بازخوانی مناقب یار صادق امام رضا (ع)

چرا علمای شیعه و سنی «اباصلت» را ستوده‌اند؟

در میان اصحاب امام رضا (ع)، اباصلت هَرَوی از شهرت به سزایی برخوردار است؛ دلیل این شهرت را، افزون بر ویژگی‌های علمی و ایمانی شخصیت وی، باید در نقل روایت مشهور چگونگی به شهادت رسیدن امام هشتم شیعیان جست‌وجو کرد.
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۲ عقرب ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۲۶
چرا علمای شیعه و سنی «اباصلت» را ستوده‌اند؟
در میان اصحاب امام رضا (ع)، اباصلت هَرَوی از شهرت به سزایی برخوردار است؛ دلیل این شهرت را، افزون بر ویژگی‌های علمی و ایمانی شخصیت وی، باید در نقل روایت مشهور چگونگی به شهادت رسیدن امام هشتم شیعیان جست‌وجو کرد. اباصلت در زمره اصحاب خاص امام رضا (ع) قرار داشت. او چنان‌که مشهور است، به عنوان خادم آن امام همام، بیش از دیگر اصحاب، از رویدادهای سال‌های پایانی حیات آن حضرت آگاه بود. ویژگی دیگری که باعث جذابیت شخصیت اباصلت شده‌است و عموماً مورد توجه اهل علم و به ویژه محدثان قرار می‌گیرد، دانش روایی وی و تسلطش بر مجموعه‌ای گران بها از احادیث است. او در میان علمای اهل سنت نیز به عنوان فردی امین و ثقه شناخته می‌شود و در کتاب‌های رجالی عامه، از او به نیکی یاد شده‌است. همین ویژگی‌ها باعث توجه مردم به بارگاه وی که در چند کیلومتری شهر مشهد قرار دارد، شده‌است.

زمان ولادت و رحلت اباصلت
«احمد بن علی خطیب بغدادی» در کتاب «تاریخ بغداد»، نام اباصلت و نَسَب وی را این‌گونه ثبت کرده‌است: «عبدالسلام بن صالح بن سلیمان بن ایوب بن مَیسَره؛ مشهور به ابوصَّلْت الهَرَوی» (تاریخ بغداد؛ ج۱۱؛ ص ۴۷). در دیگر کتاب‌های تاریخی و رجالی نیز، نَسَب اباصلت همین‌گونه ضبط شده‌است. «خطیب بغدادی» سپس به نقل از «احمد بن سیار مروزی»، اباصلت را از موالیان «عبدالرحمن بن سمره قریشی» می‌داند. ظاهراً، اجداد وی، پس از فتح خراسان و سیستان، در زمره موالیان «عبدالرحمن» قرار گرفته‌اند؛ چرا که طبق نوشته «ذهبی»، در جلد دوم «سیر اعلام النُبَلاء»، «عبدالرحمن بن سَمره قریشی»، از افرادی بود که در فتح مکه اسلام آورد و بعدها، هنگام فتح سیستان توسط اعراب مسلمان، یکی از فرماندهان سپاه بود. (سیراعلام النبلاء؛ ج۲؛ ص۵۷۱) برخی مورخان، «هرات» را زادگاه اجداد خادم امام رضا (ع) دانسته و لقب «هَرَوی» را که بیشتر محدثان برای اباصلت ذکر کرده‌اند، دلیل این مدعا می‌دانند. معروف است که اباصلت در مدینه به دنیا آمد (جایگاه روایی اباصلت …؛ فصلنامه طلوع؛ شماره ۳۰)، هرچند این قول چندان قابل اعتماد نیست. در واقع، ما دربارهٔ تاریخ و مکان ولادت اباصلت، اطلاعات چندانی نداریم؛ اما دربارهٔ زمان وفات او، گزارشی وجود دارد که توسط «خطیب بغدادی»، در «تاریخ بغداد» (ج۱۱؛ ص۴۶) و «ذهبی» در «سیر اعلام النبلاء» (ج۱۱؛ ص ۴۴۸) ضبط شده‌است. بر اساس این گزارش، اباصلت در ماه شوال سال ۲۳۶ هـ. ق، بدرود حیات گفت.

محدث امین
همان‌طور که اشاره کردیم، اباصلت یکی از محدثان امین محسوب می‌شود. او اهتمام فراوانی به شنیدن و ضبط روایات داشت. «خطیب بغدادی» به این ویژگی اباصلت اشاره کرده و نوشته‌است: «برای شنیدن حدیث به بصره، کوفه، حجاز و یمن سفر کرد و از حماد بن زید، مالک بن انس، عبدالوارث بن سعید، شریک بن عبدا… و … حدیث نقل کرده‌است.» (همان؛ ص۴۷) ظاهراً این تلاش‌ها برای گردآوری احادیث نبوی، پیش از آن بوده‌است که اباصلت در زمره اصحاب خاص امام رضا (ع) قرار گیرد. با این حال، آنچه مُسَلَّم به نظر می‌رسد، این است که وی، بخش مهمی از عُمر خود را به عنوان خادم در محضر ثامن‌الحجج (ع) گذرانده‌است. ثمره این هم‌نشینی با امام (ع)، احادیث متعددی است که اباصلت از امام رضا (ع) روایت کرده و «شیخ صدوق»، تعداد معتنابهی از آن‌ها را در «عیون اخبار الرضا (ع)» آورده‌است. یکی از ویژگی‌های مهم روایاتی که اباصلت آن‌ها را نقل می‌کند، تأکید بر فضایل امیرمؤمنان، علی (ع) در آن هاست. وی حدیث مشهور «أنا مدینة العلم» را از محدثان اهل‌سنت نقل کرده‌است. «خطیب بغدادی» روایتی را به نقل از اباصلت و او با واسطه از «حذیفه» نقل می‌کند که رسول‌خدا (ص) فرمود: «اگر علی رهبری شما را برعهده بگیرد، او را هدایت‌کننده‌ای خواهید یافت که با هدایتش، راه راست را می‌پیمایید.» (همان؛ ص۴۷) تسلط اباصلت بر علوم اسلامی که بخش مهمی از آن‌ها نتیجه هم‌نشینی و فراگیری دانش در محضر امام رضا (ع) بود، باعث شد که در دوران حیاتش، آوازه دانش وی در سرزمین‌های اسلامی بپیچد. «ذهبی» در کتاب خود، از مناظره اباصلت با «بشیر بن عیاث» سخن گفته‌است که در مرو و به دعوت مأمون انجام گرفت و با پیروزی اباصلت به پایان رسید. (همان؛ ص۴۴۷) با توجه به این روایت تاریخی، ظاهراً اباصلت با اجازت و اشارت امام رضا (ع) در چنین مناظره‌هایی شرکت می‌کرده و از چنان دانشی برخوردار بوده‌است که فقها و علمای بنام عامه، قادر به غلبه بر وی نبوده‌اند.

زهد و تهجد
اباصلت، افزون بر دانش و آگاهی مثال زدنی، اهتمام فراوانی به عبادت و تهجد داشت. این موضوع در میان علما و مورخان شیعه، شهرت فراوانی دارد. در میان نویسندگان و علمای اهل‌سنت نیز، می‌توان به نوشته «محمد بن احمد ذهبی» دربارهٔ اباصلت اشاره کرد که می‌نویسد: «شیخ دانشمند، اهل عبادت، شیخ شیعه، ابوصلت … فضایل فراوانی دارد و از افراد ثقه و راستگو محسوب می‌شود … او بسیار زاهد و متعبّد بود، طوری که مأمون عباسی از مشاهده کثرت تهجد وی، شگفت زده شد.» اباصلت در آخرین روزهای حیات مبارک امام هشتم (ع)، از معدود همراهان آن حضرت بود. وی شاهد و ناظر وقایع غمباری بود که به شهادت امام (ع) انجامید. عمده روایات مربوط به شهادت امام رضا (ع) از اباصلت نقل شده‌است و حتی برخی از علمای شیعه، مانند «نجاشی» و «شیخ صدوق»، از کتابی سخن به میان آورده‌اند که اباصلت دربارهٔ چرایی و چگونگی شهادت امام رضا (ع) به رشته تحریر درآورد.

روایت اباصلت از چگونگی شهادت حضرت رضا (ع)
«شیخ صدوق» در کتاب ارزشمند «عیون اخبارالرضا (ع)» به نقل از «معول سجستانی» می‌نویسد: «زمانی که برای بردن امام‌رضا (ع)، پیکی از خراسان به مدینه آمد، من آن جا بودم. امام (ع) به منظور وداع با رسول‌خدا (ص) وارد حرم شدند. آن حضرت را دیدم که چندین بار از حرم بیرون آمد و دوباره به سوی مرقد پیامبر (ص) بازگشت و با صدای بلندگریست. من به امام (ع) نزدیک شدم، سلام کردم و علت این مسئله را پرسیدم. امام (ع) در جواب فرمود: من از جوار جدم بیرون می‌روم و در غربت از دنیا خواهم رفت.» امام‌رضا (ع) می‌دانست هدف مأمون از این دعوت اجباری چیست. آن حضرت، در مسیر کاروان از مدینه تا خراسان، بارها دربارهٔ شهادت مظلومانه‌اش در غربت سخن گفته‌بود. از «حسن بن علی وشاء» نقل شده‌است که امام‌رضا (ع) به او فرمود: «موقعی که می‌خواستند مرا از مدینه بیرون ببرند، افراد خانواده‌ام را جمع کردم و گفتم برایم گریه کنند تا گریه آن‌ها را بشنوم. سپس پولی میان آن‌ها تقسیم کردم و گفتم که من دیگر به سوی شما باز نخواهم گشت.» مأمون با دعوت از امام‌رضا (ع) و پیشنهاد مقام ولایتعهدی به آن حضرت، در پی سوءاستفاده از موقعیت و جایگاه اجتماعی امام (ع) بود؛ اما فریب و نیرنگ مأمون با تدبیر امام (ع) بی اثر شد. مأمون که در رسیدن به اهدافش شکست خورده بود، تصمیم گرفت امام (ع) را به شهادت برساند. او در نظر داشت این تصمیم را در یکی از روزهای پایانی ماه صفر عملی کند. اباصلت می‌گوید: «علی‌بن‌موسی (ع) فرمود: ای اباصلت! فردا من بر این ستم‌پیشه (مأمون) وارد خواهم شد … صبح روز بعد، امام (ع) لباسی پاکیزه به تن کرد و در محراب عبادت نشست. ساعتی بعد، غلام مأمون وارد شد و گفت: امیر شما را احضار کرده‌است. علی‌بن‌موسی (ع) کفش‌هایش را پوشید، عبایش را بر دوش افکند و همراه غلام حرکت کرد. من نیز پشت سر آن حضرت حرکت کردم. بر مأمون وارد شدیم. مقابل او ظرف بزرگی پُر از میوه بود. مأمون خوشه انگوری که به دست داشت به امام (ع) داد و گفت: ای پسر رسول‌خدا! من تا کنون انگوری بهتر از این ندیده‌ام! امام (ع) فرمود: چه بسا انگورهای بهشتی بهتر از این باشد. مأمون گفت: از این انگور میل کنید. امام (ع) فرمود: مرا معذور بدار. مأمون گفت: هیچ چاره‌ای ندارید. باید از این انگور بخورید. امام (ع) سه حبه از آن انگور را تناول فرمود و بقیه را زمین گذاشت و فوراً برخاست. مأمون پرسید: کجا می‌روید؟ امام (ع) فرمود: همان‌جا که مرا فرستادی. سپس عبایش را بر سر انداخت و به خانه رفت و به من فرمود: در را ببند. آن‌گاه در بستر افتاد.» مأمون، امام رضا (ع) را مسموم کرده‌بود. لحظاتی بعد حال آن حضرت تغییر کرد. اباصلت هروی روایت کرده‌است که چگونه در آن لحظات، امام‌جواد (ع) بر بالین پدر بزرگوارش حاضر شد و پس از شهادت، پیکر مطهر آن حضرت را غسل داد و بر آن نماز گزارد.

منابع:
تاریخ بغداد أو مدینة الاسلام؛ احمد بن علی خطیب بغدادی؛ دارالکتب العلمیه؛ بیروت؛ ۱۴۱۷؛ جلد ۱۱
سیر اعلام النبلاء؛ محمد بن احمد ذهبی؛ الرسالة؛ بیروت؛ ۱۴۱۴؛ جلد ۱۱
جایگاه روایی اباصلت هروی از دیدگاه فریقین؛ محمدمحسن طبسی؛ فصلنامه طلوع؛ مجتمع آموزش عالی امام خمینی (ره)؛ شماره ۳۰؛ زمستان ۱۳۸۰
رجال النجاشی؛ أبی العبّاس أحمد بن علی النجاشی؛ مؤسسة النشر الإسلامی
عیون اخبار الرضا (ع)؛ محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)؛ حیات؛ تهران

- جواد نوائیان رودسری / خراسان
کد مطلب: 75777
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/yXVPHf
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل