متن کامل سخنرانی ریاست اجرائیه در ۲۴ اسد / عبدالله: شیوه خویش را عوض می‌کنیم

پیام آفتاب: حرف من حرف تهدید نیست، حرف تخریب نظام نیست، نظام چپه کردن نیست، اما حرف واضح حق مردم است و از حق مردم نمی‌گذریم.
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۵ اسد ۱۳۹۵ ساعت ۱۷:۳۶
متن کامل سخنرانی ریاست اجرائیه در ۲۴ اسد / عبدالله: شیوه خویش را عوض می‌کنیم
بسم الله رحمان رحیم
بزرگان کشور، رهبران جهادی کشور، اعضای محترم پارلمان، علمای کرام، مجاهدین سرافراز، دانشمندان گرامی، جوانان عزیز، خواهران و برادران محترم، السلام علیک و رحمت‌الله برکاته.
خوشحال هستم که باز هم افتخار بودن شما را با ما در یک لحظه حساس تاریخ کشور دارم. البته جا دارد که در قدم اول تشکر کنم از همه شما به خاطر حضور بهم رساندن، و از این که در این مدت نزدیک به دو سال حکومت وحدت ملی، قسمی[طوری] که قبلا در خدمت شما بودیم، در خدمت شما بوده نتوانستیم، از شما پوزش بخواهیم.
شما امروز به نمایندگی از مردم افغانستان، سران و نخبه‌های سیاسی کشور، نمایندگان ملت، جامعه مدنی، احزاب سیاسی و در حقیقت قشر نماینده واقعی مردم افغانستان امروز در اینجا گرد هم آمده‌اید.
راهی که ما و شما طی کردیم و نتیجه اش نجات افغانستان از بحران و تباهی بود،در اثر یک قربانی بسیار بزرگی که همه شما سنگینی اش را بر وجودتان تحمل کردید منجر به تشکیل حکومت وحدت ملی شد.
داستان‌های قبل بر سرگذشت مردم، انگشت بریدن‌ها، قهرمانی و رشادت مردم، ایستادگی و استقامت مردم بخاطر آرمان بزرگشان، هر کدامش را شما در صحنه ها، در کوهپایه‌های این کشور، و در دشت‌های این سرزمین و در وادی‌ها و در شهرها و قریه جات، همه شما رهبری کردید و کار را به نقطه‌ای رساندید که بالاخره تصمیم بر این شد که حکومت وحدت ملی شکل بگیرد.
از هر قدمی که شما گذاشتید و از هر قدمی که به پیروی از شما مردم افغانستان زن و مرد این کشور گذاشتند ممنون و سپاسگزار هستم.
شما رشادت تان را، قهرمانی تان، استقامت تان، عزم و اراده متین تان را در راستای آرمانی که کسب رضای خدا و خدمت به مردم بوده در عمل ثابت ساختید و اعتنماد کردید به نمایندگی از میلیون‌ها مردم بالای تیم انتخاباتی و تیم انتخاباتی هم بزرگترین سرمایه خود را مردم افغانستانه میداند و شمایی که تعهد صادقانه بالای مردم افغانستان دارید.
شرایط و نشیب و فرازی که شما سپری کردید تا به اعلان حکومت وحدت ملی، ایستادگی که شما کردید ورق را برگر داند، اما طبعاً آنچیزی که شما انتظار داشتید بوجود نیامد، اما همان چیزی که در تقدیر مردم افغانستان بود و در همان زمان عملی بود صورت گرفت.
از آن زمان تا پنجشنبه گذشته توقع من از شما این است که یک مرحله قبول کنید. یک مرحله تاریخی، و این را هم اطمینان داشته باشید که هیچ زحمت و کوشش شما انشالله نه پیش خدا ضایع نخواهد شد و نه در تعیین سرنوشت مردم افغانستان، که شما به آن کمر بستید که مردم تان را نجات میدهید و در راه اصلاحات و همگرایی مردم قدم گذاشتید انشالله که ضایع نخواهد شد.
این را هم من یقین دارم که بارها هر کدام تان سؤال کردید از خود که آیا واقعاً همان نمایندگی که باید از ما صورت می‌گرفت یا همان آرمانی که مردم بر اساس آن مردم با ما تعهد کرده و پهلوی ما ایستادند، به ثمر میرسد؟ یا همین آدمی که ما به او و به‌این تیم تعهد کردیم،به همان آرمان‌ها متعهد است یا نه؟ این سؤال فکر می‌کنم که در ذهن یک تعداد زیادی از شما وجود داشته در طول این مسیر.
در طول ای مسیر من چهره‌هایی را می‌بینم که متأسفانه در طول دو سال گذشته هم وقت دیدنشان را نداشتم، یک نکته را خدمتتان میگم که همیشه در بین مردم خوشحال تر بودم، در بین اصل مردم، نماینده‌های واقعی مردم، و در بین نماینده‌های ساختگی مردم بسیار دلتنگ؛ و این که با وجود کمی و کاستی و با وجود نارسایی‌ها باز هم با یک صدایی که گفتیم فردا جمع می شویم اما مجلس بسیار کلان نمی‌گیریم، فقط نخبه‌ها بیایند، فقط سران سیاسی بیایند، فقط نماینده‌هایی که از قشرهای میلیونی مردم نمایندگی می‌کنند بیایند، امروز به یک صدای ما، زن، مرد، مجاهد، عالم، پیر، جوان، رهبر، عامی، همه لبیک گفتید و آمدید. امروز می خواهم که چند نکته‌ای که فرصت نشده برای شما بگویم  خدمت شما داشته باشم.
مسائلی که در ارتباط با وضعیت موجود، در ارتباط با نزدیک به دو سال گذشته گفتم هیچ کدامش ناشی از احساسات، ناشی از عصبانی شدن، ناشی از قهر، و این قبیل مسائل نبود، واقعیاتی بود که همه مردم افغانستان باید در جریانش قرار می‌گرفتند، تمام مردم افغانستان باید آگاه می شدند از این که علت مشکلاتشان در کجا نهفته است؟ و تا زمانی که من فکر کردم که بدون در میان گذاشتن با همه مردم افغانستان امکان پیشرفت برای عملی شدن تعهدات ما نسبت به مردم وجود دارد، برای تطبیق موافقت نامه حکومت وحدت ملی وجود دار، تمام درد و رنج مشکلاتش را شخصاً خودم تحمل کردم . شاید موقعی پیدا می‌شد که با تعدای از سران و بزرگان مملکت در جریان می گذاشتم،اما در جایی رسیدیم که ضروری بود همه مردم افغانستان در جریان قرار بگیرند. هیچ‌کدام از آن حرف‌ها مبالغه نبود، من گفتم که از کوه، کاه را شاید شریک ساخته باشم، و امروز یک نکته را مییخواهم که بگویم.
این اطمینان را به شما میدهم که در دو سال گذشته یک لحظه از یاد شما، از فکر شما و از تعهدی که با شما و خدا و مردم داشتیم به دور نبودم.
کار به جایی رسید که باید شیوه کار خودرا تغییر می‌دادیم. بالاتر از آن هم ملت که نارضایتی داشت، ناراض تر می‌شد و هم به صورت کل مملکت و مردم توانایی تحمل آن را نداشتند. در پهلوی آن وقتی که مردم افغانستان میگیم و شما نمایندگان مردم افغانستان هستید، سوالات شما به جایی رسیده بود و عملکرد هم از طرفی که باعث این مشکلات و ایجاد آن شده بود به جایی رسیده بود که دیگه با شیوه قبلی امکان پیشرفت وجود نداشت.
تصمیم گرفیتم که مردم را در جریان وقایع قرار بدهم و دیروز با جمعی از بزرگان کشور مشوره داشتم و یکی از فیصله‌ها این بود که همان تعدادی که مقدور است در ۲۴ ساعت جمع شده میتوانند، همان تعداد از بزرگان را زحمت میدهیم و جریاناتی که از روز پنجشنبه به‌این طرف رخ داده را در جریان قرار میدهیم .
در روز پنجشنبه من یک نکته را گفتم که تطبیق کامل موافقتنامه را می خواهیم نه زیاد و نه کم. این زیاده خواهی نیست، این قدرت طلبی نیست، این فزون خواهی نیست، این تجاوز در حق دیگران نیست، این حق تلفی نیست، حق دیگران را نادیده گرفتن نیست، این فقط آن چیزی را که ضرورت ثبات افغانستان، ضرورت بقای افغانستان، ضرورت دوام اعتماد مردم افغانستان به دولت و دولتمداران، و ضرورت دوام اطمینان مردم افغانستان نسبت به آینده شان، نسبت به سرنوشت بهتر مردم شان است، این فقط همان چیز است. و این چیزی است که در آن تعهد شد؛ و ای چیزی است که تعهدی بوده که در پای او جامعه بین‌المللی به حیث شاهد امضا کرده است. اگر در هر نکته‌ای مرا ملامت می‌کنید من شمارا حق می دهم، چرا، همین نجات افغانستان که می گوییم صورت گرفت،  در نتیجه فداکاری شما بود، اگر شما همان اعتماد را بما نمی کردید و خدا نخواسته در آن زمان افغانستان به کش مکش می‌رفت، امروز نمی‌دانستیم قصه در کجا بود. برای آ« کارتان برای همیشه ممنون هستم از شما.
اما یک نکته دیگر را که در پهلوی ده‌ها ملامتی، همین حوصله مندی را یک کمی نمره بدهید، اما فکر می‌کنم که حوصله مندی هم دلتان را گرفت، کسایی بودند که گفتند این قصه را چرا دو سال پیش نگفتی، چرا یک سال پیش نگفتی، چرا یک ماه قبل نگفتی. این مسیر پر خم و پیچ و این مسئولیت کلانی که به نمایندگی شما و مردم افغانستان به عهده گرفته بودم به من حق بدهید که با معلوماتی که از اوضاع و وضعیت داشتم باید با حوصله بیشتری قدم برمی‌داشتم. به‌این معنا که در هر قدم تعهدی که با شما داشتیم و با خدا و مردم داشتیم، پیش چشم ما بوده اما خواستیم یک راهی را برای بیرون رفتن از مشکلات باز کنیم و قدم به جلو بگذاریم.
حالا کسی قدر این کار را فهمید به صورت مطلق [یانه چیزی دیگری است] . اگر این کار امروز قدرش  فهمیده نشد دربارهٔ روز پنجشنبه و تصمیمی که امروز برای شما میگم  بیشتر صحبت می‌کنیم. ای را شما یقین داشته باشید که پیش خدا و تاریخ و مردم افغانستان، یک راه و رسمی است که باید اساسش گذاشته می‌شد. به کدام نتیجه رسید و نرسیدحرف جداست؛ و قضاوت مردم در یک فضا و زمان دیگر در یک وقتی که انشالله از این مراحل بگذریم، او قضاوت باز یک قضاوت دیگری خواهد بود. من درحالی که میگم تمام ملامتی که سر من گذاشتید قبول می‌کنم و پوزش می‌خواهم از شما و از صمیم قلب از شما سپاسگزار هستم. بخاطر حوصله مندی شما. شما هم با ما حوصله مندی کردید. کاری که شما ۲۰ بار شما مراجعه کردید و همان کار صورت نگرفته و باز آمدن با پیشانی باز. د شروع گپ طبعاً یک گله می باشد، اما درک کردم که شما مرا درک کردید و موقع دادید. این موقع دادنتان تا روز پنجشنبه بود. تا روز پنجشنبه ساعت ۴ و نیم بعدازظهر که این جوانان آمده بودند و از ما تقاضا کرده بودند که ما دربارهٔ جوانی خود بگوییم و درباره‌ای که جوانان چه مسئولتی دارند و چیزهایی را شنیدند که جوانی خودشان یادشان رفت. اما دیروز جلسه‌ای داشتیم ما در یک جمع محدود، که تعداد زیادی گله کردند که چرا ما خبر نشدیم، اما در او جلسه دو گپ شد یک گپ این بود که اگر در پای تطبیق موافقتنامه محکم ایستاد شویم و دیگر لغزشی نمی باشد و و دیگر حرف دومی نمی باشد و دیگر این نمی باشد که خود ما با مصلحت می‌گذریم و این بخش موافقنامه را هم ما می‌گذریم. اگر این حرف ها نمی باشد با وجود تمام کمی و کاستی‌ها و با وجود تمام گله مندی‌ها، با وجود تمام کوتاهی‌هایی که صورت گرفته، ما همرایتان محکم و استوار تا آخر راه هستیم.
حرف مه بر ای بزرگواران این بود که همه ما در یک راهی که میرویم میتوانیم که مرتکیب اشتباه و کوتاهی‌ها شویم اما حالا در یک نقطه‌ای رسیده‌ایم که شناختی از یکدیگر را و از همراه ها را در یک حدی داریم که بخاطر یک چوکی ریاست یا صدارت و یا کدام چیزی دیگری به آرمان شما پشت پا نمی‌زنیم. انشالله‌ای اطمینان پیش شما بوده و همی اطمینان بوده که ما اطلاع‌رسانی نتوانستیم به شما، ما نتوانستیم شمارا در طول مسیر در جریان مشکلات قرار دهیم، اما شما مسیر را آمدید ولو که ما شمار را دیدیم یا ندیدم . در روزی که مسئله شد صدای شما از یک گوشه برای دفاع از یک آرمان برآمد.
امروز این محفل معنوی و در این محفل تاریخی، حرف من برای شما چیست؟ حرف من برای شما این است که مرحله نو از روش سیاسی، رفتار سیاسی متناسب با اوضاع و شرایطی که در او قرارداریم برای تطبیق آرمان‌های شما برای تطبیق موافقتنامه حکومت وحدت ملی، برای این که آرمان مردم به کرسی خود نشانده شود این مرحله آغاز شد.
یک وعده دیگر هم میدهم، شما یک گوشه دیگری از شخصیت من را باز بیشتر خواهد شناختید در این مرحله بعدی.
حرف من حرف تهدید نیست، حرف تخریب نظام نیست، نظام چپه کردن نیست، اما حرف واضح حق مردم است و از حق مردم نمی‌گذریم اگه مسئله حق شخصی من می‌بود ای کار سر هرکدامتان آمده در جاییش که آمده شما گذشت کردید. بعضی میپرسیدند چرا یک باره‌ این کار شد؟ من گفتم که این کار یکباره نیست. یک کسی گفته بود که بر من در فلان روز توهین شد. من گفتم بهش پیام بدید که دو سال توهین شده بر ما. اما ما یک چیزی بزرگتر را از توهین شخصی، از آن بالاتر، فکر کردیم. گفتم وقتی رضای خدا میگیم خدا حاضر و ناظراست بر اعمال ما بر روش و بر گفتار ما. وقتی که خدمت به مردم میگیم مردم بیچاره در انتظار خدمت گذاری ما هستند. ما ای چره ها[ترکش] را در جان خود بخاطری قبول کردیم که در دو چیز از ما خطا صورت نگیرد، در کسب رضای خدا و منافع مردم. امروز رضای خدا و منافع مردم ایجاب میکند که با روش دیگر وارد کار شویم. پس امروز یک تجدید تعهداست با همه شما. یک تجدید میثاق است با همه شما؛ که انشالله حق خود را، آن چیزی که حق مردم است و در موافقتنامه تثبیت شده  در عمل پیاده می‌کنیم؛ و در این راه کارهایی که در یکی دو روز گذشته صورت گرفته، دید و بازدید با بزرگا بوده، یک قسمت تماس‌هایی صورت گرفته، و در موقعی که توافق شود با رئیس جمهور افغانستان دیدار خواهیم داشت و صحبت‌های ما و حرف‌های ما و عصاره‌ای چیزی را که اینجا خدمت شما گفتم، در آنجا مطرح خواهم کرد؛ و در ادامه راه در هر قدمی انشالله مردم را در جریان گذشته، اگر با مشکلات مواجه شدیم دیگر تصمیم فردی نمی‌گیرم. جمع می‌شویم با مردم و تصمیم می‌گیرم که راه حل مردم چیست؟
من سر عزم و اراده شما سر ایمان و تعهد شما شک ندارم، شما هم انشالله به یاری خدا سر وعده ما واستادگی در پهلویتان شک نکنید، مراحلی را گذشتاندیم و گفتم وقتی که من یک گوشه‌ای از مشکلات را گفتم، یک قسمت زیادی از مردم گفتند که ما واقعیت‌ها را نمی‌دانستیم. اما واقعیت‌ها تنها اینها نبودند. واقعیتها چیزهای دیگر است.
کسی که ادعا کرد که هر وقتی ما مبارزه با فساد را عنوان می‌کنیم باز یک کس یا کسانی که میلیون‌ها دالر کسب کرده پیدا میشوند و باز مانع میشوند، ای صدایم به او کس است، خطابش به هر کسی که بوده، که از پرونده‌های فساد اداری که با مافیای بین‌المللی بسته شده خبر دارم، از کار اقارب و بزرگان این سرزمین که در چه کارها و در چه معامله‌هایی دستشان بند است خبر دارم.آن طوری که ما به مبارزه با فساد اداری متعهد هستیم، آن طور کس دیگری را مه نمی‌بینم. آن تعهد ما صادقانه است، تعهد ما بخاطر خدا و ایمان ما به خدا و بخاطر بیچارگی ملت و مردم ما است؛ و اگر کسی خواسته باشد که از این مسائل، از مسئله حقوق بشر، تعهد ما به حقوق بشر، به حقوق زن بنا بر ایمان ما، بنابر عقیده ما و اسلامیت ما تعهدی خلل ناپذیر است.
اسدالله سروری که پرونده قتای هزارها مسلمان، هزارها مردم این سرزمین بنامش بود، کسی ازش پرسان کند امروز که در زمانی که در دولت اسلامی بود یک سیلی یک کس به روی تو زد؟ اما از پیشش تحقیق شد، به محکمه سپرده شد، اما او مراحل محاکماتی در دوره مقاومت امکانش نبود، محکمه‌ای که مردم افغانستان اعتماد کنند که این محکمه بر اساس عدالت صورت گرفته امکانش در آن شرایط نبود،گذاشته شد که در زمانی که زمینه مساعد شود، اما زندان خود را باید سپری کند. این نمونه‌ای است از عدالت، این نمونه‌ای است از قضا، این نمونه‌ای است از ترحم بر بشر. ده‌ها مثالش است. از عسکر شوروی که پیشما راسیر بوده تا اسرای دیگر.
در این زمینه کسی به ما درس ندهد. در مبارزه با فساد ما در صف اول قرار داشتیم و قرار داریم. به هیچ‌کسی اجازه نمی‌دهیم که از این نامها و عنوان‌ها استفاده سیاسی کند. باز یک قشر، یک قشری که قربانی داده، یک قشری که زمینه را برای سلامت افغانستان و بقای افغانستان مساعد ساخته، باز او قشر را مورد حمله قرار بدهد.
اگر یک ادعای غرض آلود و سیاسی تحت این نام‌ها در برابر یک تن از فرزندان پاک و صدیق این کشور، که عاری هستند از این مسائل، صورت بگیرد، جلویش را به یاری خداوند با قوت مردم و قانون می‌گیرم.
درجزییات مسئله نمیرم، چیزی که منظور جمع شما بود خدمتتان گفتم که در جریان دو یا سه روز گذشته دید و بازدید با بزرگان داشتیم و در روزهای آینده زمینه مساعد خواهد شد تا رئیس جمهور افغانستان ره ببینیم، و راه نو رادر پیش رویشان بگذاریم.
اگر حوصله مندی را به معنای ضعف اراده قیاس کرده باشند یا الله امتحان کنند، اگر تدبیر و حکمت ره به معنای فریب خوردن فکر کرده باشند، هر کسی که ای رافکر کرده باشد، یا الله  این گز و این میدان.
در حالی که تعهد ما به سلامت و بقای این کشور، به وحدت بین مردم این کشور خلل ناپذیر است، در عین حال عزم و اراده ما برای تحقق حق مردم و برای در جای قرارگرفتن حق مردم انشالله که خلل ناپذیر تر است نسبت به همیشه.
پس بار دیگر با عرض پوزش از هرچی کم و کاستی و کوتاهی که بوده که نمی خواهم توجیه کنم برای شما و با تشکر و قدردانی فراوان از ایستادگی و استقامتتان، و از پایداریتان، از قربانی که دادید و از صبر و حوصله تان ، این اطمینان ررا می دهم که راهی که پیشروی داریم، با هم، با متانت، با استقامت و با اطمینان از تحقق آرمان مردم و در جای قرار گرفتن حق مردم انشالله با هم خواهیم بود. اما هیچکدامش به خاطر شخص خودم نیست. اگر حوصله بوده در جایش جنجال هم کردیم، بحث کردیم، جدل کردیم، هیچ کدامش بخاطر شخص نبوده. در غیر آن ریاست اجرائیه در جای خودش است، ما هم خوش باشیم به سفر خارجی و داخلی و ملاقات های خارجی‌ها.
 اگر خدای نخواسته سرمایه اصلی را سرمایه‌ای که تنها من برایش زحمت نکشیده‌ام، تنها  زحمتش مربوط به شما نمی‌شود، در اینجا خون هزارها شهید ما ریخته، وقتی که در دوره مقاومت از پوست، دیوار درست شده،وقتی که ما و شما در ۱۵ کیلومتری کابل در دوره جهاد قبرهای دسته جمعی مردم را  داریم، وقتی که این زمان آمده‌، تمام این به نمایندگی از همه همین شهدای راه خدا و راه آزادی و آبادی این مردم بوده است. پس این مسئولیت از مسئولیت تیمی فراتر است. این مسئولیت، مسئولیت دینی و ملی و وطنی بوده. به همان نسبت من این اعتراف را هم می‌کنم که در زمان‌هایی هم واقعاً سنگینی هم کرده. آن بخش بی‌خوابیش نه، آن بخش کار پشت در پشت نه، آن بخش مجلس پی در پی نه، آن بخش دیگه آن که می‌دیدم مردم توقع دیگه دارن از ما و ما نمی‌توانیم که حداقلش را برآورده کنیم. آن تکلیف اصلی در همین قسمت است.
یک اطمینان دیگر هم می‌دهم که حرف درشت و سخت را هم یاد دارم و مقام و منزلت اداری مانع از این نمی‌شود که من حرف حق را به درشتی به کسی بگویم یا گفته باشم. هیچ وقت! البته وقتی در چارچوب یک نظام هستم، باز من خود را قانون‌مندتر و قانون‌مدارتر از هر کس دیگری مجاب می‌سازم که باشم.
پس درد دل دو ساله را، درد دل شما را، از زبان شما من خواستم که دوباره با خودتان شریک بسازم اما راهی که در پیش روی داریم اگرچه که پرچالش باشد و راهی را که شما آمدین راه سربلندی و راه عزت و راه افتخار است، من به این شک ندارم که شما به وجدان خود پیش خدا، پیش مردم قانع هستین که قدم صادقانه گذاشتین، راهتان راه اصلی بود. این راه را انشالله با توکل به خدای بزرگ با اعتماد کامل به مردم افغانستان، و در همراهی مردم  به سر منزل مقصود می‌رسیم.
پس سخنان را ختم می‌کنم به همین که با اطمینان از این مجلس بروید و به همه مردم این اطمینان را بدهید که استوار، یک دست و با استقامت این راه را انشالله می‌رسانیم.
درخواست مردم مبنی بر خاکسپاری امیر حبیب‌الله خان کلکانی در خواست برحق و مشروع شهروندان کشور است و من در این مورد به قسمی که در روز قبل هم یادآوری کردم، دو روز قبل این مسئله را من در سطح دولت مطرح کردم و انشاالله در اولین فرصت این کار خواهد شد، این که نحوه و شکلش چطور خواهد بود معلوم خواهد شد.
با آرزوی سلامتی و بقای افغانستان.
 
کد مطلب: 54730
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/KSPBf3
گزارشگر : پایگاه اطلاع رسانی پیام آفتاب
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل