چرخش تاکتیکی یا تغییر استراتژیک

از آنجا که محمدبن‌سلمان، ولیعهد جدید عربستان، از نزدیکی زیادی با ایالات متحده برخوردار بوده و سعی می‌کند در راستای سیاست‌های آمریکا گام بردارد، طبیعتاً نگاه او به منطقه یک نگاه تهاجمی است که نمودهای آن را می‌توان در نوع سیاست این کشور در قبال یمن، سوریه و قطر به‌وضوح دید.
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۶ سنبله ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۴۵
چرخش تاکتیکی یا تغییر استراتژیک
از آنجا که محمدبن‌سلمان، ولیعهد جدید عربستان، از نزدیکی زیادی با ایالات متحده برخوردار بوده و سعی می‌کند در راستای سیاست‌های آمریکا گام بردارد، طبیعتاً نگاه او به منطقه یک نگاه تهاجمی است که نمودهای آن را می‌توان در نوع سیاست این کشور در قبال یمن، سوریه و قطر به‌وضوح دید.
با توجه به این احتمال که ممکن است سلمان‌بن‌عبدالعزیز، پادشاه عربستان، در آینده نزدیک قدرت را به فرزند خود محمدبن‌سلمان واگذار کند، سیاست عربستان در قبال منطقه به‌ویژه کشورهای محور مقاومت، به‌نظر همچنان سیاستی تخریبی و تهاجمی باقی خواهد ماند هرچند در ماه‌های اخیر که محمدبن‌سلمان در مقام شخص دوم عربستان سعودی قدرت را در دست گرفته، بازیگردانی‌هایی در سیاست این کشور ایجاد کرده‌است. عربستان سعودی در سه سال گذشته، هزینه‌های هنگفتی را به خاطر سیاست‌های محمدبن‌سلمان متحمل شده؛ به‌ویژه در یمن که عربستان با یک بن‌بست مواجه شده‌است. از دیگر سو، عربستان در تحریم قطر نیز عملاً شکست خورد. عربستان انتظار داشت که قطر بعد از محاصره اقتصادی، تسلیم خواست‌های این کشور شود، اما در عمل قطر نه‌تنها حاضر به قبول شروط کشورهای عربی برای پایان‌دادن به تحریم‌ها نشد، بلکه با قدرت سیاست‌های خود را پیش برده‌است.
همین شکست‌ها به‌نظر محمدبن‌سلمان را مجاب کرده تا از سیاست‌های پیشین خود فاصله بگیرد. مجموعه حاکمان سعودی و شخص محمدبن‌سلمان به‌نظر به این نتیجه رسیده‌اند که تداوم سیاست‌های پیشین به انزوای هرچه بیشتر آل‌سعود خواهد انجامید.
هم در یمن و هم درخصوص سوریه، عراق و ایران، سیگنال‌هایی از سوی ریاض ارسال شده که این کشور درصدد است در سیاست‌های خود در قبال این کشورها تجدیدنظر کند. با این حال، هنوز تردیدهایی در این‌باره وجود دارد که آیا محمدبن‌سلمان به صورت تاکتیکی قصد دارد با این اظهارات، عربستان را از این انزوای سیاسی خارج کند یا اینکه حقیقتاً به دنبال تجدیدنظر در روابط خود با کشورهای محور مقاومت است.
درواقع باید در انتظار گام‌های عملی بن‌سلمان برای تغییر سیاست‌های این کشور در قبال منطقه ماند چراکه تاکنون محمدبن‌سلمان در عمل همچنان به سیاست‌های پیشین خود ادامه داده و هنوز در میدان عمل شاهد تغییری معنادار نیستیم. دیدار مقتدی صدر با محمدبن‌سلمان نیز بیشتر از اینکه عملاً به معنای تغییر سیاست عربستان در عراق باشد، تلاشی است از سوی عربستان برای ایجاد صف‌بندی جدید میان شیعیان عراق.
در حقیقت، مقتدی صدر سعی می‌کند جریان شیعه عراق را به شیعه ایرانی و شیعه عربی تقسیم کند و عربستان سعودی نیز از این تلاش مقتدی صدر حمایت و استقبال می‌کند تا مانع گسترش نفوذ ایران در عراق شود هرچند در جریان سفر اخیر حیدرالعبادی، نخست‌وزیر عراق، به ریاض، حاکمان سعودی آمادگی خود را برای بهبود رابطه با ایران به اطلاع حیدرالعبادی رساندند.
در سطح داخلی عربستان نیز سه جریان عمده اکنون در رقابت با یکدیگر به سر می‌برند؛ نخست جریان سدیری‌ها که همچنان قدرت را در اختیار دارند و ملک‌سلمان نیز در صدر جریان سدیری‌ها قرار دارد.
الشمری‌ها جریان مهم دیگر در سیاست عربستان‌اند که همواره برای کسب قدرت در تقابل با سدیری‌ها بوده‌اند. جریان سوم نیز جریان جدیدی است به رهبری محمدبن نائف، ولیعهد مخلوع عربستان، که اختلافات شدیدی میان او و محمدبن‌سلمان درگرفته است. شنیده‌ها از یک سوء قصد ناکام به جان محمدبن‌سلمان به ابتکار طرفداران محمدبن‌نائف حکایت دارد که می‌تواند عمق این اختلافات در خاندان آل‌سعود را نشان دهد. با این حال و با وجود رقابت شدید این سه جریان در عربستان سعودی، شرایط به گونه‌ای نیست که هر یک از این سه جریان بتوانند از حذف کامل رقبا حداقل در آینده نزدیک برآیند. با این حال، این رقابت‌ها به تضعیف عربستان از درون منجر خواهد شد. از دیگر سو، وضعیت اقتصادی در نتیجه کاهش قیمت نفت، هزینه‌های بالای ماجراجویی عربستان در منطقه و نگاه منفی افکار عمومی جهان نسبت به عربستان نیز مزید بر علت خواهد شد تا شاهد یک اضمحلال تدریجی در عربستان باشیم. البته نباید غافل شد ایالات متحده به‌شدت به دنبال این است که با حمایت از قدرت‌گرفتن جریان محمدبن‌سلمان در عربستان، از فروپاشی آل‌سعود جلوگیری کند. اما این سرنوشتی است که آل‌سعود از آن گریزی ندارد.
-حسن هانی‌زاده / شرق
کد مطلب: 73597
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/X76ZwN
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل