سیمای امام هادی(ع) در آینه ادبیات

یکی از موثرترین روش‌های مبارزه در آن عصر، بهره جستن از زبان سحرانگیز شعر برای بیان مفاهیم و نشر و ترویج آرمان‌ها و ارزش‌ها بود که این مهم به شهادت تاریخ همواره مورد توجه خاندان پاک وحی علیهم‌السلام قرار داشت. امام هادی(ع) همانند اجداد طاهرش از فصیح‌ترین و بلیغ‌ترین مردمان عصر خویش بودند و این نکته از آثار به یادگار مانده از ایشان به خوبی درک می‌شود.
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۵ سنبله ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۲۵
سیمای امام هادی(ع) در آینه ادبیات
حضرت امام علی بن محمد(ع) ملقب به «نقی» و «هادی»، پیشوای دهم شیعیان جهان، در یکی از حساس‌ترین و دشوارترین برهه‌های تاریخ، هدایت جامعه اسلامی را برعهده گرفتند.
دوران امامت و زندگانی آن حضرت، همزمان با خلافت چند تن از خلفای سفاک و سیاهکار عباسیان بود که علیرغم تفاخر به انتساب با رسول اکرم(ص)، در کینه‌توزی و عداوت با عترت گرامی آن حضرت، کم از خلفای بنی‌امیه نداشتند و حتی در مقایسه با آن روزگار، به چنان درجه‌ای رسیده بودند که با تحمیل انواع فشارها و محدودیت‌ها، جامعه اسلامی را به اختناق و خفقانی سیاه دچار سازند. به عبارت دیگر در عصر خلفای بنی‌عباس جدالی سهمگین و همه‌جانبه علیه اندیشه و حدیث شکل گرفت و دستگاه خلافت تمام توان خویش را برای سرکوب مخالفان حکومت فاسد و خودکامه عباسی به کار بست و هر فریادی را در گلو خفه کرد.
در چنین شرایطی لبریز از خوف و وحشت، تنها پایگاه مبارزه با استبداد خلفای ستم‌پیشه و تنها فریاد رسا و سازش‌ناپذیر عصر حضرت امام هادی(ع) بود که در چند سنگر، یک تنه بر علیه نفاق‌ها، انحراف‌ها، بدعت‌ها، ظلم‌ها و … ایستاده و از مبارزه خستگی‌ناپذیر خویش تا واپسین نفس دست نشستند.
تفتیش‌ها، توطئه‌ها، تهدیدها و تبعیدها، هیچ‌کدام در عزم آهنین امام خللی ایجاد نکرد و امام علیرغم مراقبت‌های شدید جاسوسان دستگاه خلافت ارتباط خویش را با جامعه اسلامی حفظ نموده و به روشنگری‌های شجاعانه خود تداوم بخشیدند.
آنچه دستگاه خلافت را بیش از هر چیز دیگر می‌آزرد و به خشم می‌آورد احترام و ارادت اصحاب علم و ادب بود که به تحقیق دریافته بودند که امام سرآمد علم و ادب و حکمت است و در این مقام هیچ‌کس را یارای برابری با مرتبه رفیع و الهی آن حضرت نمی‌باشد، به همین اعتبار علما و ادبا از هر فرصتی برای شرفیابی به محضر امام بهره گرفته و استفاده از محضر ارزنده ایشان را مایه فخر و مباهات می‌دانستند.
دستگاه خلافت از آنجا که عمیقاً آلوده دنیاپرستی و هوای نفس بود، با اشراف به دانش و تقوای الهی امام، از محبوبیت و مقبولیت آن حضرت به شدت هراسناک بود و می‌کوشید با تنگ‌تر کردن حلقه محاصره در بین امام و امت فاصله ایجاد نماید و نخستین گام در راه تحقق این دسیسه شوم دور کردن امام از مدینه بود.
دستگاه خلافت اگرچه خود را امپراتوری بزرگ و مقتدر می‌پنداشت و بر گستره پهناوری که بر آن حکم می‌راند، دلخوش بود، اما همواره در مقابل مدینه که شهر خاندان پیامبر(ص) بود و در طی قرون به تدریج به پایگاه علویان و دانشگاه خردورزان شده بود، احساس خطر و حقارت می‌کرد.

