۲
 

حزب افغان سوسیال دموکرات

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۴ قوس ۱۳۸۶ ساعت ۱۲:۵۳
حزب افغان سوسیال دموکرات
حزب افغان سوسیال دموکرات ( Afghan Social Democratic Party ) : حزب افغان سوسیال دموکرات (= افغان ملت) که از احزاب باسابقه ی افغانستان می باشد، در هفدهم ماه حوت (= اسفند) سال ۱۳۴۴، توسط انجنیر (= مهندس) غلام محمد فرهاد، در کابل بنام جمعیت سوسیال دموکرات، تأسیس شد. این حزب بنام « حزب افغان سوسیال دموکرات» در ۱۶ ماه می ۲۰۰۴ میلادی در وزارت عدلیه ی افغانستان ثبت شده و رهبری آن را دکتر انورالحق احدی، به عهده دارد.
در کنگره ی مؤسس این حزب که در منزل قیام الدین خادم، با شرکت ۶۲ نفر دایر شد انجنیرغلام محمد فرهاد، به مقام ریاست حزب بر گزیده  شد و تا زمان مرگش در سال ۱۳۶۳ رهبر ی افغان ملّت را به عهده داشت.
 افغان ملت، در ابتدا متشکّل از بقایای حزب ویش زلمیان (= جوانان بیدار) ، عناصر چپی متمایل به سوسیالیسم نوع مارکسیستی و روسی و قوم گرایان افراطی (پشتونیستها) بود که پشتون سالاری و برتری جویی قومی وجه مشترک همه ی آنها را تشکیل می داد. در آن زمان، ایجاد افغانستان کبیر، ملّی ساختن زبان پشتو و سوسیال دموکراسی از اهداف عمده و اصلی جمعیت سوسیال دموکرات یا حزب افغان ملت به شمار می رفت. هفته نامه ی« افغان ملّت» که صاحب امتیاز آن، انجنیرغلام محمد فرهاد بود و مدیریت آن را قدرت الله حداد، برادر فرهاد و حبیب الله رفیع، به طور مشترک به عهده داشتند به عنوان ارگان نشراتی جمعیت سوسیال دموکرات در شانزدهم حمل سال ۱۳۴۵ (= ۵ آوریل۱۹۶۶) آغاز به کار کرد و در ۲۲ ماه ثور سال۱۳۴۶(= ۱۲ می ۱۹۶۷) به دلیل چاپ مقاله ای در مورد نفوذ سازمان جاسوسی سیا، در مقامات بلند پایه ی حکومت تعطیل شد. حزب یا جمعیت سوسیال دموکرات، نیز مانند سایر گروههای سیاسی به تأسی ازنام نشریه اش افغان ملت، به « حزب افغان ملت» شهرت یافت. گفتنی است که هفته نامه ی افغان ملت، بعد از ۹ ماه تعطیلی دوباره آغاز به کار کرد و تا سال۱۳۵۰ منتشر    می شد. در رابطه با حزب افغان سوسیال دموکرات، در کتاب آغاز و فرجام جنبش های سیاسی در افغانستان چنین آمده است :« جمعیت سوسیال دموکرات یا حزب افغان ملّت بعد از آن که غلام محمد فرهاد، رهبر آن در انتخابات دوره ی سیزدهم مجلس شورای ملّی در سال ۱۳۴۸ به عنوان نماینده ی یکی از نواحی کابل وارد مجلس شد، گرفتار اختلافات داخلی گردید. غلام محمد فرهاد بر خلاف سیاست حزب خود مبنی بر مخالفت با حکومت های نسبتاً دموکراتیک دوره ی دهه ی دموکراسی، به کابینه ی نور احمد اعتمادی رأی اعتماد داد. وی در جلسه ی روز سه شنبه ۲۷ عقرب سال ۱۳۴۸ در مجلس شورای ملّی ضمن انتقاد از وزیر عدلیه ی سابق و متهم کردن او به نداشتن دیانت کافی و نیز انتقاد از تعطیل شدن هفته نامه ی افغان ملّت در آستانه ی انتخابات، از وحدت ملّی و هماهنگی میان ملّت و حکومت سخن گفت. او مطبوعات کشور را به طرفداری از اعراب در جنگ با یهود دعوت کرد و گفت : یهودی ها مقدسات اسلام را توهین کردند و در این توهین اهل سنّت و جماعت و اهل تشیع، هر دو شریک اند و در وقت بی حرمتی اسلام، مرگ ما حرمت دارد.
آقای فرهاد، در پایان سخنانش در رابطه با رأی اعتماد به کابینه ی پیشنهادی نور احمد اعتمادی که برای بار دوم از سوی محمد ظاهر شاه پادشاه افغانستان مأمور تشکیل کابینه ی جدید گردیده بود گفت : ... در باب رأی موافق یا مخالف اگر صدراعظم مملکت مطابق قانون اسلام و [ قوانین ] بین المللی در مقابل وکلای پارلمان قول مقدس یاد می کند که نه خودشان از دیانت صرف نظر خواهد نمود [ و نه وزرای کابینه اش] و نیز در صورت کشف بی دیانتی از هر وزیر، بدون توقف   ( = بلافاصله ) از کار بر طرف و عوض خواهد شد؛ در آن صورت رأی این جانب مثبت و در صورت انکار از مراسم مقدسات به باعث (= به دلیل ) این که میلیون ملّت افغانستان زخمی است و طاقت زخم های جدید را ندارد، رأی من منفی خواهد بود. سخنان غلام محمد فرهاد در پارلمان که بر اسلام و اعتقادات مذهبی تکیه داشت خوشایند عناصر چپ گرا و فاشیست های تندرو نبود و این امر سبب شد که عده ی زیادی از اعضای بلند پایه ی حزب افغان ملّت با او به مخالفت بپردازند. به نظر   می رسد که این مخالفت بیشتر به دلیل گرایش فرهاد به اعتقادات مذهبی و مصالح ملّی صورت گرفته باشد نه پشتون سالاری ؛ چرا که نامبرده، کاری مخالف آرمان پشتونیستها انجام نداده بود و حتّی در مسأله ی زبان، در شورا، به رسمیت زبان فارسی اعتراض نمود و پیشنهاد کرد که تنها زبان پشتو رسمی باشد. به هر حال، سخنرانی ها و موضعگیری های فرهاد در مجلس شورای ملّی باعث انشعاب در حزب افغان ملّت گردید. گروهی از سیاست کنار رفتند و گروهی هفته نامه ای را به نام «افغان» در ۱۵ سنبله ی۱۳۵۰ (= ۶ سپتامبر ۱۹۷۱ ) منتشر کردند که صاحب امتیاز و مدیرمسؤول آن محمد یوسف وُلُسًمُلْ بود. این گروه، با اندک تجدید نظر در سیاست داخلی طرفدار دموکراسی پارلمانی شد، اما به سیاست پشتون خواهی و حمایت از پشتونستان وفادار ماند. گروه دیگری هفته نامه ی « ملّت » را در۴ میزان سال۱۳۵۰ (= ۲۶ سپتامبر ۱۹۷۱) تأسیس کرد که صاحب امتیازآن فدا محمد فدایی و مدیرمسؤول آن حبیب الله رفیع بود. هفته نامه ی ملّت در ششم فوریه ۱۹۷۲ (= ۱۷ دلو ۱۳۵۰ ) به دلیل انتقاد از سیاست دولت در قبال مسأله ی پشتونستان تعطیل شد. گروه مذکور که طبق معمول به نام گروه ملّت شهرت یافت جناح چپ افغان ملّت را تشکیل می داد. اما، بعد از انشعاب گرایش افراطی قومی را با شدت وحدت افغان ملّت مطرح نمی ساخت. البته عده ای هم به همکاری شان با غلام محمد فرهاد بنیانگذار افغان ملّت ادامه دادند. بعد از کودتای ۲۶ سرطان سال ۱۳۵۲ به رهبری سردار محمد داوود خان، افغان ملّت و گروههای انشعابی آن مانند سایر گروهها و احزاب سیاسی از فعالیت علنی باز ماند، اما بعد از کودتای هفتم ثور سال ۱۳۵۷ و روی کار آمدن رژیم کمونیستی در افغانستان و به خصوص پس از تجاوز شوروی سابق به این کشور به فعالیت زیر زمینی پرداخت. عده ای از عناصر این حزب که وفادار به غلام محمد فرهاد بودند با دولت کمونیستی به مبارزه پرداختند. آقای فرهنگ، در کتاب افغانستان در پنج قرن اخیر، ادعا می کند که افسران متمایل به افغان ملّت در قیام های نظامی و به خصوص در قیام های فرقه ی (= لشکر ) هفت ریشخور و فرقه ی جلال آباد در سال ۱۳۵۷ شرکت داشتند. به همین دلیل در دوران حکومت حفیظ الله امین در ماه میزان همان سال غلام محمد فرهاد، رهبرِ افغان ملّت با یک عده از سران دیگر این حزب به اتهام کودتا دستگیر شدند. آقای فرهاد، بعد از تجاوز شوروی و روی کار آمدن ببرک کارمل آزاد شد و در سال ۱۳۶۳ در کابل وفات یافت. گروهی که در اواخر دهه ی دموکراسی از افغان ملّت انشعاب نموده و هفته نامه ی « افغان» را منتشر ساخته بود بعد از کودتای کمونیستی هفتم ثور ۱۳۵۷ با دولت کمونیستی تره کی همکار شد و در سال ۱۳۶۲ در زمان ببرک کارمل به سرپرستی حبیب الله رفیع، به حزب کمونیست (حزب دموکراتیک خلق افغانستان) ادغام گردید و افغان ملّت را منحل اعلام کرد. گروهی به رهبری محمد امین واکمن که خود را رهبر حزب افغان ملّت معرفی می کرد در سال ۱۳۶۲ با انتشار بیانیه ای در هند برنامه های حکومت کمونیستی دست نشانده ی روسها را مورد تأیید و حمایت قرار داد. گروه دیگری به رهبری قدرت الله حداد برادر ناتنی غلام محمد فرهاد بعد از اشغال افغانستان به پاکستان رفته و در پیشاور نشریه هایی را به نام « افغان ملّت» و « استقلال» به عنوان ارگان نشراتی « حزب ملّی و مترقی افغان ملت » منتشر کرد اما به دلیل عدم حمایت پاکستانی ها و مخالفت گروههای جهادی کار آن به جایی نرسید.
در سال ۱۳۶۵ بعد از فعل و انفعالات جدیدِ درونی، حزب افغان ملّت در چهره ی سه گروه دیگر نمایان شد. گروهی به رهبری شمس الهدی شمس، گروهی به رهبری محمد امین واکمن و گروه سومی به رهبری قدرت الله حداد، از بقایای افغان ملّت شناخته شدند. گروه واکمن، در سال ۱۳۶۶ هیأتی را به آلمان فرستاد و با سوسیال دموکراتهای آلمان رابطه برقرار ساخت. گفته می شود که گروه محمد امین واکمن در سال ۱۹۸۳تحت عنوان حزب دموکرات خلق یا مبارزین شهری، از افغان ملّت انشعاب نموده و نشریه ای را به نام « افغان ملّت» منتشرمی ساخت. در هفتم ماه قوس سال ۱۳۶۶، نیز گروهی به نام « حزب ملّت» به رهبری عبدالحمید یقین یوسف زَیْ ، به رژیم کمونیستی کابل پیوست و همکاری خود را با دولت دکتر نجیب اعلام کرد. یوسف زی، بعداً در تاریخ ۱۴/۳/۸۱  به عنوان معاون حزب افغان ملّت با رادیو بی بی سی مصاحبه نموده و انتخابات لویه جرگه ی اضطراری را مورد انتقاد شدید قرار داد. او تمام مأموران و رؤسای دولتی را که در لویه جرگه انتخاب شدند قاتل، دزد، قاچاقچی و چپاولگر نامید. در سال ۱۳۶۹ جناح های مختلف افغان ملّت بار دیگر با هم یک جا شده و دومین کنگره ی این حزب را از هفدهم تا هیجدهم ماه حوت ( = اسفند ) برابر با نهم و هشتم مارس ۱۹۹۰ میلادی در شهر پیشاور پاکستان برگزار کردند. در این کنگره که قرار بود ۵۰۰ نماینده شرکت نمایند۳۹۰ نفر شرکت کردند و دکتر محمد امین واکمن را که در آن زمان مقیم آمریکا بود به حیث رئیس حزب افغان ملّت و ستانه گل شیرزاد، را به حیث منشی عمومی و ۲۹ نفر دیگر را به عنوان اعضای شورای عالی حزب انتخاب کردند. دکتر انور الحق احدی، قدرت الله حداد و یقین یوسف زَیً نیز به عضویت دبیرخانه (= دارالانشاء ) در آمدند، اما شمس الهدی شمس از ولایت کنر و تعدادی از حامیانش در انتخابات شرکت نکردند. شاخه ای از حزب افغان ملّت در سال ۱۳۶۸ با کودتای تَنَیً - حکمتیار ، علیه رژیم دکترنجیب الله مخالفت کرد و به ادامه ی جنگ تا سقوط رژیم حاکم اصرار ورزید. قابل ذکر است که حکومت پاکستان، افغان ملّت را در مجموع به عنوان یک حزب به رسمیت نشناخت و نیروهای حکمتیار نیز افغان ملّتی ها را در داخل افغانستان در دوران جهاد سرکوب نمود. در سال ۱۳۶۹ (= سپتامبر۱۹۹۱) دو نفر از فعالین افغان ملّت به نام های دکتر سعادت شجیوال و تاج محمد خان در پیشاور توسط افراد ناشناس به قتل رسیدند. دکتر سعادت شجیوال، در  مورخه ی۷/ ۱/ ۶۹ در نزدیکی منزل صبغت الله مجددی، در پیشاور به قتل رسید. وی عضو کمیته ی مرکزی افغان ملّت و مدیر یک اتحادیه ی کمک به پناهندگان افغانی بود. در سال ۱۳۷۴ (= ۱۹۹۵ میلادی ) بخشی از اعضا و هواداران حزب افغان ملّت که دنباله رو مرحوم انجنیر (= مهندس) غلام محمد فرهاد فرض می شوندکنگره ی دیگری را در آلمان برگزار کردند و دکتر انور الحق احدی را به حیث رئیس این حزب برگزیدند.» (۹)
در مرامنامه ی جدید حزب افغان سوسیال دموکرات به رهبری آقای احدی، آمده است که در سال ۱۳۷۴، کنگره ی این حزب در پیشاور پاکستان، برگزار گردید و در آن برنامه ی عمل جدید ( مرامنامه) حزب در سه بخش سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تدوین شد. در این مرامنامه در باره ی امور سیاسی چنین آمده است : « در مجموعِ ارزشهای سیاسی، حزب افغان ملت، به استقلال، تمامیت ارضی و حاکمیت ملی افغانستان، ارزش زیادی قایل بوده و در این مورد با هیج کس معامله نخواهد کرد. این حزب به هویت افغانی و اسلامی دولت افغانستان پافشاری می نماید. ما خواستار سیستم اداری واحد هستیم و طرح سیستم فدرالی را که روی فرضیه ی جدایی اقوام و هویت مجزای آن ها باشد، جداً رد می کنیم. حزب افغان ملت، از نقش تعیین کننده ی دین مبین اسلام در دولت و جامعه پشتیبانی کرده و در کشور از یک سیستم قضایی حمایت می کند که بر فقه حنفی استوار باشد. نزد ما تنها حکومتی مشروعیت پیدا می کند که از طرف ملت، از طریق انتخابات آزاد، تعیین شود. این حزب، به صورت عمومی حامی دموکراسی و ارزش های دموکراتیک بوده، دموکراسی پارلمانی و نمایندگی متناسب را ترجیح می دهد. حزب افغان ملت، آزادی فعالیت حزبی را برای دموکراسی امر ضروری پنداشته، اما پافشاری می نماید که به احزاب ضد ارزش های دموکراتیک [؟؟؟] اجازه ی فعالیت داده نشود تا از آزادی های دموکراسی برای از بین بردن آن استفاده نکنند. این حزب حقوق فردی را مسلم دانسته و این حقوق از طرف هیچ نوع اکثریت نفی شده نمی تواند. ما از تشکیل انجمن های اقتصادی، اجتماعی و مسلکی غیر دولتی پشتیبانی نموده، انکشاف این نوع انجمن ها و سازمان ها را  برای انکشاف و تقویه ی دموکراسی ضروری می پنداریم. حزب افغان ملت می خواهد تا ارتباط مهاجرین افغانی با کشور به صورت دایم مستحکم باشد. این حزب، بر دوستی افغانستان با تمام کشور ها، بخصوص کشور های همسایه و اسلامی پا فشاری می نماید، ولی مداخله ی هر کشور خارجی را در امور داخلی افغانستان رد نموده و آن را دشمنی با ملت افغانستان می پندارد. ما در سطح جهانی و منطقه، خواهان حل صلح آمیز [مسائل] بین کشور ها بوده و مخالف مسابقات تسلیحاتی در منطقه هستیم. حزب افغان ملت، خواهان رعایت حقوق بشر در سر تا سر جهان است. ».
در بخش اقتصادی، خلاصه ی نظریات افغان ملت در مرامنامه ی جدید آن چنین انعکاس یافته است: « حزب افغان ملت از یک اقتصاد مختلط، حمایت می کند. ما خواهان یک سکتور قوی خصوصی هستیم که روی اصول بازار آزاد استوار باشد. ما به ملکیت خصوصی ارزش زیاد قایلیم و معتقد هستیم که دولت باید در راه مصئونیت ملکیت خصوصی سعی بارز نماید. ما در پهلوی سکتور خصوصی خواهان یک سکتور فعال دولتی نیز می باشیم. دولت باید در آن پروژه ی اقتصادی سرمایه گزاری کند که سکتور خصوصی غرض سرمایه گزاری در آن پروژه ها آمادگی نشان نمی دهد، اما زمانی که سکتور خصوصی برای سرمایه گزاری در این صنایع آماده شود دولت باید این پروژه ها را به نرخ بازار، به سرمایه گزاران خصوصی بفروشد. ما امتیاز انحصار تولیدات و فروش بعضی محصولات را به دولت می دهیم، اما دولت از این امتیاز تنها در حالی استفاده کرده می تواند که انحصار دولتی به نفع جامعه بوده و از آن استفاده ی نا مشروع صورت نگیرد. حزب افغان ملت، معتقد است که افغانستان، نسبت به کشور های دیگر منطقه برای تولید میوه دارای شرایط محیطی مناسب است و این نکته باید در انکشاف استراتژی اقتصادی مملکت در نظر گرفته شود. حکومت باید در راه استخراج معادن سعی زیاد به خرج دهد و برای سرمایه گزارای بین المللی در این قسمت شرایط را مساعد نماید. حزب افغان ملت، به مبارزه ی طبقاتی عقیده نداشته ولی به تمام مردم حق می دهد تا غرض حمایت از منافع صنفی خویش اتحادیه های صنفی تأسیس نمایند. حزب افغان ملت، [خواستار] ارتباط مستحکم بین معارف و اقتصاد است. این حزب از مالیات مترقی، توازن بین عایدات و مصارف دولت و استقرار پولی پشتیبانی می کند.».
در رابطه با اموراجتماعی و فرهنگی، خلاصه ی نظریات افغان ملت، به این شرح است: « حزب افغان ملت، موقف والای عقاید اسلامی را در فرهنـگ افغانستان، تأیید نموده و در پهلوی این عقاید بر ممیزات فرهنـگ افغانی افتخار می نماید. در امور فرهنگی این حزب، خواستار انکشاف روابـط با دیگر فرهنگ ها و مدنیت جهانی می باشد. این حزب حامی انکشاف تمام لسان های افغانستان بوده ولی تنها لسان های پشتو و دری را به حیث لسانهای رسمی می شناسد. حزب افغان ملت، حامی حقوق زنان در امور سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور می باشد. زنان باید حق رأی و کاندید شدن به مقام های دولتی و حق کار را در مقابل اجوره ی [ = مزد] عادلانه داشته باشند. برای زنان باید مثل مردان زمینه ی تعلیم و تحصیل مساعد ساخته شود. حزب افغان ملت، برای تمام هموطنان از تعلیم و تحصیل مجانی پشتیبانی می کند. در تحصیلات عالی، این حزب، بر آموزش پر کیفیت و جوانب عملی علم پافشاری می نماید. همچنین این حزب می خواهد تا معارف افغانستان ارزش های اسلامی، ملت پروری، وطن دوستی، وحدت ملی، دموکراسی و بشر دوستی را در متعلمان[= دانش آموزان] و محصلان [= دانشجویان] پرورش دهد. حزب افغان سوسیال دموکرات، به حقانیت ساینس [= علوم] عقیده دارد و از آزادی تحقیقات علمی دانشمندان پشتیبانی می کند. با محدودیت های ایدئولوژیکی بر ساینس و تحقیقات علمی مخالفت ورزیده و از پرورش [دانش]، ادب، موسیقی ملی و بازی های سپورتی[ورزش] حمایت خود را اعلام می دارد.»
حزب افغان سوسیال دموکرات (= افغان ملت) ، دارای نشان عقاب و پرچم فیروزه ای روشن است و ارگان نشراتی آن، نشریه ی« افغان ملت» می باشد. تشکیلات این حزب مرکب است از کنگره، شورای عالی، شورای اجرائیه(= واگمنه جرگه) ، دارالانشا یا دبیر خانه و دفتر مرکزی یا کمیسیونها. قابل ذکر است که اهداف پیش گفته مربوط به جناح آقای احدی است و افغان ملت، هنوز حزب یک پارچه نیست و جناح های سابق این حزب هر کدام خود شان را حزب افغان ملت می دانند و ممکن است نظریات متفاوتی داشته باشند. از جمله ی این جناح ها ، جناح شمس الهدی شمس، است که در شهر جلال آباد، مرکزیت دارد و حزب سوسیال دموکراتیک پشتون ها ( = د پشتنو تولنیز ولسولیز گوند) مستقر در آلمان، که مربوط به پشتون های پاکستان است،  این جناح را به رسمیت می شناسد و آقای شمس را رهبر حزب افغان ملت در افغانستان، می داند. چنانچه، در پیام تسلیتی که به مناسبت وفات شمس، از سوی رئیس حزب سوسیال دموکراتیک پشتون ها در آلمان، در اکتبر سال ۲۰۰۵ میلادی منتشر شد چنین آمده است: « حزب سوسیال دموکراتیک پشتونها، از مرگ نا گهانی شمس الهدی شمس، رهبر حزب افغان ملت، تأثر عمیق قلبی خود را اظهار نموده و مرگ ایشان را ضایعه ی بزرگی برای مردم پشتون/ افغان، می داند.». آقای شمس، در ماه میزان (= مهر) ۱۳۸۴، وفات کرد و فاتحه او در کابل در تاریخ ۲۸/۷ ۸۴ ، گرفته شد که در آن شخصیت های مختلفی چون برهان الدین ربانی، محمد یونس قانونی، حاجی محمد محقق، سید اسحاق گیلانی، شکریه بارکزی، ملالی جویا و صفیه صدیقی شرکت کردند.  
کد مطلب: 464
 


 
منصور
۱۳۸۶-۰۹-۱۴ ۱۲:۵۳:۰۰
می خواهم در حزب شما عضو شوم لطفا رهنمایی نموده ،ممنون فرمایید (79)
 
احمد فهیم برمک
۱۳۸۶-۰۹-۱۴ ۱۲:۵۳:۰۰
من یک فارغ پوهنتون طبی کابل بوده و خواهان سهیم شدن در فعالیت های اجتماعی سیاسی میباشم. چون من اصلاْ به اصول سوسیال دموکراسی که متضمن عدالت اجتماعی بوده وآزادی ها ومجموعه حقوق پنجګانه حقوق بشر را تامین میکند و علاوه از این نظام اقتصادی این حزب با ساختار جامعه افغانی متناسب است پابندی دارم . بعداز تعمق و تفکر عمیق روی این موضوع دریافتم که در کشور ما هیچ حزبی وجود ندارد که اصول آن نسبت به حزب تولنپال ولسواک (حزب مترقی سوسیال دموکرات افغان ملت ) به ارزشهای سوسیال دموکراسی نزدیکتر باشد. روی همین دلیل تصمیم من براین شد تا بعضویت این حزب درآیم امید که به این هدف برسم. (221)
 
نام و نام خانوادگی
ایمیل