متن سخنرانی مهندس مصباح‌زاده در همایش «یاد یار»

مصباح زاده: شهید مصباح، شخصیت شهیری که ناشناخته ماند

شهید مصباح نشانه‌های از علی را در خمینی یافته بود و به همین جهت تلاش می‌کرد که به بهانهٔ حج نیابتی هرسال یک‌بار به زیارت مرقد علی و دیدار خمینی برود.
تاریخ انتشار : شنبه ۱۶ جوزا ۱۳۹۴ ساعت ۱۴:۰۴
مصباح زاده: شهید مصباح، شخصیت شهیری که ناشناخته ماند
همایش «یاد یار» ویژه نکوداشت «شهید علامه سید محمدحسین مصباح» روز پنج‌شنبه ۱۴ جوزا (خرداد) ۱۳۹۴ در مشهد و به همت «شورای فرهنگی مهاجرین افغانستانی مقیم ایران» و نیز «پایگاه اطلاع‌رسانی پیام آفتاب» برگزار گردید.

گزارش تفصیلی همایش «یاد یار» را در اینجا مطالعه نمایید.

«مهندس سید محمدباقر مصباح‌زاده»، فرزند ارشد شهید مصباح، یکی از سخنرانان این مراسم بود. متن سخنرانی ایشان در همایش «یاد یار» به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
برای آشنایی با شهید مصباح و درک درست و منصفانهٔ شخصیت او باید به دو نکتهٔ اساسی توجه داشت:
۱-وضع سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی افغانستان در زمانی که ایشان در آن بسر می‌بردند.
۲-سن ایشان که خیلی جوان بودند. اوج مجاهدت‌های شهید مصباح بین سال‌های ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۷ هجری شمسی بود و در سن ۴۲ سالگی به شهادت رسید.
در زمان شهید مصباح به ترتیب رژیم‌های استبدادی سلطنتی، جمهوری کودتایی و دیکتاتوری کمونیستی در افغانستان حاکمیت را در دست داشتند. آزادی بیان و مطبوعات، بجز یک دورهٔ کوتاه، آنهم فرمایشی، وجود نداشت. میزان با سوادی کمتر از ده درصد، و تعداد دانشگاه در تمام کشور یک دانشگاه در کابل و یک دانشکدهٔ طب در جلال‌آباد وجود داشت. تلویزیون نبود و تنها یک رادیوی سراسری دولتی کمتر از ۲۴ ساعت در شبانه روز برنامه پخش می‌کرد.
 از لحاظ شاخص‎های اقتصادی اجتماعی، فرهنگی، علمی، بهداشتی و درمانی افغانستان از جملهٔ فقیرترین کشورهای جهان به شمار می‌رفت. از لحاظ سیاسی و امنیتی به عنوان یک کشور حائل میان دو قدرت استعماری شرق و غرب همواره در معرض خطر تجاوز و تجزیه قرار داشت و سیاست بی‌طرفی بجای این که افغانستان را از مداخلات خارجی مصئون سازد، بیشتر در معرض دخالت‌های پیدا و پنهان بیگانگان و ستون پنجم سازی آنها قرار داد.
فساد اقتصادی، اجتماعی، و اخلاقی و ظلم و ستم و تبعیض قومی، مذهبی و زبانی تمام مردم افغانستان و بخصوص شیعیان را در تنگنا قرار داده بود. هر صدایی مخالفی در گلو خفه می‌گردید و هر انتقاد مسالمت‌آمیزی با مشت آهنین پاسخ داده می‌شد.
در چنین شرایطی مبارزه برای تغییر وضع موجود و شعارهای عدالت‌خواهانه و ستم‌ستیزانه و آرزوی پیشرفت و ترقی کشور برای نسل جوان، فرهیختگان و عناصر آگاه و دردمند جامعه از هر قشری جذابیتی خاصی داشت.
مبارزه در هر زمانی به ایدئولوژی نیاز دارد و ایدئو لوژی مبارز و ضد استعمار در آن زمان، ایدئولوژی مارکسیسم جلوه‌گر شده بود. این ایدئولوژی با حمایت شوروی سابق و چین کمونیست در کشورهای بطور عمده عقب‌مانده در پنج قارهٔ جهان در حال پیشروی بود. بر اساس گزارش مجله تایمز آمریکا در سال ۱۹۷۲ میلادی، بیش از ۵۸ درصد جغرافیای جهان تحت کنترل نظام‌های کمونیستی و سوسیالیستی قرار داشت. لیبرالیسم غرب از لحاظ ایدئولوژیک در برابر کمونیسم شکست خورده و در حال عقب‌نشینی بود. در محافل سیاسی و روشنفکری همسویی و وابستگی به آمریکا و غرب مایهٔ سرافکندگی و خیانت، و هم‌سویی با بلوک کمونیستی و مبارزان ضد امپریالیسم، مایهٔ سر افرازی تلقی می‌شد.
دین و علمای دینی عامل عقب ماندگی و افیون توده‌ها تبلیغ گردیده و تحقیر می‌شد. اغلب علمای دین هم به علت عدم آشنایی با مکاتب سیاسی و نا آگاهی از تحولات عمیق اجتماعی، فرهنگی و علمی که جریان داشت، پاسخ‌گوی نیاز زمان و انتقادها و سئوال‌های جوانان و روشنفکران چپی و راستی نبودند.
علمای بزرگ و مطرح زمان، در برابر تهاجم فکری و فرهنگی و ایدئولوژی‌های وارداتی یا ساکت بودند یا ناشیانه از حربهٔ تکفیر استفاده می‌کردند؛ برخی طلبه‌های جوان تحت تأثیر این تهاجم قرار گرفته، التقاطی و حتی منحرف شده و به مکتب مارکسیسم روی آوردند و البته که برخی مارکسیست‌ها نیز در کسوت روحانی و عالم دینی ظاهر شدند.

شهید مصباح که بود؟
شهید مصباح در شب ظلمانی و آسمان تاریک کشور چون ستارهٔ نورانی ظاهر شد، اما عمرش کوتاه بود و خاطره‌اش دراز. مصباح در سال ۱۳۱۷ در درهٔ سنگلاخ به دنیا آمد و در دامن پدر عالم و روحانی بنام حاج سیدعیسی سنگلاخی پرورش یافت. حاج سیدعیسی، عمر شریفش را صرف خدمت به پیروان اهل بیت (ع) در مناطق مختلف بهسود، قول خویش، درهٔ ترکمن، سرچشمه، و سنگلاخ نموده و شاگردانی زیادی هم‌چون آیت الله محقق ترکمنی (کابلی)، حاج شیخ سلیمان یاری از شخصیت‌های اجتماعی و سیاسی مشهور شیعه و آیت الله شاه‌حسین‌علی سجادی، تربیت کرد که هرکدام به نوبهٔ خود در مناطق مختلف افغانستان و بخصوص هزارستان خدمت کردند.
شهید مصباح ادبیات عربی را نزد پدرش آموخت و هنوز نوجوان بود که به عنوان تنها پسر خانواده در چهارده سالگی یتیم شد. با وجود مشکلات زندگی به تحصیل علوم دینی در بهسود و کابل نزد اساتیدی چون مرحوم آیت الله شیخ عزیزالله و مرحوم آیت الله میرعلی احمد حجت ادامه داد. او علاوه بر فقه و اصول، به تحصیل فلسفه نیز پرداخت و بخاطر مطالعات عمیقی که در فلسفه داشت، استادش او را فلسفی نام نهاد و مدت‌ها با این نام بخصوص در مطبوعات شناخته می‎شد. در سال ۱۳۴۷ که در نجف اشرف بسر می‌برد، یک دوره در درس‌های خارج فقه حضرت امام خمینی نیز شرکت کرد. او زمانی که در کابل درس می‌خواند، در لیسهٔ نادریه به عنوان استاد درس می‌داد.

 شهید مصباح چه کرد؟
مصباح، نخست به بیدارگری پرداخت، بیدارگری دینی، اجتماعی و سیاسی و از منبر پیامبر و مکتب امام حسین (ع) جهت آگاه ساختن مردم از حقایق دین و مسائل روز به عنوان بهترین مدرسه، رسانه و وسیلهٔ ارتباط گسترده با مردم استفاده کرد. مختصری از خدمات ارزنده و کارنامه‌های ماندگار شهید مصباح را در راستای هدف بیدارگری به این شرح است:
۱-مبارزه با خرافات: شهید مصباح در زمان خود اولین عالم دینی شناخته شده‌ای بود که به جنگ خرافات و باورهای خرافی که چهرهٔ دین و مذهب را مخدوش ساخته بود رفت و در روشن ساختن افکار قشرها مختلف مردم نقش مهمی ایفا کرد.
مبارزه با عقاید خرافی چنان برای شهید مصباح اهمیت داشت که در اغلب سخنرانی‌هایش بعد از روضه آن را جزء دعا قرار داده و از خدا می‌خواست که افکار مردم را روشن نموده و از خرافات دور سازد. بدیهی بود که مبارزه با خرافات بخشی از مردم عوام و آنانی که از این طریق از مردم بهره‌کشی می‌کردند را ناراحت می‌ساخت و شهید مصباح را در معرض تیرهای تکفیر و تهمت آنها قرار می‌داد.
۲-نقد روحانیت متحجر، توجیه‌گر و استفاده جو: شهید مصباح با انتقاد سازنده و دلسوزانه از علما و رهبران مذهبی و سپس دفاع از اصل روحانیت و نقش بی‌بدیل آن در جامعه، به روحانیت آبرو بخشیده و توطئه‌های دشمنان اسلام و تشیع را برای تحقیر و به حاشیه راندان آنان خنثی کرد.
 انتقاد سازنده از روحانیون و رهبران دینی که نه خود بیدار بودند و نه مردم را بیدار می‌ساختند، نسل جوان و تحصیل کرده را که از دین و روحانیت فاصله گرفته بودند بسوی شهید مصباح سوق داده و از طریق سخنرانی‌های علمی و جذاب ایشان به دین و مذهب علاقمند می‌ساخت و تبلیغات سوءکمونیست‌ها و دین ستیزان را خنثی می‌کرد.
۳-مبارزه فکری و علمی با کمونیست‌ها: شهید مصباح آغازگر مبارزهٔ فکری و فرهنگی با کمونیست‌ها و ملحدین بود و بسیاری از جوانان وتحصیل یافتگان را از افتادن در دام کمونیست‌ها نجات داد.
شهید مصباح از دو سو مورد هجمه قرار می‌گرفت، یکی از سوی علما و روحانیون سنتی و بزرگی که در جامعه نفوذ داشتند و با روشنگری‎های مصباح از طرف مردم مورد انتقاد قرار می‌گرفتند، و از سوی دیگر جریان‌های کمونیستی که با تبلیغات و ارشادات شهید مصباح پیشروی و گسترش نفوذ شان در میان جوانان مسلمان و بخصوص جوانان شیعه متوقف شده بود.
گروه اول، مصباح را یا تکفیر می‌کردند و یا تحقیر، و گروه دوم، که متشکل از دو دسته، یکی کمونیست‌های رادیکال و دیگری التقاطی بودند، تلاش می‌کردند که به شهید مصباح برچسب ارتجاعی و وابسته به حکومت استبدادی حاکم را بزنند. این برچسب‌ها بر قامت راست شهید مصباح هرگز نچسبید.
کمونیست‌ها که در میان مردم جایگاهی نداشته و در میان جوانان و تحصیل کردگان هم خلع سلاح ایدئولوژیک شده بودند، در راستای اهداف بلند مدت دشمنان اسلام، بخصوص استعمار پیر انگلیس دست به توطئهٔ خطرناکی زدند. آنها برای از پا درآوردن علمای شیعه با سوژه قرار دادن برخی رسومات خرافی و نسبت دادن آنها به مذهب و چهره‌های مذهبی و نیز با سوء استفاده از محرومیت و ستم‌زدگی شیعیان و نسبت دادن عوامل آن به گروه‌های قومی داخل جامعهٔ تشیع، آتش نفاق را بر افروختند تا در سایهٔ آن به جامعه راه یافته و بنام دفاع از مردم و مبارزه با خرافات و استفاده جویی، امکان مبارزه با دین را پیدا کنند.
شهید مصباح در برابر این توطئه هم با شجاعت و متانت ایستاد و به همهٔ علما اعلام خطر کرد که جلو آن را بگیرند و توطئه را در نطفه خفه کنند. هرچند شهید مصباح در این مبارزه نیز تنها بود، اما توانست منحرفین را رسوا کند، طوری که خود مردم حساس شده و آنها را در آن زمان از خود راندند. چون توطئه عمیق بود و سرنخ آن در دست دشمنان اسلام و تشیع، بعد از شهادت مصباح مانند غدهٔ سرطانی به تدریج گسترش یافته و اکنون بخشی از اندام جامعه تشیع را آلوده کرده در حالی که طبیبی چون مصباح دیگر وجود ندارد.
۴-معرفی شخصیت و ترویج اندیشه‌های امام خمینی: شهید مصباح پرچمدار ترویح اندیشه‌های امام خمینی در افغانستان بود، و در این راه رنج‌های فراوانی را تحمل کرد.
شهید مصباح در سال ۱۳۴۷ در نجف اشرف با امام آشنا شد و بعد از این که به وطن برگشت طوری از امام و شخصیت و بخصوص عدالت و صلابت آن حضرت سخن می‌گفت که همه احساس می‌کردند او گم شدهٔ خود را پیدا کرده است. شهید مصباح نشانه‌های از علی را در خمینی یافته بود و به همین جهت تلاش می‌کرد که به بهانهٔ حج نیابتی هرسال یک‌بار به زیارت مرقد علی و دیدار خمینی برود. عشق سوزان او به خمینی در سروده اش در وصف امام، در مقاله اش در جریدهٔ پکتیکا در سال ۱۳۴۹ و در سخنرانی‌هایش، بویژه در دعاهایش انعکاس یافته است. در افغانستان شهید مصباح اولین عاشق و نخستین مقلد و پیرو آن حضرت بود.
او برای ترویج خط فکری امام خمینی در افغانستان با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم کرد. از یکسو، علمای سنتی و متحجرین علیه ایشان و مرجعیت حضرت امام تبلیغ می‌کردند و از سوی دیگر عناصر روشنفکر و قوم‌گرایان التقاطی که خود را آگاه و مبارز قلمداد می‌کردند از نام و اعتبار مذهبی امام سوء استفاده نموده و از این طریق به انحراف‌های فکری و سیاسی شان مشروعیت می‌بخشیدند و جوانان مسلمان را به گمراهی سوق می‌دادند.
آنچه که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران رخ داد، این بود که دو جریان فوق‌الذکر در ابتدا خود را پیروان سینه‌چاک امام جا زدند و بعد از این که توانستند در جامعه نفوذ کرده و قدرت و امکانات به دست آورند، در عمل علیه خط امام حرکت کردند. این جریان‌ها و عناصر استفاده جو، شهید مصباح را در دوران جهاد و بعد از آن تاکنون عمداً بایکوت و سانسور کردند تا نسل انقلابی دوران جهاد و نسل‌های بعدی او را از یاد ببرند و حتی نشناسند، تا الگویی برای عزت و شرافت، دیانت و تعهد قرار نگیرد.
۵- مبارزه با استبداد: شهید مصباح در میان علمای زمان خود پرچمدار مبارزه با حکومت‌های استبدادی در دوره‌های مختلف بود و با در نظر داشت شرایط، با قلم و زبان دردهای مردم را فریاد می‌کشید. مقاله‌های او در مطبوعات در زمان ظاهرشاه و شبنامه‌هایش در دوران ریاست داوودخان شاهدی بر این مدعاست. چنین اسنادی از هیچ‌یک از کسانی که در سال‌های بعد ادعای مبارزهٔ اسلامی در زمان رژیم‎های استبدادی کردند تا کنون منتشر نشده است.
با توجه به زحمت‌هایی که شهید مصباح در راه ترویج اسلام و مکتب تشیع کشیده و توجه جدی که به استقلال و امنیت افغانستان داشته و در راه این اهداف مقدس جان خود را فدا کرده است، جا دارد که نیروها و عناصر مسلمان اعم از شیعه و سنی قدر این جانباختهٔ راه خدا را دانسته و یادش را گرامی بدارند.
کد مطلب: 33158
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/wuQ9ZK
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل