۱
 

معیارهای دوگانه قومیت در افغانستان

رهبران هزاره‌های تباری و رسانه‌های وابسته به آنها با مسئله قومیت با معیارهای دوگانه برخورد می‌کنند؛ هنگام انتخابات و یا خطر می‌گویند سادات چشم چراغ ما و جزء لاینفک جامعه هزاره اند اما موقع تقسیم امتیازات و پست‌ها سادات، قزلباشها، بیاتها، خلیلی‌ها و بلوچ‌های شیعه هزاره نیستند لذا نباید از سهم هزاره‌ها برخوردار شوند و به مناصب دولتی دست یابند!
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۳ اسد ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۵۰
معیارهای دوگانه قومیت در افغانستان
در مورد قومیت یا هویت قومی تعاریف مختلف و متفاوتی وجود دارد و هریک از این تعاریف بر مبنای معیارهای متفاوت صورت گرفته‌است.
الف: تعریف قومیت بر مبنای نژاد، خون، رنگ و شکل و شمایل ظاهری؛ که بر این اساس قوم یعنی افرادی که دارای نژاد، خون و ظاهر مشترک اند. بر اساس این تعریف سادات هزاره نیست.
ب: تعریف قومیت براساس فرهنگ، زبان، لباس و آداب و رسوم مشترک. براین اساس قوم یعنی افرادی که دارای فرهنگ، زبان، و آداب و رسوم مشترک اند. براساس تعریف دوم ساداتی که در میان هزاره‌ها زندگی می‌کنند و در جامعه هزاره ادغام گردیده و زبان و فرهنگ هزارگی دارند هزاره اند.
البته در دوران معاصر این تعریف بیشتر پذیرفته شده و در کشورهای مترقی که هویت ملی شکل گرفته‌است و احزاب و نهادهای مدنی در جامعه در ساختار قدرت نقش بازی می‌کنند جامعه شناسان این تعریف از قومیت را واقعی تر می‌دانند که حق نیز همین است.
اما در جوامع سنتی و قبایلی که قبیله معیار است و اقوام به جای احزاب نقش ایفا می‌کند و منافع ملی و هویت ملی معنا ندارد و همه براساس هویت قومی خویش شناخته می‌شوند این تعریف از قومیت چندان جایگاهی ندارد.
در این سیاهه می‌خواهم چند نکته را مورد بحث قرار دهم.
۱. اصل ثبت قومیت در تذکره غلط است و در هیچ جای دنیا مرسوم نیست و بهتر است در افغانستان نیز قومیت افراد ذکر نشود.
۲. در افغانستان نگاه عمومی و اکثریت به قومیت بر معیار دوم یعنی فرهنگ، زبان، مذهب و آداب و رسوم مشترک استوار است به همین دلیل بر کل جامعه شیعه هزاره اطلاق می‌شود؛ و رهبران هزاره وقتی سهم ۳۰ درصدی از دولت مطالبه می‌نمایند منظور از ۳۰ درصد کل جامعه شیعیان است و قتی دولت سهمی برای هزاره‌ها در نظر می‌گیرد در واقع اون سهم همه اقوام شیعی اعم از هزاره سادات، قزلباش، بیات، خلیلی و بلوچ است نه سهم هزاره به معنای خاص!
۳. رهبران هزاره‌های تباری و رسانه‌های وابسته به آنها با مسئله قومیت با معیارهای دوگانه برخورد می‌کنند؛ هنگام انتخابات و یا خطر می‌گویند سادات چشم چراغ ما و جزء لاینفک جامعه هزاره اند اما موقع تقسیم امتیازات و پست‌ها سادات، قزلباشها، بیاتها، خلیلی‌ها و بلوچ‌های شیعه هزاره نیستند لذا نباید از سهم هزاره‌ها برخوردار شوند و به مناصب دولتی دست یابند!
این معیار دوگانه باعث گردیده که اقوام دیگر شیعی مثل: سادات، قزلباش‌ها، کیانی‌ها، بیات‌ها، خلیلی‌ها و … خواهان هویت مستقل از هزاره‌ها باشند. تا حق و حقوق خویش را به صورت مستقل از دولت مطالبه نمایند.
۴. گفتن حق و ارادهٔ باطل: اینکه برخی می‌گویند سیادت یک عنوان مذهبی و اجتماعی است نه قومیت سخن حقی است که از آن ارادهٔ باطل می‌شود و برای محروم کردن یک قشر بزرگ جامعه از حق شان به کار می‌رود. اگر سیادت قوم نیست و یک عنوان مذهبی اجتماعی است پس موقع تقسیم امتیازات و مناصب دولتی هم نباید تبعیضی میان سید و هزاره صورت بگیرد و هرکس براساس شایستگی خود در یک مقام گماشته شود و اگر سیدی به مقامی رسید نگویند حق هزاره‌ها را خورد!
۵. هویت خواهی مستقل سادات به هیچ وجه به معنای تقابل و ضدیت با سایر اقوام بویژه هزاره‌ها نیست زیرا اکثریت سادات شیعه در میان هزاره‌ها زندگی می‌کنند و در غم و شادی با هزاره‌ها شریک و دارای سرنوشت مشترک اند.
۶. نهادهای قدرت در افغانستان کج دار و مریض است. باید نهادهای مدنی تأسیس شود تا جامعه مدنی شکل بگیرد و احزاب ملی و فراقومی جای احزاب قومی و خانوادگی را بگیرند و احزاب و نهادهای مدنی در ساختار قدرت تأثیر گزار باشند. وقتی احزاب ملی و فراقومی با معیارهای استاندارد و پذیرفته شدهٔ جهانی تشکیل شود و رقابت سیاسی در انتخابات میان احزاب صورت بگیرد حزب برنده قدرت را در اختیار بگیرد تا زمانی که در میان مردم جایگاه سیاسی و اجتماعی خویش را حفظ کند و هروقت پایگاه مردمی اش را از دست داد و حزب دیگر در انتخابات پیروز شد مسالمت آمیز کنار برود. در این صورت بخش اعظم از مشکلات سیاسی و اجتماعی افغانستان حل می‌گردد وگرنه کشمکش‌های بی‌هوده ادامه خواهد داشت.
/سید میرزاحسین احسانی
کد مطلب: 72821
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/LUYLrb
 


 
Afghanistan
۱۳۹۶-۰۵-۲۳ ۱۶:۰۲:۴۰
کج دار و مریز صحیح است نه کج دار و مریض! (17765)
 
نام و نام خانوادگی
ایمیل