قنبرعلی تابش: فارسی‌ زبان تمدنی و هویت فرهنگی ملت افغانستان است

ریس جمهور غنی در بخشی از سخنرانی خویش در هم‌اندیشی تجلیل از موسی شفیق یک‌جمله‌ای را بر زبان آورد که از چشم‌انداز راهبرد همبستگی ملی و فرایند ملت‌سازی می‌تواند بسی ارزشمند و شایسته سال‌ها تحلیل و تجلیل باشد. ریس جمهور پس از حدود دو قرن کم‌توجه‌ای (و گاهی ستیزه‌جویی) حاکمان کشور با فرهنگ پربار فارسی، در مراسم نیکوداشت موسی شفیق چنین جمله‌ای زرینی را بر زبان آورد: «فرهنگ بزرگ دری ما متعلق به همه افغان‌ها است و مخصوصاً به پشتو زبان‌های این مملکت»!
تاریخ انتشار : جمعه ۶ حوت ۱۳۹۵ ساعت ۰۹:۴۵
قنبرعلی تابش: فارسی‌ زبان تمدنی و هویت فرهنگی ملت افغانستان است
ریس جمهور غنی در بخشی از سخنرانی خویش در هم‌اندیشی تجلیل از موسی شفیق یک‌جمله‌ای را بر زبان آورد که از چشم‌انداز راهبرد همبستگی ملی و فرایند ملت‌سازی می‌تواند بسی ارزشمند و شایسته سال‌ها تحلیل و تجلیل باشد. ریس جمهور پس از حدود دو قرن کم‌توجه‌ای (و گاهی ستیزه‌جویی) حاکمان کشور با فرهنگ پربار فارسی، در مراسم نیکوداشت موسی شفیق چنین جمله‌ای زرینی را بر زبان آورد: «فرهنگ بزرگ دری ما متعلق به همه افغان‌ها است و مخصوصاً به پشتو زبان‌های این مملکت»!
با تاسف که برخی از کاربران به این اظهارات غنی واکنش منفی نشان داده و آن را تلاشی در راستای تصاحب و مصادره زبان دری به نفع قوم پشتون ارزیابی کرده.
من اما باور دارم که این موضع‌گیری ریس جمهور غنی برای ایجاد وحدت و یکپارچگی ملی بسیار ضروری و استراتژیک است. ضروری‌تر از پیمان استراتژیک با آمریکا. ضروری‌تر از احیاء جاده ابریشم و ضروری‌تر از صدها طرح انکشافی و پروژه‌های اقتصادی.
مبارزه با ناامنی در افغانستان تنها از طریق نظامی و سیاسی ممکن نیست. ریشه‌های ناامنی و بحران منازعات افغانستان علاوه بر عوامل سیاسی ـ اعم از ملی و بین‌المللی– عوامل فرهنگی و شکاف‌های هویتی نیز بوده است. شکاف‌های هویتی از منظر داخلی بسی اوقات مایه منازعات خونین بوده است. بیگانگان نیز با استفاده از همین شکاف‌ها، همواره در صفوف ما نفوذ کرده‌اند و با تشدید این شکاف‌ها به آتش جنگ‌ها و نزاع‌های مزمن داخلی دامن زده‌اند. تا زمانی که این شکاف‌های هویتی و اجتماعی همچنان در جامعه افغانستان فعال باشد هرلحظه احتمال آغاز برخورد دیگر و درگیری تازه‌ای وجود خواهد داشت.
شکاف‌های فرهنگی و هویتی مانند شکاف‌های زبانی و مذهبی سال‌ها مایه آشوب و جنگ در کشور بوده است. بارها شهروندان، شاهد جنگ‌های خشونت‌بار فیزیکی نمایندگان پارلمان بر سر مسایل زبانی بوده‌اند. قانون تحصیلات عالی چندین سال به دلیل همین اختلافات در پارلمان کشور متوقف ماند که سرانجام در سال ۹۵ این گره گشوده شد و این قانون به تصویب رسید. ختم این غایله هم برای حکومت وحدت ملی و هم برای پارلمان کشور یک دستاورد محسوب می‌شود.
پیش‌ازاین‌ها بارها تاریخ ما شاهد برخوردهای خشونت‌آمیز بین شهروندان بر سر زبان دری و پشتو بوده است و متأسفانه گاه‌گاهی این منازعات بین جوانان و دانشجویان به درگیری‌های خون‌باری انجامیده است. اگر این معضل همچنان حل نا شده باقی بماند بازهم احتمال تشدید و قربانی گرفتن آن وجود دارد لذا شایسته است که سیاست مدران ما به مسئله زبان فارسی نگاه ملی و فراقومی داشته باشند و با طرح یک راهبرد واقع‌بینانه و مبتنی بر حقایق تاریخی، زبان و فرهنگ دری را نه‌تنها مایه اختلاف و واگرایی بلکه مایه هویت بخشی و انسجام ملی کشور بدانند.
زبان فارسی به‌صورت انحصاری زبان قوم خاصی نبوده و نیست. این زبان در سیر تکوین و تطور خود گستره وسیعی را، از فرارود گرفته تا خلیج‌فارس و دریای هند و چین، تحت پوشش داشته و کام و زبان اقوام زیادی را دراین جغرافیای پهناور شهدآگین کرده است. بسی عاشقانی با این زبان بهشتی عشق ورزیده‌اند و فراوان گل‌رخانی، اسرار عشق خویش را در پرتو همین در یگانهُ هویدا کرده‌اند.
البته این‌که خاستگاه این زبان، بلخ بامی بوده است و اینکه غزنین و هرات باستان و شهرهای خراسان زمین در شکوفایی آن نقش منحصر به فردی داشته‌اند، باز جایی هیچ تردیدی نیست و در واقعیت یادشده تغییری نمی‌آورد.
اما اعتراف به این واقعیت‌ها، هرگز به این مفهوم نخواهد بود که زبان فارسی دری زبان قوم خاصی بوده باشد. تاریخ فرهنگ و تمدن فارسی این برداشت را تأیید نمی‌کند. تمدن مربوط به حوزه زبان فارسی هم‌چنان‌که جغرافیای وسیعی را در درازنای تاریخ تحت پوشش داشته است، اقوام و تبارهای گوناگونی را نیز دربرمی گرفته است. ازنظر دینی نیز زبان دری منحصر به آیین و مذهب خاصی نبوده است.
در جغرافیایی که تمدن فارسی در آن بالیده است اقوام و نژادهای گوناگونی در طول تاریخ زیسته‌اند: اقوامی از قبیل عرب و عجم، سیاه‌وسفید و زرد، عراقی و ایرانی، چینی و هندی، رومی و روسی، ترک و تاجیک، هزاره و پشتون، کرد و بلوچ، ازبیک و ترکمن، پشه‌ای و نورستانی، و….
ازنظر دینی نیز زبان فارسی‌ زبان فرا دینی بوده و شامل ارمنی و مسلمان، زرتشتی و بودایی، میترایی و یهودی و… می‌شده است.
زبان فارسی در این قلمرو گسترده، سال‌ها زبان دین و دانش و فرهنگ بوده است. در صدف این تمدن دیرپای و کهن، خردَل تعصب وخرمهره سخت‌گیری جایگاهی نداشته است و متون گران‌سنگ آن از ریگ ویدا و اوستا گرفته تا شاهنامه فردوسی و مثنوی معنوی از آیه‌های تساهل و بردباری لبالب‌اند و از سوره‌های عشق و مهربانی سرشار.
در بالندگی این فرهنگ غنی و درخشان، تمام اقوام و مناطق کشور ما از پامیر تا غزنه و قندهار و هلمند و هرات و بلخ و بدخشان سهم و مشارکت داشته‌اند.
همچنان که سهم تاجیک‌ها و هزاره‌ها در شکوفایی فرهنگ دیرپای فارسی قابل کتمان نیست و در برگ برگ شاهکارهای فرهنگ دری از سنایی غزنوی گرفته تا ناصرخسرو بلخی نمایان است. نقش درخشان فرهیختگان پشتون از احمدشاه ابدالی و عایشه درانی گرفته تا محمود طرزی، عبدالحی حبیبی و سلیمان لایق را نیز نمی‌توان در این رنگین‌کمان انکار کرد. گهر بافی‌های ترک‌تباران کشور را در هزار نقش آسمان ادب دری چگونه می‌توان نادیده گرفت در حالی که دوره‌های درخشان غزنویان و تیموریان و گورکانیان مانند آفتاب بر تارک ادبیات دری می‌درخشند؟
هویت‌سازی فرهنگی یکی از راهبردهای اساسی برای کاهش خشونت و تعارضات قومی در یک کشور چند قومی است. چه هویت فراگیرتر و زیباتر از هویت زبان فارسی و فرهنگ درخشان دری می‌تواند این چتر هویتی را برای ملت ما فراهم سازد؟
سخت‌گیری و تعصب خامی است
تا جنینی کار خون‌آشامی است (مولانای بلخی)
در این زمینه ایران مثال موفقی است. درحالی‌که جغرافیای ایران کنونی نسبت به جغرافیای کشورما (بلخ و غزنه و هرات بامیان و بدخشان و…) در پرباری و بالندگی فرهنگ و تمدن فارسی نقش کمتری داشته است، اما رضاشاه توانست بر محور زبان فارسی و تمدن ایرانی و خراسانی از اقوام پراکنده ایران یک ملت واحد و متحد بسازد. به‌گونه‌ای که امروز نه بلوچ ایران تجزیه‌طلب است و نه کرد و ترک و ترکمن و عرب این کشور. چه چیز این‌همه تنوع قومی را در ایران به یکرنگی مبدل ساخته است؟ از دوست شاعر کردی‌ام در ایران پرسیدم شما کردهای ایران هم در آرزوی تجزیه‌اید مانند کردهای ترکیه و عراق؟ پاسخ داد:نه. زیرا ما دوست نداریم از مفاخر ایران جدا شویم. پرسش من این است که ما چرا نتوانیم از این تجربه درخشان در راستای هویت‌سازی و همبستگی ملی خود استفاده کنیم؟ مگر فرد فرد افغانستانی نمی‌دانند که کشور ما در خلق و شکوفایی تمدن فارسی و فرهنگ دری نقش یگانه و منحصربه‌فردی داشته است؟
از این دیدگاه است که من پیش‌ازاین از سخنان ریس جمهور غنی دربارهٔ تاریخ هزارساله و مفاخر زابلستان و جاده ابریشم استقبال کرده بودم و آن را بارقه امید هویتی تلقی می‌کردم اما اظهارات اخیر آقای غنی در ارتباط با زبان فارسی این جدول امید را در ذهن من تکمیل کرد.
شایسته است فرهنگیان و رسانه‌های کشور و نیز وزارت‌های اطلاعات و فرهنگ، تحصیلات عالی و دیگر نهادهای علمی و مدنی کشور، این اظهارنظر استراتژیک ریس جمهور غنی را دربارهٔ فرهنگ فاخر فارسی، غنیمت شمرده و یک راهبرد هویت‌ساز و همبستگی بخش ملی و سراسری را در راستای این دیدگاه طراحی و به مرحله اجرا گزارند.
- قنبرعلی تابش
کد مطلب: 65396
مرجع : 8am.af
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل