پشتونیسم

تاریخ انتشار : شنبه ۲۶ عقرب ۱۳۸۶ ساعت ۱۳:۴۹
«پشتونیسم» به معنای «پشتون گرایی» و «پشتون سالاری» واژه ای است که در فرهنگ سیاسی افغانستان جایگاه ویژه ای دارد ، چرا که در درون این واژه اندیشه ای نهفته است که در تحوّلات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی افغانستان نقش تخریبی زیر بنایی را به عهده دارد. اندیشه ی پشتون سالاری مادرِ تمامی اندیشه های فاشیستی قوم گرایی مانند پان ترکیسم ، ستم ملّی و مغولیسم در افغانستان به شمار  می رود.
 پشتونیسم مبتنی بر فاشیسم قومی است که هدف آن سلطه ی انحصاری سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی پشتونها در افغانستان و پاکسازی قومی، زبانی و فرهنگی در این کشور بوده و آرمان آن تشکیل افغانستان بزرگ و در واقع پشتونستان بزرگ با الحاق ایالتهای صوبه سرحد شمالی و بلوچستان پاکستان به افغانستان می باشد. در حقیقت پشتونیستها تمام سرزمین هایی را که احمد شاه ابدالی در آن ها چند روزی لشکر کشی نموده بود بخشی از پشتونستان بزرگ می دانند.
 اندیشه ی پشتون سالاری مانندهر اندیشه ی دیگری دارای ویژگی هایی است که به واسطه ی این ویژگیها شناخته شده و تعریف می شود. ویژگی های اساسی پشتونیسم آن طوری که در عمل توسط پشتونیستها به نمایش گذاشته شده به شرح زیر است:
۱- سلطه جویی و برتری طلبی انحصارگرانه ی قومی .
۲-  تعصّب و تحجّر مذهبی ، فکری و سیاسی .
۳-  تحریف تاریخ و تاریخ سازی .
۴-  تحقیر اقوام و ملّیت های دیگر .
۵-   رقابت منفی با ایران و فارسی ستیزی در افغانستان .
 در گذشته ها، زمانی که نسبت داشتن به پیامبران الهی مورد توجّه قرار داشت، پشتون ها را از نژاد سامی و از نسل حضرت سلیمان ، می دانستند و زمانی که برتری نژاد آریایی توسط اروپایی ها و بخصوص نازی ها و فاشیست های آلمان مطرح شد، پشتونیستها مانند پهلوی ها و پان ایرانیستها ، طبل آریایی بودن را به صدا در آوردند و برای اثبات این امر محقّقان و نویسندگان افغان اعم از پشتون و غیر پشتون مقاله ها و کتاب های متعددی نوشتند. پشتونیستها در افغانستان به این کار بسنده نکردند و کوشیدند که با سوء استفاده از نام قوم نجیب پشتون و این مطلب که قوم مذکور در افغانستان اکثریت دارد به تنش های قومی و به تبع آن اختلافات فرهنگی، زبانی و اجتماعی دامن بزنند. تلاش هایی صورت گرفت که تاریخ ملّی افغانستان به عنوان یک واحد سیاسی از زمان هوتکی ها و احمد شاه درانی(ابدالی) معیار شناسایی و بررسی تاریخ چند هزار ساله ی افغانستان و فرهنگ و تمدّن کهن این سرزمین قرار داده شود تا پشتوانه ی تاریخی باشد برای توجیه سلطه ی قومی و قبیله ای.
 بدیهی است که فرآیند این گونه تاریخ سازی که با واقعیت های تاریخی، اجتماعی و فرهنگی ناسازگار بود، چیزی جز ایجاد تنش در روابط داخلی مردمان ساکن در سرزمین افغانستان و ایجاد اختلافات، رقابت منفی و حتی دشمنی میان افغانستان و ملّت های همجوار منطقه که با ملّت افغانستان، تاریخ، فرهنگ، زبان و دین مشترک در طول تاریخ، از عصر هخامنشی ها تاکنون داشته و دارند، نبوده و نخواهد بود. تنگ نظری و سلطه جویی قومی و قبیله ای پشتونیستها سبب شد که تاریخ، فرهنگ، زبان و تمدّنی که ملّت افغانستان به آن تعلّق دارد آسیب فراوان ببیند و باعث عقب ماندگی این کشورشود.
به هر حال ، سراغ پشتونیستها را می توان در تمامی گروههای سیاسی اعم از مسلمان و غیر مسلمان که رهبری و اکثریت اعضای مؤثر آنان را افرادی قدرت طلب تشکیل می دهند گرفت. بر این اساس نه تنها احزاب  ویش زلمیان ، افغان ملّت ، ملّت و شاخه ی خلق از حزب حزب دموکراتیک خلق ، متهم به داشتن گرایش پشتونیستی هستند بلکه احزاب اسلامی چون حزب اسلامی حکمتیار ، حزب اسلامی مولوی خالص، حرکت انقلاب اسلامی ، محاذ ملّی اسلامی، تحریک اسلامی طالبان و انجمن های نشرات پشتو و افغانستان بزرگ نیز گرایش پشتونیستی نشان داده اند.
منبع : برگرفته از کتاب آغاز و فرجام جنبش هی سیاسی در افغانستان.
کد مطلب: 75
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/BkUZnc
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل