ما و برژنسکی

در سال ۲۰۱۳ حامد کرزی رئیس‌جمهور وقت افغانستان با شماری از مقامات حکومتش در یک سفر رسمی در واشینگتن به سر می‌بردند. در آن سفر حامد کرزی و هیئت همراهش به دیدار برژنسکی هم رفتند. برژنسکی در این ملاقات در حضور حامد کرزی و هیئت همراهش نیز اذعان کرده بود که او طرح ایجاد بحران در اطراف قلمرو اتحاد شوروی را ریخته بود و برمبنای همین طرح، چریک‌های اسلام‌گرای افغانی، مورد حمایت آمریکا قرار گرفتند. مرحوم برژنسکی گفته بود که شکست استراتژیک اتحاد شوروی، به لحاظ راهبردی مهم‌تر از ویرانی افغانستان و گسترش بحران در آن بخشی از جهان بود.
تاریخ انتشار : دوشنبه ۸ جوزا ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۲۱
ما و برژنسکی
زیبیگنیو برژنسکی، مشاور امنیت ملی کاخ سفید در دوران ریاست‌جمهوری جیمی کارتر، از دنیا رفت. او مثل برژنف، ضیاالحق، بن لادن و خارجی‌های دیگر با تاریخ چهار دهه اخیر افغانستان پیوند ناگسستنی دارد. مرحوم برژنسکی اولین مقام آمریکایی بود که طرح حمایت از چریک‌های اسلام‌گرای افغان را روی میز جیمی کارتر، رئیس‌جمهور آمریکا در سال ۱۹۷۹ گذاشت. برژنسکی در یکی از مصاحبه‌هایش اذعان کرده است که در سال ۱۹۷۹ ماه‌ها پیش از لشکرکشی نیروهای شوروی به افغانستان، او و جیمی کارتر، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، تصمیم گرفتند تا به چریک‌های اسلام‌گرای افغانستان کمک کنند.
آقای برژنسکی در همین مصاحبه می‌گوید که جیمی کارتر به تشویق او طرح حمایت از چریک‌های اسلام‌گرای افغانی را در سال ۱۹۷۹ ماه‌ها پیش از لشکرکشی شوروی به افغانستان امضا کرد. او در مصاحبه‌ای با یکی از مجله‌های معروف آمریکایی گفته بود، پس از امضای این طرح، دفتر مشاور امنیت ملی کاخ سفید اسناد کمک به چریک‌های اسلام‌گرای افغانی را تهیه می‌کرد و امضای رئیس‌جمهور جیمی کارتر را پای آن می‌گرفت.
هدف ایالات متحده و پاکستان در آن زمان این بود که برای دولت طرفدار شوروی در افغانستان مشکل ایجاد کنند تا جلو نفوذگذاری اتحاد شوروی در پاکستان و دیگر کشورهای جنوب آسیا گرفته شود. در آن زمان حزب دموکراتیک خلق افغانستان که به شدت طرفدار شوروی بلشویسم و لیننیسم بود، در کابل حکومت می‌کرد. رهبران این حزب در مواردی شوروی‌گراتر از خود شوروی‌ها بودند. حاکمیت طرفدار شوروی در کابل، روابط محکمی با ملی‌گرایان پشتون و بلوچ پاکستانی داشت. این گروه‌ها در آن زمان خواستار خودمختاری بیشتر از دولت پاکستان برای ایالت‌های‌شان بودند. این گروه‌ها هم‌چنان گرایش سوسیالیستی داشتند.
حزب برسراقتدار در کابل، هم‌چنان روابط محکمی با حزب کمونیست هند داشت. توده‌ای‌های ایران هم این حزب را تغذیه فکری می‌کرد. اگر دولت طرفدار شوروی در افغانستان، با ثبات می‌شد و اقتدارش را تثبیت می‌کرد، احتمال آن وجود داشت که روابطش را با سازمان‌های سیاسی طرفدار مسکو در هند، پاکستان و ایران گسترش دهد و ساحه نفوذ شوروی را وسیع‌تر سازد. این چیزی بود که پاکستان و ایالات متحده در آن زمان از آن هراس داشتند.
اما استراتژی ایجاد بحران در افغانستان که مرحوم برژنسکی معمار آن بود، صرف جنبه دفاعی نداشت. در آن زمان ایالات متحده آمریکا و شوروی رهبران دو بلوک شرق و غرب بودند. جنگ سرد در اوج بود و هردو ابرقدرت سعی می‌کردند، همدیگر را تضعیف کنند. در آن زمان مرحوم برژنسکی استراتژِی ایجاد کمربند سبز در اطراف قلمرو اتحاد شوروی را مطرح کرده بود.
برمبنای این استراتژی باید در اطراف قلمرو شوروی گروه‌های اسلام‌گرای مسلح حضور می‌یافتند و برای این ابرقدرت درد سر می‌آفریدند. آقای برژنسکی در مصاحبه‌ای گفته بود که ایجاد بحران در نزدیکی قلمرو شوروی، این ابرقدرت را از توسعه‌طلبی و نفوذگذاری در ساحه زیر نفوذ ایالات متحده بازمی‌داشت. اسلام‌گرایی و آسیای میانه در آن زمان پاشنه آشیل اتحاد شوروی تلقی می‌شد و برمبنای همین استراتژی آقای برژنسکی بود که چریک‌های اسلام‌گرای افغانی مورد حمایت ایالات متحده قرار گرفتند. این حمایت در آغاز خیلی محدود بود. اما اتحاد شوروی را به قدر کافی نگران ساخت. پس از قتل تره‌کی و روی کارآمدن امین، اتحاد شوروی به این نتیجه رسید که قاعده حکومت امین زیاد وسیع نیست و حتی چپی‌های حزب دموکراتیک خلق و کلیت جناح خلق این حزب هم او را قبول ندارند. امین هم آن قدر انحصارگرا بود که کسی را هم‌طراز خودش برنمی‌تابید. واقعیت دیگر این بود که امین سیاست بی‌رحمانه سرکوب، شکنجه و اعدام مخالفان و مردم عام را در پیش گرفته بود و خودش را یک استالینیست تمام‌عیار می‌دانست.
این وضعیت سبب خیزش‌های مردمی شد و تا اواخر سال ۱۹۷۹ بخشی از قلمرو افغانستان از کنترول دولت خارج گردید. شوروی‌ها که از پشتی‌بانی ایالات متحده از چریک‌های اسلام‌گرا فغانی اطلاع داشتند به این نتیجه رسیدند که اگر خیزش‌های مردمی سبب سقوط حاکمیت حزب دموکراتیک خلق شود، این چریک‌ها به قلمرو افغانستان مسلط می‌شوند و در مرزهای آسیای میانه برای اتحاد شوروی مشکل ایجاد می‌کنند. همان بود که شوروی به افغانستان لشکرکشی کرد و با تعویض امین با ببرک کارمل، خواست قاعده حکومت طرفدارش را در کابل وسیع بسازد و حداقل مجموع جناح‌های حزب دموکراتیک خلق را در یک محور جمع کند. لشکرکشی شوروی به افغانستان، جنگ را تشدید کرد. این واقعیت‌ها و هم‌چنان افشاگری‌های مرحوم برژنسکی نشان می‌دهد که سیاست‌های او در شکل‌دهی تحولات افغانستان نقش عمده داشت و پای شوروی را به افغانستان کشید.
در سال ۲۰۱۳ حامد کرزی رئیس‌جمهور وقت افغانستان با شماری از مقامات حکومتش در یک سفر رسمی در واشینگتن به سر می‌بردند. در آن سفر حامد کرزی و هیئت همراهش به دیدار برژنسکی هم رفتند. برژنسکی در این ملاقات در حضور حامد کرزی و هیئت همراهش نیز اذعان کرده بود که او طرح ایجاد بحران در اطراف قلمرو اتحاد شوروی را ریخته بود و برمبنای همین طرح، چریک‌های اسلام‌گرای افغانی، مورد حمایت آمریکا قرار گرفتند. مرحوم برژنسکی گفته بود که شکست استراتژیک اتحاد شوروی، به لحاظ راهبردی مهم‌تر از ویرانی افغانستان و گسترش بحران در آن بخشی از جهان بود.
در این تردیدی نیست که لشکرکشی شوروی به افغانستان استعماری و مغایر با قوانین بین‌المللی بود. اما پاسخی که به این لشکرکشی استعماری داده شد، افغانستان را به یک جغرافیای بدون دولت بدل کرد و تبعات آن را جهانیان با حمله یازده سپتامبر دیدند. در حال حاضر حمایت استراتژیک از نهاد دولت و نیروهای امنیتی رسمی افغانستان، به سود صلح جهانی است. تمام قدرت‌های جهانی، یک دین اخلاقی به مردم افغانستان دارند و باید آن را با حمایت از نهاد دولت و نیروهای امنیتی رسمی افغانستان جبران کنند.
- فردوس، هشت صبح، یکشنبه ۷ جوزا ۱۳۹۶
کد مطلب: 69521
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/Up8qhd
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل