شیخ محمدباقر باقری

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۹ میزان ۱۳۹۳ ساعت ۲۲:۱۹
حجت الاسلام والمسلمین شیخ محمدباقر باقری، فرزند محمدجمعه در سال 1334 در  قول درۀ حصار سنگلاخ در یک خانوادۀ مذهبی دیده به جهان گشود. او تحصیلات ابتدایی را نخست نزد ملا سید امیرحسین و سپس نزد حجت الاسلام شیخ غلام حسن مشهور به «شیخ مقدس» که عالم با تقوا و خدمتگذار بی‌ ادعا بود، در مناطق قلعۀ شاه و ملک خیل سنگلاخ، به پایان رساند.
شیخ باقری در سال 1345 جهت ادامۀ تحصیلات به شهر کابل رفت و با استقرار در مسجد جمال مینه از محضر شهید حجت الاسلام و المسلمین سید عبدالحمید ناصر و دیگر مدرسین استفاده کرد. با تأسیس مدرسۀ محمدیه توسط شهید آیت الله سید سرور واعظ در سال 1347، شیخ باقری در آن مدرسه مشغول به تحصیل شد و در محضر اساتید برجسته بخصوص حجت الاسلام سیدحسین فاضل، مشهور به «سیدحسین جان» که پسر عموی آیت الله واعظ بود تلمذ کرد. آیت الله واعظ هرسال از طلبه‌ها از کتاب معالم الاصول به بالا را امتحان می‌گرفت، که شیخ باقری طی چهار سال کتاب‌های معالم الاصول، قوانین الاصول، شرح لمعه و وسائل الشیعه را امتحان داد و با نمرات عالی موفق شد. شیخ باقری هم‌چنین به تحصیلاتش نزد اساتیدی بزرگی چون آیت الله تقدسی، شهید حجت الاسلام سید علی احمد عالم و شهید ناصر ادامه داد.
 شیخ محمدباقر باقری، در سال 1354 در ولایت میدا ن وردک، به خدمت عسکری(خدمت زیر بیرق) فرخوانده شد، و با امتحان دادن کتب درسی ملاهای اهل سنت مانند: شرح ملاجامی، هدایتین، مشکاه و تقسیر جلالین، موفق شد از خدمت سربازی معاف شود. شیخ باقری از آن پس کتاب‎های متذکره را برای طلاب علوم دینی تدریس می‌کرد تا در امتحان ملایی موفق شوند.
بعد از کودتای کمونیستی هفتم ثور سال 1357، و آغاز دستگیری علما و روحانیون و تعطیل شدن مدارس، شیخ باقری که مشغول تدریس و تحصیل بود، مجبور شد به زادگاهش در سنگلاخ برود تا به دام کمونیست‌ها نیفتد. باقری در سال 1358 که قیام های اسلامی و مردمی علیه رژیم کمونیستی در هزاره‌جات و سایر مناطق افغانستان آغاز شد با تشویق مردم به جهاد در شکل گیری نیروهای جهادی سنگلاخ کمک کرد و در سال 1360 برای تقویت جهاد و مجاهدین همراه با مرحوم شیخ عیسی و نویسندۀ این سطور به پاکستان رفت تا مجاهدین را آموزش داده و مسلح نماید. او و همراهانش با تقبل رنج و زحمات زیاد موفق شدند بعد از شش ماه با مقداری اسلحه و مهمات به جبهۀ سنگلاخ برگردند.
شیخ باقری در دوران جهاد بدون این که عضو کدام گروه و حزب سیاسی باشد با همۀ مجاهدین از هر حرب و گروهی نه تنها در سنگلاخ بلکه در درۀ میدان، سیاه پیتاب، تکانه، سیاه خاک و سرچشمه همکاری نموده و به امور شرعی و اجتماعی مردم و مشکلات آنها رسیدگی می‎کرد.






باتوجه به این که درۀ سنگلاخ به دلیل موقعیت جغرافیایی حساس، همواره از زمین و هوا مورد تجاوز روسها و کمونیست‌های افغانی قرار می‌گرفت، مردم بی‌دفاع این منطقه از زن و مرد و کودک بخاک و خون کشیده شده و به شهادت می رسیدند. کفن و دفن و نماز جنازۀ شهدا کار سنگینی بود که شیخ باقری در مناطق درۀ حصار، قلعۀ شاه و گردنه و گاهی در سایر مناطق، در شرایط خطرناک به عهده داشت. در آن شرایط دشوار و جنگی و نبود ملا و عالم، برخی مردم مجبور می‌شدند که جنازه‎ها را بدون غسل و کفن دفن کنند تا جسدهای خونین و پاره پاره بو نگرفته و یا طعمۀ درندگان نشوند. شیخ باقر در برخی مواقع تنها ملایی بود که در منطقه حضور یافته و بر سر قبر شهدا نماز می‌خواند.
شیخ باقری در زمان جهاد با وجود جنگ و نا امنی در سنگلاخ، به درس و بحث و منبر رفتن ادامه می‌داد. ایشان از سال1364 تا سال 1366 - که نیروهای روسی و متحدان داخلی شان به سنگلاخ حمله کرده و نزدیک به یک ماه بدون وقفه شب و روز از زمین و هوا وجب وجب این دره را مورد حمله قرار دادند و شیخ را دستگیر نمودند-  برنامه‌های درسی ایجاد کرد تا فرزندان مردم سنگلاخ از علم و آگاهی دینی بی‌بهره نمانند. جلسات درسی در مکان‌های مختلف، زمانی در مسجد کنار زیارت سید شاه قباد ولی(ره) ، گاهی در اتاق‌های مکتب سنگلاخ و گاهی در مسجد قول درۀ حصار برگزار می‌شد. سید یعقوب موسوی(حجت الاسلام دکتر سید یعقوب موسوی)، سید سردار احمدی، شیخ زکی، شیخ امین،شیخ عباس، شیخ محمدندیم حصاری، سید شاه عبدالحسن احسانی و ... در این دوره از شاگردان شیخ باقری بودند. کتاب‌هایی که تدریس می‌شد عبارت بودند از : جامع المقدمات، سیوطی، حاشیه ملاعبدالله، معالم الاصول و جلد اول شرح لمعه.
شیخ باقری 35 سال در ایام محرم روزانه سه تا چهار منبر را در مناطق ملاخیل، پشتۀ پایین و بالا، قلعۀ شاه، کوته سوخته، گیرو و درۀ حصار ختم می‌کرد. برخی سالها در ایام عاشورا و در مجالس عمومی دیگر در زیارت سید شاه قباد(ره)، و مناطق سیاه خاک، سیاه پیتاب، زیمنی و کهنه خمار سخنرانی و تبلیغ می‌کرد. در کهنه خمار تعدادی زیادی برادران اهل سنت در ایام محرم پای منبر او می‌نشستند.
ساحۀ فعالیت شیخ باقری بیشتر در مناطق مرکز و پایین سنگلاخ از ملک خیل تا نزدیک آهنگران قرار داشته و دارد. زمستان‌ها در منطقۀ ملک خیل حدود 120 شاگرد و در گردنه یکصد شاگرد دختر و پسر را تدریس ‌کرده و برای مردم هم عقاید دینی و ا حکام شرعی را بیان می‌کرد. هم‌چنین در قول درۀ حصار به مدت 15 سال ملای رسمی بود که هفتاد تا هشتاد شاگرد داشت و برای مردم هم احکام شرعی و مسائل دینی را بیان می‌کرد.
همان طوری که گفته شد شیخ محمدباقر باقری در حمله ماه سرطان(تیر) سال 1366، با دو برادرش محمدتقی و محمدحسن و هم‌چنین خان محمد، به اسارت روسها در آمده و به شدت شکنجه و لت و کوب شدند. آنها از سنگلاخ به منطقۀ زیولات در درۀ میدان انتقال داده شدند تا به کابل فرستاده شوند، اما به لطف خدا توسط فردی مسلمانی که در لشکر روسها حضور داشت آزاد شدند.
در زمان حاکمیت طالبان که اکثر ملاهای مناطق سنگلاخ  و درۀ میدان مهاجرت کرده بودند، شیخ باقری، صحنه را ترک نکرده به امور شرعی و اجتماعی مردم نه تنها در سنگلاخ بلکه در تمام مناطق شیعه نشین درۀ میدان رسیدگی می‌کرد. چون سران منطقه‌ای طالبان مانند حاجی غلام محمد هوتک و مولوی نورالحق ایشان را می‎شناختند با او محترمانه برخورد نموده و از وی خواستند که به عنوان میانجی بین طالبان و حزب وحدت در سیاه خاک عمل کند. شیخ باقری در این رابطه تلاش کرد تا از خونریزی در مناطق شیعه نشین پرهیز شود.
جناب شیخ باقری، هم در دورۀ طالبان و هم در دورۀ جدید، بارها به عنوان نمایندۀ مردم سنگلاخ در محافل و گردهم‌آیی‌های که در ولسوالی جلریز یا مرکز ولایت برگزار می‌شد دعوت شده، ضمن سخنرانی به طرح مشکلات مردم می پرداخت.  
یکی دیگر از خدمات مهم شیخ محمدباقر باقری به مردم سنگلاخ تلاش و مشارکت در احداث سرک قول درۀ حصار است که باعث رفع مشکلات مردم گردنه و قول درۀ حصار شد. این سرک پس از پنج سال تلاش، سرانجام در اثر همکاری  برخی مقام های ولایت و بخصوص سیدجواد باهنر، ولسوال جلریز در سال 1389 احداث شد. از این سرک نه تنها مردمان قریه‌های پشته، سرگردن، قُلته پور، شاخلزار و دره حصار، بلکه تمام مردم سنگلاخ استفاده می‌کنند.
در پایان لازم به یاد آوری است که جناب حجت الاسلام شیخ محمدباقر باقری، مرد متدین، آگاه، صبور، وطن دوست و مجاهدی است که عمر شریف خود را تاکنون در راه تبلیغ اسلام و مکتب ا هلبیت(ع) و خدمت به مردم سنگلاخ سپری کرده است. او در سخت‌ترین شرایط در کنار مردم باقی ماند و لحظه‌ای وطن را برای نجات جان و آسایش خود ترک نکرد.
شیخ باقر بخاطر زحماتی که متقبل شده و خدمات ارزشمندی که انجام داده به گردن مردم سنگلاخ حق بزرگی دارد، اما افسوس که اکثریت مردم قدر ناشناس اند. اکنون که علایم پیری و خستگی در جبین این مرد آزاده ظاهر شده است، جا دارد به نمایندگی از مردم سنگلاخ به این سنگلاخی اصیل خسته نباشید و دست مریزاد گفته شود.

نویسنده: سید محمدباقر مصباح زاده
کد مطلب: 29718
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/jHD0gn
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل