دیپلماسی زیارت در تاریخ شیعه

خاستگاه بحث «دیپلماسی زیارت» بر اساس و محور «بقاع متبرکه» است، به همین سبب باید دیپلماسی زیارت را از دیپلماسی رایج اندکی جدا کرد.
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۱ عقرب ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۰۷
دیپلماسی زیارت در تاریخ شیعه
خاستگاه بحث «دیپلماسی زیارت» بر اساس و محور «بقاع متبرکه» است، به همین سبب باید دیپلماسی زیارت را از دیپلماسی رایج اندکی جدا کرد. گرد آمدن سران مملکتی یا توده مردم به هدف اولیه «زیارت» و در مرحله دوم، بازگشایی فصل مشترکی از سیاستِ خارجی که می‌تواند بستری فرهنگی، امنیتی، اجتماعی و حتی اقتصادی داشته باشد، به نوعی جزو تعاریف دیپلماسی زیارت شناخته می‌شود. از این جهت اهتمام لازم برای وسعت فکری و بازگشت بیشتر مردم به یکی از اصول مهم دیپلماسی زیارت، یعنی «فرهنگ زیارت»، روز به روز نیاز به توجه بیشتری دارد، به همین دلیل است که دیپلماسی زیارت هم نمو داخلی و هم بازخوردهای بین‌المللی دارد.

* استفاده امروزی دیپلماسی مذهبی در ادیان ابراهیمی
  نکته جالب آن است که در دیگر ادیان ابراهیمی (بجز اسلام) این روش در حال پیشرفت روزافزون است. گاهی پیش آمده، برخی سران کشورهای اروپایی یا سران احزاب سیاسی آمریکا به سبب برخی دیدارهای خود و طرح و نقشه برای سیاست‌های مخفیانه، به سرزمین‌های اشغالی سفر کرده و پیشتر از آن قصد خود را عبادت و اعتکاف در «اورشلیم» اعلام می‌کنند. در مقوله «واتیکان» و دیدارهای مردمی در این مکان مذهبی و همچنین ملاقات‌های مستقیم با «پاپ» از رویه دیپلماسی مذهبی استفاده می‌شود، اما به جرئت می‌توان گفت، در هیچ آیینی مانند اسلام، دیپلماسی زیارت از ابتدای به وجود آمدن مفهوم «تاریخ اسلام» ظهور و بروز نکرده‌است.
در خصوص تاریخ شیعه، این نوع دیپلماسی بیشتر مورد توجه قرار گرفته‌است و به عنوان جایگاهی برای اتحاد، ملاقات و برنامه‌ریزی مورد احترام بوده‌اند.
سفارش‌های فراوان ائمه هدی (سلام الله اجمعین) به برقراری ارتباط اجتماعی و نیز اهمیت زیارت و مرور وقایع به سبب عبرت‌گیری سبب شده، پس از حیات امام جعفر صادق (علیه السلام) و رونمایی از برخی قبور مورد اهمیت همچون زیارتگاه امیرالمؤمنین (علیه السلام)، فصل جدیدی در خصوص دیپلماسی زیارت باز شود. خوشبختانه آن چیزی که اهل بیت (سلام الله اجمعین) را از سایر پیشوایان دیگر ادیان و مذاهب جدا می‌کند، رویکرد و ساحت اجتماعی آن‌هاست؛ این بزرگواران تنها در چارچوب غیراجتماعی و محصور منزلشان زندگی نکرده‌اند، بلکه در قلب جامعه اسلامی، داد و ستدهای انسانی داشته و خرسندانه کتاب‌های تاریخی توانسته‌اند قسمت اعظمی از این سیره مبارک را به مسلمین و دنبال کنندگان راهشان هدیه دهند.

* در عصر عباسی
در میان اوراق تاریخ، وجوه گوناگونی از دیپلماسی زیارت وجود داشته که به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:
وجود امام رضا (علیه السلام) در مرو سبب شد، پراکندگی‌های جمعیتی شیعیان اندکی از بین رفته و سران برخی قبایل و قومیت‌های شیعی به نیت زیارت ایشان، با آغاز گفت وگو با حضرت، روشی متحدانه برای آینده علویان ایران و عراق اتخاذ کنند. «مأمون عباسی» هرگز نمی‌توانست در برابر این سیل زائران حضرت بایستد، زیرا مصلحت خود را در فشار و تهدید نمی‌دید و بدین سبب امام (علیه السلام) با آسودگی بیشتر به تبلیغ دین اقدام می‌کردند. در عصر «متوکل عباسی» نیز وجه دیپلماسی زیارت در کربلا صورت می‌پذیرفت، هر سال شمار زیادی از شیعیان دیلمی، ری، خراسان، اهواز و… برای زیارت قبر امام حسین (علیه السلام) و شهدای کربلا روانه این شهر می‌شدند. متوکل از اتفاق‌ها و اتحادی که بین شیعیان در حال شکل‌گیری بود بسیار هراس داشت. ظلم خاندان عباسی بهانه‌ای شد که علویان در بندِ ظلمت خاندان حیله‌گر عباسی دست به تظاهرات و بَست نشینی‌های سیاسی در کنار قبور برخی امامزادگان و مهم‌تر از همه در کنار قبر امام حسین (علیه السلام) زدند تا جایی که در یکی از تجمعات بزرگ علویانِ طبرستان در کربلا، سپاهیان ترک تبار متوکل عباسی نتوانستند در برابر انبوه جمعیت ایستاده و با آن‌ها نزاع کنند، اما در نهایت متوکل عباسی به اهمیت قبور ائمه هدی (علیهم السلام) پی برد و دست به بدعت هولناک و آغاز جهالت و بدویت حکومتی زد. «ابوالفرج اصفهانی» در کتاب «مقاتل الطالبین» نقل معروفی دارد که با ذکر تاریخ شعبان سال ۲۳۳(ه‍.ق) آورده‌است: «وی (متوکل عباسی)... دستور داد قبر امام حسین (علیه السلام) و کلیه خانه‌های موجود را خراب کنند و زمین آن‌ها را زراعت نمایند». «ابوالفرج می‌افزاید این عمل غیرانسانی در سال ۲۳۳ (ه‍.ق) در شعبان به وقوع پیوست و مسلمان‌ها اقدام نکردند، ناچار «ابراهیم دیزج یهودی» را مأمور کرد. وی جمعی از یهودیان را برای اجرای این منظور به کربلا آورد و آنان مباشر این عمل گشتند و دیزج حسب دستور متوکّل به ویرانی قبر و خانه‌ها کفایت نکرد، زمین آن‌ها را زراعت نمود و پاسبانان دور تا دور نینوا برای منع ورود زائران گماشت و هر که را می‌گرفتند یا می‌کشتند یا به زندان می‌فرستادند [۱].

رصد حال
وضعیت امروز دیپلماسی زیارتی را باید روی دو اساسِ متفاوت و شناخته شده زیر بنا کرد:
۱- حج
۲- راهپیمایی اربعین
با ورود و اشراف آل سعود به اماکن مقدس جهان اسلام و دستاویز کردن مقاصد سیاسی در حج، هر ساله مسلمانان نمونه بارز دیپلماسی زیارت در جهت منفی را لمس می‌کنند. سوء استفاده از آن چیزی که به امانت در دستان این بخیلان بوده و هست سبب شده برخی کشورهای جهان اسلام خواهان مدیریت شورایی حج شوند. گاهی بستن راه حج بر عاشقان زیارت بیت الله الحرام و کارشکنی‌های آل سعود در خصوص وظیفه سنگین نگاهبانی از زائران عتبه بیت الله الحرام سبب شده مکه و مدینه به ابزارهای سیاسی در دست کلیدداران آن‌ها تبدیل گردد و هر از چندی بر طمعِ تمامیت‌خواهی آل سعود افزوده گردد. وجوه بارزِ این نوع دیپلماسی در فاجعه منا و سهل انگاری حکومت آل سعود، کشتار مردم بی‌گناه یمن، دخالت در امور بحرین، هم‌نشینی با جنایتکاران صهیونیستی و ایستادن آن‌ها در برابر هر تفکر علوی است.
اما از طرفی راهپیمایی هرساله محبان اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) به سوی شهرهای زیارتی عراق و گردهمایی آن‌ها در کربلای مقدس، نوعی نقطه عطف بحث زیارت و دیپلماسی آن است؛ گردهمایی که سبب وحدت بین شیعیان و اهل سنت و همچنین طراحی برخی نقشه‌های راهبردی از امنیت بخشی به شهرهای مقدس عراق شده‌است؛ در پس این گردهمایی و اتحاد، گروه‌های مردمی مسلح برای کمک به حفظ کیان شیعه و البته انسانیت و آزادگی صورت می‌پذیرد. روابط انسانی در ایام اربعین بر اساس ملاک‌های دنیوی و سیاسی، طبقاتی یا قبیله‌ای شکل نمی‌گیرد، بلکه بر محور یک امر متعالی، معنوی، و محبوب به صورت «نظام زیارت» انجام می‌گیرد. در این نظام ارتباطی، هر کسی یا زائرالحسین است یا خادم‌الحسین و خادم زائرالحسین؛ غیر از این دو، هیچ هویت دیگری در این همایش بزرگ شناخته نمی‌شود.

منبع:
۱. مقاتل الطالبین، ابوالفرج اصفهانی، صفحه ۲۰۳ (البته در سال تخریب بارگاه امام حسین (علیه السلام) چهار نقل دیگر شامل سال‌های ۳۰۷ - ۳۰۲ - ۲۸۳ و ۲۷۳ نیز می‌باشد که به نظر جمیع مورخان شامل تخریب دفعه دوم به دست سربازان ترک تبار عباسی بوده‌است).
- حامد سرلکی/ روزنامه قدس
کد مطلب: 75517
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/UgGKLu
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل