احزاب سیاسی مصر

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۴ قوس ۱۳۸۶ ساعت ۱۱:۴۴
احزاب سیاسی مصر
اخوان المسلمین اخوان المسلمین مهمترین نهضت اسلامی سنی دوران معاصر است که حدود ۷۸ سال قبل از این در کشور مصر ایجاد شد. «نهضتی که حسن البنا در ۱۹۲۹ مصر پدید آورد و ایدئولوژی آن آیین اسلام است و در اصول سیاسی و اجتماعی خواهان بازگشت به اصول حکومت اسلامی در قرن ها اولیه ی آن است. این نهضت پشتیبانی مسلمانان پر حرارت همه ی طبقات را در داخل و خارج مصر جلب کرد و در پایان جنگ جهانی دوم در حدود ۲ میلیون نفر عضو داشت که بیش از یک چهارم آن ها مصری بودند و این نهضت نفوذ زیادی در دولت های عرب و به خصوص مصر داشت و در ۱۹۴۸ نهضت، توطئه ای برای قتل نخست وزیر مصر -  که فعالیت های آن را متوقف کرده بود – ترتیب داد که در نتیجه ی آن حسن البنا کشته شد. اما حکومت حزب وفد به اخوان المسلمین اجازه داد که فعالیت های خود را از سرگیرد.
اخوان المسلمین، ابتدا از انقلاب [کودتا] ژوئیه ی ۱۹۵۲ مصر هواداری کرد، اما وقتی ژنرال نجیب و جمال عبدالناصر خواستند به غرب نزدیکی کنند با آن ها به مخالفت برخاست و درخواست کرد که تصمیم های دولت مصر قبلاً به تصویب نهضت برسد. مبارزان آن ها با دولت مصر به آنجا انجامید که در ۱۹۵۴ به ناصر سود قصد کردند و در نتیجه سازمان های شان منحل و اموال شان توقیف شد و و جمعی از سران شان اعدام شدند. پس از آن مرکز نهضت به دمشق منتقل شد.» 
اخوان المسلمین در حال حاضر در مصر فعالیت می کند و در مجلس این کشور نماینده دارد اما به عنوان یک حزب رسمی شناخته نمی شود. اخوان المسلمین در افغانستان
«جنبش اخوان المسلمین به عنوان بخشی از نهضت اسلامی در افغانستان ظهور کرد. مراحل فکری این جنبش هم زمان با استخدام اساتید مصری در دانشکده ی شرعیات و فارغ التحصیل شدن اولین دسته از دانشجویان افغانی از دانشگاه الازهر در حدود سال های ۱۳۳۶ آغاز می گردد. اما تا سال ۱۳۴۸ هیچگونه سند و مدرکی مبنی بر وجود هسته های منظم فکری، فرهنگی و سیاسی به صورت مخفی و علنی و فردی یا جمعی در دست نیست. انچه که بعضی از عناصر و جناح های سیاسی به عنوان سابقه ی مبارزاتی شان قبل از سال های ۴۷ و ۴۸ مطرح می سازند به دلیل اینکه ادعای محض بوده و مدرک قابل قبولی برای اقبات آن ارائه نگردیده است از نظر علمی پذیرفتنی نمی باشد. اما آنچه مسلم است و جناح های مختلف هم بعضی به صراحت و بعضی به طور ضمنی به آن اعتراف دارند این است که جنبش اخوان المسلمین تحت عنوان گروه "جوانان مسلمان" با تظاهرات و راهپیمایی های خیابانی دانشجویان مسلمان آغاز شد.
به هر حال،جنبش اخوان المسلمین در سال ۱۳۴۸ آغاز شد اما تاریخ دقیق ان خیلی روش نیست. حزب اسلامی افغانستان چهاردهم فروردین (حمل) ۱۳۴۸ را روز تأسیس گروه "جوانان مسلمان" دانسته و از آن تجلیل به عمل می آورد. اولین تظاهرات از سوی هواداران جنبش اخوان المسلمین که اعلام وجود هم به شمار می رود در ۲۱ رمضان المبارک سال ۱۳۴۹ در اعتراض به توهین کمونیست ها به قرآن کریم صورت گرفت.
از مطالعی و بررسی نظریات مختلف درباره ی چگونگی شکل گیری جنبش اخوان المسلمین چنین بر می آید که دو حلقه ی دانشجویی، یکی متشکل از دانشجویان دانشکده ی شرعیات و دیگری متشکل از دانشجویان دانشکده ی مهندسی دانشگاه کابل (فاکولته ی انجینری) و دانشجویان پُلی تکنیک (پِل تخنیک) در سال ۱۳۴۷ به وجود آمده بود. حلقه ی دانشکده ی شرعیات ممکن است از لحاظ مرحله ی فکری دارای سابقه ی بیشتر پنداشته شود، چرا که افرادی چون استاد غلام محمد نیازی و بعداً سایر اساتید از جمله استاد برهان الدین ربانی و استاد عبدالرسول سیاف از سال ها قبل با جنبش جهانی اخوان المسلمین اشنایی پیدا کرده بودند و تحت تأثیر آن قرار گرفته بودند. اما این حلقه عملاً به همت عبد الرحیم نیازی یکی از دانشجویان آگاه و مبارز به وجود آمد و در سال ۱۳۴۸ با حلقه ی دانشجویان دانشکده ی مهندسی به رهبری مهندس گلبدین حکمتیار و مهندس سیف الدین نصرتیار به هم پیوسه و گروه سیاسی اسلامی را به نام "جوانان مسلمان" تأسیس کردند. رهبری جنبش:
رهبری جنبش اخوان المسلمین یا گروه سیاسی "جوانان مسلمان" را عبد الرحیم نیازی به عهده داشت و اعضای مؤسس آن را مولوی حبیب الرحمن، مهندس حبیب الرحمن، مهندس سیف الدین نصرتیار، مهندس گلبدین حکمتیار، عبد القادر توانا، غلام ربانی عطیش، سید عبد الرحمن، استاد عبد الحبیب، استاد گل محمد، دکتر محمد عمر و سید منصور تشکیل می دادند. از جمله ی افراد فوق الذکر تنها آقای حکمتیار زنده می باشد.
آقای استاد سیاف اعضای رهبری جنبش جوانان مسلمان را در سال های ۱۳۴۹ و ۱۳۵۱ مهندس سیف الدین نصرتیار، مهندس حبیب الرحمن، مهندس حکمتیار، دکتر محمد عمر، استاد برهان الدین ربانی، ربانی عطیش، استاد گل محمد، مولوی حبیب الرحمن، خواجه محفوظ، عبد القادر توانا و... معرفی می کند و در رابطه با رهبری عبدالرحیم نیازی می گوید: "... ولی باید گفت به اثر برازنگی خاضی که عبد الرحیم نیازی داشت باعث شد که افتخار سرپرستی تحریک اسلامی نصیبش گرددد و هم باید بگویم که ثقل کارِ پیشبرد تحریک بعد از نیازی به دوش حکمتیار، نصرتیار و دکتر عمر شهید قرار داشت." 
در جزوه ی معرفی نامه ی علامه فیضانی هم در مورد عبد الرحیم نیازی و شخصیت او چنین امده است: "... (نیازی)کم کم پخته و آماده ی سوختن شد و صاحب راز الهی و را ه سیاسی و رأی انقلابی گردید و کارش به جایی رسید که استاد رسمی، غلام محمد نیازی را به شاگری نمی پذیرفت و استاد خسته را به قول برادری "خستو" کرد..."  نویسنده ی جزوه ی مذکور در مورد نقضش رهبری عبد الرحیم نیازی می نویسد: "از نظر روابط بین المللی، عبد الرحیم نیازی بنیانگذار سازمان اخوان المسلمین در افغانستان بود و این امتیاز را فقط وی داشت و فرق وی با دیگران نیز بیشتر در همین موضوع است." 
عبد الرحیم نیازی در اثر بیماری سرطان خون وفات کرد. و بعد از او انتخاباتی در دوازدهم میزان(مهر) سال ۱۳۵۰ در مسجد پل تخنیک با شرکت ۲۶۰ نفر از اعضای گروه جوانان مسلمان برای تعیین شورای رهبری جدید صورت گرفت. در نتیجه شورای رهبری پنج نفری متشکل از مهندس حبیب الرحمن، مهندس سیف الدین نصرتیار، مهندس گلبدین حکمتیار، مولوی حبیب الرحمن و استاد غلام ربانی عطیش به وجود آمد. 
در سال ۱۳۵۲ بعد از کودتای محمد داوود خان که حکمتیار و دکتر محمد عمر در زندان به سر می بردند دوازده نفر از اعضای برجسته ی جوانان مسلمان در منزل استاد برهان الدین ربانی جمع شدند و ساختار (مجلس قیادی) که اعضای ان دارای مسئولیت های مشخص بودند تشکیل شد. استاد ربانی امیر عمومی و رئیس شورای اجرائیه، استاد سیاف معاون امیر و مهندس حبیب الرحمن منشی شورای اجرائیه تعیین شدند. بقیه ی مسئولیت ها به شرح زیر تقسیم گردید.
مسؤول امور نظامی، مهندس حبیب الرحمان
مسؤول تنظیم جوانان، مهندس سیف الدین نصرتیار
مسؤول تنظیم علما، مولوی حبیب الرحمان
مسؤول امور مالی، سید عبد الرحمان
مسؤول تنظیم ولایت مزار شریف، عبد القادر توانا
مسؤول ارتباط کارگران و دهقانان، مولوی عبد الباری
مسؤول تنظیم ولایت هرات، سید نورا... عماد
مسؤول امور فرهنگی، استاد دکتر محمد موسی توانا
عنایت ا.. شاداب و محمد جان احمد زی همکار توانا در امور فرهنگی 
تشکیلات جدید عملاً تطبیق نگردید و به زودی گرفتار اختلافات داخلی شد. یکی از موارد اختلاف این بود که عده ای با تغییر نام "جوانان مسلمان" به "جمعیت اسلامی" مخالفت کردند. به هر دلیل یا دلایلی که بود اعضای تشکیلات با هم عملاً کار نکردند و عده ای از اعضای شورای اجرائیه از جمله مهندس نصرتیار دوباره تشکیل جلسه دادند و مهندس حبیب الرحمن را مسؤول جنبش جوانان مسلمان (اخوان المسلمین) تعیین کردند. در حقیقت جنبش اخوان المسلمین (گروه جوانان مسلمان) در همین مرحله دچار تفرقه و انشعاب گردید، اما این جناح بندی پوشیده ماند و فعالیت های سازمانی عملاً تحت عنوان "جوانان مسلمان" ادامه یافت. به نام گروه یا جناح "جمعیت اسلامی" تا کودتای هفتم ثور رسماً شب نامه یا نشریه ای منتشر نشد و کار دیگری هم صورت نگرفت.
مهندس حبیب الرحمن بعد از چند ماه در سال ۱۳۵۲ به اتهام دست داشتن در کودتا علیه رژیم محمد داود خان دستگیر و تیرباران شد. بعد از حبیب الرحمن مسؤولیت امور نظامی و رهبری جناح او به عهده ی مهندس گلبدین حکمتیار گذاشته شد و فعالیت های جنبش در ارتش و نیروهای مسلح ادامه یافت. این فعالیت ها از نظر دولت و کمونیست های وابسته به مسکو پنهان نماند و همان بود که دستگیری وسیعِ افراد سرشناس و شناخته شده ی اخوان المسلمین آغاز شد. در خرداد (جوزا) ۱۳۵۳، سیصد نفر از رهبران و اعضای جنبش از جمله استاد غلام محمد نیازی، استاد سیاف، غلام ربانی عطیش، عبد القادر توانا، سید عبد الرحمن، سربلند خان، دکتر شمس الحق، دکتر عبد الشکور، مولوی محمد نسیم، سید عمر، شارقی، سید احمد، مهندس محمد امان و استاد میرانگل بازداشت شدند. عده ی زیادی به پاکستان فرار کردند و سلسله ی این فرارها و دستگیری ها حدود یک سال طول کشید. با هجرت استاد ربانی، حکمتیار، مولوی خالص، قاضی محمد امین و قاد، احمد شاه مسعود، مولوی نصرا... منصور، مولوی جلال الدین حقانی و عده ی دیگر از اعضای مهم جنبش اسلامی و گروه جوانان مسلمان به پاکستان، نخستین هسته ی مقاومت علیه رژیم محمد داوود با حمایت ذوالفقار علی بوتو نخست وزیر این کشور در پیشاور به وجود آمد. انشعاب جنبش و ایجاد احزاب:
گرچه انشعاب غیر رسمی در جنبش اخوان المسلمین در سال ۱۳۵۲ ایجاد شد اما این جنبش ت اسال ۱۳۵۴ عملاً تجزیه نگردید. بعد از شکست قیام مسلحانه ای که علیه دولت داوود به سرپرستی آقای حکمتیار در سال ۱۳۵۴ صورت گرفت، اختلافات داخلی رهبران جنبش در حدی که یکدیگر را محکوم می کردند تشدید یافت. قرار شد که برای رفع اختلافات بار دیگر ساختار تشکیلاتی مورد توافق همه ی اعضای رهبری به وجود اید تا مسؤول تشکیلات و صلاحیت های افراد مشخص گردد. بنابراین در اولین مرحله، اقدام به نامگذاری جنبش و تهیه ی آرم آن نمودند.
در جلسه ای که اعضای برجسته ی رهبری از جمله استاد ربانی، حکمتیار، مولوی محمد یونس خالص، خالد فاروقی، مولوی سرفراز، مولوی نصرا... منصور، مولوی جلال الدین حقانی، استاد عنایت ا...، قاری مؤمن، مولوی جمیل الرحمن و قاضی محمد امین وقاد شرکت داشتند، پس از بحث و گفتگو توافق به عمل امد که نام رسمی جنبش، "حزب اسلامی افغانستان" باشد. سپس انتخاباتی با شرکت ۱۰۹ نفر از اعضای برجسته ی جنبش برای حل مشکل رهبری و انتخاب امیر که مورد نزاع بود صورت گرفت. در این انتخابات که نُه نفر از جمله استاد ربانی و مولوی جمیل الرحمن شرکت نکرده بودند اقای حکمتیار با به دست آوردن ۹۶ درصد آراء امیر حزب اسلامی افغانستان انتخاب شد. استاد ربانی چند ماه بعد بع شرط برکناری حکمتیار و انتخاب امیر دیگر حاضر شد با تشکیلات جدید همکاری کند. بالاخره با موافقت حکمتیار و بر اساس پیشنهاد استاد ربانی، قاضی محمد امین وقاد به مقام امارت حزب اسلامی برگزیره شد. اما بعد از مدت کوتاهی استاد ربانی و قاضی محمد امین وقاد با هم اختلاف پیدا کردند و در نتیجه وحدت جنبش اخوان المسلمین تأمین نگردید. 
جنبش اخوان المسلمین عملاً به دو جناح ربانی و حکمتیار انشعاب کرد. گروهی از جمله مولوی خالص، قاضی وقاد و مولوی جمیل الرحمن با حکمتیار همکاری نموده و به نام "حزب اسلامی افغانستان" و گروهی به رهبری استاد برهان الدین ربانی به نام "جمعیت اسلامی افغانستان" به مبارزات شان ادامه دادند. اما همان طوری که گفته شد این عناوین تا کودتای کمونیستی سال ۱۳۵۷ رسماً مطرح نگردیده بود و همه به نام اخوانی یاد می شدند. » ۱- فرهنگ سیاسی، داریوش آشوری ص ۴-۵. 
۲-  راه حق؛ شماره ی مسلسل ۲۱، ص ۳. 
۳-  معرفی نامه ی فیضانی؛ از انتشارات کتابخانه ی علامه فیضانی؛ پاکستان – پیشاور، ص ۹۵. 
۴- همان منبع، ص ۱۰۳. 
۵-  پاسخ به چهره های عریان جمعیت، ص ۸. 
۶-  حق شناس؛ دکتر ش.ن؛ دسایس و جنایات روس ها در افغانستان؛ چاپ دوم، ثور ۱۳۶۸ پاکستان، ص ۵۲۳. 
۷-  همان منبع، ص ۱۰۳. 
۸-  آغاز و فرجام جنبش های سیاسی در افغانستان.
کد مطلب: 553
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/lhaA4T
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل