۲
 

دوران سلطنت «محمد ظاهر شاه»

بعد از نادر شاه، پسرش محمد ظاهر، پادشاه افغانستان شد، اما به دلیل کم سن بودن او، قدرت در دست عمویش سردار محمد هاشم خان که مقام صدارت را به عهده داشت قرار گرفت.
تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۳ قوس ۱۳۸۶ ساعت ۰۸:۰۰
دوران سلطنت «محمد ظاهر شاه»
بعد از نادر شاه، پسرش محمد ظاهر، پادشاه افغانستان شد، اما به دلیل کم سن بودن او، قدرت در دست عمویش سردار محمد هاشم خان که مقام صدارت را به عهده داشت قرار گرفت. هاشم خان در پی گسترش مناسبات با جهان غرب بر آمد و در اولین فرصت در ماه حمل (= فروردین) سال ۱۳۱۵، پیمان دوستی بین دولت افغانستان و دولت آمریکا امضا شد. به دنبال آن در هفتم سنبله (= شهریور) همان سال برای سومین بار پیمان بی طرفی و عدم تجاوز میان افغانستان و شوروی تجدید گردید. 
در سال ۱۳۲۶ (= ۱۹۴۷) بعد از این که کشور پاکستان تأسیس گردید، ظاهر شاه خواستار خود مختاری پشتون های آن طرف مرز دیورند، در خاک پاکستان شد که در اثر آن اختلاف بین ظاهر شاه و عمویش محمد هاشم خان به وجود آمد. محمد هاشم خان که مخالف طرح مسأله ی پشتونستان بود از مقام صدارت کنار رفت و شاه محمود خان برادر او به این مقام منصوب گردید. 
شاه محمود خان هم خواستار خود مختاری پشتون های پاکستان شد که درنتیجه مناسبات افغانستان با پاکستان خراب شد و در برخوردهای مرزی که میان دو کشور صورت گرفت، پاکستان مناطق مرزی افغانستان را بمباران کرد. دموکراسی محدود مطبوعاتی که در زمان حکومت شاه محمود خان اعلام گردید، زمینه را برای رشد گروه های سیاسی چپ و کمونیست مساعد ساخت. گروه های «ویش زلمیان»(= جوانان بیدار)، خلق و وطن در همین دوران به وجود آمدند. نور محمد تره کی اولین رئیس رژیم کمونیستی، عضو گروه ویش زلمیان بود. گروه های خلق و وطن را به ترتیب دکتر محمودی و میرغلام محمد غبار رهبری می کردند. در دانشگاه کابل هم یک تجمع سیاسی به نام «اتحاد یه ی محصلان» به وجود آمد که در آن کمونیست ها و بخصوص ببرک کارمل و حسن شرق نقش عمده داشتند. 
در طول دوران صدارت شاه محمود خان، سردارمحمد داوود خان برادرزاده اش علیه او فعالیت می کرد و با گروه های چپ همکاری می نمود. او خواسته یا ناخواسته به عنوان اهرم فشاری علیه دستگاه سلطنت به منظور جلوگیری از نزدیک شدن افغانستان به غرب عمل می کرد. علاوه برآن، مخالفت هایی با رژیم سلطنتی درمیان اقشار آگاه مردم خارج از دربار هم به وجود آمد که با شدت سرکوب گردید. اما چپی ها به فعالیت هایشان علیه شاه محمود خان ادامه دادند. نخستین تظاهرات خیابانی به رهبری کارمل و سایر چپی ها در اعتراض به شکست محمودی و غباردرانتخابات دوره ی هشتم مجلس شورای ملی در تاریخ ۳۱ حمل (= فروردین) ۱۳۳۱ در کابل صورت گرفت که منجر به دستگیری غبار، محمودی و چند تن دیگر گردید و سرانجام شاه محمود خان هم از مقام صدارت کنار زده شد و سردار محمد داوود خان جانشین او گردید. 
با روی کار آمدن محمد داوود، بار دیگراختناق سیاسی حاکم گردید و آزادی نسبی بیان و مطبوعات از بین رفت؛ اما از سازماندهی و رشد گروه های چب و کمونیستی جلوگیری به عمل نیامد. داوود، در اولین بیانیه ی رادیویی خود بار دیگرمسأله ی پشتونستان را که ظاهراً فروکش کرده بود مطرح ساخت و خواستار آزادی آن گردید. بدین ترتیب جنگ سرد بین افغانستان و پاکستان شدت یافت و بالاخره منجر به برخوردهای مرزی میان دو کشور شد. پاکستان راه ترانزیت کالا به افغانستان را قطع کرد، اما روس ها با استفاده از فرصت در آوریل ۱۹۵۵ موافقتنامه ای در امور حمل و نقل با دولت افغانستان امضا کردند و تجارت خارجی این کشور را به خود متکی ساختند. 
در پانزدهم دسامبر ۱۹۵۶ "بولگانین" و "خروشچف" دو تن از رهبران کرملین وارد کابل شدند وضمن حمایت از موضع افغانستا در قبال مسأله ی پشتونستان وام ۱۲۰ میلیون دالری را در اختیار حکومت داوود خان قرار دادند. برنامه ی پنج ساله ی اقتصادی افغانستان هم زیر نظر متخصصین شوروی و با اتکا به کمک های آن کشور در دست اقدام قرار گرفت. نفوذ بیش از حد روس ها در حیات اقتصادی، نظامی و سیاسی افغانستان، ظاهرشاه را برآن داشت که جهت حفظ توازن در روابط افغانستان در پی بهبود روابط با پاکستان و آمریکا برآید و بدین منظور با میانجیگری شاه ایران قضیه پشتونستان را دیگر مطرح نساخت. 
آمریکا در سال ۱۳۳۶ با تخصیص دادن یک میلیون و ششصد هزار دالر کمک برای راه اندازی دانشگاه کابل تمایل خود را به همکاری با دولت افغانستان اعلام کرد. با وجود چنین تلاش هایی که در جهت بهبود روابط با پاکستان و آمریکا صورت می گرفت، محمد داوود خان بار دیگر در سال ۱۳۴۰ مسأله ی پشتونستان را عنوان کرد و روابط میان دو کشور متشنج شد. سرانجام اختلافات و رقابت های داخلی خانواده ی سلطنتی و مشکلات اجتماعی و سیاسی باعث آن گردید که داوود خان از مقام صدارت استعفا بدهد. 
بعد ازداوود خان به ترتیب دکتر محمد یوسف، محمد هاشم میوند وال، نور احمد اعتمادی، دکتر عبدالظاهر و محمد موسی شفیق به دستور ظاهر شاه تشکیل کابینه دادند. در زمان صدارت دکتر یوسف به دستور شاه قانون اساسی جدیدی در سال ۱۳۴۲ تدوین شد که در آن آزادی مطبوعات و فعالیت های سیاسی پیش بینی شده بود. 
با استفاده از قانون اساسی جدید در سوم آبان ۱۳۴۴ تظاهراتی در کابل سازمان داده شد که در آن نقش عمده را کمونیست ها به عهده داشتند. تظاهر کنندگان در اطراف پارلمان جمع شده و قصد شرکت در جلسه رأی اعتماد به کابینه را داشتند که در نتیجه ی دخالت نیروهای امنیتی پراکنده شدند و یک نفر در جریان زد و خوردها کشته شد. کمونیست ها بعداً همه ساله از آن روز به نام "سوم عقرب" تجلیل به عمل می آوردند. 
بعد از حادثه سوم عقرب، دکتر یوسف استعفا داد و به جای او محمد هاشم میوند وال، مامور تشکیل کابینه شد. اما تظاهرات دانشجویان و دانش آموزان در شهر کابل به تحریک کمونیست ها ادامه یافت و میوندوال هم به دلیل مریضی استعفا داد. نور احمد اعتمادی جانشین میوند وال شد و در زمان او هم تظاهرات و تشنج در دانشگاه کابل ادامه پیدا کرد و وضعیت اقتصادی کشور بر اثر خشکسالی بحرانی گردید. اعتمادی، نیز در حل بحران های اقتصادی و اجتماعی توفیقی نیافت و کنار رفت. دکتر عبدالظاهر، مامور تشکیل کابینه شد اما او هم کاری از پیش نبرد و مستعفی شد. 
سرانجام محمد موسی شفیق، صدر اعظم افغانستان گردید. در زمان شفیق بحران داخلی فروکش کرد و حکومت او در پی بهبود روابط با غرب و کشورهای همسایه برآمد. چنانچه، مسأله ی آب هیرمند که مورد اختلاف ایران و افغانستان بود با سفر عباس هویدا نخست وزیر وقت ایران به کابل، حل گردید و این کار باعث ناراحتی کمونیست ها و ملی گرایان افراطی گردید.
کد مطلب: 436
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/LJBxlH
 


 
حبیب الله
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۴-۱۱-۱۷ ۱۳:۰۷:۵۹
سلام عرض ادب سوال هم پزیرفته میشود (16454)
بلی سوال پذیرفته می شوود
 
ط
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۵-۰۴-۰۵ ۱۳:۲۵:۲۸
چرا طاهرشاه قدرت نداشتند خیلی حیف حیف بااوشوروی وامریکا عوضی ها افعانستان درزمان پادشاه طاهرشاه بمدت سال دراسایش دررفاه زندگی می کرد صمیمت محمدرضاشاه وظاهرشاه اگر ادامه داشت می توانست صدسال اقتصادی ایران راتضمین نمایدوارتباط دوستانه ای برقرارشدد زیراظاهرشاه صعیف بود ودولت کمونیست شوروی نمی گذاشت پیشرفتی داشته باشد حالا افعانستان کشوربسیارصعیف وعقب مانده ای است مثل ایران صیغیف خیلی حیف حیف شوروی وامریکا احمق ها (16985)
 
نام و نام خانوادگی
ایمیل