امام هادی و ادبیات متعهد
یکی از موثرترین روش‌های مبارزه در آن عصر، بهره جستن از زبان سحرانگیز شعر برای بیان مفاهیم و نشر و ترویج آرمان‌ها و ارزش‌ها بود که این مهم به شهادت تاریخ همواره مورد توجه خاندان پاک وحی علیهم‌السلام قرار داشت.
امام هادی(ع) همانند اجداد طاهرش از فصیح‌ترین و بلیغ‌ترین مردمان عصر خویش بودند و این نکته از آثار به یادگار مانده از ایشان به خوبی درک می‌شود.
از سخن سرایان نامدار هم عصر ایشان می‌توان به شاعران ذیل اشارت داشت: «نجاشی» در «فهرست» به نقل از برادرش ذکر کرده‌است که دعبل خزاعی شاعر نامدار شیعه محضر امام محمد بن علی جواد(ع) را درک و او را دیدار کرده‌است.
در کتاب منتهی‌الآمال (ج۲، ص۴۴۶) تألیف ثقةالاسلام شیخ عباس قمی نقل شده‌است که ابوهاشم جعفری اشعاری نیکو در مناقب ائمه(ع) سروده و ابن میاش در اخبار ابوهاشم نوشته که شیخ طبرسی در «اعلام الوری» از آن نقل کرده‌است.
ابوهاشم جعفری از نوادگان جعفر طیار بود و سیدبن طاووس وی را از وکلاء امامان برشمرده است. شیخ طبرسی نقل کرده‌است که در دوران کسالت امام هادی این اشعار توسط ابوهاشم جعفری سروده شده‌است که بیانگر اندوه شاعر از این ماجراست:

مادت الارض بی وادت فؤادی
و اعترتنی موارد العرواء
حین قیل الامام نضو علیل
قلت نفس فدته کل الفداء
مرض الدین لا عتلالک واعتل
و غارت له نجوم السماء
عجبا ان منی بالداء و السقم
و انت الامام حسم الداء
انت اسی الادواء فی الدین و
الدنیا و محیی الاموات و الاحیاء
(بحار الانوار ـ ج۱۲ ـ ص۱۹۶)

یعنی: «مضطرب و متزلزل شد زمین و بر من سنگین شد فوأد و دل من و فرو گرفت مرا تب و لرز هنگامی که به من گفتند امام(ع) لاغر و نحیف گشته. گفتم: جان من و تمام هستی فدای او باد، پس گفتم: مریض و نحیف شد دین برای خاطر تو و ستارگان برای بیماری تو فرو شدند، ای پیشوای من شگفتم که تو مبتلا به درد و ناخوشی شوی و حال آنکه تو امامی هستی که درد و مرض را می‌بری و قطع می‌کنی، و تویی طبیب دردهای دین و دنیا، تویی که حیات می‌بخشی مردگان و زندگان را.)
ابن شهر آشوب و قطب راوندی از ابوهاشم جعفری روایت کرده‌اند که وی به سبب کرامت امام هادی(ع)، توانایی تکلم به هفتاد و دو زبان را یافته که اولینش زبان هندی بوده‌است.
از دیگر سخنوران نامدار معاصر امام نقی(ع) ابن سکیت بن یعقوب بن اسحاق اهوازی شیعی است که وی را از ائمه لغت و حامل لواء علم عربیت و ادب و شعر و صاحب اصلاح و منطق و از خواص امام دهم برشمرده‌اند. وی را به جهت کثرت سکوتش «ابن سکیت» می‌خواندند. وی شاعری صریح و بی‌باک بود و به سبب حق‌گویی و دفاع از حریم ولایت، مغضوب متوکل خلیفه ملعون عباسی قرار گرفت و در سال ۲۴۴ به شهادت رسید.
در کتاب احقاق الحق (ج۱۲ص۴۵۴) روایت شده‌است که مأموران دستگاه خلافت امام هادی(ع) را تحت الحفظ به نزد متوکل خلیفه جابر عباسی بردند، در حالیکه متوکل در حال باده‌نوشی بود.
دران حال چون چشم خلیفه بر امام افتاد، عظمت و هیبت امام او را فرا گرفت و بی‌اختیار ایشان را تکریم کرده و در کنار خود نشاند و جام شرابی را که در دست داشت به آن حضرت تعارف کرد. لیکن امام سوگند یاد کرد که گوشت و خون با چنین چیزی آمیخته نشده، پس مرا معاف دار. خلیفه از این کار دست برداشت و گفت: شعری بخوان! امام فرمود: چندان شعر از من روایت نشده‌است. خلیفه اصرار کرد که از این کار چاره‌ای نیست. پس حضرت اشعار زیر را در مذمت دنیا و سرانجام سلاطین انشاء فرمود:

با توا علی قلل الاجبال تحر سهم
غلب الرجال فلم تنفعهم القلل
و استنزلوا بعد عز من معاقلهم
و اسکنوا حفراً یا بئسما نزلوا
ناداهم صارخ من بعد مادفنوا
این الاساور و التیجان والکلل
این الوجوه آلتی کانت منعمة
من دونها تضرب الاستار و الکلل
فافصح القبر عنهم حین سائلهم
تلک الوجوه علیها الدود تنتقل
قد طال ما اکلوا دهراً و قد شربوا
و اصبحو الیوم بعد الاکل قد اکلوا
(بحار الانوار ـ ج۱۲ ـ ص۱۸۷)

یعنی: (بر قله کوهسارها شبها را به روز آوردند و مردان نیرومند از آنان پاسداری می‌کردند، ولی قله‌ها نتوانستند آنان را از خطر مرگ برهانند، پس از عزت از جایگاه‌های امن به پایین کشیده شدند و در گودالهای گور جان دادند، گور چه منزل ناپسندی است. پس ازآنکه دست‌بندها به خاک سپرده شدند، فریادگری فریاد برآورد: پس کجاست آن دستبندها، تاجها و لباسهای فاخر؟ کجاست آن چهره‌های به ناز و نعمت پرورده که به احترامشان پرده‌ها می‌آویختند. گور به جای ایشان پاسخ داد: بر آن چهره‌ها هم اکنون کرم‌ها راه می‌روند و…)
تأثیر این شعر چنان بود که بنا به روایت کنزالفوائد کراچکی، متوکل جام شراب را بر زمین زد و چنان به سختی گریست که ریشش تر شد و دیگر مجلسیان نیز اینچنین گریستند و متوکل دستور داد تا بساط شراب را جمع کنند و امام(ع) را با احترام به منزل بازگردانند.
عظمت امام و تأثیر اعجاب‌آور این شعر زمان بیشتر خواهد شد که متوکل را با تمام قساوتها و شقاوتها و رذالتهایش در نظر آوریم. چنان‌که فرمانی از محققان اهل سنت در «اخبار الدول» در خصوص وی چنین نگاشته‌است: «در سال ۲۳۷ متوکل فرمان داد تا مرقد امام حسین(ع) و بناهای اطراف آن را خراب کنند و در آنجا منع کرد مردم را از زیارت آن حضرت و زمین کربلا را شخم و شیار کرد. آنگاه مسلمین از این واقعه بسیار متألم شدند و بر در و دیوار دشنام بر او نوشتند و شعراء او را هجو کردند.»
چنان‌که از کتب معتبر و منابع موثق استفاده می‌شود امام‌هادی(ع) نسبت به شعر و شاعران متعهد، توجه فراوانی مبذول می‌فرموده‌اند و بنابر روایاتی همانند روایتی که منصوری از سهل بن یعقوب بن اسحاق، ملقب به «ابونواس مؤدب» از شاعران شیعی معاصر امام‌هادی(ع) نقل کرده‌اند، مورد لطف و مرحمت آن حضرت قرار می‌گرفته‌اند.
(مناقب آل ابی‌طالب ـ ج۴ ـ ص۴۰۲)
اگر چه در کتاب «فصول المهمه» از عوفی و دیلمی به‌عنوان شاعران آن حضرت یاد شده‌است، اما با مطالعه در منابع مختلف به اسامی شاعران دیگری برمی‌خوریم که به شکل مستقیم و غیرمستقیم به آن حضرت ارادت داشته‌اند، و البته با توجه به این نکته که شعر در آن دوران هنر غالب و مهمترین رسانه به‌شمار می‌آمده‌است، بدیهی است که در نظر داشته باشیم دستگاه خلافت عباسیان نسبت به شاعران حساسیت و وسواس فراوانی داشته‌است و لذا چه بسا شاعرانی که بنا به تقیه ارادت و ارتباط خویش را با حضرت امام هادی(ع) آشکار نمی‌کرده‌اند و یا آنکه چه بسیار اشعاری که توسط عوامل دستگاه خلافت بنی عباس کشف و از بین برده شده‌است. هراس دستگاه خلافت از امام هادی(ع) موجب شده بود تا آن حضرت همواره در حالت تحت الحفظ قرار داشته باشند و دوران تبعید ایشان در سامرا شدت محافظت از ایشان به گونه‌ای بود که مانع از برقراری تماس و ایجاد ارتباط آزادانه علاقمندان ایشان، خصوصاً شاعران شده بود. با این حال علیرغم تمامی فشارها و محدودیتها شاعران شیعی عصر آن حضرت از هر فرصتی برای بهره‌مندی از محضر مقدس آن حضرت که فصیح‌ترین، بلیغ‌ترین و عالم‌ترین مردمان عصر خویش بودند حداکثر استفاده را می‌بردند و می‌کوشیدند تا با قلم خویش به یاری آن حضرت برخاسته و مقام ارجمند ایشان را در سروده‌های شیوای خود تکریم نمایند.
محمدبن اسماعیل صمیری قمی از زمرهٔ شاعران شیعی، یاران و شاگردان امام هادی در قصیدهٔ عزایی شهادت آن حضرت را به فرزند گرامیش امام حسن عسکری(ع) چنین تسلیت گفته‌است.

الارض حُزناً زُلزلت زلزالها
و اخرجت من جزع اثقالها
عشر نجوم افلت فی فُلکها
و یطلع الله لنا امثالها…

این ابیات توسط محمد صحتی سردرودی به زبان پارسی منظوم چنین برگردانده شده‌است:

زمین از غصه بر خود سخت لرزید
قیامت را تو گویی قامت افراشت
به سینه هر چه سری بود سر شد
و سقف صبر لرزید و ترک داشت
شهادت، گرچه ده نجم از نجابت
زدست دهر بگرفت و نهان ساخت
خدا از آستین رحمتش باز
به عالم ماهتابی دیگر انداخت
(شادنامه چهارده معصوم، ص ۴۸۲)

مدح و منقبت امام هادی در ادبیات فارسی
پیشینه نخستین اشعاری که در مدح خاندان پاک وحی(ع) در زبان فارسی سروده شده‌است به قرن چهارم هجری بازمی‌گردد و نظر به اینکه در آن هنگام دلبستگی به پیشوایان عالیقدر مکتب تشیع جرم شمرده شده، و شاعران شیعی مذهب نه تنها از هیچگونه حمایتی برخوردار نبوده‌اند، بلکه در معرض انواع تمدیدها و مخاطرات قرار داشته‌اند، طبیعی است که آثار کمتری از آن دوران به یادگار بماند.
ذکر این نکته نیز ضرورت دارد که سخنوران پارسی گوی غالباً در آثار آیینی خویش بیشتر به مدح و ثنای امام علی بن ابیطالب(ع) و مرثیه سرایی دربارهٔ واقعهٔ جانگداز کربلا پرداخته‌اند، به همین سبب می‌تواند گفت که در سایر موضوعات آثار ادبی کمتری خلق شده‌است.
لیکن به مرور زمان و در پرتو فراهم آمدن شرایط مساعدتر و نیز افزایش آگاهی‌های سخن سرایان شاهد تحول چشمگیری در این عرصه هستیم.
در این مجال به ذکر نمونه‌هایی از اشعار شاعران پارسی‌گوی در مدح و منقبت امام علی‌النقی(ع) خواهیم پرداخت، با ذکر این نکته که برخی از شاعران در سروده‌های متعددی به استقبال این مهم شتافته‌اند و برخی از شاعران نیز در سروده‌های بسیار بلندی عرض ارادات خویش را ابراز نموده‌اند که در این‌جا تنها به ذکر ابیاتی التفا خواهم کرد:

* رضا اسماعیلی:
… من عاشقی بی‌پناهم، شبگرد گم کرده راهم
مهر دهم، هادی عشق! کو آفتاب پناهت؟
(بر آستان جانان، ص ۱۲۲)

* قهرمان بن بهزاد:
… طبیب دین علی بن محمد، هادی ملت
نقی وصف و علی قدر و ملایک جیش و انجم دخ…
(چهارده ماه شب چهارده، ص ۲۹۵)

* محمدرضا یاسری (چمن):
ای دهمین اختر سپهر امامت
مظهر علم و کمال و مجد و کرامت….
(شعر عترت، ص ۱۳۳)

* عباس خوش عمل:
… ای هادی امت محمد
شایستهٔ کسوت محمد
(جلوه اسرار، ص ۲۰۲)

* سیدرضا مؤید:
ای روی تو خورشید هدایت، هادی
گل واژهٔ دفتر ولایت، هادی
هستی تو دهم امام و مارا باشد
از لطف تو امیدعنایت، هادی
(حیرت عشق، ص ۲۸۳)

* ژولیده نیشابوری:
این مژده به خلق از منادی آمد
شد موسم غم تمام و شادی آمد
از نسل جواد، بهر ارشاد بشر
همنام علی، امام هادی آمد
(حیرت عشق، ص ۲۸۴)

* قاسم رسا:
…. به سالکان حقیقت دهید مژده که گشت
امام هادی(ع)، فرمان‌روا و رهبر دین
(دیوان دکتر قاسم‌رسا، ص۲۴۶)

* نظیری نیشابوری:
قطب دهم علی نقی راه دین گشاد
بر روی طالبان در علم الیقین گشاد…
(دیوان نظیری نیشابوری، ص ۴۹۸)

* ملاطغرای مشهدی:
… زینت فروز بارگه کبریانقی(ع)
کاین هفت اخترش دُر افسر نمی‌شود…
(منتخب الاشعار فی مناقب الابرار، ص ۴۹۹)

* محسن تأثیر تبریزی:
… سبط نبی، علی نقی، هادی امم
آن کز جحیم، بندگی او امان دهد…
(دیوان تأثیر تبریزی، ص ۷۷)

* محمدحسین صغیر اصفهانی:
ای پادشه کون و مکان ادرکنی
دانای زمین و آسمان ادرکنی
ای میر نقی، لقب علی هادی
ای هادی جمله انس و جان ادرکنی
(دیوان صغیر اصفهانی، ص ۸۷)

* عباس براتی‌پور:
…. بگشود دو دیده حجت حق
خورشید دهم، ولی مطلق….
(آیینه و ماه، ص ۶۳)

* صفا تویسرکانی:
… هادی دین و حامی ایمان
کز خدا برخلایق است ولی
نامش از نام حق بود مشتق
لقبش هادی است و نام علی….
(چهارده ماه شب چهارده، ص ۲۹۱)

* نصرالله مردانی:
… ای به ره مانده با تو می‌گویم
رهرو راه عشق هادی بود…
(چهارده نورازلی، ص۱۹)

* جواد قدس کربلایی:
…. چون کلک صنع بر خط راه محمدی است
آن را که هست همچو علی(ع) هادی صواب
(چهارده ماه شب چهارده، ص۲۹۷)

* کیومرث باغستانی (کیا):
… اسم این گل امام هادی بود
فکر او ریشه در هدایت داشت
دور بود از تمام زشتی‌ها
او به پاکی همیشه شهرت داشت…
(یک جاده از ستاره، ص۱۹)

و….

-کامران شرفشاهی / روزنامه اطلاعات
کد مطلب: 73777
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/f7VzcB
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل