شوراي‌هماهنگي انقلاب‌اسلامي افغانستان‎

تاریخ انتشار : يکشنبه ۸ اسد ۱۳۹۱ ساعت ۱۴:۵۷
شوراي هماهنگي انقلاب اسلامي افغانستان(The Islamic Revolution Solidarity of Afghsnistan): شوراي هماهنگي انقلاب اسلامي افغانستان همزمان با حمله‌ي مشترك نيروهاي حكمتيار، دوستم و مزاري به مواضع نيروهاي دولت استاد رباني در مركز شهر كابل در روز دوم جنگ در مورخه‌ی 10/10/1372 اظهار وجود نمود، اما مقدمات ائتلاف بين نيروهاي مذكور ماه‎ها قبل از آغاز جنگ در سال 1371 فراهم شده بود. بنابر اظهارات استاد‌ عبدالعلي مزاري در سال 1371 پيش از حمله‌ي مشترك نيروهاي شوراي نظار و اتحاد اسلامي سياف به منطقه‌ي افشار و سقوط اين منطقه، طرح كودتاي سه جانبه عليه دولت رباني توسط او، حكمتيار و دوستم روي دست گرفته شده بود، اما در شبي كه قرار بود عمليات صورت بگيرد حزب اسلامي به دليل عدم اعتماد به جنبش ملي و دوستم عمل نكرد. بار ديگر به اصرار آقای مزاري تلاش شد كه عملياتي براي براندازي دولت رباني صورت بگيرد و شب عمليات هم مشخص شد اما اين بار جنبش ملي دوستم وارد عمل نشد.(1)
بار سوم طرح براندازي دولت رباني از سوي مزاري، دوستم و حكمتيار زماني روي دست گرفته شد كه حزب وحدت اسلامي به رياست آقای مزاري معاهده‌ي ترك خصومت با جمعيت اسلامي را در تاريخ 24/4/72 امضا نموده بود. در شب عمليات قرار بود كه نيروهاي حكمتيار، دوستم و مزاري از استقامت‎هاي مربوطه‎ي شان وارد عمل شوند، حزب اسلامي و جنبش ملي جنگ را آغاز كردند و نقاط مهم و استراتژيك شهر كابل را به تصرف در آوردند و تا مقر رياست جمهوري و وزارت دفاع پيشروي كردند، اما توسط نيروهاي تحت فرماندهي احمدشاه مسعود به شدت سركوب شدند.
آقای مزاري نتوانست از غرب كابل وارد عمل شود چرا كه با حكمتيار و دوستم مخفيانه پيمان بسته بود و شوراي مركزي حزب وحدت در جريان قرار نداشت. شوراي مركزي حزب وحدت پس از آن‎كه از طرح كودتا عليه دولت رباني آگاه شد با شدت به مخالفت برخاست و مزاري نتوانست به طور علني وارد جنگ شود، اما در شب كودتا به طور مخفيانه230 نفر را ازفرقه‎ي 97 به فرماندهي ابوذر شولگره و70 نفر را از غند(= هنگ) دوم شفيع به تپه‌ي مرنجان و شاه شهيد فرستاده بود، كه اين افراد كشته و اسير هم دادند. علاوه بر آن نيروهاي حزب اسلامي با نيروهاي شفيع درگير شدند كه عده‎اي از آنان را كشته و خلع سلاح نمودند.
همان‌طوري‌كه گفته شد در روز دوم جنگ در مورخه‌ي11/10/72 شوراي عالي هماهنگي انقلاب اسلامي متشكل از چهار حزب، يعني حزب اسلامي حكمتيار، حزب وحدت اسلامي(شاخه‌ي استاد مزاري)، جنبش ملي و جبهه‌ي ملي نجات، اعلام موجوديت كرد. جنرال فوزي معاون جنرال دوستم ضمن اعلام تشكيل شوراي هماهنگي اظهار داشت كه اين شورا به منظور براندازي دولت رباني كه حقوق مليت‌هاي ديگر را ناديده گرفته و در طي بيش از يك و نيم سال حكومت تغييري در سرنوشت مردم ايجاد نكرده، تشكيل شده است.
قريب‎الرحمان سعيد، سخنگوي حزب اسلامي در سومين روز درگيري ضمن تأييد تشكيل شوراي هماهنگي خواسته‎هاي اين شورا را كه در اولين اعلاميه‌ي آن انعكاس يافته بود مطرح ساخت. در اعلاميه‏ي شوراي هماهنگي از برهان‎الدين رباني خواسته شده بود كه بدون قيد و شرط استعفاي خود را از طريق رسانه‎هاي گروهي اعلام كند. در اعلاميه‎ي مذكور پيشنهاد شده بود كه بعد از استعفاي رباني سران گروه‎هاي جهادي گردهم آيند و دولت موقت بي‎طرفي را به‎جاي دولت استاد رباني برگزينند. شوراي هماهنگي در دومين اعلاميه‎ي خود از رباني خواست كه ظرف 48 ساعت استعفا دهد. سومين اعلاميه‎ي شوراي عالي هماهنگي در ارتباط با برقراري آتش بس در تاريخ 18/10/72 بود كه بر ادامه‌ي جنگ تا بركناري آقاي رباني تأكيد داشت.
به‎هرحال، شوراي هماهنگي انقلاب اسلامي كه ائتلاف نامنسجمي از نيروهاي قبلاً متخاصم بود به طور موقت وارد عرصه‎ي سياسي و نظامي بحران افغانستان شد. نماينده‎ي آقای مزاري به‎نام نماينده‎ي حزب وحدت در شوراي هماهنگي، دكتر رسول طالب معرفي شد. جنگ هشت روز طول كشيد، حكمتيار، مزاري و دوستم نتوانستند دولت رباني را سرنگون سازند، اما باعث كشته شدن400 نفر و زخمي شدن حدود چهار هزار نفر شدند. علاوه بر آن حدود 80 هزار نفر از اهالي بي‎گناه شهر كابل آواره و بي‎خانمان گرديدند.
تشكيل شوراي هماهنگي و درگيري‎هاي خونين در كابل نه تنها يك شكست نظامي و به تبع آن سياسي، بيشتر از همه براي حزب اسلامي بود، بلكه تير خلاص را بر وجه‎ي جهادي خدشه دار اين حزب نيز رها ساخت. چرا كه هنوز مردم ستمديده‎ي افغانستان به‎ويژه ساكنان شهر ويران شده‎ي كابل از ياد نبرده بودند كه حزب اسلامی به بهانه‎ي حضور نيروهاي دوستم كه او را كمونيست مي‎خواند در شهر كابل اين شهر را به موشك مي بست و هر روز عده‎اي از شهريان بي‎گناه اعم از زن و مرد و پير و جوان را به خاك و خون مي‎كشيد.
گرچه در نزديك ساختن دوستم با حكمتيار ظاهراً آقای مزاري نقش بازي مي‎كرد اما حكمتيار مي‎نويسد كه او خودش براي جذب دوستم پس از آن‎كه روابط دوستم با دولت رباني بر سر تصرف شيرخان بندر توسط نيروهاي سياف تيره شد، تلاش كرده است. حكمتيار در اين رابطه مي‎نويسد‏:
« متصل اين حادثه[تصرف شيرخان بندر] برادر حكمتيار با انجنير مهدي كه زماني امير جهاد اسلامي در ولايت فارياب بود و به جنبش پيوسته بود از طريق مخابره تماس گرفته و به او گفت: از جنبش بپرسيد كه در مورد رفقاي سابقه‎اش چه ذهنيتي دارد و اكنون در باره‎ي حزب اسلامي چگونه مي‎انديشد و در چه موضعي قرار دارد. ايشان به زودي جواب دادند كه جنبش خواهان مذاكره با حزب است. حزب اسلامي باآغاز مذاكره با جنبش توافق كرد. اولين ديدار هيأت‎هاي طرفين و اولين دور مذاكرات در تاشكند صورت گرفت كه در آن بر ادامه‎ي مذاكرات، تفاهم با ساير احزاب و تشكيل جبهه‎ي مشترك، توافقات مقدماتي به عمل‏آمد.
جبهه‎ي ملي نجات به رهبري صبغت‎الله مجددي به این جبهه پيوست. گروه‎هاي شامل شوراي هماهنگي طي چند دور مذاكرات بعدي و با توجه به درگيري‎هايي كه ائتلافيون حاكم بر كابل با همه‎ي گروه‎ها در چندين استقامت داشتند، بر يك اقدام مشترك تشكيل حكومت موقت در كابل و برگزاري انتخابات توافق نمودند. جبهه‌ی نجات ملي و حزب وحدت اسلامي بيش از همه بر اقدام عاجل تأكيد داشتند.»(2)
پس از سقوط غرب كابل و چهار آسياب در سال 1373 شوراي هماهنگي عملاً اهميت خود را از دست داد، با آن هم در اواخر سال مذكور نمايندگان شوراي هماهنگي تحت رياست جنرال دوستم در مزار شريف تشكيل جلسه دادند و صبغت‏الله مجددي را به رياست اين شورا برگزيدند. بار ديگر جلسه‎ي رهبران گروه‎هاي عضو شوراي هماهنگي در اواخر سال 1374، پيرامون اتخاذ يك استراتژي از سوي گروه‎هاي مخالف دولت رباني در برابر تحولات آينده‎ي افغانستان، با وساطت پاكستان در اسلام آباد داير شد. اين اجلاس در مورخه‎ي 24/11/74 پس از چهار روز مذاكره در اسلام آباد پايان يافت و اعلام شد كه شوراي هماهنگي انقلاب اسلامي افغانستان به يك توافق پنج ماده‎اي پيرامون چگونگي حل بحران در اين كشور دست يافته است. اين توافق شامل استعفاي دولت رباني، تشكيل حكومت موقت، غيرنظامي كردن كابل، گفتگوي گروه‎هاي مخالف و برگزاري انتخابات عمومي در اين كشور مي‎گرديد. جنرال دوستم، رهبر جنبش ملي اسلامي در پايان اجلاس گفت گروه‎هاي مخالف دولت، توافق كردند كه در صورت حمله‎ي نيروهاي دولتي به مواضع گروه‎هاي مخالف، آنان با اتحاد از يكديگر دفاع كنند. در اجلاس اسلام آباد صبغت‎الله مجددي بار ديگر به رياست شوراي هماهنگي انتخاب شد.
تحليل گران سياسي در آن زمان ابراز عقيده كردند كه اين اجلاس به دليل باقي ماندن اختلافات اساسي و عدم حضور گروه طالبان پيشرفتي نداشته است. سر انجام به دليل عدم هماهنگي بين اعضاي شورا و مذاكرات جداگانه‎ي هر يك از اعضا با دولت رباني و حتي طالبان، باعث نارضايتي مجددي گرديد و نامبرده از رياست اين شورا استعفا داد و جبهه‎ی ملي نجات هم از عضويت شوراي هماهنگي خارج شد. پس از توافق حزب اسلامي با دولت استاد رباني و پذيرش مقام صدارت از سوي حكمتيار در سرطان سال 1375، شوراي هماهنگي عملاً از بين رفت.
---------------  
پانوشت
1-  اين مطالب را آقاي اكبري در سال 1375 طي مصاحبه‎اي با نويسنده‎ي اين سطور از قول آقاي مزاري ابراز داشتند.
2-  ميثاق ايثار، شماره‎ي 26، تاريخ 5/10/78، ص 9.
کد مطلب: 18247
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/3xU7XZ
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل