شخصیت حقوقی بین المللی

تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱ قوس ۱۳۸۶ ساعت ۰۷:۲۴
شخصیت حقوقی بین المللی
محمد صادق اولی پور - وکیل پایه یک دادگستری
پیدایش ، شکل گیری ، تشکیل و انحلال سازمانهای بین المللی تابع قواعد حقوقی است . این قواعد می تواند از جمله موضوعات حقوقی برتر از سازمانهای بین المللی باشد . قواعدی ناشی ازنحوه تشکیل این سازمانهاست که به نظرمیرسددرحوزه مسقیم مقررات حقوق بین الملل است . قواعدحقوقی دیگری نیزمیتواندقابل بررسی باشدوآن قواعدی حقوقی است که برآیندتشکیل این گونه سازمانها ونحوه اداره ، هدایت ، وظایف ، صلاحیت ها وغیره رابررسی میکند. شایدبتوان این قواعدرابه صورت خالص ، ناشی ازحقوق سازمانهای بین المللی موردبررسی قرارداد. هرچندبه نظرمیرسدکه هرد ووجه وجنبه قضیه به هرحال ناشی ازموجودیتی برتربنام حقوق بین الملل است موضوع شخصیت حقوقی ، شایددراین میان ازدیگرموضوعات مربوط به حقوق سازمانهای بین المللی ، جلوه ای درخشانترداشته باشد، زیراشخصیت حقوقی بین المللی سازمانهای مذکوراست که اجازه میدهداین سازمانها دارای حق وتکلیف بین المللی باشندوبتواننداهلیت ورودبه روابط حقوقی بین المللی کسب ونیزبتوانندازجمله تابعین حقوق بین الملل تلقی ودرمراجع بین المللی نیزطرح واقامه دعوی بین المللی نمایند. لذاسعی گردیدباتوجه به ماهییت حقوقی سازمانهای بین المللی ، وبانگاه اندک تاریخی ازحیث تشکیل شخصیت حقوقی درحقوقی داخلی کشورهای مستقل ، موضوع شخصیت بین المللی سازمانهای بین المللی راموردبررسی قرارداده ومقایسه اندکی نیزفی مابین شخصیت بین المللی وسازمانهای بین المللی درحقوق بین المللی ، ونیزافرادوشرکتها درحقوق داخلی موردبررسی قرارگیرد. البته منابع به زبان فارسی درخصوص ماهیت حقوقی سازمانهای بین المللی بسیارکم وآنچه درزمینه سازمانهای بین المللی به زبان فارسی وجودداردبیشتربه بررسی منشورملل متحدوسازمان ملل متحدوسازمانهای تخصصی وابسته به آن است ، به این لحاظ قدرمسلم این تحقیق فاقدخصایص لازم ازحیث بررسی همه جانبه موضوع است ونگارنده امیددارددرآینده ، بابررسی کتابهای بیشتری حداقل به زبان انگلیسی بتواندعمیق ترودقیق ترابعادمختلف حقوقی قضیه رابررسی نماید. امیداست این مقدارمطالبی که تقدیم میگردداولا درچارچوب مباحث سازمانهای بین المللی بوده وثانیا پیرامون بررسی شخصیت حقوقی سازمانهای بین المللی ازموضوع خارج نباشد. پیشنیه
بحث اول : گذرازحقوق بین الملل سنتی ( عمومی ) به حقوق بین الملل دوران ( معاصر) دوره های تاریخی قبل ازجنگ جهانی اول وفاصله بین دوجنگ جهانی اول ودوم ونیزدوره بعدازجنگ جهانی دوم ، می تواندازحیث بررسی گذرازحقوق بین االملل سنتی ( کلاسیک ) به حقوق بین الملل مدرن قابل اعتناء بسیارباشد. وبهرحال این تغییروسیرتکاملی حقوق بین الملل ازخلال این دوران تاریخی ، بهتروبرجسته ترنمایان میگردد. یک تعریف کلاسیک وستنی ازحقوق بین الملل می خواهدکه این حقوق تنها حقوق دولتها باشدزیراحقوق بین الملل حقوقی میداندکه ازخلال قواعدمدون وغیرمدون روابط بین دولتهاراتنظیم میکند. این همان حقوق بین الملل عمومی است که ازنظرتقسیم بندی تاریخی مسائل حقوقی که متاسفانه تاکنون حداقل درمراجع دانشگاهی ایران ازحیث تدریس این رشته بکارگرفته میشوددرمقابل حقوق بین المللی خصوصی قرارمیگرد. گفته شده است که تعریف ویاتوصیف مذکورازحقوق بین الملل بعنوان کلاسیک وضعیت محیط نشوونمای این حقوق یعنی جامعه بین المللی رادریک دوره ای بیان میکند، دوره ای که شایدنتوان تاریخ دقیقی برای آن تصورکردولی شروع آن رامی توان آغازقرن شانزدهم ، شکل گیری تدریجی دولت به مفهوم جدیدوپایان آن رادرهرصورت ، پس ازجنگ بین المللی دوم تلقی کرد. ازحیث ملاحظات کیفی ، قرن نوزدهم تغییرات بسیارمهمی رابه ارمغان آورده است . ازجمله این ملاحظات کیفی ، وروداشخاص جدیدی به حقوق بین الملل است واین اشخاص جدید، سازمانهای بین المللی هستندکه تقریبا ازنیمه دوم قرن نوزدهم به صورت اتحادیه های اداری شکل گرفتند. ( حقوقی بین الملل درعمل – تالیف : دکتردومینک کارو- ترجمه وتحقیق – دکترمصطفی تقی زاده انصاری ) این سازمانهای بین المللی درمسیررشدخودمنجربه تشکیل سازمانهای بین المللی بین دولتی میگردند. انعقادعهدنامه روسای پس ازپایان جنگ جهانی اول منجربه ایجادجامعه ملل ونیزسازمان بین المللی کارگردید. اساسنامه این سازمان ضمیمه عهدنامه ۲۸ زوئن ۱۹۱۹ ورسای گردید. دراین فاصل موسسات عمومی بین المللی شکل میگیرندکه اولین نهادازاین گونه موسسات ، بانک اختلافات بین المللی است . نویسنده کتاب حقوق بین الملل درعمل ، اینگونه موسسات رادارای وضعیتی دوگانه دانسته واعتقاددارد، تعدادی ازاین سازمانها صرفا ناشی ازحقوق بین الملل هستندوبعضی دیگرناشی ازنظم بین المللی ویاناشی ازنظم داخلی دولتهای محل استقرارخودمیباشند. ( حقوق بین الملل درعمل – منبع پیشین )
بحث دوم : مفهوم سازمان بین المللی
درکتاب (A Modern Introduction to International LaW) گفته شده : اصطلاح سازمان بین المللی ، معمولا برای تعریفی سازمانی بکاربرده میشودکه براساس موافقت میان دویاچنددولت ایجادشود. The term international Organization is usually used to describe an Organization setup by agreement between Two or more state. درکتاب ( International LaW )نوشته ماریان گرین می گوید: اصطلاح سازمان بین المللی دریک مفهوم وسیع اش مربوط است ، هم به سازمانهایی که توسط دولتها ایجادگردیده اند وهم سازمانهایی که توسط اشخاص حقیقی واشخاص حقوقی خصوصی ایجادمیگردد. (The term international Organization in its broad sense refers both to organization created by states and to those established by private persons or bodies. بنطرمیرسدکه توضیحات مذکوردرخصوص سازمانهای بین المللی ، درباره ماهیت حقوقی این سازمانها توصیحی نداردوآنچه که گفته شده بیشترمربوط به مسائل شکلی است یعنی درباره نحوه تاسیس وبه اصطلاح ( Legal nature) توضیحی ندارد. درکتاب فرهنگ روابط بین الملل ، ترجمه وتحقیق توسط آقای حسن پستادرصفحه ۴۱۷ درخصوص سازمانهای بین المللی آورده است که : « ترکیبات وتشکیلات رسمی که ازمرزهای ملی فراترمیرودوبرای تسهیل همکاری اعضاء درزمینه های امنیتی ، اقتصادی ، اجتماعی ، یاسایرمسائل مربوط به این زمینه ها یک دستگاه اداری به وجودمی آورد. سازمان های بین المللی مدرن که پیدایش آنها درنظام دولتی غربی پیش ازیک قرن پیش آغازشده ، درقرن بیستم – عصرهمکاری بین المللی – به شکوفایی رسیده انداکنون دونوع سازمان بین المللی فعال وجوددارد، یکی سازمانهای دولتی متشکل ازدویابیشترازدودولت ویکی هم سازمانهای خصوصی متشکل ازافرادوگروه ها که به سازمانهای غیردولتی معروفند(N.G.O) . معروفترین نمونه برای سازمانهای بین المللی دولتی ، سازمان ملل متحدومعروفترین سازمانهای بین المللی خصوصی ، صلیب سرخ بین المللی مثال زده شده است . » آنچه که درکتاب فرهنگ روابط بین الملل ازسازمانهای بین المللی گفته شده است تقریبا مشابه مطالبی که دردوکتاب قبلی به زبان انگلیسی آورده شده است ودراینجا نیزتوضیحی ازماهیت این سازمانها ارائه نگردیده است. بنابراین چنانچه بخواهیم به تعاریف مذکوراکتفانمائیم عملا وضعیت حقوقی این نهادبین المللی ازاین حیث که تادرجه آنها نسبت به دولتها ویامنشاء ایجادخوداستقلال دارندوبهرحال اینکه آیاتوسط دولت ها قابلیت کنترل دارندیاخیر، واینکه این نهادچه فرقی بانهاددولت ازحیث حقوق بین الملل دارد، وبالاخره نقش نهادی که توسط دولتها ایجادمیگردد. درروابط بین المللی دولت بایکدیگرونیزدراندرون خوددولتها موثراست یاخیربلاپاسخ می باشد. درکتاب حقوق سازمانهای بین المللی ، نوشته دانیل دورموای ف ترجمه آقای دکترکمال الدین هریس نزاددرصفحه ۱۵ آمده است که : سازمانهای بین المللی به فدرالیسم بین المللی مربوط میشوندودرتعریف فدرالیسم بین المللی می فرمایند: معرف نظامی است که درآن ف جوامعی که دورهم جمع شده اندویزگی دولت بودن خودرادرحیطه حقوق بین الملل حفظ میکنندولی تشکل بوجودآمده « دولت » تلقی نمی شود. بنابراین ملاحظه میشودکه دولت که تابع اصلی حقوق بین الملل است به جهت لزوم همکاری بین المللی که امروزه یکی ازشاخصه های جامعه بین المللی است براساس یک سندبین المللی ( معاهده ) ( treaty) روابط خودرانهادینه کرده وسازمان بین المللی راتشکیل میدهندوسندمذکور، ارگانهای مربوطه ، صلاحیت واختیارات سازمان بین المللی رامشخص میکند.
بحث سوم : مفهوم شخصیت حقوقی
الف : مفهوم شخصیت حقوقی درحقوق داخلی درکلیه سیستم های امروزی حقوق ملی ، اشخاص به دودسته کلی تقسیم میگردند. اشخاص حقیقی واشخاص حقوقی : درحقوق ملی ، افرادحقیقی ویاشخص حقیقی دارای اهلیت تمتع واهلیت استیفامی باشدیعنی توانائی برخورداری ازکلیه حقوق واجرای آنها ونیزتکلیف ناشی ازآن برخورداراست . فی الواقع شخصیت حقوقی شخص حقیقی کامل وتمام است . ازحیث تاریخی دردوره های مقدم بردوران معاصر، افرادواشخاص حقیقی نیزبوده اندکه فاقداهلیت لازم برای داشتن حقوق واجرای تکالیف ناشی ازآن بوده اند. این افرادیعنی بردگان فاقدشخصیت حقوقی بوده اندودرواقع جزء اموال محسوب میگردیدند. امروزه خوشبختانه نظام برده داری تقریبا ازکلیه سیستم های حقوق داخلی حذف گردیده وحتی تجارت برده ازنظرحقوق بین الملل معاصرتابع مقررات شدیدی است که دولت ها مکلف به رعایت آن میباشند. علاوه براشخاص حقیقی ، اشخاص دیگری تحت عنوان شخص حقوقی ( اعم ازخصوص وعمومی ) نیزدرقوانین کشورهاراه پیداکرده است که بحث شخصیت حقوقی این اشخاص درروابط حقوقی مطرح گردیده است . آیااشخاص حقوقی دارای شخصیت حقوقی برابرویکسان بااشخاص حقیقی هستند. آیاشخصیت حقوقی اشخاص حقوقی ناشی از فردحقیقی است که دارای شخصیت کامل است یاخیر؟ نه قانون برای این افرادشخصیت حقوقی ایجادکرده است ؟ وبالاخره اگرقبول کنیم که ازنظرسیستم حقوقی ملی ایران فی المثل قانون تجارت برای شرکتهای تجاری ، شخصیت حقوقی قائل گردیده است خواهیم پذیرفت که این شخصیت حقوقی ناشی ازقانون است وحدودوسعت وکامل بودن یابه تعبیری ناقص بودن شخصیت حقوقی این اشخاص راقانون معین میکند. بنابراین باتوجه به توضیحات مذکوربه نظرمیرسدکه اشخاص حقوقی ( اعم ازخصوص وعمومی ) درحقوق ملی ، بالاخص دربحث شرکتها باتوجه به اساسنامه مقررونیزتوجه به اینکه نحوه تشکیل این اشخاص تابع قراردادتاسیس است میزان حقوق اختیارات وتکالیف قانونی این اشخاص مشخص ومعین میگرددوخارج ازسیستم اساسنامه ، چنانچه شخص حقوقی مذکوراقدامی نمایدف ازاین نطرکه جهت آن اقدام فاقداهلیت ( شخصیت حقوقی ) است یاخیر؟ موضوع بررسی میگردد، وبالاخره اینکه شخصیت حقوقی مذکورنمی توانددارای اهلیت کامل وبرابربااشخاص حقیقی باشد.
ب: شخصیت حقوقی بین المللی دیوان بین المللی دادگستری (I.C.J) که خودازجمله ارکان اصلی قضائی سازمان ملل متحدمیباشد، دارای صلاحیت ترافعی ونیزصلاحیت مشورتی است . دریک نظرمشورتی درسال ۱۹۴۹ درخصوص قضیه کنت برنادوت اظهارداشته : دریک سیستم حقوقی ، الزاما تشابه ای میان اشخاص حقوقی ازنظرماهیتی وگستردگی حقوق آنها وجودندارد....... ماهیت حقوقی آنها بستگی به نیازهای جامعه دارد. بنابراین ملاحظه میگرددکه اشخاص حقوق بین الملل دارای شخصیت حقوقی مشابه ای نمی باشند.
ماده ۱۰۴: منشورملل متحددرباره سازمان ملل متحدمیگوید: سازمان درخاک هریک ازاعضاء ازاهلیت حقوقی که برای انجام وظایف ورسیدن به مقاصدآن ضروری است متمع میشود. ماده ۱۰۵ منشورکه درخصوص مزایاومصونیت های سازمان ملل متحداست نیزمی گوید: سازما درخاک هریک ازاعضاء خودازامتیازات ومصونیت هایی که برای رسیدن به مقاصدآن ضروری است برخوردارخواهدبود. منشاء کسب شخصیت حقوقی بین المللی توضیح اینکه مفاداصول ۱۰۴ و۱۰۵ منشورملل متحداین فرض رامطرح میکندکه شخصیت حقوقی بین المللی ، آیاناشی ازحقوق داخلی کشورمحل اقامت سازمان بین الملل است ویاخیر؟ جناب آقای دکتررضاموسی زاده درکتاب حقوق سازمانهای بین المللی با استنادبه نظریه مشورتی دیوان بین المللی دادگستری درقضیه کنت برنادوت ( یاکارکنان سازمان ملل متحد) می فرمایندپاسخ بسیارواضح است زیرانظریه مشورتی مذکور، برلزوم برخورداری سازمان ملل متحدازیک شخصیت حقوقی بین المللی تاکیددارد. لذاسازمان ملل متحدرادارای اهلیت حقوقی برای اقامه دعوی نزدمراجع قضائی بین المللی میداند. وبالاخره اینکه نظریه مشورتی مذکور، شخصیت بین المللی برای سازمان ملل متحدقائل گردیده است . بنابراین منشاء کسب شخصیت بین المللی برای سازمانهای بین المللی مجموعه قواعدحقوق بین المللی است ونه حقوق داخلی کشورمقرسازمان بین الملل .
بخش چهارم : شخصیت حقوقی سازمانهای بین المللی الف: شناسائی اهلیت بین المللی دراینجا مرادازبحث این است که اگرروزگاری ، درحقوق بین الملل کلاسیک تنها موضوع تابع این حقوق دولتها بوده اندودراین عرصه تنها دولت دارای اهلیت حقوقی ازحیث داراشدن حق وتکلیف ونیزتوانائی حضوردربرابرمراجع قضائی بین المللی راداشته است اکنون دیگرتنهادولت تنها دارنده شخصیت حقوقی درنظام بین المللی نیست ونمی باشد. به اصطلاح درعرصه این حقوق ، موضوع یانهاددیگری نیزشکل گرفته که دارای نوعی اهلیت هستندومضافا دارای اراده وشخصیت مستقل ازدولتهامیباشند. بدین معنی که این نهادها بدون کمک کشورهای عضو، قادربه اقدامات مستقلی همچون انعقادعهدنامه ، تملک اموال منقول وغیرمنقول ، تصمیم گیری درخصوص نحوه اداره کارکنان، حمایت ودفاع ازمنافع خودوکارکنان میباشند. ب: نقش دیوان بین المللی دادگستری
تمام نظریه های کنونی درموضوع شخصیت بین المللی سازمانهای بین المللی ناشی ازکمکهای اساسی تشکیلات دیوان بین المللی دادگستری درزمینه ترقی ورشدوتوسعه حقوق بین المللی معاصراست . به نحوی که گفته شدریشه های تمام نظریه های کنونی دراین خصوص ناشی ازتصمیم دیوان مذکوراست . درقضیه ورودخسارات به سازمان ملل متحدوقضیه مرگ یکی ازفرستادگان ویژه این سازمان بنام کنت برنادوت در سرزمین فلسطین که توسط سربازان اسرائیلی به قتل رسیدفی الواقع می بایست
پاسخ میداد که آیاسازمان ملل متحد، بعنوان یک سازمان بین المللی دارای شخصیت حقوقی است یاخیر؟ چرااگرفاقدشخصیت حقوقی باشد. علی الاصول اهلیت لازم برای اجرای صلاحیت های خودنیزنخواهدداشت . لذادیوان بین المللی دادگستری بابررسی ویژگی این سازمان واهداف واصولی که برای رسیدن به این اهداف درسازمان ملل متحد( منشورملل متحد) موردنظرقرارگرفته اعلام داشت که به نظردیوان ، ضرورت داردکه سازمان ملل متحدبرای رسیدن به اهداف خودشخصیت بین المللی داشته باشدمهمترین هدف این سازمان حفظ صلح وامنیت بین المللی است واین موضوع ، کوچک وپیش پاافتاده ای نیست که به سادگی بتوان ازکنارآن ردشد. لذا، سازمان مذکوربدون برخورداری ازیک شخصیت حقوقی ان هم شخصیت وسیع بین المللی ، قادربه انجام وظایف خودنخواهدبود. حقوق دانان ازاین اقدام دیوان دراحرازوشناسایی شخصیت بین المللی دیوان نتیجه میگیرندکه این گونه احرازصلاحیت فی الواقع به طورضمنی ازماموریتهای داده شده به سازمان ملل متحداستنباط گردیده است . ج : نقش سندتاسیس سازمانهای بین المللی درکتاب فرهنگ حقوق بین الملل گفته شده : سازمانهای بین المللی بعنوان موضوع حقوق بین الملل ، اتحادکشورهاست که ازطریق انعقادیک عهدنامه فی مابین دوویاچندکشورتاسیس میگردد. بنابراین سندتاسیس سازمانهای بین المللی ، خودیک عهدنامه بین المللی است که این عهدنامه مشمول عهدنامه معاهدات ۱۹۶۹ میباشدوبه هرحال تابع حقوق معاهده ای است . سندتاسیس یامعاهده ایجادسازمان بین المللی است که بیانگر، ماهیت حقوقی سازمان ، اهداف واختیارات تعیین شده درمعاهده میباشد. ازطرفی چون سندتاسیس منجربه تصویب اساسنامه سازمان بین المللی میگرددکه سازمان درچارچوب اساسنامه مصوب میبایست فعالیت نماید، سندتاسیس ماهیت تاسیسی نیزداشته باشد.بنابراین سندتاسیس سازمانهای بین المللی است که وظایف این سازمانهارامشخص میکندوصلاحیتیها واختیارات این سازمانها مربوط به وظایفشان میباشدوچون کشورهاهستندکه سندتاسیس براساس معاهده فی مابین منعقدمیکنند، بنابراین سازمان بین المللی ازصلاحیتهایی برخوردارهستندکه کشورها به آن سازمان اعطامیکنند. بعبارتی سازمانهای بین المللی دارای صلاحیت ذاتی همانندکشورهانمی باشندوصلاحیت سازمانهای بین المللی براساس اصل تخصص قرارداردیعنی صلاحیت ، صلاحیتی تخصصی است .
نتیجه گیری :
ضرورت روابط اجتماعی بین المللی درمسیررشدخودوبراساس فکراساسی حفظ صلح بین المللی ازراه حقوق منجربه تشکیل سازمان ملل متحدگردید. تاقبل ازتشکیل سازمان ملل متحد، بحث سازمانهای بین المللی به صورت حاشیه ای درحقوق بین الملل مظرح بوده است . درحقوق بین الملل معاصر، یکی ازجلوه های توسعه وترقی آن ، شکل گیری نهادهای بین المللی بعنوان سازمانهای بین المللی عنوان موضوع حقوق بین الملل است . سازمان های بین المللی براساس تواق دوویاچندکشوروبه موجب یک معاهده تاسیس میگردند. یعنی هرسازمان بین المللی دارای یک سندتاسیس است . که دراین سندوظایف ، اهداف وصلاحیتها ذکرمیشودکه سندواحدخصیصه معاهده ای وتاسیسی است . بحث شخصیت حقوقی بین المللی برای سازمانهای بین المللی ازاین حیث مظرح بوده است که اگراین اشخاص موضوع حقوق بین المللی هستندبتواننددارای حق وتکلیف باشندوازحقوق وتکالیف خودحمایت ودفاع نمایندوبنوانندطرح واقامه دعوی نزدمراجع قضایی بین المللی نمایند. تشخیص شخصیت حقوقی براساس نظریه مشورتی دیوان بین المللی دادگستری دراحرازصلاحیتهای ضمنی سازمانهای بین المللی است . درمنشورملل متحد، درخصوص شخصیت بین المللی سازمانهای بین المللی بجزاصول ۱۰۴ و۱۰۵ منشورمذکور، قواعددیگری وجودنداردوبهرحال عقیده این است که شخصیت حقوقی توسط دیوان بین المللی دادگستری درقضیه کنت برنادت برای این سازمان شناسائی شده است. شخصیت حقوقی سازمانهای بین المللی نظربه اینکه این سازمانها توسط کشورها ایجادمیگردند، همانندشخصیت حقوقی کشورها ذاتی وکامل نیست وبراساس تخصصی قرارداردوتخصصی است . ممکن است که درسندتاسیس واسناسنامه یک سازمان بین المللی به موضوع شخصیت حقوقی سازمان مربوطه دررابطه بااهداف ووظایف به صراحت موادی گنجانیده شود، ولیکن بهرحال احرازوتشخیص صلاحیت وشخصیت بین المللی وسازمانهای بین المللی دارای شعاع مختلف است وازاین سازمان به سازمان دیگرمتفاوت است . النهایه اینکه ظهوروپیدایش سازمانهای بین المللی درحقوق بین الملل نمایانگراین مطلب است که دیگرکشورها تنهابازیگران اصلی این صحنه بین المللی نمیباشندبلکه موضوعات دیگری شکل گرفته وادامه این روندتاکنون به این سمت بوده است که علاوه بررشدچشمگیرحقوق سازمانهای بین المللی ، حقوق بین الملل گرایش به شناسایی موضوعاتی دیگرماننداشخاص خصوصی حقوقی ( شرکتهای چندملیتی ) وافرادحقیقی رانیزدارد. مباحث مربوط به حقوق بشروتشکیل دادگاههای بین المللی کیفری وکنوانسیون قانون جرایم بین المللی ازموضوعات بسیارجالب وجذاب وپرکشش دراین زمینه میباشند.
کد مطلب: 359
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/wRWIBT
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل