۱
 

اعلامیه جهانی حقوق بشر و موقعیت آن در آموزه های دین اسلام / حسینی حنیف

سید احمد حسینی حنیف
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۰ عقرب ۱۳۸۷ ساعت ۱۴:۳۱
اعلامیه جهانی حقوق بشر و موقعیت آن در آموزه های دین اسلام / حسینی حنیف
۱-  اشاره : حقوق بشر (human right) آرمان مشترک تمام مردم و کلیه ملل است، همه افراد و ملل جهان آن را مد نظر دارند. حقوق بشر، شناسایی ذاتی اعضای خانواده های بشری است، حقوق بشر، حقوق انتقال ناپذیری است که اساس آزادی، عدالت و صلح جهانی را تامین می کند. تاریخ خونین قرن بیست، به ما آموخت که فقدان حقوق بشر امری فراتر از انکار حیثیت بشری است و ریشه در فقر و خشونت سیاسی دارد.  اعلامیه جهانی حقوق بشر، در ۱۰ دسامبر ۱۹۱۴ عیسوی، به اتفاق آراء، در مجمع عمومی سازمان ملل به تصویب رسید. اعلامیه جهانی حقوق بشر، شناخته ترین و مورد استنادترین سند حقوقی در سراسر جهان است، این سند به عنوان پایه ی حقوق بشر و الگویی جهت معاهدات، اعلامیه ها، کنوانسیون ها و قوانین بین المللی و ملی محسوب می گردد. قوانین اساسی و عادی بسیاری از کشورهای جهان به پیروی از آن نگاشته شده است. ماده هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان، دولت را مکلف به رعایت اعلامیه جهانی حقوق بشر و متعهد به آن دسته از پیمان های بین المللی می کند که افغانستان آن ها را امضا کرده است. با وجود چنین پیمان و تعهد بین المللی به منظور تأمین عدالت، آزادی، مساوات، رفاه و ... هنوز میلیاردها انسان در فقر و تحت ستم شدیدی به سر می برند.  شکاف میان کشورهای ثروتمند و فقیر به طور مداوم رو به گسترش است. حکومت های سلطنتی، ریاست جمهوری های مادام العمر و وراثتی با اختیارات بی حد و حصر بر جان و مال و ثروت ملی بسیاری از کشورها همچنان سلطه جهنمی خویش را دارند، بیکاری، تبعیض نژادی، مذهبی، قومی، جنسیتی و... گریبان میلیون ها انسان را گرفته است. سازمان ملل متحد به منظور محو تمامی این ناراستی ها و در پی سعادت دنیوی آدمیان تلاش هایی کرده است. به خصوص کمیسیون حقوق بشر «commission human right» که کانونی جهت یکپارچه کردن همه فعالیت های حقوق بشر این سازمان است. کمیسیون، با همکاری حکومت های دموکراتیک و سایر نقش آفرینان ملی و بین المللی جهت ترویج و حمایت از حقوق بشر نقش بزرگی در حیات بین المللی دارد.  
۲ - تعریف و منشأ حقوق بشر:
ما به حکم انسان بودن، خواه دین دار باشیم یا بی دین، خواه مسلمان باشیم یا مسیحی، یک سری حقوقی داریم، و همچنین یکی سری تکالیف. بررسی تاریخ زندگی بشر نشان می دهد که پاره ای از حقوق همیشه مورد قبول بوده و هیچ قانون گذاری آن ها را نادیده نگرفته است. مجموعه ی این حقوق مورد توافق عام، در یک تفاهم بین المللی«حقوق بشر» نامیده می شود.  ۱-۲- ادیان: در ادیان الهی حقوق بشر، حقوق لازمی که ناشی از کرامت انسان و اراده ی خداوند است.‌  ۲-۲ مکاتب مادی: این ها تعریف روشنی از حقوق بشر ارائه نمی دهند؛ زیرا که حقوق بشر را همواره دستخوش تحول و تکامل می دانند.  ۳-۲ مکاتب آرمان گرا: حقوق بشر، حقوقی است که لازمه ی طبیعت انسان و خارج از حوزه ی اقتدار قانون گذار بشری است و قانون گذار بشری نمی تواند احدی را از آن محروم کند. ۴-۲- قطعنامه ی «حمایت از حقوق بشر و اصل عدم مداخله در امور داخلی دولت ها» که در اجلاس (saint-jacques de compost elle) در سپتامبر ۱۹۸۹ عیسوی، تصویب شد. در ماده اول خود می گوید:«حقوق بشر تجلی بارز کرامت انسان می باشد، تکلیف به تضمین رعایت آن ها ناشی از شناخت همین کرامت می شود که قبلا اعلامیه جهانی حقوق بشر آن را اعلام کرده است».
۳- روند شکل گیری اعلامیه جهانی حقوق بشر و عکس العمل ملت ها:
با سپری شدن ناملایمات و جنایات بزرگ جهانی و خطرهای جدی نقض حقوق بشر، در قرن بیست، جامعه جهانی در صدد تدوین متنی معین که بر تمامی جهان لازم الرعایه باشد، برآمدند. اعلامیه جهانی حقوق بشر، حاصل تجربه تاریخی، عقلانی و دینی انسان ها است. البته که آموزه های شریعت مسیحیت در شکل گیری آن نقش با اهمیتی داشت.  کمیسیون حقوق بشر در ژوئیه ۱۹۴۷ عیسوی، اولین جلسه خود را جهت آماده سازی لایحه بین المللی حقوق بشر، تشکیل داد و با وسواس تمام پیش نویس آن را طی دو سال فراهم کرد. مجمع عمومی سازمان ملل به بررسی پیش نویس تهیه شده پرداخت. پنجاه و هشت دولت عضو در مجموع، ۱۴۰۰ بار روی هر کلمه و عبارت آن رأی دادند، تا این که در دسامبر ۱۹۴۸ عیسوی به اتفاق آراء تصویب نمودند. رئیس وقت مجمع عمومی، پس از تصویب آن گفت:«پذیرش این اعلامیه با اکثریتی بزرگ، بدون هیچ مخالفت مستقیمی، خود دستاورد قابل ملاحظه ای است و میلیون ها نفر مرد و زن و کودک در سراسر جهان از آن کمک و راهنمایی و الهام خواهند گرفت. آقای رنه کاسن (Rene cassin) یکی از تدوین کنندگان اصلی اعلامیه درباره آن گفته است:«مهم ترین سندی است که انسان بدان دست یافته است، عصر جدیدی در تاریخ بشریت ایجاد کرده و منشور آزادی محرومان و قربانیان ظلم و ستم است. محدودیت هایی را که هر دولت مقتدر باید در رابطه با افراد تحت حکومتش در نظر بگیرد، تعریف می کند و مهم از همه این که اعلامیه، اعلام می کند که حقوق بشر باید به وسیله ی یک رژیم حقوقی حمایت و تضمین شود».  پس از تصویب اعلامیه، کمیسیون حقوق بشر که یک نهاد بین الدولی است، در صدد تبدیل اصول و قواعد کلی آن به معاهدات بین المللی که از حقوق خاص حمایت می نماید بر آمد. دو میثاق بین المللی ذیل در ۱۶ دسامبر ۱۹۶۶ عیسوی، از تصویب گذشت:
۱-  میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی (the international covenant on civil and political right).
2-میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (the international covenant on Economic social and cultural right ).  اعلامیه جهانی حقوق بشر و این دو میثاق، مجموعا لایحه جهانی حقوق بشر را تشکیل می دهند.
کشورهای عضو نیز جهت نهادینه کردن آن در سطح ملی به اقداماتی دست زدند. از جمله: ۱- کنوانسیون اروپای حقوق بشر و آزاد های اساسی (human right freedoms convention for the protection of) مصوب شورای اروپا (council of Europe) ۱۹۵۰ عیسوی. ۲- کنوانسیون آمریکایی حقوق بشر (American convention on human right) مصوب ۱۹۹۶عیسوی. ۳- منشور آفریقایی حقوق بشر و ملت ها (peoples right African charter on human right) مصوب ۱۹۸۱ عیسوی. ۴- اعلامیه حقوق بشر اسلامی قاهره (The cairo declaration on human right in islam) مصوب ۱۹۹۰ عیسوی و... اکنون فعالیت های مربوط به تعیین معیارهای حقوق بشر کامل فرض می شود و تلاش نهادهای بین المللی و ملی در جهت اجرای قوانین و مقررات ناشی از آن متمرکز می باشد و حصول اطمینان از این که دول عضو، حقوق مربوط را رعایت نمی کنند و نیز نهادینه کردن فرهنگ جهانی حقوق بشر، از طریق اتخاذ استراتژی های عملی ذیل:
۱- تلاش گروه های کاری و کارشناسان جهت پیشبرد تحقیقات مربوط به حقوق بشر، تعیین معیارهای تدوین محتوای حقوق بشر، تشخیص موانع اجرا و توسعه ی راه های تحقق این حقوق.  ۲- ایجاد نظام نظارت بر حقوق، متشکل از کمیسیون‌ها و کمیته‌هایی جهت پاسخگویی به نیازهای فزاینده برای پیشگیری و جبران نقض حقوق بشر، تأکید بر تدوین جهانی معاهدات بین المللی حقوق بشر و کمک به حکومت ها جهت اجرای مفاد این معاهدات.  ۳- برقراری تعداد زیادی از برنامه های همکاری فنی و آموزشی جهت نهاد قضایی که از طریق دفاتر و عملیات های میدانی حقوق بشر به اجرا درآمده و سبب کمک به دولت ها و جامعه مدنی جهانی در ایجاد شبکه های ملی حمایت و تقویت حقوق بشر و حکومت قانون در سطح منطقه ای و محلی گردیده اند.  
 ۴- حقوق برسمیت شناخته شده در اعلامیه ی جهانی حقوق بشر:  
۱-۴- مواد ۱ و ۲ : بیانگر اصول حقوق بشر است. ماده ی ۱، سه اصل قانونی و غیر قابل انتقال را ذکر می کند: ۱- آزادی، ۲- برابری، ۳- برادری.  ماده ی ۲، اصل عدم تبعیض میان انسانها.  
۲-۴- مواد ۳ تا ۱۱ : بیانگر حقوق مدنی و سیاسی انسانهاست. ماده ی ۳: حق حیات، آزادی و امنیت شخصی. ماده ی ۴ : رهایی از بردگی و داد و ستد بردگان. ماده ی ۵: رهایی از شکنجه و رفتارهای تحقیر آمیز. ماده ی ۶: حقِ شناخته شدن به عنوان انسان در مقابل قانون. ماده ی۷: حق برخورداری از مساوات در مقابل قانون. ماده ی ۸: حق دادخواهی از طریق دادگاههای صالحه. ماده ی ۹: رهایی از بازداشت و تبعید غیر قانونی. ماده ی ۱۰: حق محاکمه ی منصفانه و علنی. ماده ی ۱۱: حق بی گناه محسوب شدن تا زمان اثبات جرم.  ۳-۴- مواد ۱۲ تا ۱۷، ناظر به حقوق بنیادی فرد در رابطه با خانواده، سرزمین و اشیاء جهان خارج است. ماده ی ۱۲: عدم دخالت در امور خصوصی، من جمله امور خانه، خانواده و مکاتبات. ماده ی ۱۳: حق آزادی مسافرت و اقامت در کشور و ترک و بازگشت آن. ماده ی ۱۴: حق پناهندگی. ماده ی ۱۵: حق برخورداری از تابعیت و آزادی تغییر آن. ماده ی ۱۶: حق ازدواج و حمایت از خانواده. ماده ی ۱۷: حق مالکیت.
 ۴-۴- مواد ۱۸ تا ۲۱، ناظر به حقوق سیاسی و آزادیهای عمومی است. ماده ی ۱۸: آزادی عقیده و مذهب. ماده ی ۱۹: آزادی عقیده و اطلاعات. ماده ی ۲۰: حق تشکیل اجتماعات و انجمن های مسالمت آمیز. ماده ی ۲۱: حق مشارکت در حکومت و انتخابات آزاد و دسترسی به خدمات عمومی.
 ۵-۴- مواد ۲۲ تا ۲۷، ناظر به حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. ماده ی ۲۲: حق تأمین اجتماعی که زیر بنای حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. ماده ی ۲۳: حق اشغال و دریافت مزد عادلانه برای کار آزادی سندیکائی. ماده ی ۲۴: حق استراحت وتفریح. ماده ی ۲۵: حق برخورداری از سطح کافی زندگی از لحاظ بهداشت و رفاه. ماده ی ۲۶: حق آموزش. ماده ی ۲۷: حق مشارکت در حیات فرهنگی جامعه.
 ۶-۴- مواد ۲۸ تا ۳۰، ناظر به حقوقی است که همه¬ی انسانها به طور عام بایستی از آن برخوردار باشند. ماده ی ۲۸: حق پی جویی نظام اجتماعی که متضمن رعایت حقوق بشر باشد. ماده ی ۲۹: مسئولیت در قبال جامعه‌ای که رشد آزاد و کامل فرد را میسر می نماید. ماده ی ۳۰: عدم مداخله‌ی دولت یا دیگران در برخورداری از حقوق فوق الذکر.  
۵- ویژگی حقوق مندرج در اعلامیه ی جهانی حقوق بشر:  
۱-۵- قواعد حقوق بشر از نوع قواعد آمره (jus conges) است. ماده ی ۵۳ کنوانسیون وین، مصوب ۱۹۶۹ عیسوی، آمره بودن را چنین تعریف می کند: ۱- قاعده ای الزام آور در حقوق بین الملل که از سوی جامعه ی جهانی و دولتها، پذیرفته شده باشد. ۲- تخطی از آن ممکن نباشد. ۳- تغییر نمی کند مگر با قاعده ی جدید حقوق بین المللی که همین ویژگی ها را داشته باشد. الزامی بودن قواعد آمره بستگی به اراده ی دولتها ندارد. دولتها از لحاظ حقوقی، حتی بدون اعلام رضایت، علی رغم اراده ی شان ملزم و متعهد به اجرای آن هستند. اکثر قواعد مندرج در اعلامیه ی حقوق بشر و میثاقهای بین المللی، جزو قواعد آمره هستند. کنوانسیون حقوق معاهدات مصوب ۱۹۶۹ عیسوی، در ماده ی ۳ می گوید:«قاعده ی آمره حقوق بین الملل، قاعده ای است که با اجماع جامعه ی بین المللی کشورها به عنوان قاعده ی تخلف ناپذیر که تنها با یک قاعده ی بعدی حقوق بین الملل عام به همان ویژگی قابل تغییر می باشد، پذیرفته و به رسمیت شناخته شده است.»
 ۲-۵- قواعد حقوق بشرازنوع قواعد عام الشمول است: عام الشمول بودن قواعد حقوقی این است که هر دولتی در حفظ حقوق بشر، منفعت حقوقی دارد، ناگزیر تمامی دولتها در قبال رعایت حقوق بشر در مقابل جامعه ی جهانی تعهد عام الشمول دارند و این تعهد میان کلیه ی دولتها در قبال حقوق بشر، تضمینی برای حمایت جهانی و مؤثر حقوق بشر است. اساسنامه ی دیوان بین المللی دادگستری (International Court Of Justice) در توضیح عام الشمول می گوید:«باید یک تفکیک اساسی فیما بین تعهدات دولتها نسبت به جامعه ی جهانی در کل و تعهدات دولتها در مقابل یکدیگر در چارچوب حمایت دیپلماتیک انجام داد. تعهدات دسته ی اول، به لحاظ ماهیت شامل کلیه ی دولتها می شوند. نظر به اهمیت این حقوق، کلیه ی دولتها می توانند برای حفظ آنها دارای منفعت حقوقی باشند. چنین تعهداتی را عام الشمول گویند.  
 ۶- موقعیت اصول حقوقی مندرج در اعلامیه ی جهانی حقوق بشر در اسلام:
اصول عمده ای که اعلامیه ی جهانی حقوق بشر و دیگر اسناد بین المللی بر می شمارند و آزادی های فردی و عمومی را متفرع بر آنها می داند عبارتند از: ۱- کرامت انسان، ۲- آزادی، ۳- برابری و مساوات.
 ۱-۶- کرامت انسان: کرامتی که اعلامیه ی جهانی حقوق بشر از آن یاد می کند، کرامتی مادی و دنیوی است. زیرا بشر را با اشیاء و دنیای اطرافش مقایسه کرده، تفوق و برتری او را کرامت و شرافت نامیده است. اسلام آدمی را با اشیاء اطرافش، حتی یا فرشتگان مقایسه نمی کند. بلکه او را به خداوند نسبت می دهد.«انی خالق بشراً من طین، فاذا سوّیته و نفخت فیه من روحی». این آیه آدمی را از عنصر الهی می داند و او را پاره ای از وجود منتسب به خدا می شمارد که برای خلافت آفریده شده است. «و اذا قال ربک للملائکة انی جاعل فی الارض خلیفة». آیه، جانشینی بشر را برای خداوند بیان می کند. «لقد کرمنا بنی آدم» آدم از خداوند کرامت و ارزش ذاتی یافت. این آیات و ده ها آیه و حدیث دیگر، کرامت، ارزش و اعتبار آدمی را برخواسته از ذات او، جدای از مذهب و عقیده اش می داند. اسلام نمی گوید که بشر باید مسلمان، مسیحی، یهودی و ... باشد تا کرامت را کسب کند. مذهب و اعتقاد به خدا، ارزش و کرامت اکتسابی است، مانند علم و دانش، تمام مهرورزیهای قرآن به بشر، به خاطر بشر بودن و انسان بودن است. این کرامت نظری، ارزشهای عملی فراوانی را به همراه دارد. باید تعالیم اخلاقی و حقوقی با عنایت به این اصل نظری و در سازگاری کامل با آن تنظیم شود. پس «آزادی در فساد، فحشاء»،«ازدواج دو همجنس»،«اعتقاد به مقدس بودن گاو» و ... نمی تواند تفسیر کریمانه ی آزادی باشد.  
۲-۶- آزادی: اعلامیه ی جهانی حقوق بشر از این کلمه فراوان نام می برد، ولی تعریفی ارائه نمی دهد، کما اینکه اکثر الفاظ، در هاله ای از ابهام است. تعریف کلمه ی «آزادی» بدون پیشوند یا پسوندی دشوار است. منتسکیو در تعریف لفظ آزادی می¬گوید:«آزادی فلسفی عبارت است از اجرای اراده، یا لا اقل اعتقاد انسان به این که می تواند ارداه¬ی خویش را اجرا کند.(منتسکیو، روح القوانین، ترجمه¬ی علی اکبر مهتدی، چاپ هشتم، ) مراد اعلامیه ی جهانی حقوق بشر، از آزادی، قشر رویین انسان و نیازهای روانی و جسمانی اوست. گر چه این نوع آزادی برای انسان ضروری است ولی برای کمال معنوی وتکامل روحی انسان و بالا بردن او از سطح مشترک حیوانات تأثیری ندارد و از طرفی برای همین نوع آزادی حدی تعیین نکرده است.  اسلام، آزادی را در رها شدن از بندگی و اطاعت از غیر خدا می داند، نه حق انتخاب در همه چیز و یا اجرای اراده در هر مورد، اسلام افرادی را شدیداً سرزنش می کند«أفرأیت من اتخذ الهة هواه...». افرادی که از هواهای نفس و خواهشها و شهوات خود پیروی می کنند، یا «ام تحسب ان اکثرهم یعملون ان هم الا کالانعام بل هم اضل». افرادی که حاضر نیستند سخن حق را بشنوند و در مورد آن بیندیشند، به چارپایان بلکه بدتر از آنها تشبیه شده است. از دیدگاه اسلام ، آزادی دو قسم است:  ۱- آزادی تکوینی: یعنی آدمی در نظام آفرینش انتخاب مطلق دارد و هیچ چیز برای او اجبار پذیر نیست. حتی دین که مجموعه ای از اعتقادات و عملکرد است، در قبول آن آزاد است که برگزیند یا رد کند. قرآن هم می فرماید:«لا اکراه فی الدین».چون تا مادامی که فرد با اراده و انتخاب، دین را برنگزیند، هرگز در قلمرو جان و دل او نفوذ نمی کند.  ۲- آزادی تشریعی: یعنی آزادی انسان محدود است و با توجه به ارداه ی خداوند و کرامت آدمی و سعادت آینده و جهان آخرت، تفسیر می شود. آدمی ملزم است به تمامی قوانین ادیان گردن نهد و لو این که دایره ی انتخاب او را کوچک کند و برای اراده¬ی او محدودیت ایجاد کند. همانطور که در جامعه ی جهانی در عین آزاد بودن در رعایت یا نقض حقوق بشر، به خاطر مصالح بشریت و نظم جهانی، همگی مجبورند به قواعد و اصول اعلامیه ی جهانی حقوق بشر، متعهد باشند و الا مورد طرد و حتی حمله¬ی نظامی و تعقیب کیفری قرار خواهند گرفت.
 ۳-۶- برابری و مساوات: اعلامیه¬ی حقوق بشر، بر تساوی ذاتی انسانها پای می فشارد و بر همین اساس، تساوی در حقوق و تکالیف را هم دارا می شوند. اسلام بر تساوی و برابری ذاتی صحه می گذارد و می گوید:«یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوباً و قبائل ...». ای آدمیان ، ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم ... که تساوی در نسب و ذات دارید ولی نزد خداوند آنکه از همه پرهیزگارتر است مقرب تر است. اسلام در حقوق و تکالیف، تفاوتهایی میان مرد و زن قائل شده که این بر اساس ویژگیهای آفرینش آنهاست و برای هر یک دلالیل منطقی و قابل قبول دارد، مثل تفاوت حق ارث دختر با پسر، اینکه مرد مکلف به پرداخت تمامی ما یحتاج همسر است و مانند اینها. اسلام بر مساوی بودن انسانها در مقابل خداوند و قانون، تأکید فراوان می نماید. حضرت علی (ع) با طرفیت فردی مسیحی در دادگاه حاضر می شود. وقتی قاضی امام را محترمانه تر نام می برد و طرف دیگر دعوا را به نام می خواند، امیر المؤمنین (ع) بر قاضی اعتراض می کند که چرا هر دوی ما را به یک روش نام نبردی. از پیامبر اکرم(ص) روایت شده که فرمودند:«امتهایی قبل از شما هلاک شدند، زیرا که اگر فردی قدرتمند و بزرگ، جرمی مرتکب می شد، مورد تعقیب قرار نمی¬گرفت و اگر فردی عادی مرتکب جرمی می شد ، مسئولیت کیفری داشت».(حق الانسان، محمد غزالی، ص ۴۱)  
۴-۶- حق حیات: از نظر اسلام حیات دو قسم است:  ۱- حیات مادی و دنیوی: که اعلامیه ی جهانی حقوق بشر بر آن تأکید فراوانی دارد و اسلام هم می گوید:«... من قتل نفساً بغیر نفس او فساد فی الارض فکانما قتل الناس جمیعاً و من احیاها فکانما احیا الناس جمیعاً». اگر انسان بی¬گناهی کشته شود، گویا تمام انسانها کشته شده اند و اگر انسانی از مرگ نجات یابد، گویا تمامی مردمان زنده شده است.(قرآن، مائده، آیه ۳۲.) کلمه ی «نفس» در آیه ی شریفه، شامل انسان مؤمن و کافر، زن و مرد می گردد. اسلام حیات و زندگی آدمیان را متعلق به خدا می داند و تنها خداوند را اجازه¬ی تصرف در آن می دهد. حتی انسان حق گرفتن حیات خود را (خودکشی )ندارد.  ۲- حیات معنوی و اخروی: اعلامیه ی حقوق بشر از این حیات و زندگانی نام نبرده است و برای حفظ و حراست از آن، قوانینی وضع نکرده است. اسلام می گوید:«لینذر من کان حیا ...» پیامبر بواسطه¬ی این قرآن، انذار کند آن جماعتی را که زنده است. (همان ، یس، آیه ی ۷۰) اسلام از نوعی حیات و زندگانی نام می برد و از اهمیت آن سخن می گوید که غیر زنده بودن است و اجازه ی تجاوز به حیات معنوی آدمیان که گمراهی، فساد، پستی و هم ردیف شدن با حیوانات است را نمی دهد. از نظر اسلام حیات معنوی اهمیتش از حیات مادی بیشتر است و حیات مادی باید در راستای حیات معنوی باشد. قرآن می گوید:«من عمل صالحاً من ذکر او انثی و هو مؤمن فلنحیینه حیوة طیبة ...». اگر مرد و زن مؤمنی عمل صالح انجام دهد، ما به او حیات طیبه خواهیم داد. وصف «طیبه» که معادل «پاکیزه» در فارسی است ، نشان دهنده ی آن است که این نوع حیات، از نوع انسانی و برتر از زنده بودن است و این نوع حیات را نمی توان در زندگی گیاهی و حیوانی جست و جو کرد. در اعلامیه ی جهانی حقوق بشر، از حیات مادی حمایت کرده و تجاوز به آن را «جرم انگاری» کرده است. ما این نیت را می ستاییم؛ اما بی توجهی به حیات معنوی قابل اغماض نیست.  ۳- اعلامیه حقوق بشر اسلامی قاهره : پیشنهاد تعهد بین المللی دولتها و ملتها در قبال اعلامیه جهانی حقوق بشر، با رد و موضع گیری دولتهای اسلامی و اندیشمندان اسلامی مواجه شد. اعلامیه در مواردی با احکام اسلامی کاملاً مغایر بود، همانند حق آزادی مذهب و حق تغییر آن، مسلمانان تنها اسلام را دین حق می دانند،‹‹ ارتداد›› و ‹‹تغییر دین›› را گناهی بزرگ و مستحق پیگرد کیفری می دانند. پس از مدتی، زیر فشار جامعه جهانی، و تبلیغات وسیع جهانی به نفع حقوق بشر ، و مقبول افتادن اعلامیه در سطح بین الملل، برخی از متفکران جهان اسلام با پذیرش اصول اعلام شده در اعلامیه حقوق بشر در صدد تطبیق آنها با موازین اسلامی بر آمدند و کوشیدند، ثابت نمایند که این اصول و حقوق، به نحو کاملتر و بهتری در اسلام وجود دارد. بعدها با الگو گیری از اعلامیه حقوق بشر، بر آن شدند که اصول و قواعد حقوق بشر را از متون اسلامی در آورده و آن را به صورت متنی مدون، به جامعه جهانی ارائه دهند . در این راستا از سوی ‹‹سازمان کنفرانس اسلامی›› ، سه اعلامیه در رابطه با حقوق بشر منتشر شده است : ۱- طرح اعلامیه حقوق و تکالیف اساسی انسان در اسلام ، در سال ۱۹۷۹ عیسوی در مکّه.  ۲- طرح سندی در رابطه با حقوق بشر در اسلام ، در سال ۱۹۸۱ عیسوی در طائف .  ۳- اعلامیه حقوق بشر اسلام ، در سال ۱۹۹۰ عیسوی در قاهره . این اعلامیه، جامع ترین و رسمی ترین اعلامیه حقوق بشر اسلامی است . این اعلامیه مشتمل بر ۲۵ ماده و یک مقدّمه است که مقدّمه آن با این جمله آغاز می گردد : « دولتهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی ، ضمن تأکید بر نقش تمدنی و تاریخی امت اسلامی که خداوند آن را بهترین امت، برگزیده ، موارد زیر را اعلام می دارد....» ۱-۳- اعلامیه قاهره به سیاق اعلامیه جهانی حقوق بشر آغاز می شود. تأکید بر شرافت و کرامت ذاتی آدمیان می کند و حقوق واجب الرعایه را بر می شمارد. در بیان حقوق و آزادیهای انسانی، چندان تفاوتی بین معیارهای اعلامیه سازمان ملل و سازمان کنفرانس اسلامی نیست. برخی حقوق در اعلامیه سازمان ملل غفلت شده که در اعلامیه قاهره آمده است. ۲-۳- کرامت و حیثیتی که در اعلامیه جهانی حقوق بشر از آن سخن می گوید. هیچ پشتوانه منطقی و فلسفی ندارد، و معلوم نیست که چرا انسان دارای این وصف است. بدون مبنای فلسفی، فطری و عقلی، اثبات اینگونه فضایل، شعار است و براحتی می توان آن را انکار کرد، ولی اسلام، اساس این کرامت را، مقام جانشینی خداوند «خلیفة الله» می داند که آفریدگار جهان به او عطا کرده است. عمده تفاوت اعلامیه کنفرانس اسلامی این است که به تربیت روحی و بالا بردن سطح اخلاق و معنویات و فضایل انسانی پرداخته است که اعلامیه سازمان ملل آنرا مسکوت گذاشته است.  ۳-۳- نقش مذهب در اعلامیه قاهره برجسته شده در حالی که اعلامیه سازمان ملل به آن توجهی نکرده است و گفته : بشر حق انتخاب دین و تغییر آن را دارد. اعلامیه سازمان کنفرانس اسلامی در پرتو دین اسلام به تبیین و تفسیر حقوق بشر پرداخته است که با نفی دین، زیربنای همه آنها فرو می ریزد؛ زیرا دین اسلام اصل و اساس تمامی قواعد و اصول حقوقی آن است. ۴-۳- از دیگر تفاوتهای اساسی بین دو اعلامیه ، راجع به حقوق خانواده است. ماده ۱۶ بند ۱ اعلامیه جهانی حقوق بشر می گوید :«هر زن و مرد بالغی حق دارند بدون هیچ گونه محدودیت از نظر نژاد ، ملیت ، تابعیت یا مذهب، با همدیگر زناشویی کنند و تشکیل خانواده دهند. درتمام مدت زناشویی و هنگام انحلال آن، زن و شوهر در کلیه امور مربوط به ازدواج، دارای حقوق مساوی می باشند.». ولی اعلامیه سازمان کنفرانس اسلامی در ماده ۶ خود می گوید : « الف ) در حیثیت انسانی، زن با مرد برابر است و به همان اندازه که زن و ظایفی دارد، از حقوق خود نیز بر خوردار است و دارای شخصیت مدنی و ذمه مالی مستقل و حق حفظ نام و نسب خویش را دارد . ب) بار نفقه خانواده و مسئو لیت نگه داری آن از و ظایف مردان است .».  اعلامیه حقوق بشر اسلامی: ۱- اجازه نمی دهد مسلمان با کافر ازدواج کند.  ۲- در تمام مدت زنا شویی در کلیه امور خانواده احکام خاصّی دارد. مثلاً نفقه زن را بر عهده مرد نهاده است .  ۳- حضانت فرزندان، حق مرد است، مگر این که اهلیت آن را نداشته باشد در اعلامیه جهانی حقوق بشر، از حقوق والدین و نزدیکان سخنی به میان نیامده است. از مبارزه با استعمار و دخالت در سرنوشت ملتهای ضعیف توسط استکبار منعی نشده است. ۵-۳- اعلامیه حقوق بشر اسلامی هم از مقوله شرافت ذاتی و کرامت ذاتی آدمیان سخن گفته و هم از شرافت و کرامت اکتسابی. دین و پیروی از انبیاء الهی، شرافت و کرامت اکتسابی انسان است، در حالی که اعلامیه سازمان ملل، انتخاب و پیروی از دین را در ردیف دیگر امور زندگی می داند . ۳-  جایگاه حقوق بشر در افغانستان: حکومتهای سابق ، حقوق بشر را به عنوان مقوله ای که مردم از آن اطلاع یابند و خود را ذی حق بدانند، طرح نمی کردند؛ سعی آنها بر آن بوده که مردم ، متعهد به وظایف خود در قبال حقوق شاه و حکومت باشند و به مردم بقبولانند که حکومت و فرد اول مملکت غیر مسؤول است . ولی در عین حال ، ملت در قبال او مسؤول و دارای تکلیف اند. برای رسیدن به موقعیت کاملاً غیر مسؤولانه و این که هیچ نوع تکلیفی در مقابل مردم ندارند و این که مردم می باید حرمت حکومت و شاه را پاس دارند ، از تحمیق، تحریف دین ، رجال مذهبی درباری و هر وسیله دیگر استفاده می کردند . تنها چیزی که ذهن و فکر آنها را آزار می داد ، مقوله حقوق بشر و حق مردم و تکلیف خودشان بود . از این رو اعلامیه جهانی حقوق بشر یا اعلامیه حقوق بشر اسلامی قاهره ، هرگز به صورت متنی لازم الرّعایه برای حکومت ها و مردم مطرح نبوده است و تعهداتی که در ضمن آن گنجانده شده ، از جمله تلاش حکومت برای رعایت حقوق بشر و ارایه مکانیزم هایی برای جلوگیری از نقض آن ، مورد توجه قرار نگرفته است . اگر افرادی از سر آگاهی ، این اندیشه ها را به یاد مردم می دادند، به جرم خیانت به حکومت و تحریک علیه حکومت ، حبس یا اعدام می گشتند. این اندیشه ناپاک حکومت گران بود که طالبان در مزار شریف در عرض ۴۸ ساعت ، بیش از پانزده هزار هموطن مسلمان شیعه را به جرم هیچ و پوچ قتل عام کردند و در بسیاری از نقاط دیگر نیز نسل کشی نمودند و متأسفانه هموطنان طرفدار طالبان این نسل کشی ها را پیروزی و فراهم آوردن زمینه صلح قلمداد کردند .  پس دیده می شود که حق حیات ، حق آزادی ، حق برابری و صدها حق و حقوقی از این قبیل ، در ادبیات فکری و اعتقادی کشور ما نهادینه نگشته است . با روی کار آمد دولت جدید ، بعد از ۱۱ سپتامبر ، آهنگ حقوق بشر در افغانستان نواخته شده است . هم حکومت و هم مردم گمان می کنند بهاری دلپذیر از پس آن زمستان سرد و بی روح فرا رسیده است ولی اندیشه حکومت و مردم ، هنوز از انجماد زمهریر زمستان سابق رهایی نیافته است .  
نتیجه گیری  
۱- نباید از تعهد و عمل به اعلامیه حقوق بشر ، بهراسیم .این که اندیشه ما در تدوین آن ، نقش جدّی نداشته است ، از ارزش و اهمیت آن نمی کاهد . این اعلامیه در دنیایی پر از مادیات ، ظلم و ستم ، بی مهری به ادیان آسمانی ، تحریف ارزشها و تحجّر ، بهانه ای است برای احقاق حق آدمیان و لو اندک و حرکت به سوی رفاه و سعادت دنیوی آنهاست و لو گامی کوتاه .  ۲-این اعلامیه آرمانی را برای بشر ترسیم کرده که بخشی از مفردات سعادت واقعی آدمیان را خود بسازد ، خطا پذیر و ناقص خواهد بود و نمی تواند جایگزین آرمانی که پیامبران الهی ترسیم کردند، شود یا با آن هم سنگ و به یک ارزش و قیمت باشد.  ۳- در اعلامیه الهی، انبیاء آدمیان را به سوی خداوند که آفریدگار تمام خوبی ها و زیبایی ها است و خود هم در نهایت کمال و زیبایی است ، فراخوانده و سفارش می کنند که خداگونه شوند، یعنی الگو ارائه می کند. ولی اعلامیه حقوق بشر، هیچ الگویی ندارد. آرمانی در خیال است الا این که تأکید می کند : تن آدمی شریف است به جان آدمیت - نه همین لباس زیباست نشان آدمیت.  ۴- چنانکه گذشت ، اعلامیه بخشی از قواعد مقدّسی را گرد آورده که بی شک بزرگترین هدیه و الهام آفریدگار جهان است که در ذهن و قلم تدوین کنندگان آن ، جاری ساخته است . ۵- تکیه متعصبانه و انحصاری بر اجرای احکام اسلامی و بی مهری و ردّ اعلامیه حقوق بشر و اسناد بین المللی ، موجب انزوای بین المللی و عقب ماندگی ، تهجّر و ... کشور و جامعه می گردد . اسلام بعد از ظهور ، بدون تعصب ، بخش عمده ای از معارف و سنّتهای نیکوی روزگار خود را پذیرفت و برای هرچیز راهکاری نو و حکمی جدید ارائه نفرمود و حتی مواردی را با اندک تغییر ، جزء خود گرداند . از طرفی اهمیت فوق العاده دادن به اعلامیه جهانی حقوق بشر و اسناد بین المللی و بی مهری به دین و حبس کردن آن در کلیسا و مساجد و ... و فردی و شخصی پنداشتن آن ظلمی عظیم به بشریت و کشور است که ناکامی ها و چالش های اجتماعی ، انسانی و روحی _ روانی ، عدیده ای را به دنبال خواهد داشت و برای جامعه اسلامی ، بی هویتی محض می آورد.
کد مطلب: 5115
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/6Zw43q
 


 
۱۳۸۷-۰۸-۲۰ ۱۴:۳۱:۰۰
قربان پیر مثل شیر! (472)
 
نام و نام خانوادگی
ایمیل