۱
 

سید علی‌جان راسخ

تاریخ انتشار : جمعه ۲۲ حوت ۱۳۹۳ ساعت ۲۲:۱۹
روی تصویر کلیک کنید
سیدمحمدباقرمصباح زاده
کربلایی سیدعلی‌جان راسخ، فرزند حاجی سید گل‌حسین، در سال 1342 خورشیدی در منطقۀ «علاءالدین بالا» در شهر کابل به دنیا آمد، و در ایام کودکی با پدرش به عتبات عالیات و کربلای معلا در عراق مشرف شد. او مکتب ابتدایی را در سنگلاخ و متوسطه را در جلریز خواند و برای ادامۀ تحصیل شامل مکتب لیسه(دبیرستان) میدان شد. بعد از کودتای کمونیستی هفتم ثور 1357، تحت فشار کمونیست‌ها مکتب را ترک نموده و با شور و شوق به صفوف مبارزین مسلمان پیوست.
کربلایی راسخ، در سال 1358 در راه اندازی و پخش اعلامیه‌های
کربلایی راسخ، در سال 1358 در راه اندازی و پخش اعلامیه‌های دعوت مردم به قیام سوم حوت، علیه اشغال‌گران شوروی، همراه با برادرش حاجی احمدحسین مشارکت فعال داشت.
دعوت مردم به قیام سوم حوت، علیه اشغال‌گران شوروی، همراه با برادرش حاجی احمدحسین مشارکت فعال داشت. دعوت علنی و پخش آشکار دعوتنامه‌ها در آن شرایط که شهر پر از نیروهای اشغالگر خارجی و مزدوران داخلی آنها بود و سایۀ اختناق همه جا را فرا گرفته و قیود شب گردی وضع شده بود کار آسانی نبود.
کربلایی راسخ در سال 1359، در حالی که پدرش قوماندان(فرمانده) حرکت اسلامی در سنگلاخ بود، به تلاش‌هایی پیوست که برای ایجاد وحدت میان مردم و مجاهدین- که دو پارچه شده بودند- توسط نویسندۀ این سطور و جمعی دیگر از بزرگان اقوام آغاز شده بود. این تلاش‌ها منجر به تشکیل «جبهۀ اسلامی سنگلاخ» شد که کربلایی راسخ از طرفداران آن بود. او در ماه حوت(اسفند) 1359 با جمعی از مجاهدین سنگلاخ عازم پاکستان و ایران شد و بعد از آموزش نظامی در بهار سال 1360 به سنگلاخ برگشت.
هرچند بعد از سر برآوردن دوبارۀ نفاق، حاجی گل‌حسین، پدر آقای راسخ فرماندهی جبهۀ اسلامی سنگلاخ را که بعدا به «پایگاه امام حسین(ع)» تغییر نام داد، به عهده داشت، اما مسئولیت اصلی به دوش راسخ بود. او در پاییز سال1360 همراه با مجاهدین پایگاه امام‎حسین(ع) در جبهۀ مقدم پغمان رفت و در عملیات‌های مشترک با مجاهدین قول غلام‌حسین(پایگاه امام مهدی) و دایمیرداد شرکت نمود.
کربلایی
او به عنوان فرمانده پایگاه امام‌حسین(ع) در طول دوران تجاوز ارتش سرخ به افغانستان و حاکمیت کمونیست‌های وابسته به مسکو، تحت شدیدترین فشارها مقاومت کرد، چنان که در هنگام یکی از این تجاوزها با منفجر شدن نارنجک به شدت زخمی شد و ترکش آن به سرش فرور رفت که مدت‌ها در حال کوما بود.
راسخ با برادران و خانواده‎اش، در استقرار پایگاه امام‎حسین(ع) و تداوم فعالیت آن سختی‌های فراوانی را متقبل شدند. او به عنوان فرمانده پایگاه امام‌حسین(ع) در طول دوران تجاوز ارتش سرخ به افغانستان و حاکمیت کمونیست‌های وابسته به مسکو، تحت شدیدترین فشارها مقاومت کرد، چنان که در هنگام یکی از این تجاوزها با منفجر شدن نارنجک به شدت زخمی شد و ترکش آن به سرش فرور رفت که مدت‌ها در حال کوما بود. این ترکش تا آخر عمر در سرش باقی ماند و همواره از این بابت رنج می‌کشید. در این حادثه یکی از مجاهدین بنام سلطان‌حسین عظیمی به شهادت رسید.
راسخ در سال 1368 به علت خستگی و رنجی که از ناحیۀ وجود ترکش در سرش متحمل می‌شد از فرماندهی پایگاه استعفا داد، اما با این کار دستاورد سال‌ها رنج و مجاهدت خود و یارانش را ناخواسته قربانی خدعه و نیرنگ دشمنان جهاد و عناصر جاهل و کوتاه بین کرد. او دو بار در برابر عوامل آگاه و نا آگاه نفوذی دولت کمونیستی ایستاد و نگذاشت که جهاد را قربانی کنند. یکبار در سال 1364 که در اثر بمباران شبانه روزی دشمن عرصه بر مردم تنگ شد و عدۀ زیادی از مردم از جمله مسئولان سایر پایگاه‌های جهادی سنگلاخ را ترک کردند. در این دوران عده‌ای فرصت طلب مردم را جمع کردند که آن‌ها را برای نجات جان‌شان وادار به سازش با دشمن نمایند، کربلایی راسخ در برابر این توطئه ایستاد و آن را خنثی کرد. بار دوم در سال 1370 که برخی افراد باند مسلط بر پایگاه با ارگان‌های دولت کمونیستی نجیب قصد معامله کردند، او به شدت به مخالفت پرداخت که باند معامله گر اقدام به نابودی این مجاهد وارسته و سرکوبی تمام اعضای خانواده اش نمود، اما خداوند به او کمک کرد و از این توطئه جان سالم به در برد، تا در فرصت دیگر قربانی .... شود.
بزرگترین خدمت کربلایی سید علی‌جان راسخ، همراه با سید محمدباقر واعظی، به مردم سنگلاخ
شوق جهاد و مبارزه در راه خدا و اعتقاد به مکتب اهلبیت اطهار(ع)- آن هم در شرایطی که مجاهد مردی از تبار برگزیدۀ خدا، انقلاب بزرگ اسلامی را برای اولین بار در تاریخ به پیروزی رساند- کربلایی راسخ را به شدت متحول ساخته بود،
و ساکنان غرب شهر کابل، آن بود که بعد از فاجعۀ افشار، مدافعان غرب کابل را در برابر متجاوزان تقویت کرد، چنان‌که موجبات پیروزی‌های آنان را فراهم ساخت؛ و از سوی دیگر توطئۀ فاشیست‌های دین ستیز هزاره‎نما را علیه سادات سنگلاخ که آن‎ها را متهم به خیانت نموده بودند، خنثی کرد. کربلایی راسخ با سیدباقر واعظی و چند تن دیگر از مجاهدین سابق پایگاه امام حسین(ع) در تاریخ 29/1/1372 سنگرهای پغمان را از طریق سنگلاخ فتح کردند و زمینۀ استقرار نیروهای مدافع غرب کابل به فرماندهی شهید سیدحسین علوی را فراهم ساختند.
شوق جهاد و مبارزه در راه خدا و اعتقاد به مکتب اهلبیت اطهار(ع)- آن هم در شرایطی که مجاهد مردی از تبار برگزیدۀ خدا، انقلاب بزرگ اسلامی را برای اولین بار در تاریخ به پیروزی رساند- کربلایی راسخ را به شدت متحول ساخته بود، طوری که جز به خدمت و انجام تکلیف الهی، به چیزی دیگری نمی‎اندیشید، و با چنین روحیه بود که در سال 1360 در تهران صبح تا شام کارگری می‌کرد و بدون این که خودش ریالی بردارد دست مزدش را به مجاهدین می‎داد تا پایگاه امام حسین(ع) تشکیل شود.
 کربلایی راسخ، مجاهد وارسته‌ای  بود که از ابتدای نوجوانی و آغاز جهاد تا پایان نافرجام آن، عمر خود را در راه دفاع از اسلام و استقلال و عزت افغانستان سپری کرد. این گلی از گلزاری به تاراجِ خزان رفته‌ی جهاد مقدس اسلامی مردم افغانستان سرانجام پس از تحمل هشت سال و هفت ماه عواقب آسیب مغزی بر روی تخت بیماری، روز دوشنبه ۴/۸/۸۸ در سن ۴۶ سالگی جان را به جان آفرین تسلیم کرد.
  بندۀ حق ضیغم و آهوست مرگ
یک مقام از صد مقام اوست مرگ
کد مطلب: 32132
 


 
عبدالله
Germany
۱۳۹۴-۰۳-۰۱ ۲۰:۳۸:۴۴
روحش شاد! (15836)
 
نام و نام خانوادگی
ایمیل