۱
 

شیخ نادرعلی مهدوی درگذشت + زندگینامه

شیخ نادر علی مهدوی، از چهره‌های مؤثر و مطرح جهاد و سیاست افغانستان به دلیل بیماری درگذشت.
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲۰ میزان ۱۳۹۶ ساعت ۱۹:۱۸
به گزارش پیام آفتاب، شیخ نادر علی مهدوی، از چهره‌های مؤثر و مطرح جهاد و سیاست افغانستان به دلیل بیماری درگذشت.
در ادامه زندگینامه ایشان از نظر می گذرد.
---
زندگینامه استاد شیخ نادرعلی مهدوی
مرحوم الحاج استاد شیخ نادرعلی مهدوی فرزند میرزا کلبی عباس کربلای و جدش ملاحسن رضا در سال (۱۳۱۰هـ، ش) مطابق با سال (۱۹۳۱) میلادی در قریه خواجه نیکپای ولسوالی گزاب ولایت ارزگان در یک خانواده ای دیندار و متدین چشم به جهان گشود. مهدوی تعلیمات ابتدایی را به زادگاهش در سایه مهر پدر آغاز کرد. وی در اوائل دهه(۱۳۳۰هـ، ش) مطابق با سال (۱۹۵۱) میلادی راهی مدرسه علمیه به اوت قول جاغوری می‌ّشود و بیش از سه (۳) سال از محضر اساتید بزرگوار آن مدرسه دینی و فضای معنوی و علمی آن کسب دانش و اخلاق و معنویت کرد و خاطرات شیرین و آموزنده فراوان از آن دوران اقامت خود در جاغوری و ناوه‌گری دارد. در سال (۱۳۳۴هـ، ش) مطابق با سال (۱۹۵۵) میلادی جهت ادامه تحصیل عازم کشور ایران گردید و در شهر مشهد مقدس و در جوار آرامگاه ثامن‌الحجج سکونت یافت. در مدرسه علمیه فقیه سبزواری معروف به باغ رضوان ساکن گردید، نامبرده مدت هفت ماه در آن مدرسه اقامت گزید سپس به مدرسه حاج حسن معروف به باقریه کوچیده ادبیات عرب از جمله سیوطی، حاشیه و مطول را نزد ادیب نیشابوری تحصیل نمود و شرحِ لعمه و مکاسب را خدمت استاد سید احمد مدرس تلمذ کرد. معالم الاصول و مقدمه قوانین را در محضر آیت الله صالحی و رسائل را از شیخ هاشم قزوینی فرا گرفت. دوران تحصیل جناب مهدوی در حوزه علمیه مشهد مقدس در حدود هفت سال به درازا کشید و در سال (۱۳۴۱هـ، ش) مطابق با سال (۱۹۶۲) میلادی جهت طی مراحل علمی بالاتر به سوی حوزه علمیه نجف اشرف رفته و درمدرسه علمیه بادکوبه ای سکونت گزید. او کفایه الاصول را نزد استاد شیخ کاظم ترک که به گفته خودش بسیار فاضل بود فرا گرفت و تکمله الرسائل را خدمت شیخ مسلم ملکوتی تبریزی و بخشی از آن را در محضر مرحوم فلسفی و فیروز آبادی آموزش دید و گاهی در دروس شهید محمد باقرصدر نیز شرکت می‌نمود. پس از اتمام سطوح عالیه دورس حوزه ای ایشان وارد قسمت تخصصی فقه واصول گردید و حدود شش ماه در درس‌های خارج فقه و اصول مرحوم آیت الله خوئی شرکت نمود ولی به علت درخواست پدرش مبنی بر بازگشت ایشان به وطن از ادامه تحصیل در محضر آیت‌اله خوئی بازماند و راهی افغانستان شد. او زمانیکه حوزه علمیه نجف اشرف را به مقصد زادگاهش ترک گفت وارد کشور ایران شد و از آنجا به شهر هرات باستان و از راه قندهار و سپس وارد ارزگان، بعد از طریق راه خلج وارد ولسوالی گزاب شد؛ و پس از دید و بازدید مردم و رفع خستگی سفر، تعدادی از طلاب را برای فراگیری علوم دینی در منزل جذب کرد و روزانه به آموزش و تربیت آنها می‌پرداخت و شبانه به خانه‌های‌شان عودت می‌نمودند، برای تشویق و آموزش بهتر این طلاب سپس به تدریج دست به تأسیس یک مدرسه کوچک دینی زد که حدود بیست نفر طلبه در آن بطور شبانه‌روزی مشغول آموزش و تحصیل گردیدند.
 
وی پس از مدتی به دعوت مردم «گیرو» شهرستان بدانجا منتقل گردید و تدریس علوم دینی و فعالیتهای تبلیغی و اجتماعی خود را در آن ناحیه ادامه داد که این دوره از خدمات دینی وی در حدود سه سال طول کشید و در سال (۱۳۴۵هـ، ش) مطابق با سال (۱۹۶۶) میلادی به دلیل بیماری برادرش به کابل رفته و با بستری شدن او در این شهر مجبور به اقامت در پایتخت کشور گردید. نامبرده در کابل نیز آرام نگرفته پس از پیدا کردند فرصت و آشنایئ به منطقه، در محله تپه سلام نزدیک به کارته سخی (منبر شهید آقای ناصر) و محله قلعه شهاده (منبر آقای تقدسی) به تعلیم و تربیه طلاب دینی و تبلیغ معارف اسلامی رو آورد و متون درسی سیوطی، حاشیه، شرح لعمه و قوانین را مورد تدریس قرار داد و یکی از شاگردان وی که درس سیوطی را نزدش فرا می‌گرفت، محمد کریم خلیلی بود که اکنون معاون دوم ریئس جمهور حامدکرزی می‌باشد. با همه مهارت و چیرگی که جناب استاد شیخ نادرعلی مهدوی در تدریس علوم اسلامی بویژه ادبیات داشت اما این سخنرانیها و خطابه‌های شورانگیز او بود که اسم مهدوی را بر سر زبانها انداخت و نزد مردم بویژه اهالی کابل اعم از شیعه و سنی مطرح و مشهور گردانیده، و محبوب ساخت یکی از افراد شیفته آقای استاد مهدوی مرحوم حضرت حجه الاسلام والمسلمین استاد رئیس یکاولنگی بود که پس از شنیدن چند سخنرانی اش سخت استاد مهدوی را مورد تشویق قرار داد و برای تبلیغ و برگزاری مراسم سخنرانی به یکاولنگ بامیان دعوت کرد.
استاد شیخ نادرعلی مهدوی پس از مرخصی برادرش از شفاخانه (بیمارستان) کابل دعوت رئیس را اجابت کرده به یکاولنگ بامیان رفت و چندی در آن دیار شیعه نشین به ایراد سخنرانی و خطابه‌های پرشور و جذاب پرداخت و در جلسات سخنرانی وی که به همت آقای استاد رئیس یکاولنگی برگزار می‌شد مسؤلان دولتی منطقه نیز اعم از شیعه و سنی حضور به هم می‌رساندند و زبانی به تمجید و تحسین او می‌گشودند، این سفر تداوم یافت و در ادامه به بیداری مردم و شهرت افزون مهدوی گردید.
در آستانه کودتای بدون خونریزی و مخملی سردار محمد داودخان در سال (۱۳۵۲هـ، ش) مطابق با سال (۱۹۷۳) میلادی مهدوی به لشکرگاه مرکز ولایت هلمند مهاجرت کرد و علت آن نیز سخنرانی ایشان در یکی از محافل مذهبی قندهار که در حسینیه آیت الله شیخ محمد آصف محسنی قندهاری برگزار شده بود گفته شده‌است. وی در آن ایام به قندهار رفته بود و روزی در محفل با شکوهی که در محل مزبور منعقد گردیده بود حضور یافت و به گفته خودش خطیب مجلس بنام آقای ملاجان سخنرانی کرد و مردم زیادی از اهالی قندهار اعم از زن و مرد حتی چهار والی (استاندار) قندهار ولایت‌های مجاور نیز بر حسب اتفاق حضور داشتند من با توجه به پایان سخنرانی خطیب مزبور و باقی ماندن فرصت تا اذان ظهر اجازه طلبیده لب به سخن گشودم و سخنرانی پرهیجان و جذابی را ارائه نمودم که آقای محسنی پس از آن از سخنرانی یاد شده، وتأثیرش به نیکی یاد می‌کرد.
در میان حضار در آن مجلس جمعی از شیعیان و طرفداران خاندان اهلبیت و طهارت (ع) از لشکرگاه نیز حضور داشتند آنان پس از این سخنرانی از نامبرده جهت انجام وظایف دینی و آموزش فرزندان خود از ایشان به لشکرگاه دعوت می‌کند و موصوف آن را پذیرفته به آن شهر انتقال یافت. او در لشکرگاه با هدایت و کمک آیت الله محسنی قندهاری مسجد و حسینیه محمدی را پایه‌گذاری کرد و حدود پنج سال را در آن شهر به خدمت همان مردم پرداخت.
با حاکمیت یافتن کمونیست‌ها برکشور که طی کودتای هفت ثور سال (۱۳۵۷هـ، ش) مطابق با بیست و هشت آوریل سال(۱۹۷۸) میلادی رخ داد او از لشکرگاه که تحت فشار کمونیست‌ها بود به روستای زادگاهش در ولسوالی گزاب منتقل شد و در زمستان با حفظ احتیاط دست به کاری نزد. با آب شدن برف‌ها و آمدن بهار سال (۱۳۵۸هـ، ش) مطابق با سال (۱۹۷۹) میلادی که انقلاب اسلامی و مقاومت مردمی برضد رژیم مارکسیستی در کابل آغاز شد او به مبارزان اسلامی پیوست و به شهرستان رفت و ریاست حوزه امنیتی و سیاسی، اسلامی آن منطقه را به عهده گرفت.
موصوف می‌افزاید که «با ابتکار مردم بخصوص بزرگان جاغوری شورای انقلابی اتفاق اسلامی در ورس (بامیان) تشکیل گردید ما مردم هزارستان را متحد نموده در امر جهاد اسلامی و اداره منطقه و رسیدن به اهداف دینی و ملی یاری رساند» و مهدوی نیز به شورای اتفاق پیوست و از عضویت یافتن در آن و اجرای برنامه‌های آن استقبال کرد. وی از آن پس به عنوان یکی از اعضای ارشد شورای اتفاق به ایران و پاکستان مسافرت کرد و نسبت به بازگشایی دفاتر نمایندگی آن در خارج کشور تلاش نمود و در تحولات مختلف هم چنان بر اهمیت شورا و تبیین اهداف و مواضع آن وفاداری به آرمان‌های آن پای فشرد و برخلاف برخی از اعضأ و حتی رهبران شورای اتفاق که تحت تأثیر تبلیغات احزاب و گروه‌های دیگر یا فشار نظامی آنان دست از شورا کشیده بر خلاف باور خویش به احزاب دیگر پیوستند. مهدوی در این راه فشار نظامی ندید اما فشارهای گسترده و سنگین تبلیغاتی و سیاسی را تحمل کرد و به احزاب و گروه‌های تازه تأسیس و پر ادعا پاسخ منفی داد. در سالهای (۱۳۶۶هـ، ش) و(۱۳۶۷هـ، ش) مطابق با سال (۱۹۸۷) و(۱۹۸۸) میلادی که فشارهای سیدمهدی هاشمی «که بعدها اعدام گردید» برگروه‌ها و احزاب افزایش یافت مهدوی هم چنان مقاومت کرد و در یکی از راهپیمایی‌های مهاجران مقیم ایران به مناسبت اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ شوروی سابق که در زمستان (۱۳۶۶هـ، ش) مطابق با سال (۱۹۸۷) میلادی برگزار شد سخنرانی تند و کوبنده بر ضد وی کرد و سیاست‌های نفاق برانگیز و ضداسلامی و خانمان برانداز او را در افغانستان افشا و محکوم کرد.
وی در ادامه به پاکستان رفت و در دفاتر شورای اتفاق در پیشاور و کویته فعالیت می‌نمود با سران احزاب اسلامی اهل سنت و سلطنت طلبان افغانی ارتباط بیشتر گرفت تا اینکه در سال (۱۳۷۱هـ، ش) مطابق با سال(۱۹۹۲) میلادی با سقوط دولت مارکسیستی دکتر نجیب الله به افغانستان رفته و به عنوان وزیر مشاور اولین دولت مجاهدین به ریاست صبغت الله مجددی شروع به کار کرد اما جنگ‌های داخلی و رقابت‌های ناسالم مجاهدین و انحصار طلبی رهبران آن مجال کار نداد و پس از سه ماه به پاکستان بازگشت.
مطلب در خور توجه اینکه مهدوی از افرادی بود که در جریان تحول عمده‌ی احزاب جهادی شیعه و انحلال آنها و تأسیس حزب وحدت اسلامی افغانستان، موضع مخالف گرفت و هرگز به رهبران احزاب شیعی بخصوص سران سازمان نصر افغانستان اعتماد نکرد که آنان مصلحت واقعی را مد نظر داشته در آن راه گام بردارند و پس از آنکه در سال‌های (۱۳۶۹هـ، ش) و (۱۳۷۰هـ، ش) مطابق با سال (۱۹۹۰) و(۱۹۹۱) میلادی حتی رئیس شورای انقلابی اتفاق اسلامی به حزب وحدت پیوسته عضویت در شورای نظارت را پذیرفت، او با سید بهشتی قهر کرد. مخالفت خود را بدان اقدام اعلام کرد و بهشتی را ناقض پیمان‌های حزبی و قرارهای قبلی دانست.
شیخ مهدوی در دهه سالهای (۱۳۷۰هـ، ش) ومطابق با سال (۱۹۹۱) میلادی در پاکستان بسر می‌برد و در بعضی نشست‌های صلح که از سوی طرفداران ظاهرشاه یا سازمان‌های بین‌المللی و منطقه‌ای برگزار می‌شد مانند نشست استانبول، لیبراسکا «آمریکا» و بن شرکت نموده و در دوران سیاه طالبان در تلاشهای دیپلماسی برای صلح افغانستان سهم گرفت.
او می‌گفت در نشست بن که منجر به سقوط طالبان و آمدن صلح در افغانستان گردید. به دلیل درگذشت یکی از بستگانش نتوانست به موقع شرکت کند و اگر بدان شرکت می‌توانست یکی از وزارت خانه‌ها به او تعلق می‌گرفت اما پس از فتح کابل و آمدن دولت انتقالی به ریاست حامد کرزی به عنوان وزیر مشاور تعیین و مشغول بکار گردید و هم چنان استاد مهدوی عضو کمیسیون تدوین قانون اساسی سال (۱۳۸۲هـ، ش) مطابق با سال(۲۰۰۳) و به رسمیت شناختن مذهب جعفری در کنار مذهب حنفی و رسمی شدن زبان فارسی در کنار زبان پشتو تلاش‌های زیادی از خود بخرج داد تا اینکه به اهداف همیشگی خود به کمک و یاری خداوند رسید.
حجت الاسلام والمسلمین استاد شیخ نادرعلی مهدوی وزیر مشاور رئیس جمهور پیشین حامد کرزی در امور دینی و قومی بود. وی از چهره‌های مؤثر و مطرح، خطیب توانا، دانشمند و مجاهد فداکار و مخلص کشور بود.

- عبدالقادرسروری
کد مطلب: 74964
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/tha6UC
 


 
Afghanistan
۱۳۹۶-۰۷-۲۹ ۱۹:۱۴:۰۵
افغانستان عالم ربانی ومتالیه صمدانی رابرای همیشه وداع کرداوچهره تقوا ودیانت بود نالهای شبانه اوانسان رابیاد مولایش علی مینداخت خدااورا بامولای پرهز گاران محشور فرمایدویادشگرامی باد (17844)
 
نام و نام خانوادگی
ایمیل