حماسه غدیر به روایت شعر فارسی

نعمت هدایت بشر توسط انبیاء عظام الهی، والاترین موهبت و عنایت است که خداوند هستی به انسانیت ارزانی داشته و منت عظیم و عزیزی است که هیچ امری با آن همسان نیست و افتخار و مباهات ما مسلمانان آن است که مرحله کامل و اتم این هدایت و جامع‌ترین دین الهی توسط بزرگترین و برگزیده‌ترین پیامبر الهی نصیب ما گردید.
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۶ سنبله ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۳۵
حماسه غدیر به روایت شعر فارسی
نعمت هدایت بشر توسط انبیاء عظام الهی، والاترین موهبت و عنایت است که خداوند هستی به انسانیت ارزانی داشته و منت عظیم و عزیزی است که هیچ امری با آن همسان نیست و افتخار و مباهات ما مسلمانان آن است که مرحله کامل و اتم این هدایت و جامع‌ترین دین الهی توسط بزرگترین و برگزیده‌ترین پیامبر الهی نصیب ما گردید.
دینی که عصاره و فشرده و نتیجه تبلیغ همه انبیاء الهی و کامل‌ترین ادیان است و پیام آور این دین شخصیت عظیم و گران‌قدری است که ۲۳ سال حیات میمون خویش را صرف تبلیغ آن نمود و در این مسیر پر ارزش و مقدس رنج‌ها و مصایب و سختی‌های فراوانی را متحمل شدند.
بی‌شک آنچه که با رنج فراوان به دست آمده باید ثابت و باقی بماند و بعد از رسول گرامی اسلام باید کسان و جانشینان شایسته‌ای باشند که این دین جاودانه و میراث عزیز نبوی را پاسداری و صیانت کنند و در تبیین و تفسیر و توضیح ثقل ثقیل نبوی- قرآن کریم بکوشند و دستورات و فرامین این کتاب الهی را آن‌سان که مقبول و مرضی الهی است، به گوش آیندگان برسانند که قطعاً فلسفه معرفی وصی بر حق پیامبر علی‌ابن ابی‌طالب (ع) در حجه‌الوداع نبوی و در موضع غدیرخم موید این موضوع است.
از دیگر سو، واقعه غدیر، از آنجا که روشنایی بخش حیات طیبه اسلام و عامل ثبات و بقا و وحدت مسلمین است، همواره در دیده اهل خرد و بینایی جایگاهی والا و بالا دارد، زیرادر این روز عزیز، با اعلام وصایت علوی توسط رسول اکرم، دین و نعمت الهی کامل و تمام شد و با تحقق ولایت، دین خاتم الهی، کامل گردید و عید غدیر، عید ولایت و اتمام نعمت و اکمال دین نام گرفت. اندکی پس از این واقعه عظیم، حسان‌بن ثابت، شاعر پیامبر (ص) که در طلوع فجر اسلام در مدح رسول اعظم و در مواضع و مواقع متعدد اشعاری می‌سرود، قصیده غرایی را سرود:

ینادیهم یوم الغدیر نبیهم
نجم و اسمع بالرسول منادیا
یقول فمن مولاکم و ولیکم
فقالو و لم یبدوا هناک التعامیا

ـ پیامبر در روز غدیر خم، آنها را ندا داد و با آوازی بلند فرمود که آیا همگی می‌شنوید؟ فرمودند که مولا و صاحب اختیار شما کیست؟ همگی بدون پرده‌پوشی فریاد زدند:

الهک مولانا و انت ولینا
و لم ترمنا فی الولایه عاصیاً
فقال له قم یا علی فاننی
رضیتک من بعدی اماماً وهادیاً

ـ خدای تو، مولای ما و تو ولی ما هستی و توای رسول، در این مورد از ما نافرمانی نشینده‌ای. در این هنگام به علی (ع) فرمودند که برخیز که من تو را به امامت و هدایت مردم پس از خود معرفی می‌کنم.

فمن کنت مولاه فهذا ولیه
فکونوا له انصار صدق موالیا
هناک دعا اللهم و ال ولیه
فکونوا له انصار صدق موالیا

ـ پس پیامبر فرمودند: هر کس را که من مولای اویم، علی مولای اوست. پس برای او یاران وفاداری باشید و در آن مکان دعا فرمودند که خدایا! دوستانش را دوست و دشمنانش را دشمن باش.
آنگاه رسول اکرم به حسان فرمودند: تا آن هنگام که ما و ذکر ما را به زبان جاری می‌کنی، همیشه موید به روح‌القدس باشی؛ و این‌سان نخستین شعر در خصوص این حماسه جاوید سرنوشت‌ساز بشری سروده و در تاریخ ادب این روز ثبت گردید.
مضمون غدیریه که همان اشعار شاعران در خصوص این رویداد به حساب می‌آید، در ادب و شعر ما جایگاهی والا یافت، اشعاری که علاوه بر ارزش ادبی و هنری با عمق عشق ایمان و ولایت دوستی شاعران قرین است و بالطبع تأثیر این اشعار بر ذهن و قلب و ژرفای وجودی مخاطبان مضاعف و دو چندان است و به لحاظ ثبت این روز متبرک حیات اسلام، همچون سندی معتبر و مهم، دارای ارزش و والایی است.
اگرچه ارتباط تنگاتنگ و متقابل ادبیات فارسی، با علوم مختلف باعث گردیده که مضامین و مفاهیم و قوالب متعددی در حوزه ادبیات فارسی وارد گردد و ذهن ژرف‌اندیش و دقیق شاعران به سوی موضوعات ریز و درشتی در همه زمینه‌ها رهنمون شود، اما ذکر این نکته هم لازم و ضروری و قابل توجه است که هر رویداد و حادثه‌ای نمی‌تواند در قلمرو ادبیات وارد شود و چه بسیارند حوادثی که در ادب ما هیچ و یا حداقل کمتر به آنها توجه شده‌است؛ و لهذا عنایت ویژه شاعران و ادبای نکته‌سنج به حماسه غدیر، موید عظمت و شکوهمندی این رویداد عظیم است، چرا که بی‌شک پس از بعثت نبوی پیامبر اعظم، غدیر، بزرگترین واقعه تاریخ اسلام و انتصاب علوی است و غدیر فصلی بهارگونه در پهنه قرن‌هاست که علی (ع) را همچون گلی بر دامن ولایت نشاند و عامل یاس دشمنان و امیدواری مؤمنان گردید.

در این مقال کوتاه، جایگاه این حماسه رفیع در اشعار شاعران فارسی‌گوی بررسی و نمونه‌هایی از ابیات آنان ذکر می‌شود.

حکیم ابوالقاسم فردوسی:
اگر چشم داری به دیگر سرای
به نزد نبی و وصی‌گیر جای
بدین زادم و هم بدین بگذرم
چنان دان که خاک پی حیدرم

حکیم کسایی مروزی:
مدحت کن و بستای کسی را که پیمبر
بستود و ثنا کرد و بدو داد همه کار

دقیقی‌طوسی:
کیوس‌وار بگیرد همی به چشم اکوس
به‌سان فرخ شهبا امیر روز غدیر

منوچهری دامغانی:
آهنی در کف چون مرد غدیر خم
به کتف باز فکنده سر هم دو گم

ناصرخسرو:
بنگر که خلق را به که داد و چگونه گفت
روزی که خطبه کرد نبی بر سر غدیر
دست علی گرفت و بدو داد جای خویش
گر دوست او گرفت جز از دست او مگیر

سنایی غزنوی:
هم نبی را وصی و هم داماد
جان پیغمبر از جمالش شاد
نایب مصطفی به روز غدیر
کرده در شرع خود مر او را میر
خوانده در دین و ملک مختارش
هم در علم و هم علمدارش

انوری:
طاهر آن طاهر نسب صاحب که حکم شرع را
در ادای عرق پای او محیط آمد غدیر

عطار نیشابوری:
چون که او برگشت از حج‌الوداع
در غدیر خم مکان کرد آن مطاع
جبرئیل از حضرت عزت رسید
نزل از حضرت به پیش او کشید
پیش او از پیش حق آورد پیک
آیه یا ایها بلغ الیک

مولانا:
دائم از ولایت علی خواهم گفت
چون روح قدس «ناد علی» خواهم گفت
زین سبب پیغمبر با اجتهاد
نام خود و آن علی مولا نهاد
گفت بر هر کس منم مولا و دوست
ابن عم من علی مولای اوست

ابن یمین:
آن را که پیشوای دو عالم علی بود
نزد خدای منزلش بس علی بود
هر کس که مؤمن است به فرمان مصطفی
مولاش اگر عناد ندارد علی بود

عاشق اصفهانی:
آن‌که حاصل گشت از وی دین ایزد در کمال
چون به نص مصطفی مخصوص گشت روز غدیر

قاآنی شیرازی:
همچو احمد پای تا سر گوش باید شد تو را
تا توانی امتثال حکم داور داشتن
امر حق فوری است باید مصطفی روز غدیر
از جهاز اشتران، چار منبر داشتن
بایدش دست خدا را فاش بگرفتن به دست
روبهان را آگه از سهم غضنفر داشتن

سروش اصفهانی:
از خلد فراز آمد عید وصی خم
شادند به این عید نو آئین همه مردم
امروز نهاد ایزد منت به سر ما
بر خوان ز نبی آیت اتممت علیکم
امروز نبی داد سزا را به سزاوار
در زیر قبایل شده پهنای زمین گم
دست وصی بر حق بگرفت و برافراشت
چون چشم خورشید که بر چرخ چهارم

هاتف اصفهانی:
ز افعال و صفات و ذاتت آگه نیستم لیکن
تویی دانم امام خلق بعد از مصطفی حقا

عمان سامانی:
ز بعد قطع منازل در این همایون روز
عنان کشیده به خم غدیر ساخت مقام
رسول شد ز خدا زی رسول روح‌القدس
که‌ای رسول به حق، حق تو را رسانده سلام
که‌ای به خلق من از من خلیفه منصوب
به گوش کامده نصب خلیفه را هنگام
ساخت سید دین منبر از جهاز شتر
که تا پدید کند هر چه شد بر او الهام
بر آن برآمد و اسرار حق هویدا ساخت
بلند کرد علی را بدین بلند کلام
که من نبی شمایم علی امام شماست
زدند نعره که نعم‌النبی، نعم الامام

شمس‌الفصحا (محیط قمی):
گرفت عهد از اشیا دو روز رب قدیر
یکی به روز الست و یکی به روز غدیر
پس از فراغت اعمال حج بازپسین
رسید خواجه لولاک چون به خم غدیر
به حضرت نبوی جبرئیل شد نازل
به امر بار خدا ایزد سمیع و بصیر
بخواند آیه یاایها الرسول بر او
که هست امر به نصب امیر خیبر گیر
گرفت دست علی را به دست و کرد بلند
چنان‌که در نظر ناظران نماند ستیر
بگفت هر که منش مقتدا و مولایم
علی اوست او را مولا بر اوست امیر

میرزا حبیب خراسانی:
جام عشق از حوض کوثر خورده‌ایم
ساقی و خم و غدیر ما علی است
گفت پیر ما که موسی را وزیر
بود اگرهارون وزیر ما علی است

ادیب‌الممالک فراهانی:
امیرالمؤمنین شاه ولایت
خداوند جهان صدر مهیمن
ز امر حق تعالی در چنین روز
به تخت خسروی آمد ممکن
خطاب آمد ز یزدان کای پیمبر
علی را بر خلافت کن معین

میرزامحمدکاظم صبوری:
منت ایزد که دین پاک پیمبر
فرو بها یافت که ولایت حیدر
ما که کنون از خم غدیر پیاپی
باده کشیم از ولای ساقی کوثر

رفعت سمنانی:
شد مصطفی به منبر با شوکت و جلالت
فرمود کای خلایق شد باز باب رحمت
آمد علی پس از من فرمانروای ملت
امرش چو امر یزدان شد واجب الاطاعت

ملک‌الشعرای بهار:
در غدیر خم خطاب آمد ز حق بر مصطفی
تا علی را او ولی بر مهتر و کهتر کند
تا رساند بر خلایق مصطفی امر خدای
از جهاز اشتران از بهر خود منبر کند
گوید آن کاو را منم مولا، علی مولای اوست
زین راز طاعت او گر کس سر در کند
داورش خوانده ولیّ و احمدش خوانده وصی
هم وصایت، هم ولایت ز احمد و داور کند

ادیب پیشاوری:
از پی آن کز خدای آورد روشن نامه را
نیست کس جز باب شبیر و شبر سرور را

محمدحسین صغیر اصفهانی:
با اهل زمین برگو کز عرش بشیر آمد
خیزید به استقبال آن عرش سریر آمد
بر خیل خراباتی ده مژده که پیر آمد
با جلوه اللهی در خم غدیر آمد
ز ریا و کبر بگذر جلوات کبریا بین
به مقام سعی دل را همه روضه الصفا بین
به خم غدیر امروز تجلی خدا بین
به ملا لقای حق را به لقای مرتضی بین
هان عید غدیر آمده‌ای ساقی مهوش
وز خانه قدرت شده گل کشت منقش
امروز روز نصب وصی پیمبر است
اندر خم غدیر یکی طرفه محضر است
از چشم دل ببین که نبی فوق منبر است
روحش قرین وجد ز پیغام داور است
بدین عید نه شبه و نه نظیر است
ندانی اگرش عید غدیر است
بفرمود به امت که بدانید
هم این قصه در اطراف بخوانید
هر آن را که به من هست تولا
مر او راست علی سید و مولا
در خم غدیر کز خدای ازلی
رفت آن همه تأکید به تعیین ولی
دانی چه نتیجه کشف شد از اسلام
مقصود علی بود و تولای علی

مهدی الهی قمشه‌ای:
از غدیر مشتهر امت ار کشید سر
به روز حکم دادگر می‌رسد به داوری

نیما یوشیج:
آن کس که ولایت تو را منکر شد
برتافت رخ از حقیقت و کافر شد
گر نور طریقی است باشد روشن
کز پرتو ذات مرتضی ظاهر شد

محمدحسین شهریار:
اگر سنجند هر سهمی در اسلام
هر آن کو سهمگین‌تر حصه من
به غوغای غدیر خم ندیدند
به دست شه چو شاهینم نشیمن
نه به آن خطبه من کنت مولاه
علی را برد بر اعلی و اعلن

نتیجه:
ادبیات شیعه با نام علی (ع) عجین و نام علی (ع) با غدیر زیبنده است. هر جا نام علی‌ابن ابی‌طالب در اشعار شاعران فارسی‌گوی می‌آید، دنیایی از عشق و مودت و اخلاص و فضایل موج می‌زند و اندیشه شاعر در اوج لطافت و زیبایی و روایح خوش آسمانی به پرواز در می‌آید ودر پرتو این انوار ملکوتی و آن سوی ذهن شنونده در برابر اوج بلند مرتبگی و ولایت علی (ع) سر تعظیم فرود می‌آورد و دست ادب را بر سینه می‌چسباند. از اینرو این عشق و مودت باعث گردیده تا دواوین اکثر شاعران فارسی زبان با نام و یاد و مدح علی (ع) مزین و از چشمه‌سار غدیر علی سیراب و منور گردد.
باید دانست که نعمت بزرگ امامت و ولایت با ارزش‌ترین گوهری است که خداوند سبحان به همگان عطا کرده و لذا باید با کمک به این حبل متین الهی و با تبعیت از این شجره طیبه که می‌تواند سعادت دنیا و اخروی همگان را رقم زند، موجبات نیک نامی دنیا و عقبی را فراهم کرد. زیرا در دنیای پر ظلمت و آکنده از ظلم و مشحون از عقاید باطل و مکر و زور و تزویر، تنها چراغی که روشنی حقیقی و دائمی دارد، سراج منیر عترت و انوار مشعشع و پر فروغ علی‌ابن ابی‌طالب و فرزندان اوست و در پرتو عنایت ذوات مقدسه ایشان است که می‌توان به قرآن و حقایق و معارف آن به عنوان دیگر ثقل الهی دست یافت.
-علی خوشه چرخ‌آرانی / روزنامه اطلاعات
کد مطلب: 73835
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/E6yMFE
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل