مصاحبه بافضل احمدافغان و آصف آهنگ دربارهٔ خط دیورند

از فیصله‌های امیر عبدالرحمن خان استنباط می‌گردد که به صورت رسمی و قانونی احکام امیر عدالرحمان خان صورت پذریفته است. چنین قراردادهای تاریخی چون معاهده‌های دیورند، گندمک … در تاریخ دیده می‌شود. در صورت جنجال روی فیصله‌های مزبور ممکن روی قرار دادهای دیگر حرف‌های سر نخ را باز نماید و مسئلهٔ دیگر خلق شود.
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۴ ثور ۱۳۹۲ ساعت ۱۳:۳۸
مصاحبه بافضل احمدافغان و آصف آهنگ دربارهٔ خط دیورند
اشاره: جنگهای کنونی که در سرحدات میهن با همهٔ بی رحمی‌ها در حال در گسترش است و جامعهٔ جهانی و دولت افغانستان گوش خود را کر انداخته‌اند و کرزی بخاطر تحقق اهداف شوم و بقای خود احساس ملت مظلوم و بی دفاع افغانستان را به کمک رسانه‌ها و تحلیلگران نادان و بی‌خبر برانگیخته و مردم ما را در رنج و عذاب بیشترگرفتار می‌نمایند.
در ارتباط نظر محترم انجنیر فضل احمد افغان را دانستنی شدم آقای افغان در کتاب (افغانستان از ثریا به قهقرا) خود به تفصیل در رابطه به خط دیورند نگاشته و مقالات را در صفحات انترنیت به چاپ رسانیده‌است که با هم در میان می‌گذاریم.

***

محترم انجینیر فضل احمد افغان؛ خط دیورند چیست؟

فضل احمد افغان: برادر عزیز و خبرنګار آزاد وطندوست آقای معاشر از لطف شما جهان سپاس. ‏قبل از اینکه به سوالات شما پاسخ ګفته باشم اعمال غیرانسانی و تجاوز مغائیر نورمهای بین‌المللی پاکستان به خاک ما در ګوشته و بیتفاوتی اضلاع متحده آمریکا و بریتانیا را که بالفعل افغانستان را اشغال و بیش از صد هزار عساکرشان با تمام تجهیزات پیشرفته نظامی در افغانستان حضور دارند جدی تقبیح می‌نمایم و با تمجید از قهرمانی شهید محمد قاسم سرباز که حیات شرین خود را در راه حفظ نوامیس ملی و توتمیت ارضی مادروطن قربانی نموده به سوالات شما احترمآ پاسخ ګفته می‌شود.
ګرچه من قبلآ مقاله مفصلی تحقیقی در سی و یک صفحه تحت عنوان «خط سیاهٔ دیورند مولود دسایس انګلیس و روس است». بتاریخ ۲نومبر ۲۰۱۲م نوشته‌ام که خوشبختانه در در ویبسایتهای متعدد به نشر رسیده و فعلآنیز موجود است که به یقین دوستان و علاقمندان آنرا بحیث یک پارچه تحقیقی خوانده باشند لهذا من نمی‌خواهم بار دیګر به تفصیل دربارهٔ سوابق تاریخی آن چیزی بنویسم، در شرایط کنونی که موضوع خط دیورند نهایت داغ است می‌خواهم بسیار مختصر به سوالات جناب شما چنین به عرض برسانم که:
خط دیورند که من آنرا دانه سوم سرطانی در نوشته‌های خود نام داده‌ام عبارت از سرحد نام نهاد می‌باشد که به طول ۲۴۵۰ کیلومتر در سال ۱۸۹۳م بین افغانستان بحیث مستعمره بریتانیا و بریتانیای کبیر بحیث ابرقدرت وقت بر ملت افغان تحمیل ګردیده، چون قبلآ بنا برسیاست پیشروی بریتانیا در منطقه خاصتآ نزدیک شدن به سرحدات روسیه تزاری وقت در دو مرحله مناطق امپراطوری ابدالی را در زمان امارت امیر دوست محمد خان و سردار محمد یعقوبخان تحت فشارهای نظامی و سیاسی بالترتیب بنام معاهده جمرود و ګندمک در مقابل تادیه دوازده صد کلدار هندی سالانه رسانیده بود و در سال ۱۸۹۳م بریتانیا با تغیر سیاست پیشروی با روسیه وقت و بخشش قسمتهای ماورای دریایی آمو را روسیه تزاری به توافق رسید که افغانستان را بحیث منطقه حائیل بین هند بریتانوی و روسیه تزاری بشناسند تا نه روسیه به هند و نه بریتانیا به روسیه تجاوز کند لهذا دو معاهده اولی را با معاهده دیورند در مقابل ۱۸۰۰ کلدار هندی اجاره بالای امیر عبدالرحمن خان که امیر دستنشانده بریتانیا بود بدون در نظرداشت اراده ملت افغان تحمیل و من آنرا دانه سوم سرطانی در بدن مادروطن عزیز نام نهاده‌ام که از آغاز الی امروز که از آن یکصدوبیست سال میګذرد هیچ طبیبی مؤفق به تداوی یا جراهی آن نشده تا مادروطن را از شر این دانه منحوس نجات بدهد بلکه بریتانیای کبیر با جمع شدن ګلیمش از آسیایی جنوبی و تقسیم هند به دو کشور مستقل هندوستان و پاکستان در سال۱۹۴۷م موضوع مناطق اشغال شده افغانستان را بین افغانستان و پاکستان و همچنین موضوع کشمیر را بین هند و پاکستان چون بمب‌های انفجار ناشده در منطقه برای پیشبرد اهداف شوم آینده شان لاینحل ګذاشتند و امروز بدبختانه بریتانیا و اضلاع متحده آمریکا برای رسیدن اهداف شوم دیرینه شان در منطقه خاصتآ منابع سرشار آسیایی مرکزی به صورت غیر مسقیم با استفاده از نیروی نوکر حلقه بګوش شان یعنی پاکستان استفاده می‌نمایند.

جنگ کنونی در سرحدات مادر وطن بی رحمانه در حال شعله‌ور شدن است و در آن طرف سرحد باندهای افراطگرا دندان تیز منتظر توسعه جراثیم القایده می‌باشد. نظر شما در رابطه چیست؟

فضل احمد افغان: آقای معاشر قبل از اینکه به اصل مطلب بپردازم می‌خواهم با پیشکش نمودن ترجمه قسمت از نوشته یک آمریکایی بنام Blackmax.Ryeرا که تحت عنوان (War in Afghanistan) است با توضیح اینکه مطلب نویسنده آمریکایی از "کمک اتحاد جماهیر شوروی" کمک عمال اتحادجماهیرشوروی یعنی اعضاهٔ حزب دیموکراتیک افغانستان می‌باشد نه کمک مستقیم اتحاد جماهیر شوروی سابق به توجه شما و خوانندګان ګرامی این مصاحبه برسانم.
در سال ۱۹۷۳م شهزاده محمد داود به کمک اتحاد جماهیر شوروی شاه افغانستان را خلع و جمهوری افغانستان را اساسګذاری کرد. در مقابل سی، آی، ای ارسال کمکها به مسلمانان افرطګرا را به شمول ګلبدین حکمتیار بحیث حرکت مقاومت در مقابل روسها آغاز کرد. متحدین آمریکا چون ایران، از طریق سازمان استخباراتی ساواک و پاکستان از طریق سازمان استخباراتی آی، اس، آی رول بس مهم را در امر انتقال سلاح‌ها و انواع مختلف کمکها به مبارزین مسلمان را بازی کردند. بعد از کودتای ۱۹۷۸م متمایل به اتحاد جماهیر شوروی، مبارزین مسلمان به حمائیه آی، اس، آی فعالیتهای وسیع تروریزم را انجام و صدها معلم و اشخاص ملکی را کشتند. (DREYFUSS,2005,PP.260-263).
"در ۱۹۷۶م سی، آی، ای و سازمانهای استخباراتی دیګر بمنظور کنترول و مهارکردن جنایتکاران و تروریستها در جهان ازBCCI استفاده کردند".
"خبرنګار متجسس بنام (Joseph Trento) بعدآ راپور می‌دهد که در ۱۹۷۶م یک مؤسسه استخباراتی جدید التأسیس بنام (Safari Club) مصمم می‌شود که برای پیشبرد تمویل فعالیتهای استخباراتی ضرورت به تآسیس ارتباط بانکها می‌باشد. ووظیفه را بکمال ادحم (Kamal Adham)وزیر استخبارات عربستان سعودی سپردند و به تائید رسمی جارج. اچ. دبلیو. بوش(George .H.W.Bush) رئیس سی، آی، ای کمال آدم توانست بانک کوچک تجارتی پاکستانی Bank of Credit and Commerce International(BCCI) را به ماشین تبادلات پولی جهان تبدیل نماید. بانکها را در نقاط مختلف جهان می‌خرید تا در تاریخ بزرګترین شبکه ارتباطی تبادلات مالی را در جهان اساسګذاری کند." BCCI در سال ۱۹۷۲ توسط یک پاکستانی بنام آغا حسن عابدی اساسګذاری شد، او شریک فامیل آدحم (Kamal Adham) بود. بوش(Bush) خودش بحیث رئیس سی، آی، ای نیز حساب بانکی در (BCCI) داشت. بعدآ وقتی مسؤلین دولت فرانسه بررسی کردند حساب بانکی را در(BCCI) بنام Bushبوش یافتند. [TRENTO,2005,PP.104]
بوش، ادحم و دیګر رئیسان مؤسسات استخباراتی با عابدی همکاری می‌کردند که مؤفق به پلان عالی غیرقابل باور شوند. بانک موانع در کارهای هریک از سازمانهای مهم تروریستی. یاغی و فعالیتهای زیرزمینی را در جهان رفع خواهد کرد. دست‌آوردهای استخباراتی با دوستان BCCIشریک خواهد شد.Raymond Closeمسؤل سی، آی، ای همکاری نزدیک با ادحم می‌کند.
بصورت مختصر بجواب سؤال شما باید عرض شد که افراطګراها، طالبان والقاعده همه مولود دولتمردان آمریکا، بریتانیا، پاکستان و عربستان سعودی برای شکست اتحاد شوروی وقت بود و استفاده از پدیده سیاه افراطګرایی برای رسیدن اهداف شمومشان در منطقه و جهان و همچنان بدنام کردن اسلام سالهای دیګر دوام خواهد داشت و مادروطن عزیز ما نه تنها در آتش جنګ خواهد سوخت بلکه به تعقیب سیاست پیشروی قرن نزده بریتانیا جغرافیایی منطقه را نیزتغیر خواهند داد.
یعنی من به این باورم که اګر افغانستان همین حالا خط نام نهاد دیورند را برسمیت بشناسد موضوع حل نمیګردد چه بریتانیای وقت خط سیاه دیورند را که قسمت زیاد آن علامه ګذاری هم نشده برای رسیدن اهداف طویلل مدت خود در منطقه کشیده‌اند و امروز آمریکا و بریتانیا که افغانستان را اشغال نموده‌اند می‌خواهند به هر قیمتی باشد به همکاری قوای نظامی پاکستان سیاست پیشروی قرن نزده خود را مجددآ تعقیب و به اهداف شومشان در منطقه برسند. با آغاز جنګهای داخلی ۱۹۹۲م-۲۰۰۱م بین جنګسالاران و رهبران تنظیمی که منجر به محوه تمام وسائیل و تجهیزات نظامی و متلاشی شدن قوای نظامی ورزیده افغانستان ګردید و بی‌تفاوتی غرب مخصوصآ آمریکا و بریتانیا به جنګهای غیرانسانی و خانمانسوز داخلی افغانستان من معتقد شدم که پلان بعدی آمریکا و بریتانیا اشغال افغانستان و کشاندن مادروطنما بحیث یک کشور ضعیف و ناتوان از نګاه نظامی بطرف جنګ طویلل مدت و بدبختیهای غیرقابل تصور می‌باشد و یګانه امید من برای جلوګیری از تجاوزات نظامی خارجی به مادروطن ما برای ایجاد یک کشور صلحدوست و دیموکراتیک در منطقه شناختن افغانستان از طریق سازمان ملل متحد بحیث یک کشور بیطرف که نه افغانستان به کشور دیګر و نه کشور دیګر به افغانستان تجاوز نماید بود و می‌باشد.
با تذکرات مطالب فوق من به این عقیده می‌باشم که آمریکا که بحیث یګانه ابرقدرت در جهان می‌باشد و فعلآ در افغانستان حضور نظامی دارد باید در معاهده امنیتی مورد بحث حاکمیت ملی، توامیت ارضی فعلی افغانستان را تضمین و موضوع خط نامنهاد دیورند، حق خود ارادیت پشتونهای ماورای خط سیاه دیورند و حق داشتن راه ترانزیتی افغانستان در بحر را با در نظرداشت شرایط کنونی افغانستان در منطقه و جهان در یک کانفرانس بین‌المللی حل نمایند.

امیر عبدالرحمن خان به تناسب امیران پیشن و پسین عمرانی‌های را در کشور داشته‌است. چرا امروز تنها نام او در اتهام به وطنفروشی ورد زبانها شده‌است، در حالیکه چنین انعقادها با رها انجام یافته‌است؟

فضل احمد افغان: در این هیچ شکی نیست که امیر عبدالرحمن خان شخص مستبد و قصی القلب بود اما ما نباید فراموش کرد که افغانستان قبل از بقدرت رسیدن امیر عبدالرحمن خان چون امروز به ملوک التوایفی تبدیل و افغانستان به سه قسمت تقسیم ګردیده بود امیر مجبور بود تا با مشت آهنین افغانستان را یکپارچه و با صلاحیت که در امور داخلی از طرف بریتانیا برای امیر داده شده بود با تدبر و هوشیاری با ایجاد وحدت کشور خود را اعمار نماید من با پیشکش نمودن قسمت از نصایح امیر عبدالرحمن خان به اخلافش که در ذیل به توجه شما رسانیده می‌شود بسنده می‌شوم.
"ساده و قابل فهم است که قبل از فرش نمودن منزل باید اول دربارهٔ ساختمان ویا دریافت منزل برای فرش فکر شود. البته در صورت ساختمان منزل بخاطر مصؤنیت اموال داخل منزل دیوار احاط اعمار ګردد؛ و اګر منزل پر از شګافها، چقریها، مارها، ګژدمها و غیره می‌باشد، ضروریست که قبل از رهایش در آن از وجود چنین چیزها نجات یافت…"........"
"اولین و مهمترین مشوره را که من به اخلافم و مردم خود می‌توانم بدهم اینستکه برای ساختمان افغانستان بیک شاهی قدرتمند خود را فکرآ به وحدت متقاعد سازد صرف وحدت و وحدت می‌تواند یک قدرت بزرګ بسازد، همهٔ فامیل سلطنتی، معززین و ملت باید یک فکر و یک عقیده داشته و از خانه خود نګهبانی نمایند…"

***

از جواب جناب انجینیر صاحب فضل احمد برداشت نمودم که گویا امیر عبدالرحمان خان تحت فشار بوده واین معاهده به وی تحمیل شده‌است، در حالیکه امیر عبدالرحمان این معاهده را یکی از دست‌آوردهای حکومت خود دانسته قسمی که هموطنان می‌دانند و بعد از عقد قرار داد امیر عبدالرحمن خان صاحب ماهانه ۱۸۰۰۰۰۰روپیه هند برتانوی شده و قبلآ ۶۰۰ روپیه هند بدست می‌آورد.
 این معاهده تحمیلی است یا دست‌آورد حکومت عبدالرحمان خان؟، نزد محترم محمد اصف آهنگ یکی از شخصیت‌های عصر ما که از دوران مشروطیت تا هنوز می‌درخشد و از وطن مالوف خود دور و در هجرت بسر می‌برد که سینه اش همه تاریخ میهن را بیاد و حفظ سپرده‌است و برای ابد نام و نشان دارد، مراجعه نموده‌ام سوالاتی را مطرح و ار ایشان معلومات خواستم که قرار اتی به سولات پاسخ دادند:

 خط دیورند بر امیر عبدالرحمن خان تحمیلی است یا دست‌آورد دولت او، چگونه این خط امضا شده‌است؟

محمد اصف آهنگ: محترم محمد آصف آهنگ با وجود آنکه از کبر سن شکایت نمود، با دید روشن و حافظهٔ مطمیین به کتابخانه خود سر زد و از مسایل تاریخی که در کتابهایش ثبت شده بود، فیصله‌های با مفهوم مشابه را از کتاب بیرون کشید وبیانات امیر عبدالرحمن و فیصله‌هایش و امیران افغان را که با آب و تاب صورت گرفته قرار زیر توضیح داد:
۱- انعقاد معاهده سه جانه با انگلیس و سکها که شاه شجاع امضا نموده‌است در ۲۶ جون۱۸۳۸
۲- انعقاد معاهده افغان - انگلیس در پشاور در ۲۰ مارچ ۱۸۵۵میلادی
۳- انعقاد معاهده امیر دوست محمد خان با انگلیس در ۲۶جنوری
۴- انعقاد معاهده امیر شیرعلی خان با روسها در ۱۳جنوری ۱۸۷۸
۵- انعقاد معاهده گندمک امیر محمد یقوب خان با انگلیس در ۱۸۷۹
۶- انعقاد معاهده دیورند با امیر عبدالرحمن خان در ۱۶ نوامبر ۱۸۹۲
 از جمله در رابطه به معاهده دیورند یاد داشت جدگانه امیر عبدالرحمن خان را برایم به خوانش گرفت:
 «پسرم حبیب‌الله خان تمام اجزای انگلیسی سفارت را با عبدالرحیم خان معاون السنهٔ شرقیه و محمد افضل خان سفیر انگلیس مقیم کابل و نواب ابراهیم خان در باغ بابر جهت صرف شام دعوت نمود. پسرانم حبیب‌الله خان، نصرالله خان و غلام حیدر خان سپهسالار و منشی باشی و دو سه نفر از صاحب منصبان من از آنها پذیرایی نمودند. بتاریخ ۱۳ ماه نوامبر ۱۸۹۲در عمارت سلامخانه دربار عمومی تشکیل یافت. تمام صاحب منصبان کشور و لشکری کابل و راسای طوایف مختلفه و نیز دو نفر پسران برزگم حاضر بودند. در حضور اهل مجلس به جهت مین باب مقدمه نطقی نمودم و تمام قرار دادهای را که داده شده بود به جهت اطلاع ملت و اهل مملکت خود و کسانیکه حاضر بودند اجملآ بیان کردم خداوند را سپاس نمودم که روابط دوستانهٔ را بین این دو دولت حاصل بود. محکم و انرا بیشتر از پیش با همدیگر موافقت اعطا فرمود؛ و نیزاز سر تیمور دیورند و اجزای سفارت اظهار امطنان نمودم که گفت و گوها را از روی عاقلی حل و فصل نمودم و بعد از ان سر تیمور دیورند نطق مختصری نمود در آخر اظهار داشت که تلگرافی از فرمانفرمای هندوستان به من رسید و از قراردادهای که تازه داده شده‌است و از موافقیت‌های دوستانه ما خیلی اظهار شعف و رضایت نمودند؛ و به تمام وکلا و مأمورین دولت من که حاضر بودند سواد ان خطابه را نمایندگان ملت افغانستان تماماً انرا مرورنموده بودند؛ و در خطابه مذکور نماینده‌های مزبور به جهت اجزای سفارت و سایر وزرای مجلس قراعت نمودم آنروز به منشی باشی حکم ندادم که خود را پنهان نماید بلکه حکم دادم که این سه نطق‌ها را بنویسد و روز بعد دو هزار نسخه از اینها چاپ شده و در تمام مملکت منتشر ساختم تا آشکار شود که عالی مملکت من دوستی دولت ملت انگلیس را چقدر مقدم می‌شمارد و چقدر محبت آنها در قلوب این مردم و مأمورین من جا گرفته‌است دو روز قبل از حرکت سر تیمور دیورند از کابل خواستم نشانه‌های به جهت معزی الیه و سایر صاحب منصبان انگلیس که اجزای سفارت انگلیس بودند بفرستم و به جهت اینکه کدام یک خوشی اقبالی را حامل این نشانه‌ها قرار بدهم. اخیر الامر منشی باشی را با نشانه‌ها فرستادم و با او دستور دادم که نشانه‌های مذکور را بدست خود اهدا نماید.»
 از فیصله‌های امیر عبدالرحمن خان استنباط می‌گردد که به صورت رسمی و قانونی احکام امیر عدالرحمان خان صورت پذریفته است. چنین قراردادهای تاریخی چون معاهده‌های دیورند، گندمک … در تاریخ دیده می‌شود. در صورت جنجال روی فیصله‌های مزبور ممکن روی قرار دادهای دیگر حرف‌های سر نخ را باز نماید و مسئلهٔ دیگر خلق شود. برای حل مسایل موجود و دفاع از سرحدات کشور بپاخیزیم و برای مسئله‌یدیگر زمینه بوجود نیارویم و پاکستان را برافروخته نسازیم که در تاریخ مردم عذاب اند و طالب که مزدور پاکستان و برادر تنی کرزی می‌باشند آنها را به ستوه آورده‌است.
/امان معاشر، خبرنگار آزاد
کد مطلب: 22389
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل