پایگاهِ شب/ نورالله وثوق

تاریخ انتشار : شنبه ۱۸ قوس ۱۳۹۱ ساعت ۰۸:۱۰
پایگاهِ شب/ نورالله وثوق
به خود پیچیده‌ام سر در گمِ حیرانیم امشب
منِ دریا ندیده از چه رو طوفانیم امشب
درستی را نمی‌بینم به اندام شکستِ خود
درست است اینکه از هر سو غلط می‌خوانیم امشب
ز دستِ سادگی دل نشانی گشته از هر سر
به مهرِ خنده‌های عالمی پیشانیم امشب
نمی‌بینی که من رم کرده‌ام از سایه‌ای صبرم
تو هم همسایه از پیشِ دلت می‌رانیم امشب
صدای انفجارم را به گوشِ دیده‌ات بسپار
فراموشت مبادا اینکه من بحرانیم امشب
طبیبِ تشنه‌ای خونِ محبت را ز من بر گو
که بر درمانِ دردِ کینه‌ها درمانیم امشب
گرانبارم به قدرِ همت فردای فرداها
مخند ای بی‌خبر بر قیمتِ ارزانیم امشب
خدا را پایگاهِ شب مشو صبحِ تماشایم
اگر چه من گروگانِ شبِ ظلمانیم امشب
ز دستِ نقشه‌ی جغرافیای تیره‌اندیشی
به هر شهری که پا را می‌نهم افغانیم امشب


نورالله وثوق
پنجشنبه 1391/8/25
کد مطلب: 19875
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل