نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » خبر » بین‌الملل

ریشه‌های مفهوم سرمایه اجتماعی

۲۲ سنبله ۱۳۹۶ ساعت ۹:۴۱

مرجع : شرق

در سال‌های اخیر، مفهوم سرمایه اجتماعی به معنای اینکه مشارکت در گروه و جامعه، می‌تواند برای فرد منافع و کارکردهای مثبتی داشته باشد، یکی از رایج‌ترین مفاهیمی است که از علوم اجتماعی وارد ادبیات حوزه‌های دیگر علمی و حتی وارد زبان عمومی شده‌است.

در سال‌های اخیر، مفهوم سرمایه اجتماعی به معنای اینکه مشارکت در گروه و جامعه، می‌تواند برای فرد منافع و کارکردهای مثبتی داشته باشد، یکی از رایج‌ترین مفاهیمی است که از علوم اجتماعی وارد ادبیات حوزه‌های دیگر علمی و حتی وارد زبان عمومی شده‌است. تأکید بر اهمیت اثرات مثبت روابط اجتماعی بر فرد و نگرانی و دغدغه نسبت به تنزل روابط اجتماعی معنادار در جوامع جدید، از مفاهیم و بحث‌های قدیمی جامعه‌شناسی هستند و می‌توان گفت واژه سرمایه اجتماعی در این معنی، مفهوم نو و جدیدی نیست و به آرای پیش‌کسوتان جامعه‌شناسی مانند کارل مارکس، امیل دورکیم یا گئورک زیمل برمی‌گردد. باقر ساروخانی و امرالله امانی‌کلاریجانی در مقاله‌ای علمی که دربارهٔ سرمایه اجتماعی و شاخص‌های آن منتشر کرده‌اند، به تعاریف سرمایه اجتماعی و ارزیابی شاخص‌های آن پرداخته‌اند که در ادامه به آنها اشاره می‌شود و خلاصه‌ای از این مقاله با حذف منابع آن، می‌آید. تحقیقات معاصر دربارهٔ جامعه مدنی به این نتیجه عام دست یافته‌اند که در نظام اجتماعی، سه عنصر مهم وجود دارد که بعضاً با یکدیگر متحاضم بوده و اگر بین آنها تعادل ایجاد نشود، جامعه با مشکل روبه‌رو خواهد شد. این حوزه‌ها عبارت‌اند از بازار (اقتصاد)، اجتماع و دولت. تجربه کشورهای گوناگون نشان می‌دهد که تسلط و قدرت بلامنازع هر یک از این حوزه‌ها، می‌تواند آثار مخرب و آسیب‌های جدی برای جامعه به‌همراه داشته باشد. درواقع، واژه سرمایه اجتماعی که در اواسط سال‌های ۱۹۸۰ از سوی افرادی چون کلمن یا بوردیو مطرح شد، امروزه به یکی از مصطلح‌ترین مفاهیم علوم انسانی تبدیل شده‌است. درعین‌حال وجود کلمه سرمایه در واژه سرمایه اجتماعی، بر این تأکید دارد که سرمایه اجتماعی مثل سرمایه انسانی یا سرمایه اقتصادی، مولد است، یعنی فرد می‌تواند از طریق سرمایه اجتماعی ارزشی به وجود آورد، کاری انجام دهد، به هدفی نائل آید، مأموریتی را به انجام برساند که در صورت فقدان سرمایه اجتماعی، آن اثر به‌وجود نمی‌آید.

سرمایه اجتماعی اگر چه مفهومی نوین و نوپا در عرصه مطالعات اجتماعی است اما این مفهوم ریشه در روابط نوع بشر دارد. امروزه این امر مسلم است که رسیدن به توسعه، جامعه مدنی، معیارهای جهان‌شمول و بستر مناسب برای زیست اجتماعی تنها با وجود سرمایه اجتماعی شکل می‌گیرد. سرمایه اجتماعی از طریق جریان‌های اطلاع‌رسانی مثل آموزش مربوط به مشاغل، تبادل عقاید، تبادل اطلاعات، هنجارهای مربوط به معاملات در شبکه‌های اجتماعی، مشارکت‌های مردمی، گروه‌های خودیاری، روحیه جمع‌گرایی در برابر فردگرایی و نوع‌دوستی شکل می‌گیرد. سرمایه اجتماعی را در بین گروه‌های دوستی، همسایگان، هم‌مسلکان، هم‌مدرسه‌ای‌ها، اعضای کلوپ‌های ورزشی و … می‌توان مشاهده کرد. در کل، می‌توان سرمایه اجتماعی را زیربنا و زمینه‌ساز اصلی فرایند مدرنیزاسیون دانست؛ پس به‌دلیل قرارداشتن کشور ما در حالت گذار و ضرورت برنامه‌ریزی‌های همه‌جانبه به منظور دستیابی به توسعه پایدار و عبور از حالت گذار و رسیدن به یک ثبات نسبی و واقعی، شناخت میزان و نوع سرمایه اجتماعی و به‌کارگیری عواملی که سبب افزایش این متغیر اجتماعی می‌شود، لازم است. رابرت پوتنام سرمایه اجتماعی را مجموعه اعتماد، هنجارها و شبکه‌های پیوند که همکاری را برای سود متقابل تسهیل می‌کند، می‌داند که نتیجه آن انواع متفاوتی از کنش‌های جمعی است. او سه شاخص برای سرمایه اجتماعی در نظر می‌گیرد: آگاهی، مشارکت و نهادهای مدنی. جیمز کلمن در تعریف سرمایه اجتماعی از نقش و کارکرد آن کمک گرفته و تعریف کارکردی از سرمایه اجتماعی ارائه می‌دهد.

به نظر او سرمایه اجتماعی شیئی واحد نیست، بلکه انواع چیزهای گوناگونی است که دو ویژگی مشترک دارد: اول همه آنها شامل جنبه‌ای از یک ساخت اجتماعی هستند، دوم کنش‌های معین افرادی که در درون یک ساختار قرار دارند را تسهیل می‌کنند. شکل معینی از سرمایه اجتماعی در تسهیل کنش معین ارزشمند بوده و ممکن است برای کنش‌های دیگر بی‌فایده یا کم‌فایده باشد.

از نظر پیر بوردیو، سرمایه اجتماعی جمع منابع بالقوه و بالفعلی است که نتیجه مالکیت شبکه بادوامی از روابط نهادی‌شده بین افراد و به عبارت ساده‌تر، عضویت در گروه برای دستیابی به منابع آن گروه است. در واقع پیوندهای شبکه‌ای باید از نوع خاصی باشند، یعنی مثبت و مبتنی بر اعتماد. اگر بخواهیم کاربردها، مقاصد و تعاریفی را که در علوم اجتماعی از این مفهوم می‌شود دسته‌بندی و پیشینه این مفهوم را در آرای اندیشمندان متأخر و کلاسیک جست‌وجو کنیم، شاید در چند حیطه بتوان به ردیابی آن پرداخت. دسته‌ای ردیابی این مفهوم را از کارل مارکس آغاز می‌کنند. او در کتاب «سرمایه» به مسئله همبستگی از روی اجبار و ضرورت که در آن قرار می‌گیرند؛ مانند وضعیت مهاجران و پناهندگان در یک جامعه، به این معنی که شرایط منفی و بحرانی افراد را به‌سوی استفاده از انرژی جمعی، توانایی‌های بالقوه جمعی، اتکا به یکدیگر و توسل به پشتیبانی یکدیگر و استفاده از پتانسیل‌های گروهی ترغیب می‌کند. این خاصیت، امروز نیز به‌نوعی در مفهوم سرمایه اجتماعی مطرح است، انرژی جمعی و اتکا به پشتیبانی افراد در مناسبات جمعی، به‌نحوی‌که با نتایج مثبت یا منفی افراد را گردهم جمع می‌آورد.

رویکرد دیگر در آرای جورج زیمل قابل بازشناسی است؛ یعنی جایی که او از مفهوم «بده‌بستان» یا «دادوستد» صحبت می‌کند. مبنای بده‌بستان، هنجارها و قواعد رفتاری است که افراد برای سامان‌دادن به مناسبات بین‌فردی، مبادلات و تعاملاتی که برای بقای خود ضروری می‌دانند وضع می‌کنند. البته با توجه به سود و منفعت در مقابل چنین سرمایه‌گذاری‌ای که می‌تواند هر شکلی به حوزه خود بگیرد افراد توقع دارند، کمک و لطفی که نشان می‌دهند جبران شود. برخی چنین تعبیر می‌کنند که این مطلب سود و نفع که ضرر تا پاداش و سود آنی و زودهنگام را دربر نمی‌گیرد، در مقابل ایثار و دگرخواهی قرار دارد. در این رویکرد مفهوم سرمایه اجتماعی به دادوستدهایی که افراد در زندگی اجتماعی صورت می‌دهند تقلیل می‌یابد. البته با ملاحظات مشخص و منفعتی که دیر یا زود، انتظار برآورده‌شدن آن می‌رود، این نگاه به مبادلات اجتماعی امروز رواج بیشتری دارد؛ به‌عنوان‌مثال این نگاه در ادبیات اقتصادی که با نئوکلاسیک‌ها آغاز شد و وجوه فلسفی آن از مکتب اصالت سود ریشه گرفته‌است وجود دارد یا به‌طورکلی و مشخص در نظریه مبادله و کنش متقابل به آن پرداخته شده‌است. این گروه‌ها و گرایش‌ها به سرمایه اجتماعی به نگاه دوم بر مبنای دادوستد اجتماعی می‌پردازد.

رویکرد سوم که اثرات عمیق و نسبتاً فراگیری برجای گذاشته، مباحثی است که با «امیل دورکیم» آغاز و پس از او با «تالکوت پارسونز» پیگیری شد. این افراد با نگاهی انتقادی و در پاسخ به بینش‌ها و رویکردهایی که مفهوم سرمایه را به مبادلات اقتصادی تقلیل می‌دادند، به طرح مفهوم ارزش پرداختند و تعبیر خود را به‌نوعی بر درون‌فکنی ارزشی استوار کردند؛ یعنی تعهداتی که بر مبنای آنها، ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی است. این روابط، تعاملات و همکاری‌ها که به طور عام به آن سرمایه اجتماعی می‌گوییم، ریشه در هنجارها و ارزش‌های جامعه دارند. چنین هنجارها و ارزش‌هایی افراد را فارغ از دغدغه‌های معیشتی بر قرارداد به ایفای نقش‌ها و اعمال خود ترغیب می‌کنند.