وحدت اسلامگرایان؛ تجربه مغربی

تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۰ ثور ۱۳۸۸ ساعت ۰۹:۳۸
نویسنده: مجید مرادی
جنبش «توحید و اصلاح» مغرب، کتابی منتشر کرد که در آن خط سیر این جنبش در طی ده سال ـ از ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۶ـ پیگیری شده است. این کتاب با عنوان «عشر سنوات من التوحید و الاصلاح» به وسیله گروهی از نویسندگان و روزنامه نگاران و مسئولان جنبش و زیر نظر محمد یتیم عضو دفتر اجرایی کنونی این جنبش و نایب رئیس سابق آن و یکی از رؤسای ائتلاف جنبش ها تالیف شده است.
    جنبش توحید و اصلاح با این کتاب به معرفی خود پرداخته است. در این کتاب اطلاعات مهمی درباره تاریخ جنبش اسلامی در مغرب آمده است که پژوهشگران و صاحبنظران آن را در روزنامه ها و مجلات و فصلنامه های تخصصی نمی یابند.
    جنبش توحید و اصلاح چنان که محمد یتیم در مقدمه این کتاب آورده است، با انتشار این کتاب خواسته است وارد عصر جدیدی از تدوین شود و از زهد ورزی در کتابت ـ که در مغرب عربی، پدیده ای فرهنگی شده است ـ بیرون شود.
    این کتاب در چهار فصل تنظیم شده است: منابع جنبش توحید و اصلاح، تجربه وحدت از زبان برخی مشارکت کنندگان، دستاوردها، جنبش و محیط.
           
    تجربه ناب مغربی
    نخستین مجموعه های اسلام گرا در مغرب غالبآ از سوی استادان و دانشجویان تاثیر پذیرفته از مکتب اخوان المسلمین مصر و جماعت اسلامی و جماعت دعوت و تبلیغ پاکستان رهبری میشده است. اما آنان از همان آغاز بر جدا کردن راه خود و رقم زدن تجربه ناب مغربی اصرار داشته اند و از این رو هیچ گونه ارتباط تشکیلاتی با هیچ تشکیلات خارجی - هر چند اسلام گراـ نداشته اند.
    در این کتاب آمده است که جوانمردان پیشگام مغربی در شماری از شهرهای مغرب، سنگ پایه های نخستین جنبش آینده اسلامی را نهادند، سپس جلسات تربیتی ای تشکیل شد و این جلسات زمینه شکلگیری جماعت ها و انجمن ها را فراهم آورد.
    در آغاز دهه شصت و هفتاد قرن بیستم، مغرب شاهد ظهور جماعت های اسلامی سازمان یافته، همانند جنبش های اسلامی در مشرق عربی بود. این بدان معنا نیست که در این کشور، جنبش های نوزایی طلب اسلامی پیشینه ای نداشته اند، بلکه بر عکس، جنبشهای آزادی بخش و مقاومت جو و اصلاح طلب و استعمار ستیزی در این کشور ظهور کرده بودند که غالب آنها، جنبشهایی دینی بوده اند و رهبری آنها را علما و دانش آموختگان مدارس سنتی دینی بر عهده داشته اند.با این حال، جنبش اسلامی دوران پس از استقلال، در عین دعوت به بازگشت به اصول اسلامی اولیه، هم سازمان یافته و عصری بوده اند و هم به کار آمد سازی ساز و کار اجتهاد متناسب با زمانه، توجه داشته اند.
   
      تجمع منابع
    جنبش توحید و اصلاح برآیند مجموعه های کوچک و بزرگی است که مهمترین آنها حزب رابطه المستقبل الاسلامی و حرکه الاصلاح و التجدید است.
    این دو حزب پس از یک دهه همشناسی و همکاری و هم آهنگی تصمیم به یکی شدن و پرهیز از پراکندگی در فعالیتهای اسلامی گرفتند. در ماه اوت ۱۹۹۶ جنبش توحید و اصلاح با انتشار اعلامیه ای، ظهور خود را اعلام کرد.
    رهبری حزب رابطه المستقبل الاسلامی بر عهده دکتر احمد ریسونی بود که خود شماری از انجمن های دیگر را تحت پوشش داشت، مانند الجمعیه الاسلامیه در شهر القصر الکبیر و جماعه الدعوه در شهر فاس و جمعیه الشروق الاسلامیه و جمعیه التوحید.
    اما جنبش اصلاح و تجدید، وارث بخش اعظم جنبش الشبیبه الاسلامیه، پس از انحلال و پراکندگی بوده و رهبری آن بر عهده عبدالله بنکیران و محمد یتیم قرار داشته است.
    بحثها و گفت و گوهای فکری و سیاسی فراوانی میان این دو گروه برگزار شد و طرفهای گفت و گو به این نتیجه رسیدند که اگر چه اندیشه ها و مواضعشان یکی نیست، ولی باید هم افق باشد. مسائلی مانند فعالیت زیر زمینی، خشونت، نظام سیاسی، احزاب، انتخابات و ارتباط با خارج بخش اعظم این مباحثات را تشکیل می دادند.
    آخر کار معلوم شدکه اختلافات میان دو طرف چندان اساسی نیست و از دست اختلافات و بلکه بیش از آن، میان یک جماعت و گروه هم وجود دارد. در نتیجه طرف های گفت و گو به این نتیجه رسیدند که اگر چنین است، چرا دو جنبش یکی نشوند و روشن شد که اختلافات، عمیق و جوهری و عقیدتی نیست و به تدبیر و اجتهاد و زمانشناسی بر می گردد که باید شورایی و لحظه ای باشد.
    بنابراین، مؤسسان بر این سخن همداستان شدند که تقریب و همگونی و گذار از سختیها و اختلافات که در میانشان پدید آمده است و نیز نزدیکی دیدگاه هاشان برای گذار از این مرحله کافی است و اختلافات سطحی موجود، داخلی است و در هر تشکیلاتی وجود دارد. آنان مقرر کردند که این اختلافات باقی مانده را در آینده از طریق نهادها و از راه تصمیم شورا بر اساس رای اکثریت حل کنند؛ زیرا اصل شورا، الزامی و اصل اکثریت عنصری تعیین کننده و نقطه تلاقی مورد رضایت همگان است.
          
    تخریب پل های پشت سر
    تجربه وحدتی که جنبش توحید و اصلاح از سرگذرانده است، تجربه عملی غنی و شایسته تامل و مطالعه است. دانستن شرایطی که تحقق این وحدت را ممکن کرد و کامیابیها و ناکامیهای آن در خور تلاشی مطالعاتی است؛ به ویژه آن که این وحدت و ادغام در زمانه ای رخ می دهد که جنبشهای اسلام گرا در مغرب عربی و بلکه تمام جهان اسلام رو به تجزیه و پراکندگی دارد.
    یکی از پرسش های اصلی ای که این کتاب در پی یافتن پاسخ برای آن است چرایی و چگونگی کامیابی این تجربه، آن هم در شرایطی است که دیگران در آن شکست خورده اند؟ این کتاب هم چنین توضیح می دهد که چگونه دو جنبش اصلاح و تجدید و رابطه المستقبل پس از عبور از تنگه تلاش های ادغام گرایانه نخست و طی دوره آماده سازی این مولود جدید، کِشتی هایشان را غرق کردند تا راه بازگشتی برایشان نباشد.
    آیا مرکبهای قدیمی مانع سوار شدن به کِشتی تازه نبود؟ چگونه بنیاد گذاران این دو جنبش توانستند خود را از اعتبار روانی و دستاوردهای تشکیلاتی و باورهای فکری ای که به گذشت زمان ریشه دار شده بودند، رها کنند؟ چگونه تابلوی فعالیت پیشین خود را پاک کردند و صفحه ای تازه گشودند و تشکیلات جدید و اجتهاد جدیدی بنیاد نهادند؟
    محمد یتیم در تحلیلی روان شناختی از این تجربه میگوید: یکی شدن نیازمند فرهنگ و پرورش و خواستن و فداکاری است، یکی شدن به معنای آن نیست که با هم فکرت، بنشینی و تفاهم کنی، بلکه به معنای آن است که با کسی که با شما هم فکر نیست تفاهم کنی؛ با اشخاصی بنشینی که پیش از این هم دمشان نبوده ای و در برابر اجتهادهای دیگر قرارگیری.
    وی میگوید: مهمترین درس وحدت این است که این کار، جهادی تربیتی و نوآوری ای در گذار از تکثر به یکی شدن است و این که کشتیهای قدیمی را بسوزانی و کشتی تازه ای بسازی که میتواند بار همگان را بر کشد، بی آن که غرقشان کند.
    احمد ریسونی نیز بر روی تکلیف شرعی انگشت مینهد و میگوید: مهمترین عاملی که ما را در این تجربه کمک کرد باور یافتن به یکی شدن و بلکه واجب شمردن آن بود؛ زیرا حرف ما این بود که اگر اندیشه های دو جریان و جنبش دور از هم باشد، متفاوت بودن تشکلها و رهبرانشان هم قابل درک است، اما ما پس از بحثهای فراوان احساس کردیم که گویی فرزندان یک مدرسه فکری و یک بخش هستیم و میان ما اختلافی وجود ندارد که مانع وحدتمان شود.
    وی می افزاید: این امر ما را به این باور رساند که هیچ توجیه و عذری برای دو گانگی ما وجود ندارد و ما احساس تکلیف شرعی کردیم که این وحدت را محقق کنیم.
    
        وحدت و فعالیت سیاسی
    بنیانگذاران این جنبش جدید، گذشته از یکی کردن این دو جماعت و جنبش، در همان حال تجربه وحدت دیگری را هم رقم زدند و آن وحدت میان این دو جنبش با حزبی سیاسی بود که موجب ورود این جنبش به حوزه فعالیت حزبی و بازسازی آن حزب شد. آن حزب، حزب جنبش مردمی مشروطه خواه دموکرات به رهبری دکتر عبد الکریم خطیب بود که بعدها به حزب عدالت و توسعه تغییر نام داد و به سرعت وارد مشارکت در انتخابات شد.
    پیش از توضیح بیشتر این بحث، به این نکته اشاره شده است که اسلام گرایان چندین گزینه پیش رو داشتند: تاسیس یک حزب سیاسی جدید و در صورت رویارو شدن با مشکل، توجه به گزینه فعالیت در ضمن یک حزب سیاسی موجود و اگر آن هم میسر نمیشد، تبدیل شدن به گروه فشار.
    در آغاز کار اسلام گرایانی که در پی یافتن پوشش قانونی ای بودند به حزب استقلال روی آوردند. ولی مسئولان این حزب تمایلی به بازنگری در مواضع خود نشان ندادند. از این گذشته در این دوره فراکسیون دموکرات در این حزب شکل گرفته بود که یکی از قطبهای مهم آن به شمار می آمد.
    اسلام گرایان این گزینه را رها کردند و در پی جایگزین بر آمدند. عبد الله باها میگوید: به دکتر عبد الکریم خطیب مراجعه کردیم وی در ابتدا رغبتی نشان نداد، ولی پس از بحثها و دیدارها و گفت و گوهای برخی برادران ما که با وی ارتباط داشتند وی در سال ۱۹۹۲ نسبت به ما مطمئن شد.
    باها میگوید: این اقدامات با حوادث تاسف بار الجزایر هم زمان شد و از این رو ملک حسن دوم از طریق مشاور خود به ما ابلاغ کرد که نظرش با مشارکت ما در انتخابات آن مرحله موافق نیست. ما هم در شورای حزب پس از بررسی این موضوع و بازتابهای آن در سطح کشور و به ویژه قرار داشتن تجربه الجزایر در آغاز راه و برخورد جبهه نجات بخش الجزایر با ارتش، ترجیح دادیم که در انتخابات ۱۹۹۲ مشارکت نکنیم.
    در ادامه به چگونگی گشایش فضای سیاسی کشور و باز سازی تشکیلات حزب و مشارکت آن در انتخابات ۱۹۹۷ اشاره شده است و این نخستین تجربه مشارکت اسلام گرایان در انتخابات مغرب است.
        
    تخصص گرایی
    یکی از ویژگی ها و تمایزات این جنبش و غالب جنبشهای شناخته شده اسلام گرا توجه به تخصصها و استقلال بخشی به هر کدام از حوزه های فعالیت حزبی است، زیرا این جنبش تشکیلات فراگیری نیست که همه چیز را پیگیری کند، بلکه هر کدام از بخشها و دفترهای تخصصی آن با آزادی و استقلال کار خود را میکنند.
    پس از فراهم شدن اوضاع و شرایط و تحقق شروط مورد نظر حزب دکتر خطیب و تحقق حاشیه آزادی سیاسی در مغرب با پایان یابی دوران پادشاه فقید حسن دوم و آغاز دوران جدید با ملک محمد ششم، بخش سیاسی این جنبش، پیش از دیگران مستقلا به فعالیت روی آورد.
    با این حال این جنبش در حوزه اجتماعی و فرهنگی و زنان و نیز در عرصه تبلیغات و رسانه فعالیت مناسبی ندارد و همچنان صبغه تبلیغی و تربیتی آن پر رنگ تر است.
           
    هزینه های فعالیت سیاسی
    فعالیت سیاسی و مشارکت کنش گرانه در عرصه های سیاسی به جای انزوا و انتظار و امید تغییر شرایط، هزینه های فراوانی برای این جنبش داشته است. در این کتاب دستاوردهای جنبش و نیز نوآوری های معرفتی فقهی ای که رئیس سابق جنبش احمد ریسونی - متخصص اصول فقه و مقاصد شریعت - رقم زده اند، به تفصیل یاد شده است.
    احمد ریسونی کوشیده است تا نظریه مقاصد شریعت را به مثابه دلیلی برای فعالیت سیاسی جنبش و مطالعه حال و آینده آن و سنجش مصالح و مفاسد و تقدم و تاخر اولویتها به کار گیرد. در جریان انتخابات پارلمانی و هم زمان با انفجارهای دار البیضاء در ماه مه ۲۰۰۳ مصاحبه ای از احمد ریسونی در یکی از مجلات فرانسوی چاپ شد که محتوای آن درباره امارت مؤمنان بود. این مصاحبه که ترجمه عربی آن پیش از چاپ از نظر ریسونی نگذشته بود، دستاویز تصفیه حساب با جنبش و حزب قرار گرفت. در آن شرایط بحرانی، دکتر ریسونی تصمیم گرفت تا از ریاست جنبش استعفا دهد تا وضعیت طوفانی سیاسی فرو بنشیند.
    بنیانگذاران وحدت معتقدند یکی شدن این دو جنبش در حد خود دستاوردی بزرگ و اساسی و در جهان عرب و اسلام بی نظیر بوده و در زمانی رخ داده که رویکرد و روند کلی جنبشهای اسلامی به سمت انشعاب و تجزبه است. این تجربه از سوی بسیاری از جنبشها و احزاب اسلامی پیگیری شده و چه بسا مورد تقلیدشان قرار گیرد.
    
کد مطلب: 7234
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/8NxQ6z
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل