۷
 

اسلام مكتب توحيد

تاریخ انتشار : سه شنبه ۷ قوس ۱۳۹۱ ساعت ۱۳:۵۳
 گروه اسلام مکتب توحید، توسط جوانانی که در دهه‌ی پنجاه خورشیدی در تشکیل مجموعه‌ای به‌نام «پاسداران انقلاب اسلامی» سهم داشتند تأسیس شد. در کتاب« شيعيان افغانستان، گروه‌ها و گرفتاري‌ها» گروه اسلام مكتب توحيد چنين معرفي شده است: «قبل از كودتاي هفتم ثور 1357، هسته‌هاي فرهنگي و تبليغاتي متشكل از دانشجويان، دانش آموزان، كارمندان، و عناصر باسوادِ عمدتاً شهري كه از مرجعيت حضرت امام خميني (ره) حمايت مي‎كردند وجود داشت. جمعي از اين هسته‎ها كه به نحوي با يكديگر ارتباط داشتند در سال 1358 در جمهوري اسلامي ايران گروهي را به‌نام «امت اسلام مكتب توحيد»تشكيل دادند.
ادعاي پيروي اين گروه از خط امام و آشنايي برخی افراد آن با شهيد محمد منتظري باعث آن شد كه گروه مذكور مدت كوتاهي در ميان نسل جوانِ اكثراً غيرهزاره رشد نمايد. گروه اسلام مكتب توحيد مدعي كار فرهنگي بود و در جنگ مسلحانه‌ی افغانستان به‎طور مستقیم شركت نداشت. به همين دليل پايگاه مردمي پيدا نكرد و سر انجام مضمحل شد و افراد آن به گروه‎هاي مختلف جهادي پيوستند.
به موازات شفاف‎تر شدن خطوط فكري گروه‌ها و جريان‌هاي سياسي در ايران و برملا شدن تعارض ليبرال‎ها و التقاطي‌ها با خط امام خميني(ره) اعضاي گروه اسلام مكتب توحيد نیز گرفتار تعارض فكري و اختلافات شدند. عده‎اي به سوي خط فكري بني‌صدر، ليبرال‎ها و ساير گروه‌هاي التقاطي ايراني متمايل شدند، اما با آن هم خود را پيرو خط امام معرفي مي‌كردند. عده‎ي ديگر كه اكثريت قريب به اتفاق را تشكيل مي‎دادند به مخالفت با گرايش‎هاي التقاطي و حمايت از خط امام و اسلام فقاهتي برخاستند كه در نتيجه، اسلام مكتب توحيد به دو جناح اقليت و اكثريت تقسيم شد.
قبل از انشعاب، اسامي بعضي اعضاي گروه اسلام مكتب توحيد عبارت بودند از: سيد اسد‎الله نكته‌دان، ميرآقا حقجو، رحيم افضلي، قاسمي، هاشمي لولنجي، افشاگر، سيدرضا قندهاري، سيد روح‎الله، حسيني ظهوري، معنوي، مهدي‎جان، فدوي، سيدحبيب علوي، واحدي، موسي و ... بعد از انشعاب، نكته‌دان، حقجو و افضلي، جناح اقليت را تشكيل مي‎دادند و قاسمي، هاشمي، حسيني، روح‌الله، واحدي، موسي، ظهوري و ... جناح اكثريت به شمار مي‌رفتند، اما عده‎اي از هر دو جناح بريدند و به گروه‎هاي ديگر پيوستند. سيدرضا قندهاري گروهي را به‌نام حزب‌الله تشكيل داد و بعداً تمامي قندهاري‎هاي عضو اسلام مكتب توحيد و بخشي از حركت اسلامي به حزب‌الله قندهار تحت فرماندهي حاجي مختار پيوستند. اكثريت لولنجي‌ها به جز آقاي هاشمي لولنجي به انجمن اسلامي افغانستان به سرپرستي مرحوم حجت‌الاسلام آقاي سید محمدامان بصير پيوستند. جناح اكثريت مكتب توحيد نيز در سال 1361 با چهار گروه كوچك ديگر «جبهه‌ي متحد انقلاب اسلامي افغانستان»را تشكيل دادند و جناح اقليت آن در سال 1367 منحل شد و افراد آن به جمعيت اسلامي پيوستند.».
گفتني است كه نام اغلب گروه‏ها و جريان‌هاي سياسي با يكي از افرادِ بطور نسبي نخبه‏ي آن گروه و جريان پيوند دارد و نام «اسلام مكتب توحيد»، صرف نظر از اقليت و اكثريت و گرايش‏هاي فكري و سياسي اعضاي آن، با نام سيد اسدالله نكته‌دان، پيوند خورده است. گذشت زمان و عملكرد آقاي نكته‌دان، نشان داد كه او فرد مسلمان و از جوانان مبارز شيعه بوده كه در اثر عوامل مختلف و از جمله اشتباهات و ناپختگي فكري و سياسي، نتوانسته جايگاه شايسته‌اش را در صحنه‎ي سياسي و اجتماعي افغانستان احراز كند.
کد مطلب: 19736
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/mwP1y6
 


 
مکتب توحید
۱۳۹۱-۰۹-۰۷ ۱۳:۵۳:۰۰
باعرض سلام وآرزوی سلامتی وجود مبارک نویسنده ای مطلبی پیرامون جریان فکری (اسلام مکتب توحید) وصاحب امتیاز سایت پیام آفتاب جناب مهندس سید محمد باقر مصباح زاده، که آنرا در سایت خود گذاشته اند شایسته میدانم قبل از هرچیز از ایشان تقدیر نموده وتشکر کنم .
زیرا در کشوری که برای اکثریت مردمانش علی الرغم میل باطنی شان، فرصت مطالعه و تحقیق ممکن نبوده ونیست و یااحیاناً اگرچنانچه ممکن و میسر بوده است اهل مطالعه و تحقیق و تفکر نبوده اند!
در چنین شرایط و وضعیت کاملاً نا معلوم و آینده تاریک کشور، و دست اندر کاران بی نسئولیت و یا بد مسئولیت اگر کسی اهل فکر و یا کار فکری بوده اند و یا کسانی همچون نویسنده محترم در اندیشه مطالعه جریان های فکری و فر هنگی و اعتقادی بوده و بالاتر آنکه اقدام به نوشتن مطلبی یپیرامون آنها و شخصیتهای آنها، آنهم جریان فکری اسلام مکتب توحید که براستی یک جریان فکر فرهنگی و اعتقادی بوده است نموده و می نماید. جای بسیار تقدیر و تشکر بوده و در عین حال جای بسیار امید واری است.
نویسنده مطلب با هر اندیشه و فکری که باشد از نظر این حقیر قابل احترام و تقدیر است که همت به خرج داده و در شناخت نسبت به جریان فکری و فر هنگی و اعتقادی اسلام مکتب توحید تا این حد پیشرفته و مطالعه نموده اند،امیدوارم بخطا نرفته و به نتیجه برسند انشا الله. چنانچه اگر جریان مذکور غیر از جریان فکری و فرهنگی و اعتقادی بودی، با توجه به توانایی و شاخصه های فکری و فرهنگی، سابقه اسلامی، شناخت رهبران وشخصیتهای سیاسی موثر در امور افغانستان اعم از بیرونی ها و درونیها، و هکذا تر کیب ساختاری آنها در رابطه با اقوام وملیت های ساکن در افغانستان و سهم ستانی اقوام و دسته های سیاسی می توانستند همانند خیلی از آقا یون به نام ونانی برسند! و کله تکان داده وسر بجنبانند و ....!
به هرصورت برای روند گان اسلام مکتب توحید اعم از آنها ییکه عضویت رسمی ومستقل در این جریان فکری فرهنگی داشته و دارند و یا عضویت مستقیم نداشته اما روندگان راه اسلام مبتنی بر توحید هستند جای سرفرازی است که با تحمل مشکلات و سختی ها ،نه تنها موانع و مشکلات را پشت سر گداشته و عبور نموده اند که در اختلافات و جنگهای داخلی و ویرانی کشور و مردم خود هم سهیم نبوده اند مضا فا به حمد الله که راه گشای تجاوز گران نظامی نیز نشده اند، تا شرمنده مردم درپیشگاه خداوند تبارک وتعالی باشند. انها بادرک صحیح از اوضاع سیاسی و اجتماعی کشور وشخصیتهای سیاسی نظامی و زدو وبندهای انجام شده پیرامون سرنوشت مردم وکشور خود، نخواستند ، بستر ساز حضور سیاسی نظامی و اقتصادی دشمنان اسلام درافغانستان شده. واز پیچ وخم شبکه های استخباراتی قدرتهای بزرگ بین المللی ودولت های منطقه و ذیدخل در امور افغانستان اسلامی عبور نموده ودر هیچ یک از زدو بند های مافیایی وکشمکشهای داخلی و داد و گرفتهای معمول و مروج روز ، دخیل نشده اند واگر چنانچه چراغ سبز نشان میدادند و دخیل می شدند همه جیز هم مکن وهم میسر بود! چنانچه برای منشعبین آنها و سایرگروه ها ، حتی افراد متملق و چاپلوس این امکان مو جود بود!
به هر ترتیب چند نکته را من باب معلومات مزید نویسنده عزیز وبزرگوار و سایر خوانندگان عزیز به عرض میرسانم.
از بیان مطالب تحریرشده پیرامون امت اسلام مکتب توحیدتوسط نویسنده محترم پیداست که نسبت به جریان فکری شخصیت های اصلی اسلام مکتب توحید اطلاعاتی خوبی دارد اما کافی نیست.
اگرنویسنده عزیز ومحترم، مصاحبه دو قسمتی محترم آقای افضلی را در رابطه با هسته های اولی جریان فکری اسلام مکتب توحید به دقت مطالعه می نمودند یقیناً نیازی به تذکر این جانب نبود. اما بازهم من باب حسن نظر نسبت به نویسنده محترم، یکی دو موضوع را اشاره می نمایم امید وارم برای دوستان و خوانند گان عزیز مفید و موثر واقع گردد
اول:-
ده سال قبل از آمدن درجمهوری اسلامی ایران بر نامه های فکری و فرهنگی و اعتقادی برادران مکتب توحید بصورت کاملاً تشکیلاتی و منسجم در اکثر ولایات مثل هرات ، قندهار، مزار شریف، جلال آباد ومناطق دیگر و هکذا در ادارات ، حسینیه ها ، مساجد و خانه ها ی دوستان جریان داشت . چنانچه نویسنده محترم نسبت به فعالیت آنها ازهسته بنام (پاسدا ران انقلاب اسلامی) که با حروف مخفف پ، ا ، ا آنهم در سال 1349 نامبرده است.
نویسنده با وجود اعتراف به مبارزات اسلامی آنها همزمان با مرجعیت امام خمینی(ر) لازم بود به عوض اطلاق کلمه( ادعای پیروی این گروه از خط امام و آشنایی بر خی افراد آنرابا شهید محمد منتظری ) از حقیقت مطابق به واقعیت آنها در رابطه با مبارزات اسلامی و پیروی از اندیشه امام خمینی متذکر میگردید. زیرا آنها از جمله کسانی بودند که در کنار شهید بزرگوار جناب حجت الاسلآم والمسلمین آقای مصباح از امام خمینی حمایت نموده تبلیغ می نمودند. اندیشه و باور به تفکر حکومت اسلامی آنهم اسلام مبتنی بر توحید به رهبری چون امام خمینی توسط آنها درسطح مکاتب، ادارات و پوهنتون عنوان میگردید. گمان می کنم نویسنده عزیز اندکی کم لطفی نموده اند !
دوم:-
سال 1358 بنابر شرایط خاص زمانی و مکانی نام ( اسلام مکتب توحید) که مخفف آن( امت) می شود توسط چند تن از شخصیتهای طراز اول برادران انتخاب گردید . در صورتی که قبل ازآن، هر یک از اعضا و هواداران مربوط به انها بنام های مختلف با توجه به موقعیت های اجتماعی ،فر هنگی ، اعتقادی وسیاسی شان زیر پوشش کتای خانه ، بر گزاری جلسات اسلام شناسی، مقاله نویسی،بر گزاری درس های فلسفه ، تشکیل انجمنهای فرهنگی، گرد هم جمع میشدند و مشغول مبارزات مبتنی براندیشه اسلام میتنی برتوحید بودند.
واگر چنانچه به مشکلات آن چنانی که دامن گیر شان شد، نمی شدند،خیلی کسانیکه ستون فقرات احزاب دیگر را تشکیل داده اند و به جاهای رسیده اند ،دست پرورده مکتب توحید بوده اند!
سوم:-
نویسنده محترم دلیل انشعاب راناشی از تعارضات لیبرالها ،التقاطی ها،بنی صدری ها با خط امام خمینی ها عنوان نموده است . نویسنده عزیز بگمانم فراموش کرده اند که تعارضات طرفداران اندیشه مطهری ،شریعتی بهشتی و بازر گان کمتر از تعارضات دیگران نبوده است !
اما حقیقت مطلب غیر از این بود . گذشته از اینکه تعدادی از برادران یاد شده در مطلب نویسنده عزیز، در مو قعیتی نبودند که امروز هستند ثا نیاً در حدی نبودند که عمق قضا یا را درک کنند.
به هر صورت، تمام فعل و انفعالات پیرامون انشعا ب و سر نوشت برادران امت اسلام مکتب توحید علاوه بر اینکه قابل یاد آوری بوده واست بدون شک که اهمیت تذکر را دارد که شامل سه قسمت عمده میشود.
اول:- آنچه مربوط به دست اندر کاران مربوط به قضا یای افغانستان در ( واحد نهضتها) میگردید..
دوم:- آنچه مر بوط به شخصیت های سیاسی بخصوص روحانیون افغانی مربوط به احزاب سیاسی افغانی میگردید.
سوم:- آنچه مر بوط به هواداران اعضای اسلام مکتب توحید میگردید نه اعضای اصلی! .
بخشی عمده و اصلی انشعاب و انشعابات متواتردر مکتب توحید، طرح و بر نامه شخص مهدی هاشمی وباند آن در واحد نهضها بود! حتی دست گیری و زندانی کردن جناب محترم آقای میر آقا حقجو از دفتر امت اسلام مکتب توحید! که خود داستان مفصلی دارد!
اینکه ایشان ( مهدی هاشمی)چرا آن گونه بود و یا آن گونه عمل می نمود ما نمیدانستیم واحیا ناً اگر میدانستیم کاری انجام داده نمیتوانستیم! کما اینکه انجام داده نتوانستیم!
اتهام بعضی دوستان بنام لیبرال ، التقاطی ، کمونست ، شعله یی ، بی نماز طرفدار شریعتی وغیره ، بهانه ای بیش نبود، حد اقل خود ما ها میدانستیم که اتهام ها ،بدون استثنا نارواست .
براساس باور ما به اینکه اتهام ها دروغ است قرار شد یرای رفع اتهامات در واحد نهضتهای آنروزی که مقر مهدی هاشمی بود، گفتمان و یا محمکمه ای داشته باشیم. به این شرط که اگر چنانچه اتهام ها منتفی گردید یک کپی از محکمه های انجام شده را برای ما بدهند . و اگر چنانچه ثابت شد ، اختیار با آنهاست!
اما وقتی اتهام ها منتفی گردید حتی کپی از نوار ها که حدوداً شانزده نوار میگر دید برای ما داده نشد اما انشعاب را بر مکتب توحید تحمیل نمودند!
بخشی دیگر مر بوط به چند تن از شخصیتهای سیاسی موثراعم از روحانی و غیر روحانی در گروه های اسلامی افغانستان می گردید که آنها و سابقه آنها رابرادران می شناختند ، ترس و وحشت آنها باعث گزارشهای غلط نسبت به تعداد مسئولین مکتب توحید میگردید !
بخشی دیگر مر بوط به هواداران اعضای اصلی اسلام مکتب توحید میگر دید که متا سفانه ،آنها نه تنهاقابل کنترل نبودند که کاسه های داغ تر از آش یودند بالاتر از آن که خودرا همه کاره اسلام مکتب توحید معرفی می نمودند! از طرف دیگر اعضای اصلی مکتب توحید که چند تن محدود بیش نبودند در این رابطه نه شناختی دقیق از ایران و نه تجربه مبارزات علنی و نه امکانات اقتصادی داشتند، تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!
مطالعه متن انشعاب نشاندهنده مشکلات فی مابین اعضای اصلی را نشان میدهد ! بعبارت روشن تر میتوان گفت که مطالعه ، اطلاعیه متن انشعاب به این مضمون (در اثر اختلاف سلیقه یی و عدم توافق روحی تماماً برادران ( امت اسلام مکتب توحید) برادران با صلاحیت (امت اسلام مکتب توحید) صلاح دیدند که منبعد با اضافه کلمه اکثریت و اقلیت به مبار زات اسلامی شان ادامه دهند . فوق صلاحیت این برادران که در ذیل امضا می کنند وجود ندارد و هر گونه ادعا باطل است.) نشان میدهد که انشعاب تحمیلی بوده است! قابل تذکر است که این انشعاب پس از یکسال ونیم مبارزه جمعی اتفاق می افتد!
چهارم:-
نویسنده محترم اگرچنانچه متن اطلاعیه انشعاب را مطالعه می نمودند ، تصمیم اتخاذ شده ازکلمه( صلاح دید ند) را درک میکردند که اکثریت و اقلیت به عنوان یک نام و یا نشانی مطرح شده است! به هرصورت آنعده برادرانیکه از مکتب جدا شدند گذشته از اینکه دنباله رو باند اهداف انشعاب گران شدند،از درک دور نمای اندیشه اصلی واصولی ناب (اسلام مکتب توحید) همانند نویسنده محترم که قضاوت کرده است ، دور ماندند چنانچه پس از یکسال و اندی جذب گروهای دیگر گردیدند!
اما برادران دیگر (امت ، اسلام مکتب توحید) کما فی السابق فعالیتهای فر هنگی اعتقادی و سیاسی شان را در قالب انجمنهای اسلامی در اکثر استانهای ایران جهت تربیت وبسیچ مهاجرین در داخل سنگرها و تربیت کادرهای فکری و فر هنگی در راستای اندیشه و تفکر بر خواسته از حرکت انبیای الهی و معصومین (ع) با وجود مشکلات ناشی از بایکوت مهدی هاشمی ( به فر مایش جناب محترم آقای میر آقا حقجو نویسنده کتاب ( افغانستان ومدا خلات خارجی) ادامه دادند.
اواخر سال1365 شورای ائتلاف هشت گروه از تشیع با همسویی سه گروه تسنن مثل حضرت صبقت الله مجددی،پیر سید احمد گیلانی و مولوی محمد نبی محمدی (بنام ائتلاف هشتگانه و سه گانه)بنارا بر( سیاست فعال) گذاشته وارد گفتمان های دیلما تیک و رفت و آمده های سیاسی شدند!
ماحصل استراتیژی ( سیاست فعال)، ارتباط نمایدنگان هشتگانه با آمریکا و غرب را رقم زد.در روشنایی سیاست فعال بود که نطفه حزب وحدت بسته شد و تمامی گرو های انشعابی همراه با سازمان نصر وسایر گرو های هشتگانه بنا به دلایلی به استسنای حرکت اسلامی آقای محسنی وارد حزب وحدت اسلامی گردید!
فشار ناشی ازطرف مهدی هاشمی و باند آنها امت اسلام مکتب توحید را در دوراهی قرار داد. انحلال و یا وحدت با یکی از گروهای هشتگانه !
با توجه به شناختی که از ساختار احزاب متشکل در حزب وحدت و سایر احزاب و حتی افراد آن داشتیم و آنها نیز از ما ها داشتند وصحبتهای که هر چند گاهی بین ما ومسئولین آنها میگردید، تصمیم بر این شد که افق و دور نمای سر نوشت برداران امت اسلام مکتب توحید را در داخل جمهوری اسلامی ایران با آیه( انا لله وانا الیه راجعون) شفاف سازی نماییم.
پنجم:-
نویسنده محترم وبسیار عزیز در قضاوت حکمی شان مبنی بر اینکه ( افراد آن به جمعیت اسلامی پیوستند) بی انصافی را در حدی که نباید باشند رسانده اند که از دو حال خارج نمی باشد. یا اطلاع نداشته و حکم کرده اند که نباید حکم میکردند!
و یا میدانستند اما مشکل روانشناختی دارندکه اگر چنانچه مشکل دارند ، می توانند به سادگی مشکل شانرابا تکیه بر باور های اعتقادی که دارندحل کنند. بعید است که شخصی در این حد آگاهی داشته باشد اما در قضاوت اینقدر بی باک و یاسبک باشد.
به هرصورت پیوستن به جمعیت اسلامی به عنوان یک گروه اسلامی وجهادی و یا دولت اسلامی آنهم با وجود شخصیتهای چون استاد ربانی شهید و..... نسبت به سایر گروه های اسلامی و جهادی بهترین انتخاب در بین سایر احزاب جهادی و اسلامی بوده وهنوز هم است. اما بحث پیوستن به جمعیت اسلامی نبوده و نیست بلکه کار در دولتی بوده است که توسط مجاهدین و مقا ومت امت اسلامی افغانستان به بستر نشسته است!
اگر چنانچه واقعیت حضورخیلی از آقایون بصورت شخصی و یا تشکیلاتی در دولت محترم آقای حامد کرزی که به دستور آمریکا ادامه حیات داده ومیدهد ، بخاطر حفظ و ضعیت موجود از شر حضور مجدد طالبان و امثالهم درست باشد ، باید قبول بفر مایند که تخریب دولت نوپای اسلامی جهاد گران بواسطه افراد، احزاب ،و هر کسی دیگر قابل بخشش نخواهد بود! چیزیکه اکثراً در تخریب، تضعیف، ویرانی آن دخیل بوده اند!
واگر چنانچه این اصل همان گونه باشد که نویسنده بزرگوار فکر میکنند ، همه اعضای احزاب اسلامی و شخصیت های مستقل سیاسی شامل در دولت و کابینه آقای حامد کرزی، عضو تشکیلات حزب جناب محترم آقای حامد کرزی میباشند!
امید وارم نویسنده عزیز اندکی با ندیشد وحد اقل به تصحیح اندیشه ومطا لب خود من باب کسی که مبارزه کرده واهل قلم هستند اقدام کند.
زیرا حضور در تشکلات اداری و تصمیم گیری گروهی که مسئولیت اجرایی کل کشور را دارد، دال بر این نیست که فرد لایق ، دلسوز و بدرد خور مردم وکشور با ورود در دولت به عضویت سیاسی حزب حاکم باشد! در پایان ضمن احترام مجدد به نویسنده و صاحب امتیاز سایت پیام آفتاب از همه خوانندگان تشکر می نمایم واز خداوند تبارک وتعالی امید وارم که به همه ما اراده و قدرتی عنایت فر ماید که قبل از اصلاح دیگران به اصلاح خودجدی باشیم و با باوربه اصلاح خود و دیگران به مطالعه مبارزین معتقد،متفکر و مستقل بخصوص کسانیکه در جریان فعل و انفعالات نا شی از بحرانهای این چنینی به فراموشی سپرده شده اند به کاوش نشسته و تحقیق کنیم که اگر چنین شد گذشته ها شناسایی حال روشن و آینده هم شفاف و امید وار کنند خواهد شد انشا الله
(3838)
 
حبیب علوی
۱۳۹۱-۰۹-۰۷ ۱۳:۵۳:۰۰
ازقرار معلوم دوست عزیز بنام مکتب توحید که خوب بود اسم خود را می نوشت، نویسنده مطلب را شناخته و همان صاحب امتیاز سایت را می داند.اما باید توجه داشت تا زمانی که کسی مسؤولیت نوشته ای را به عهده نگرفته و نام خود را نوشته نکرده است نمی توان او را متهم کرد. ولیکن توضیحاتی که داده اند حق شان است چه به عنوان یک خواننده و چه به عنوان یکی از مسؤولان اسلام مکتب توحید.این توضیح مفصل برای خوانندگان و نویسنده مطلب مفید است. (3840)
 
ناصر بیات
۱۳۹۱-۰۹-۰۷ ۱۳:۵۳:۰۰
گروه اسلام مکتب توحید بخصوص جمع آقای نکته دان از جنبه سواد و دانش خیلی ضعیف بودند و نظریات بچه گانه ی عجیب و غریب به تقلید از شریعتی می دادند. افراد بقایای این گروه هنوز هم کم سواد اند گرچه بعضی از آنها تحصیلات عالی تا سطح دکترا هم دارند اما بی سواد محسوب می شوند. (3853)
 
امت
۱۳۹۱-۰۹-۰۷ ۱۳:۵۳:۰۰
از همه دوستان و اعضائی که اطلاعاتی در زمینه جریان مذکور دارند تقاضا می شود تا برای ثبت کامل و واقعی آن و همچنان معرفی خودشان، شهدای مظلوم و عزیز جریان و زندگینامه شان و سایر اعضا، هر سند و مطلبی دارند با مراجعه به وبلاگ
http://islam-maktabetowhid.blogfa.com
به ایمیل swzh2002@yahoo.com ارسال نمایند تا در وبلاگ مکتب توحید درج و مورد استفاده عموم قرار گیرد.

بر روح شهدای گمنام و مخلص درود و سلام بی پایان نثار باد.

(3871)
 
احمدحسین
۱۳۹۱-۰۹-۰۷ ۱۳:۵۳:۰۰
بچه های اسلام مکتب توحید اگر خدمتی نتوانستند خیانت هم نکردند در حالی که در افغانستان همه بدون استثنا خاین به دین و کشور می باشند. (3876)
 
یاسر
۱۳۹۱-۰۹-۰۷ ۱۳:۵۳:۰۰
جناب ناصر بیات، از کدام کودستان فارغ شدی؟؟ بسیار دانشمند هستی ... ماشالله.. (4032)
 
منصور
۱۳۹۱-۰۹-۰۷ ۱۳:۵۳:۰۰
ناصر بیات، تا صنف چند خواندی جان کاکا؟؟ (8432)
 
نام و نام خانوادگی
ایمیل