از حمله موشکی به عربستان تا استعفای حریری

خاورمیانه در آستانه انفجار

لبنان در سال‌های گذشته آینه خاورمیانه بوده‌است. بازیگران قدرتمندتر منطقه از لبنان به‌عنوان محلی برای جنگ‌های نیابتی‌شان استفاده می‌کنند؛ کشوری که در آن نزاع عربی- اسرائیلی و تقابل ایران و عربستان را به‌خوبی می‌توان دید.
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۲ عقرب ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۱۶
خاورمیانه در آستانه انفجار
لبنان در سال‌های گذشته آینه خاورمیانه بوده‌است. بازیگران قدرتمندتر منطقه از لبنان به‌عنوان محلی برای جنگ‌های نیابتی‌شان استفاده می‌کنند؛ کشوری که در آن نزاع عربی- اسرائیلی و تقابل ایران و عربستان را به‌خوبی می‌توان دید. تحولات هفته گذشته نیز بار دیگر نشان داد که خاورمیانه با لبنان خوب تا نمی‌کند. در اولین تحول، سعد حریری، نخست‌وزیر لبنان، در عربستان سعودی استعفای خود را اعلام کرد؛ استعفایی که به‌نظر می‌رسد تحت فشار عربستان صورت گرفته باشد. البته محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، به‌نظر برای این کار دلایل خوبی داشته‌است. تنش‌ها میان ایران و عربستان در حال بالاگرفتن است و بن‌سلمان می‌کوشد ایران را منشأ مشکلات منطقه نشان دهد. برای حریری، اداره دولتی که حزب‌الله را نیز دربر می‌گیرد، این تلاش بن‌سلمان را ناکام می‌گذاشت. درواقع دولت حریری به معنای همکاری یکی از نزدیک‌ترین شرکای ریاض با متحد ایران بود. نخست‌وزیری حریری درواقع این احساس را ایجاد می‌کرد که همزیستی با حزب‌الله و متعاقباً ایران در منطقه ممکن است. با استعفای حریری دیگر جای برای شک و شبهه باقی نمی‌ماند. در پرده دوم اتفاقات، هفته گذشته فرودگاه ریاض مورد حمله موشکی قرار گرفت که از خاک یمن شلیک شده بود. هرچند این اولین موشکی نیست که از سمت حوثی‌ها به سمت عربستان شلیک می‌شود اما زمان و برد این موشک، آن را به مسئله‌ای بحران‌زا بدل کرده‌است. عربستان نیز در واکنش به این مسئله بدون معطلی انگشت اتهام را به سمت ایران و حزب‌الله گرفت. در پرده سوم تحولات، شاهد دستگیری ۱۰ شاهزاده و ده‌ها تاجر و مقام ارشد در عربستان سعودی بودیم که می‌توان از آن به‌عنوان خانه‌تکانی بن‌سلمان یاد کرد؛ ولیعهد جوان عربستان با این کار، امکان هرگونه شکل‌گیری مقاومت نظامی، سیاسی، اقتصادی یا رسانه‌ای را در نطفه خفه کرد. بااین‌حال، این اقدامات می‌تواند دشمنان داخلی زیادی برای او بتراشد. در هر صورت او توانسته انفعال عربستان سعودی را کناره زده و آن را با توجه به سیاست‌های داخلی و خارجی بازسازی کند. هر سه تحول از یک چیز نشان دارد؛ اینکه رهبری عربستان سعودی بیش از هر زمانی تشنه همکاری با آمریکا برای تقابل با ایران است. لبنان و تمامی منطقه قبلاً نیز چنین وضعیتی را تجربه کرده‌اند. خلأ رهبری در شرایط افزایش تنش‌ها چیز جدیدی نیست. آنچه جدید است، وجود یک اسرائیل فرصت‌طلب، حضور یک رهبری تهاجمی و عجول در رأس هرم قدرت عربستان و البته روی کارآمدن یک رئیس‌جمهور عجیب در آمریکاست. از دیگر سو، اسرائیل چندین ماه است که از افزایش قدرت و نفوذ ایران در سوریه و همچنین امکان دستیابی حزب‌الله به موشک‌های دقیق گله می‌کند؛ مسئله‌ای که از نظر مقامات اسرائیلی می‌تواند بازی را در این منطقه تغییر دهد. دربارهٔ عربستان، بن‌سلمان متقاعد شده که ریاض مدت‌هاست در برابر ایران دست پایین را در منطقه پیدا کرده‌است. از نظر او ایران هرچند در قیاس با عربستان، از منابع مالی، نظامی و تجهیزاتی و همچنین متحدان بین‌المللی کمتری برخوردار است ولی از نفوذ بیشتری در برخی پایتخت‌های منطقه ازجمله بغداد، دمشق، بیروت و صنعا برخوردار است. بن‌سلمان بر این باور است که عربستان سعودی و متحدانش تنها با اقدامات خصمانه‌تر در یمن، عراق یا لبنان می‌توانند مانع گسترش نفوذ ایران در منطقه شده و این وضعیت را تغییر دهند. از مداخله نظامی در یمن گرفته تا تلاش برای منزوی‌کردن قطر، نشان می‌دهد که بن‌سلمان به‌دنبال تشدید بحران در منطقه است. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، نیز با وجود غیرقابل پیش‌بینی و بی‌ثبات‌بودن بی‌سابقه‌اش، در یک مورد ثبات قدم چشمگیری از خود نشان داده‌است؛ یعنی دربارهٔ لحن خصمانه‌اش در قبال ایران که به‌نظر به ویژگی بارز سیاست خارجی او در خاورمیانه بدل شده‌است. ترامپ بر این باور است که اقدام علیه ایران می‌تواند اعتبار و بازدارندگی آمریکا در منطقه را احیا کند؛ اعتباری که از نظر ترامپ از سوی سلف او یعنی اوباما رنگ باخته‌است. از این منظر، رویکرد ترامپ اشتراک زیادی با نگرش بن‌سلمان دارد. به نظر می‌رسد افرادی اندک در لبنان وقوع یک جنگ تمام‌عیار را قطعی بدانند زیرا طرف‌های درگیر دلایل بازدارنده خوبی برای جلوگیری از وقوع جنگ در منطقه دارند. حتی اسرائیل نیز برخلاف آرزوی دیرینه‌اش، از انجام یک حمله تمام‌عیار علیه حزب‌الله ابا دارد چراکه می‌ترسد چنین حمله‌ای با بدل‌شدن به یک جنگ بی‌پایان در عمل به ضرر خودش تمام شود. عربستان سعودی نیز به‌تنهایی فاقد توانایی کافی برای مقابله نظامی با ایران است و باید احتمال مقابله به مثل ایران را نیز در نظر بگیرد. ایالات متحده نیز قبل از هرگونه اقدام نظامی علیه ایران باید نقش حشدالشعبی در عراق را در نظر داشته باشد. بااین‌حال، لبنانی‌ها به‌نظر متقاعد شده‌اند که با وجود این عوامل و دلایل بازدارنده، در بر همین پاشنه نخواهد چرخید. گذشته از حمله موشکی به عربستان و هشدارهای سعودی‌ها دربارهٔ ایران، باید عوامل دیگری را نیز مدنظر قرار داد. دولت ترامپ توافق هسته‌ای با ایران را زیر سؤال برده و در فکر وضع تحریم‌های جدید علیه ایران است که با توجه به فقدان روابط دیپلماتیک میان دو کشور، بدون تردید بر تنش‌ها خواهد افزود. به اینها قطع روابط دیپلماتیک ایران و عربستان و همچنین عدم ارتباط دیپلماتیک میان عربستان سعودی و حوثی‌ها را نیز باید به موارد فوق افزود که اوضاع را بیش‌ازپیش پیچیده می‌کند. مردم در لبنان دربارهٔ اینکه چه کسی اولین قدم را خواهد برداشت؛ یا اینکه چه طرفی هدف اولین حمله خواهد بود یا از زمان و محل وقوع این حمله احتمالی اطلاعی ندارند ولی احساس می‌کنند اتفاقی در شرف وقوع است؛ آنها می‌ترسند لبنان تاب یک جنگ دیگر را نیاورد و سرانجام آینه خاورمیانه درهم بشکند.
-رابرت مالی (معاون بخش سیاست در گروه بین‌المللی بحران) / شرق
کد مطلب: 75775
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/yQbcwr
مرجع : شرق
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل