حاجی سیدعیسی سنگلاخی

حجت الاسلام والمسلمین حاج سید عیسی سنگلاخی، در سال 1282 خورشیدی در یک خانوادۀ متدین و اهل علم و معرفت در منطقۀ ملک خیل(نزدیک قلعۀشاه) سنگلاخ، دیده به جهان گشود. پدرش سید محمدعلم فرزند کربلایی ملا سید سکندرشاه و از نسل حضرت سید شاه قباد ولی(ره) بود.
تاریخ انتشار : شنبه ۲۷ جدی ۱۳۹۳ ساعت ۱۷:۳۳
روی عکس کلیک کنید تا کامل آن را مشاهده کنید.
حاجی سید عیسی سنگلاخی
   حجت الاسلام والمسلمین حاج سید عیسی سنگلاخی، در سال 1282 خورشیدی در یک خانوادۀ متدین و اهل علم و معرفت در منطقۀ ملک خیل(نزدیک قلعۀشاه) سنگلاخ، دیده به جهان گشود. پدرش سید محمدعلم فرزند کربلایی ملا سید سکندرشاه و از نسل حضرت سید شاه قباد ولی(ره) بود. عموهای سید عیسی همه از علما و شخصیت‌های برجستۀ دینی و اجتماعی زمان خود بودند.چنانچه، عموی بزرگش علامه حاجی سید محمدعلی شاه حسینی نسب سنگلاخی، ضمن ترویج و تبلیغ مسائل دینی و معارف اهل بیت (ع) در شرایط سختی که بر شیعیان در دوران عبدالرحمان خان حاکم بود و مردم نمی‌توانستند آشکارا عقاید مذهبی خود را بیان کرده و به آن عمل کنند، به تدوین کتاب «کشف الانساب» برای حفظ هویت سادات معظم به ویژه سادات سنگلاخ پرداخت. او هم‌چنین کتاب بحرالسنه، در معرفت احوال انبیاء عظام، ائمۀ معصومین، سلاطین و شناخت ادیان و مذاهب، را در سال 1315 هجری قمری و نیز کتاب تجویدالقران و جزوۀ مسا یل زنا شویی، را به رشتۀ تحریر در آورد.
   کربلایی ملا سید احمد علی شاه، عموی دیگر سیدعیسی، سال‎ها در سنگلاخ و منطقۀ «سیاه پیتاب» درۀ
حاجی سیدعیسی در شهر کابل در مناطق چنداول و مرادخانی، به مدت یک سال در منابر مختلف به ارشاد مردم پرداخت. او در منبر و به خصوص روضه خواندن ویژگی خاصی داشت و هیبت و صلابتی غیر عادی پیدا می‎کرد، طوری که در موقع خواندن روضۀ سید الشهدا حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و یارانش، هم خودش و هم مستمعین چنان متأثر شده و به گریه می‌افتادند که گویی زمین و زمان به فغان آمده باشد.
میدان، به تبلیغ دین و ارشاد مردم اشتغال داشت. مردم سیاه پیتاب به کربلایی سید احمد علی‌شاه چنان اخلاص و علاقه داشتند که سال‌ها زن و مرد به مزارش شرفیاب شده و در حق او دعا می‌کردند.
   سید محمدعلم، پدر حاج سیدعیسی سنگلاخی، طبع شعر داشت که حوادث و رویدادهای اجتماعی را به نظم در می‌آورد. بسیاری از شعرهای او را مرحوم سید نور احمد شاه، پدر مرحوم رئیس میر احمد شاه، نوشته بود، اما اکنون از آن شعرها اثری باقی نمانده و تنها چند بیت در میان مردم عوام بخاطر طنز بودن آن ها، ماندگار شده است.
یکی از شعرهای سید محمدعلم به طنز در مورد مرحوم ملک ظفرخان جلریزی سروده شده که به این شرح است:
شمر به دوزخ دوید
گفت به گوش یزید
مژده به مروان دهید
ملک ظفرخان رسید

شعر دیگری در مورد شجاعت عموهای خود سروده بود که بیتی از آن چنین است:
آکٌل شاه مرد جنگ
بروت‎هایش چنگ چنگ
 
شهنشاه نو رشید
کاردها را بر کشید
حاجی سیدعیسی تحصیلات ابتدایی را در سنگلاخ و سطوح عالی فقه و اصول را در مدرسۀ شارک بهسود و نزد علمای کابل در آن زمان فرا گرفت. حاجی سیدعیسی یکی از مشاهیر زمان و روحانی محبوب در مناطق مرکزی افغانستان بود که عمر شریفش را در راه خدمت به اسلام و مکتب اهل بیت(ع) گذرانید. او در مناطق سرچشمه، گردن دیوار، چلم جای و آب بند بهسود، قول خویش، درۀ ترکمن و درۀ سنگلاخ سال‎ها به تدریس، ارشاد و هدایت مردم اشتغال داشت و شاگردان زیادی به جامعۀ آن روز تقدیم کرد که هر کدام به نوبۀ خود در گوشه و کنار مناطق مرکزی کشور به تبلیغ و ارشاد مردم می‌پرداختند. آیت الله محقق کابلی (ترکمنی) یکی از شاگردان ایشان محسوب می‌شود.
مردم قول خویش ارادت خاصی به حاجی سیدعیسی داشتند، چنان که تا سال‌ها بعد از وفاتش در سنگلاخ به زیارت قبر او می‌آمدند و چند مشتی از خاک قبرش را برای تبرک و مبارزه با آفت سرخی گندم با خود می بردند. گندم زاری را که آفت سرخی می‌گرفت، مشتی از خاک قبر حاج سیدعیسی را در انشعاب آب جویی که زمین آفت زده را سیراب می‎کرد می‎ریختند و به اذن و عنایت خداوند آفت گندم بر طرف می‌شد. این حکایت را نویسنده این سطور در سال 1361 از مرد ریش سفیدی در قول خویش که خودش تجربه کرده بود شنیده است.
حاجی سیدعیسی در شهر کابل در مناطق چنداول و مرادخانی، به مدت یک سال در منابر مختلف به ارشاد مردم پرداخت. او در منبر و به خصوص روضه خواندن ویژگی خاصی داشت و هیبت و صلابتی غیر عادی پیدا می‎کرد، طوری که در موقع خواندن روضۀ سید الشهدا حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و یارانش، هم خودش و هم مستمعین چنان متأثر شده و به گریه می‌افتادند که گویی زمین و زمان به فغان آمده باشد. منبر و روضۀ تاریخی او در مشهد مقدس را در سفری که از آن طریق به بیت‎الله‎الحرام داشت، همراهانش از مناطق مختلف افغانستان همواره به مردم حکایت می‌کردند که چگونه اهل مجلس و علما
ه خاطر زحماتی که حاجی سید عیسی متقبل شده بود زن و مرد سنگلاخ از هر قوم و طایفه‌ای به این سید عالی قدر اخلاص و علاقه داشتند و زمانی که دار فانی را وداع گفت همه خود را یتیم احساس کردند. در روز وفاتش شاهدان عینی دیده بودند که حتی از چشمان اسبش اشک جاری می‌شد.
از او تقدیر کرده و عبایی برایش هدیه دادند. حاج سیدعیسی از ابتدای جوانی در خواب دیده بود که سر منبر قرار داشت و جدش امیرالمؤمنین(ع) دست مبارکش را بر شانه‎اش گذاشته و با مهربانی فرموده بود: بخوان فرزندم.
حاجی سیدعیسی به مردم سنگلاخ هم خدمات شایانی کرد، مردمی را که در اثر سال‌ها تقیه، فقر اقتصادی و فرهنگی و کمبود عالم آگاه و ملای درس خوانده در میان شان، احکام دینی و مذهبی را آن طوری که لازم بود نمی‎فهمیدند، به صورت درست با احکام شرعی و عبادی آشنا کرد و آن‎ها را تشویق به زیارت بیت الله الحرام و اماکن مقدسه در حجاز و عراق نمود. به خاطر زحماتی که متقبل شده بود زن و مرد سنگلاخ از هر قوم و طایفه‌ای به این سید عالی قدر اخلاص و علاقه داشتند و زمانی که دار فانی را وداع گفت همه خود را یتیم احساس کردند. در روز وفاتش شاهدان عینی دیده بودند که حتی از چشمان اسبش اشک جاری می‌شد.
حجت الاسلام حاجی سیدعیسی سنگلاخی، پس از سال‌ها خدمت سرانجام در سن پنجاه سالگی در سال 1332خورشیدی به لقاء الله پیوست و مرحوم کربلایی ملا سیدشریف، برادر آیت الله سید علی‌جان علم‌الهدی در سوگ او چنین سرود:
 
رفت از جهان کسی که چراغ زمانه بود
روشن ز نور او وطن و آشیانه بود
 
صد حیف آن که رفت ز دار فنا کسی
کو رهنمای خلق به دور زمانه بود
 
تاریک شد ز رفتن او این جهان به ما
کز بهر ما چو شمع فروزان خانه بود
 
بسیار مردم از هدایت او راه دین گرفت
جز ابلهی که در رۀ ظلمت روانه بود
 
ای دوستان ز رفتن او یادها کنید
او در میان خلق به دوران یگانه بود
 

       **     **    **
کس نباشد مثل او در روزگار
رفت از دنیا سوی دارالقرار
 
حیف و حیف از آن که شخص با خدا
رفت از دنیا سوی دارالبقاء
 
آن که وصفش را همی کردم بیان
نام او را بشنوید ای دوستان
 
نام او اندر جهان اولی بود
حاجیِ مرحوم سیدعیسی بود
 
مادرش از بهر او شد دل دو نیم
گریه‎ها می‌کرد چون طفل یتیم
 
روز و شب از بهر او افغان نمود 
تا که او هم جان خود بر حق سپرد
 
گریه‎ها می‌کرد تا رفت او به خاک
از غم فرزند خود شد او هلاک.
 

همان طوری که بزرگان سنگلاخ در گذشته اعتراف می‌کردند حاجی سیدعیسی به گردن مردم سنگلاخ و نسل‌های آیندۀشان حق زیادی دارد، چرا که او تقویت کنندۀ اسلام و به خصوص آیین تشیع در این دره بود.
 
کد مطلب: 31318
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل