«قدس»؛ معیاری برای مبارزه و عیاری برای عقیده

مسئلۀ فلسطین و قدس در چارچوب عقیدۀ شیعه به آزادی، عدالت و ستم ستیزی که عملا به اسلام علوی اختصاص دارد مطرح است و مبارزه در راه عقیده یک وظیفۀ دینی شمرده می شود.
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۷ سرطان ۱۳۹۴ ساعت ۰۵:۲۹
قدس؛ معیاری برای مبارزه و عیاری برای عقیده

فلسطین علاوه بر اهمیت تاریخی، مذهبی، فرهنگی، ژئو پولتیک و انسانی، برای مسلمانان بیشتر بخاطر قدس شریف، محل به معراج رفتن پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله و سلم، اهمیت دارد. قدس به عنوان اولین قبلهٔ مسلمانان، تا قبل از اشغال آن توسط رژیم صهیونیستی اسرائیل، از اماکن زیارتی مهم مسلمانان بعد از مکه و مدینه به شمار می‌رفت. بعد از قتل‌عام فلسطینیان و مسلط شدن یهودیان بر بیت المقدس و مسجد الاقصی، مسلمانان کنترل این مکان مقدس را از دست دادند. در حال حاضر در رابطه با قدس و فلسطین سئوال‌های متعددی وجود دارد که مهمترین آنها به این شرح است:
الف:

  در طول تاریخ اسلام بعد از خلفای راشدین در سرزمین‌هایی که اکنون به ۵۶ کشور اسلامی تقسیم شده است، بجز ایران در بقیه حکومت‌های سنی مذهب حاکم بوده و فلسطین نیز به اهل تسنن تعلق دارد. چرا دو میلیون یهودی در ابتدا و حدود شش میلیون یهودی در حال حاضر توانسته‌اند فلسطین را از از چنگ بیش از یکصد میلیون عرب و بیش از یک میلیارد و چندصد میلیون مسلمان سنی خارج ساخته و تا اکنون در اشغال خود نگهدارند؟
  چرا مسلمانان سنی مذهب از دهلی تا خرطوم علیه کشور کوچک یهودی متحد نشده و قبلهٔ اول خود را آزاد نساختند و نمی‌سازند؟ چرا گروه‌های سیاسی و جهادی سنی در سراسر جهان هدف خود را آزادی قدس قرار نداده و با رژیم اشغالگر قدس و حامیان غربی آن آشکارا و پنهانی روابط دوستانه داشته و در راستای منافع آنها عمل می‌کنند؟ چرا از زن و مرد و کودک و پیر و جوان سنی مذهب فلسطینی که بیش از ۶۶ سال است در خاک و خون کشیده شده و آواره شده‌اند دفاع نمی‌کنند؟
  چرا اخوانی‌ها که روزی در مصر، تونس، سودان، قطر و ترکیه قدرت را در دست داشتند و حالاهم بجز مصر، در بقیه حاکم هستند از اماکن مقدس اسلامی و قبلهٔ اول مسلمانان و سنی‌های مظلوم فلسطینی که توسط یهودیان قتل‌عام می‌شوند دفاع نمی‌کنند و ائتلاف ضد یهودی تشکیل نمی‎دهند، اما با وهابی‎ها و سلفی‌ها دست در دست آمریکا و اسرائیل داده گروه‌های تکفیری و مزدور القاعده و داعش را برای ایجاد جنگ فرقه‌ای در میان مسلمین ایجاد کرده‌اند؟ ائتلاف اخوانی، یهودی و وهابی بر محور چهار کشور عربستان سعودی، ترکیه، اسرائیل و قطر چند سال است که مردم مسلمان عراق و سوریه- اعم از شیعه و سنی- را در آتش جنگ وحشتناک و ضد انسانی گروه‌های تروریستی و تکفیری گرفتار کرده‌اند و بیش از سه ماه است که مسلمانان فقیر یمن را با بمباران‌های ویرانگر و بی وقفه قتل‌عام می‌کنند و روی رژیم صهیونیستی را در کودک کشی سفید کرده‌اند. این است اسلام خلافت و شریعت یا اسلام معتدل و مبتنی بر دموکراسی غربی که ترابی، عمر البشیر، حماس، مرسی، اردوغان، قرضاوی، آل سعود، آل خلیفه و ... آن را به نمایش گذاشته‌اند؟
  چرا تبلیغ می‌کنند که شیعه بدتر از یهود است و برای نابودی شیعه از شرق و غرب عالم با پول‌های نفت شیوخ خلیج فارس، مزدور جمع کرده و به جان مردمان مظلوم عراق، سوریه، لبنان و یمن انداخته‌اند؟ اگر شیعه بد است، چرا سنی‌های کُرد و عرب عراق، سوریه، یمن، لیبی، تونس، مصر و افغانستان را سر می‌برند و قتل‌عام می‌کنند؟ چرا داعش و دیگر گروه‌های تکفیری تا کنون یک یهودی را سر نبریده‌اند و زخمی هایشان را صهیونیست‌ها در خاک اسرائیل درمان می‌کنند؟

ب:

  ایران، چرا از بدو پیروزی انقلاب اسلامی، اسرائیل را که دوست این کشور بود، دشمن اعلام کرد و سفارت رژیم صهیونیستی در تهران را به فلسطینی‌ها واگذار کرد؟
  چرا ایران هدف راهبردی خود را آزادی قدس و محو کشور اسرائیل و احیای کشور سنی مذهب فلسطین قرار داد؟
  آیا دوستی با آمریکا و اسرائیل به نفع ایران نبود که قبل از انقلاب اسلامی این کشور را به ژاندارم منطقه تبدیل کرده بود و سران کشورهای مزدور عرب زیر چتر حمایت ایران قرار داشتند و افسران نظامی مصر از جمله حسنی مبارک رئیس جمهور اسبق این کشور حقوق بگیر ساواک ایران بودند؟
  زمانی که نظام اسلامی ایران با وجود گرفتاری‌های داخلی ناشی از پیامدهای انقلاب از اعراب در برابر اسرائیل حمایت می‌کرد، چرا صدام به ایران حمله کرد و چرا کشورهای عربی از سودان تا عربستان با تمام قدرت از متجاوز حمایت کردند و او را با پول، سلاح و مزدور جنگی پشتیبانی کردند، در حالی که در تجاوزهای اسرائیل به سوریه، مصر و اردن هرگز چنین حمایتی از یکدیگر نکردند و به اشغال قدس توسط یهودی‌ها تن در دادند.
  چرا تمام کشورهای عربی و اسلامی سنی
خداوند مسئلۀ قدس شریف را معیار و عیاری برای ارزیابی انسانیت و اسلامیت ما قرار داده است و این از الطاف الهی است که ما در دوران پر از فتنه های پیچیدۀ دشمنان اسلام در قرن بیست و یکم راهنما و نشانه‌ای برای تشخیص حق از باطل داشته باشیم.
مذهب نتوانستندنیروهای اشغالگر اسرائیل را یک وجب از سرزمین‌های عربی اشغال شده عقب برانند، اما ایران با حمایت از حزب الله لبنان و مقاومت فلسطین بخصوص گروه‌های حماس و جهاد اسلامی بر سلطهٔ مستقیم صهیونیست‌ها بر مرکز و جنوب لبنان و نوار غزه در فلسطین خاتمه بخشید. حزب الله در جنگ سی و سه روزه برای اولین بار در تاریخ تابوی شکست ناپذیری ارتش اسرائیل را شکست؟
  چرا ایران با حمایت از فلسطینی‌ها دشمنی آمریکا و اسرائیل را بجان خرید، اما عربستان، مصر و ترکیه سه کشور بزرگ عربی و اسلامی سنی (از وهابی تا اخوانی و سکولار) با قاتلان مردم فلسطین و دشمنان اعراب بصورت پنهان و آشکار دست دوستی داده و در صف آمریکا و اسرائیل علیه ایران قرار گرفتند؟
  چرا ایران از به قدرت رسیدن اخوانی‌ها در سودان (حزب کنگره ملی سودان به رهبری عمر البشیر)، ترکیه (حزب عدالت و توسعه به رهبری اردوغان)، تونس (حزب النهضه به رهبری الغنوشی) و مصر حمایت کرد اما آنها بجای همکاری با ایران برای آزادی قدس شریف، دست در دست آمریکا، انگلیس، رژیم صهیونیستی و آل سعود داده با ایجاد گروه‌های تکفیری به سرکوب نیروهای مقاومت ضد صهیونیستی در لبنان، سوریه، عراق و یمن پرداختند؟
  چرا گروه‌های اخوانی فلسطینی مانند حماس که با حمایت همه جانبهٔ ایران پا به عرصهٔ وجود گذاشته و مدیون کمک‌های سوریه و ایران هستند برخلاف اخلاق انسانی و اسلامی با ۱۸۰ درجه تغییر موضع، در دامن قطر، ترکیه و عربستان سه کشور متحد آمریکا و اسرائیل سقوط کردند و سیلی محکمی بصورت حامیان ایرانی و سوری خود نواختند؟
  از همه شگفت آورتر این می‌نماید که چرا ایران در برابر سیلی اخوانی‌ها آخ نگفت و بخصوص ناسپاسی حماس و رهبران فرقه گرای آن مانند خالد مشعل، اسماعیل هنیه، ابوموسی مرزوق و ... را نا دیده گرفت.

انتظار آن می‌رفت که دشمنی‌های کشورهای عربی و بخصوص نامردی‌ها و ناسپاسی‌های فلسطینی‌های اخوانی که ایران بخاطر حمایت از آنها دشمنی غرب و آمریکا را بجان خرید و بر سر آنها معامله نکرد، دست از حمایت فلسطینی‌ها برداشته و مسئله فلسطین را فراموش کند، اما ایران این کار را نکرد و لحظه‌ای از فلسطین غافل نشد. روز قدس را که به عنوان یک شعار راهبردی و عمل سمبلیک برای زنده نگهداشتن قضیهٔ فلسطین از سوی امام خمینی قدس سره الشریف، نام گذاری شده بود مانند گذشته در جمعه آخر هر ماه رمضان گرامی می‌دارد، در حالی که خود فلسطینی‌ها، اعراب و بخصوص اخوانی‌ها که به ظاهر از داعیه فلسطین حمایت می‌کنند از ابتدا به ندای امام خمینی لبیک نگفتند و این روز را گرامی نداشتند.

  آیا ایران کاسهٔ داغتر از آش است، یا به ادعای گلبدین و دیگر تکفیری‌ها و اخوانی‌های ناسپاس بخاطر منافع خود و نه فلسطینی‌ها از فلسطین حمایت می‌کند؟

من نمی‌خواهم به تک تک سئوال‌هایی که مطرح کردم پاسخ دهم، بهتر است خوانندگان عزیز خودشان جستجو کنند اما چند مطلب مختصر را تذکر می‌دهم.

  - در تشیع «عقیده» و «جهاد» در راه عقیده- البته نه به شیوهٔ داعش، القاعده و طالبان- یک اصل مبتنی بر علم و عقل و ارزش‌های اسلامی است. در مکتب تشیع، سلطه طلبی و سلطه پذیری هردو محکوم است و رمز این تفکر در نهضت عاشورای حسینی و فلسفهٔ انتظار مهدوی نهفته است.

  - فلسفهٔ وجودی نظام جمهوری اسلامی ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی را عدم پذیرش سلطه استکبار جهانی، مبارزه با ظلم و ستم، اسلامی ساختن جامعه و دولت، نه از طریق زور و خشونت و سربریدن وقتل عام (روش داعشی)، یا سازش با ستمگران و تکیه بر کمک و حمایت کفار و قدرت‌های خارجی (روش اخوانی)، بلکه از طریق برگزاری انتخابات آزاد و مدیریت شده در چارچوب قانون اساسی منبعث از قرآن و سیرهٔ اهلبیت (ع)-سنت پیامبر از طریق اهلبیت- تشکیل می‌دهد. این فلسفهٔ وجودی در شعارهای اکثریت قاطع مردم ایران در زمان انقلاب چنین خلاصه شده بود: «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی».

به عبارت دیگر مسئلهٔ فلسطین و قدس در چارچوب عقیدهٔ شیعه به آزادی، عدالت و ستم ستیزی که عملاً به اسلام علوی اختصاص دارد مطرح است و مبارزه در راه عقیده یک وظیفهٔ دینی شمرده می‌شود.

  - ایران در حال حاضر مرکز اسلام شیعی است و با قدرت و پیشرفتی که به دست آورده است هم سلطه جویی رژیم صهیونیستی و حامیان غربی آن را تهدید می‌کند و هم خار چشم مزدوران عرب‌های جاهلی و فرقه گرایان تکفیری پیرو اسلام اموی که میراث‌خواران دوران جاهلیت هستند می‌باشد.

از سوی دیگر تجربهٔ تاریخی و اوضاع کنونی جهان نشان می‌دهد که خداوند مسئلهٔ قدس شریف را معیار و عیاری برای ارزیابی انسانیت و اسلامیت ما قرار داده است و این از الطاف الهی است که ما در دوران پر از فتنه‌های پیچیدهٔ دشمنان اسلام در قرن بیست و یکم راهنما و نشانه‌ای برای تشخیص حق از باطل داشته باشیم.
سالهاست که گروه‌های مختلف، یکی با پرچم سبز وهابی، یکی با پرچم سفید طالبی و دیگری با پرچم سیاه داعشی و ... دعوای جهاد در راه اسلام به راه انداخته‌اند و هزاران مسلمان را در داخل سرزمین‌های اسلامی بنام اسلام تکفیر نموده و به بیرحمانه‌ترین شکل به قتل مِی رسانند؛ و گروه‌هایی هم قبل اراینها و در حال حاضر نیز دعوای جهاد و مبارزه برای تشکیل حکومت اسلامی و اجرای شریعت داشته و دارند، اما آنها هم یا به جنگهای خونین گروهی گرفتار شدند و یا با سازش و همکاری با ستمگران و اسلام ستیزان به سکولاریسم روی آورده و عملاً به اسلام و جهاد پشت پا زدند. در چنین شرایطی این مسئلهٔ قدس است که نشان می‌دهد چه کسی به اسلام حقیقی عقیده آگاهانه و عاقلانه دارد و چه کسی در راه خدا جهاد می‌کند؟
کد مطلب: 33720
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/8pJh6n
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل