چرا افغانستان باید به راهروی اقتصادی چین-پاکستان (CPEC) بپیوندد؟

انتظار می‌رود راهرو اقتصادی چین-پاکستان «تغییردهندهٔ بازی» در جنوب آسیا باشد. راهرو اقتصادی چین-پاکستان (CPEC)، بخشی از ابتکار عمل بلندپروازانهٔ «کمربند» و «جاده» چین، یک پروژهٔ توسعهٔ زیربنا به ارزش ۵۴ میلیارد دالر است که هدف آن اتصال منطقهٔ سین کیانگ چین به بندر گوادر پاکستان می‌باشد.
تاریخ انتشار : دوشنبه ۸ جوزا ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۵۱
انتظار می‌رود راهرو اقتصادی چین-پاکستان «تغییردهندهٔ بازی» در جنوب آسیا باشد. راهرو اقتصادی چین-پاکستان (CPEC)، بخشی از ابتکار عمل بلندپروازانهٔ «کمربند» و «جاده» چین، یک پروژهٔ توسعهٔ زیربنا به ارزش ۵۴ میلیارد دالر است که هدف آن اتصال منطقهٔ سین کیانگ چین به بندر گوادر پاکستان می‌باشد. به‌صورت طبیعی، با آغاز چنین سرمایه‌گذاری‌های زیربنایی کلان، راهرو اقتصادی چین-پاکستان توجه دیگر بازیگران منطقه را جلب کرده است. از ماه اکتوبر ۲۰۱۶، افغانستان، حتی از طریق کانال‌های رسمی، تمایل قوی به پیوستن نشان داده است. به‌طور مثال، داکتر عمر زاخیلوال، سفیر افغانستان در پاکستان، تأکید کرد کشورش در پیوستن به راهرو اقتصادی چین-پاکستان منافعی نهفته دارد و گفت که پروژهٔ توسعه‌ای به این بزرگی نه‌تنها برای پاکستان بلکه برای کل منطقه مفید خواهد بود.
اگر این پروژه موفقانه عملی شود، چین و پاکستان با استقبال از افغانستان در راهرو اقتصادی چین-پاکستان نفع زیادی خواهند برد. چین از دیر وقت بدین‌سو به ذخایر دست‌نخوردهٔ منابع طبیعی افغانستان علاقمند بوده است، اما وضع امنیتی در این کشور مانع سرمایه‌گذاری و تدارکات بیشتر شده است. پاکستان از دسترسی آسان‌تر به آسیای مرکزی از طریق افغانستان و هم‌چنین کمک‌های اقتصادی از بازگشت مهاجران افغان به کشورشان پس از تثبیت امنیت نفع خواهد برد. افغانستان، به‌عنوان یک کشور محاط به خشکه و مستعد به پذیرش تروریسم و ستیزه‌جویی به‌شدت به توسعهٔ زیربناها و بالا بردنِ اقتصادش با دسترسی به سرمایه‌گذاران چینی نیاز دارد؛ بنابراین، به نظر می‌رسد که همکاری سه‌جانبه برای شامل ساختن افغانستان به راهرو اقتصادی چین-پاکستان می‌تواند برای همه طرف‌های درگیر یک بُرد باشد.

مزایا برای افغانستان
از سال ۲۰۱۴ بدین‌سو، زمانی که تعداد زیادی از نیروهای بین‌المللی خروج‌شان از این کشور را آغاز کردند، وضع امنیتی افغانستان پیوسته در حال زوال بوده است. بازخیر طالبان که با خروج نیروها همزمان واقع شد، به چندین حملهٔ بزرگ در این کشور منجر شده است. در حالی‌که تعداد دقیق در حال حاضر مشخص نیست، چنانچه هنوز از افغانستان به‌طور رسمی دعوت نشده است بخشی از راهرو اقتصادی چین-پاکستان باشد، پیوستن چندین مزیت خواهد داشت.
اول، پیش‌بینی شده است که راهرو اقتصادی چین-پاکستان صنعتی شدن و سرمایه‌گذاری را به پاکستان خواهد آورد که کشور همسایه، افغانستان، نیز از اثرات انتقالی آن بهره‌مند خواهد شد. در حقیقت، پاکستان همین اکنون ساخت چندین جاده برای بهبود اتصال بین این کشور را بر عهده گرفته است. جادهٔ ۷۵ کیلومتری تورخم-جلال‌آباد یکی از آن‌هاست، در حالی‌که جادهٔ پیشاور-تورخم دیگری است. در حالی‌که چالش‌های قابل‌توجهی فراروی تکمیل شدن این پروژه‌های توسعه‌ای قرار دارد، آن‌ها گامی است به‌سوی افزایش اتصال با پاکستان، و به نوبهٔ خود، به‌دست آوردن دسترسی افغانستان به راهرو اقتصادی چین-پاکستان. علاوه بر آن، پاکستان دو جاده از دی. آی خان تا انگور اَده و غلام خان اعمار کرده است که به ترتیب با ولایت‌های پکتیکا و خوست افغانستان وصل می‌شود. این جاده‌ها بازرگانان و سرمایه‌گذاران افغان را قادر خواهند ساخت به بازارهای مصرفی بی‌شماری در جنوب آسیا دسترسی پیدا کنند، در نتیجه صادرات افغانستان را افزایش داده و هزینه‌های واردات آن را کاهش خواهد داد.
دوم، افغانستان با تبدیل شدن به بخشی از راهرو اقتصادی چین-پاکستان، و ابتکار عمل کمربند و جاده به‌صورت عموم، فرصت باثبات ساختن اقتصادش توسط فرصت‌های تجاری را خواهد داشت. در سال ۲۰۱۵، طبق داده‌ای از پایگاه دادهٔ «کام ترید» سازمان ملل متحد، بیش از ۷۰ درصد صادرات مجموعی افغانستان صرف به پاکستان و هند بود. کالاهای اصلی صادارتی قالین، فرش، میوهٔ خشک و گیاهان دارویی بودند، نه مس، سنگ‌آهن و دیگر منابع باارزشی که افغانستان به فراوان داشتنِ آن‌ها شهرت دارد. در نتیجه، دسترسی به شبکهٔ گسترده‌تر «ابتکار عمل کمربند و جاده» دو فرصت را ارائه خواهد کرد: اول، دسترسی به بازارها در چین، آسیای مرکزی و بخشی از اروپا که در حال حاضر افغانستان با آن‌ها روابط تجارتی گسترده ندارد و دوم، شانس تنوع محصولات تجارتی افغانستان با صادر کردن مس، آهن و دیگر منابع به کشورهای شامل در ابتکار عمل کمربند و جاده.

مزایا برای چین
برای چین، افغانستان به‌دلیل موقعیت جغرافیایی‌اش در چهارراه آسیای جنوبی و آسیای مرکزی ارزش استراتژیک دارد. علاوه بر آن، منابع گستردهٔ معدنی آن دست‌نخورده‌اند و یک فرصت باارزش اقتصادی ارائه می‌دهد. طبق یک گزارش، ارزش آن‌ها براساس برآوردهای محافظه‌کارانه ۱ تریلیون دالر است. با این‌حال، چالش‌های بدنام امنیتی و فساد در افغانستان در گذشته از بسیاری‌ها یک فرصت سرمایه‌گذاری را گرفته است. باثبات ساختن اوضاع امنیتی افغانستان در هستهٔ هر سرمایه‌گذاری بالقوه خواهد بود، تلاشی که به همکاری زیادی نیاز دارد. به‌عنوان مثال، چین در سال ۲۰۰۸ برای دسترسی به مس عینک، دومین ذخیرهٔ بزرگِ دست‌نخوردهٔ مس در جهان، یک قرار ۳۰ ساله با حکومت افغانستان امضا کرده بود. به این قرارداد که ارزش آن ۳ میلیارد دالر بود با علاقمندی زیادی مشاهده می‌شد تا این‌که به‌دلیل نگرانی‌های امنیتی و حملات طالبان متوقف شد.
چین در حمایت از گفت‌وگوهای صلح بین افغانستان و طالبان با تشویق طالبان به پیوستن به گفت‌وگوهای صلح یک نقش مرکزی بازی کرده است. تأمین امنیت در افغانستان نه‌تنها به ثبات در این کشور کمک می‌کند، بلکه به چین نیز اجازه می‌دهد در مورد اثرگذاری بی‌ثباتی افغانستان بر امنیت و ثبات منطقهٔ غربی آن، به‌ویژه سین‌کیانگ، راحت باشد. با این‌حال، چین در حمایت مستقیم از تلاش امنیتی در افغانستان سهم حداقل داشته است و عمدتاً آن را به ایالات متحده و ناتو واگذار کرده است. با این‌حال، از سال ۲۰۱۴ بدین‌سو چین همکاری امنیتی‌اش را افزایش داده است و به تلاش‌های ضدتروریسم کمک نظامی کرده است. احتمالاً تلاش بیشتر در امر مبارزه با ستیزه‌جویی در افغانستان دروازه‌ها را برای سرمایه‌گذاری‌ها چینی و دسترسی به منابع دست‌نخوردهٔ این کشور خواهد گشود.

مزایا برای پاکستان
یک افغانستان باثبات و پررونق چندین مزیت مستقیم برای پاکستان دارد. اول، به پاکستان اجازه خواهد داد از هزینهٔ اقتصادی میزبانی از مهاجران افغانستان راحت شود. پاکستان برای چندین دهه از میلیون‌ها مهاجر افغان میزبانی کرده است، مهاجرانی که از جنگ‌ها و کشمکش‌های کلان در کشورشان فرار کردند. در جریان سال‌ها حتی افغان‌های بیشتری در داخل پاکستان متولد شدند و بار اقتصادی بر دوش کشوری را افزایش دادند که پیش از آن هم تقلا می‌کرد. در سال ۲۰۱۳، یک وزیر پاکستانی گفت که تا آن زمان پاکستان ۲۰۰ میلیارد دالر را هزینهٔ میزبانی از مهاجران افغان کرده است. در نتیجه، از سال ۲۰۱۵ بدین‌سو، حکومت پاکستان چند صد هزار مهاجر را مجبور به بازگشت به افغانستان کرده و خشم سازمان‌های بشردوستانه را برانگیخته است. یکپارچگی اقتصادی و بهبود اقتصاد افغانستان به میلیون‌ها مهاجر اجازه خواهد داد که به آرامی به میهن خود بازگردند و از مزایای فرصت‌های جدید اقتصادی بهره‌مند شده و از بار دوش اقتصاد پاکستان بکاهند.
دوم، یک رابطهٔ تعاونی و همکاری‌جویانه دروازه‌ها را به روی دسترسی آسان‌تر به تجارت با آسیای مرکزی برای پاکستان باز خواهد کرد. همین اکنون حرکت‌هایی در این مسیر وجود دارند. به‌عنوان مثال، تاجکستان، افغانستان و پاکستان مسیر مرزی همکاری اقتصادی منطقهٔ آسیای مرکزی شیرخان-نینجپایان به‌عنوان یک راهرو بالقوه برای تجارت شناسایی کرده‌اند. با بهبود وضعیت اقتصادی در افغانستان که بهبود امنیت تکمیل‌کنندهٔ آن است، این منطقه می‌تواند یک مرکز ترانزیت برای کشورهایی چون پاکستان باشد تا از مزایای تجارت بهره بگیرند.
سوم، همکاری در زمینهٔ توسعهٔ اقتصادی همزمان با تأکید بر امنیت برای هردو کشور یک برد-برد خواهد بود و اجازه خواهد داد روابط دو سوی مرز بهبود یابد. افغانستان و پاکستان از دیر وقت بدین‌سو به‌خاطر نگرانی‌های امنیتی در مرزهای‌شان یک دیگر را مقصر خوانده‌اند. همکاری نزدیک نیروهای امنیتی هردو کشور زمینه را برای از بین بردن ستیزه‌جویی در امتداد مرز افغانستان-پاکستان که پناهگاهی برای شبه‌نظامیان بوده است، فراهم خواهد ساخت.

احتمال همکاری با پروژه‌های رقیب
«جادهٔ ابریشم جدید» ایالات متحده و پروژهٔ سه‌جانبهٔ بندر چابهار که توسط افغانستان، هند و ایران روی دست گرفته شده است، تلاش‌های موجود به هدف یکپارچه‌سازی افغانستان با کشورهای همسایه هستند. در حالی‌که هردو پروژه از زمان اعلان‌شان به موانعی برخورده‌اند، مهم است به اقدامات جاری نگاه کنیم. این دو پروژه، اگر به‌طور مؤثر اجرا شوند، پتانسیل آن را دارند که به افغانستان ابزار توسعهٔ اتصال و زیرساخت‌هایش را بدهد، که بعد از آن می‌تواند اعمال فشار کند و به یکی از شرکت‌کنندگانِ به‌مراتب موثرتر در راهرو اقتصادی چین-پاکستان یا ابتکار عمل کمربند و جاده تبدیل شود.
ابتکار عمل جادهٔ ابریشم جدید که در سال ۲۰۱۱ به‌عنوان روشی برای یکپارچه‌سازی اقتصادی افغانستان با کشورهای همسایه‌اش در آسیای مرکزی و آسیای جنوبی با خروج نیروهای آمریکایی از این کشور پیش‌بینی شده بود، به‌دلیل فقدان ارادهٔ سیاسی در چندین جبهه، هرگز آغاز نشد. با این‌حال، طرح اولیهٔ اتصال کشورهای غنی از منابع آسیای مرکزی با پایگاه عظیم مصرف‌کننده در جنوب آسیا بود. دو پروژهٔ فرعی بزرگ جادهٔ ابریشم جدید شبکهٔ برق آبی کاسا-۱۰۰۰ و خط لولهٔ گاز طبیعی تاپی هستند. در حالی‌که جادهٔ ابریشم جدید در حال حاضر متوقف شده است، احیای این پروژه به رهبری راهرو اقتصادی چین-پاکستان می‌تواند شانس موفقیت آن و به نوبت خود، یکپارچه‌سازی اقتصادی افغانستان را تقویت کند. این، راه‌هایی را برای همکاری بیشتر میان ایالات متحده و چین در بالابردن افغانستان خواهد گشود و به توسعهٔ مستقیم راهرو اقتصادی چین-پاکستان به افغانستان و دیگر کشورهای آسیای مرکزی اجازه خواهد داد. در سال ۲۰۱۶، هند، ایران و افغانستان یک موافقت‌نامهٔ ترانزیتی سه‌جانبه امضا کردند که به کالاهای هندی اجازهٔ ترانزیت از طریق بندر چابهار ایران به افغانستان می‌دهد. این مسیر ترانزیتی برای هند حیاتی است، چون پاکستان را شامل نمی‌شود، و از طریق ایران به افغانستان دسترسی پیدا می‌کند. این اقدام که در آغاز رسانه‌های پاکستانی به آن برچسب رقیب راهرو اقتصادی چین-پاکستان و بندر گوادر زدند، اکنون تفاهم بیشتری بر سر آن وجود دارد. چنانچه افغانستان و ایران، هردو، مشتاق پیوستن به راهرو اقتصادی چین-پاکستان و به‌صورت گسترده‌تر ابتکارعمل کمربند و جاده هستند، بعید است با چین از طریق چابهار رقابت کنند. علاوه بر این، افغانستان می‌تواند از برخی از مزایای تجارت از طریق بندر چابهار برای ساختن زیرساخت‌ها به‌منظور اتصال به راهرو اقتصادی چین-پاکستان و ابتکار عمل کمربند و جاده استفاده کند.

به‌سوی همکاری سه‌جانبه
چین، پاکستان و افغانستان، همه، از همکاری سه‌جانبه که امنیت و ثبات را تقویت می‌کند، زیرساخت‌ها را توسعه می‌هد و دروازه‌ها را به روی توسعهٔ اقتصادی و اتصال باز می‌کند، نفع خواهند برد. این می‌تواند شکل سه ساحهٔ کلان را بگیرد:
بهبود وضع امنیتی: وضع امنیتی افغانستان باید بهبود یابد. همسایه‌هایش می‌توانند یا با افزایش کمک نظامی یا از طریق دخالت مستقیم کمک کنند. چین با کمک به هماهنگ‌سازی گفت‌وگوهای صلح، بین طالبان و افغانستان نقش میانجی بازی کرده است. احتمالاً علاقمندی بیشتر به آوردن طالبان به میز مذاکره، همزمان با افزایش کمک‌های نظامی به افغانستان، راه درازی برای کمک به تقویت دستگاه امنیتی افغانستان در پیش دارد. به‌منظور بهبود وضع امنیتی افغانستان، پاکستان نیز باید تلاش‌هایش جهت کاهش ستیزه‌جویی در داخل مرزهایش را بیشتر کند. حملات قوی نظامی مانند عملیات ضرب عضب در سال ۲۰۱۴ در مناطق قبایلی با حکومت فدرالی برای از بین بردن سنگرهای ستیزه‌جویان و جلوگیری از رفت‌وآمد ستیزه‌جویان مستقر در پاکستان به افغانستان و برعکس ضروری است. افزایش اتصال: با اتصال جاده‌ها و بزرگراه‌ها در سراسر مرزها با پاکستان و چین، افغانستان می‌تواند به‌راحتی با راهرو اقتصادی چین-پاکستان یکجا شود و از بخشی از مزایای تجارت و انرژی که فراهم می‌کند مستفید شود. چنین اقدام فعالی به اعتمادسازی بیشتر کمک خواهد کرد و نشان می‌دهد که افغانستان واقعاً به راهرو اقتصادی چین-پاکستان متعهد است. پاکستان هم اکنون سرمایه‌گذاری‌هایی در اعمار جاده‌های متصل‌کننده انجام داده است. افغانستان باید توجه‌اش را روی تکمیل پروژه‌های متوقف شده و اعتمادسازی به توانایی این کشور به تکمیل تعهدات زیرساخت‌های موجود متمرکز کند.
باز کردن منابع طبیعی برای سرمایه‌گذاری خارجی: چین علاقهٔ زیادی به دسترسی به ذخایر بزرگ افغانستان از طریق شرکت‌های دولتی‌اش دارد و ذخایر پولی برای سرمایه‌گذاری در توسعهٔ زیرساخت‌ها برای تدارکات در اختیار دارد. به این ترتیب، دروازهٔ افغانستان به روی چنین سرمایه‌گذاری‌ها باز باشد که در درازمدت به این کشور نفع خواهد رساند. علاوه بر این، چنین اقدامی سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی را برای این کشور که در تنگنای پول نقد قرار دارد، به ارمغان خواهد آورد.
در حالی‌که چین و پاکستان می‌تواند نقش کلانی در دگرگونی افغانستان بازی کنند، بزرگترین سهم را باید خود این کشور ایفا کند. حکومت افغانستان باید یکسری اقدامات سیاسی را برای تسهیل شرکت در راهرو اقتصادی چین-پاکستان و ابتکار عمل کمربند و جاده روی دست بگیرد. در حالی‌که ابتکار عمل جاده و کمربند مهم‌ترین پروژهٔ سیاست خارجی حکومت چین است، افغانستان نمی‌تواند تنها به سرمایه‌گذاری‌های بالقوهٔ چین تکیه کند. به این ترتیب، این به حکومت افغانستان بر می‌گردد تا برای توسعهٔ صنایع کوچک انرژی و حمل‌ونقل اقداماتی روی دست بگیرد که در صورت پیوستن افغانستان به راهرو اقتصادی چین-پاکستان مناسب ساختار باشد. علاوه بر این، حکومت باید یک محیط مساعد برای سرمایه‌گذاری ایجاد کند. این می‌تواند با دخیل‌سازی بخش خصوصی و افزایش بهره‌وری با بهینه‌سازی به‌دست آید.
اکلیل احمد حکیمی، وزیر مالیهٔ افغانستان به درستی اهمیت ابتکار عمل کمربند و جاده را برای کشور درک کرد وقتی گفتک «پروژهٔ یک کمربند یک جادهٔ چین می‌تواند امیدواری و فرصت‌ها را برای افغانستان جنگ‌زده فراهم کند». با این‌حال، به‌منظور این‌که «امیدواری و فرصت‌ها» شکل بگیرند، افغانستان باید با پاکستان و چین به‌خاطر محقق شدن شمولیت‌اش در راهرو اقتصادی چین-پاکستان همکاری کند.
-انوراگ رام چاندران، دیپلمات/ ترجمه حمید مهدوی، اطلاعات روز

 
کد مطلب: 69523
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/q0uYVf
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل