شما هستیم.

یشه سین اوزبیکستان!

 یشه سین افغانستان!

 یشه سین بخارا!
کد مطلب: 76720
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/xsNpcn
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل