۱
 

محمدعلی پیام

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۷ حوت ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۴۷
محمدعلی پیام
مرحوم محمدعلی پیام در سال 1307 شمسی در شهر کابل دیده به جهان گشود. خانواده مرحوم پیام خانواده علم و فضل بود. پدرش مرحوم غلام حسن خان معروف به (خلیفه صاحب) از معلمان پیش‌کسوت معارف افغانستان بود و مدت چهل سال در مکاتب حبیبیه، استفلال و ملالی تدریس نمود.
مادرش (خواهرزاده مرحوم آقامیرآقا پدر شهید میرعلی‌اصغر شعاع) معلم مکتب خانه قرآن و تربیت بود، در مکتب خانه او افراد زیادی تلمذ نمودند که عده‌ی آن‌ها بعدا به مدارج عالی رسیدند.
برادرش استاد شهید محمدحسین نهضت بود. مرحوم پیام در مکتب استقلال شاگرد برادر بود و به او افتخار می‌کرد.
مرحوم پیام در چنین خانواده‌ای پرورش یافت و در مکتب استقلال که یکی از عالی‌ترین مدارس در سطح کشور و حتی در سطح منطقه بود، مشغول تحصیل شد. پس از اخذ دیپلم وارد دانشکده حقوق دانشگاه کابل شد و از آن دانشکده مدرک لیسانس گرفت. مرحوم پیام در کنار تحصیل در رشته حقوق علاقه زیاد به شعر و ادبیات داشت این علاقه او را شاعر توانا ساخت، دیوان اشعار او همانند سایر شعرا گویای احساسات، عواطف و محرومیت‌ها در طول زندگی است که شرح آن در این مقال نمی‌گنجد.
پس از فراغت از تحصیل و گذراندن خدمت سربازی مشغول به کار شد. مرحوم پیام در مدیریت قوانین صدارت عظمی کار اداری را آغاز کرد و پس از مدتی چند سال در وزارت عدلیه انجام وظیفه نمود.
مرحوم پیام در بین سالهای 1344 تا 1350 دو بار جهت ادامه تحصیل عازم فرانسه شد و چند سالی در پاریس تحصیل کرد. پس از مراجعت از فرانسه و تفکیک قوا در افغانستان در قوه قضائیه [ستره محکمه] شامل کارشد. مرحوم پیام علی‌رغم اصرار مسئولین قوه قضائیه از پذیرش مسند قضاوت خودداری کرد و مدتی مدیر تدقیق و مطالعات قوه قضائیه بود.
پس از چند سال و تاسیس محکمه اطفال و ایجاد دارالتادیب، پیام ریاست محکمه اطفال را که بار قضائی نداشت پذیرفت و چند سال رئیس محکمه اطفال بود.
درسال 1354 جهت بازدید از محکمه اطفال، عازم ایتالیا شد، همچنین به دعوت وزارت دادگستری ایران سفری به تهران نمود.
پس از کودتای کمونیست‌ها پیام شاهد تلخ‌ترین وقایع دوران حیات خود شد. دستگیری و زندانی شدن و ناپدید شدن رجال و مفاخر قومی و ملی ازجمله برادرش شهید نهضت او را شدیدا منقلب ساخت، جنایاتی که کمونیست خصوصاً پس از واقعه چنداول بر مردم و خصوصا اهل تشیع روا داشتند روی هیتلر و چنگیز را سفید کرد.
پس از جریاناتی که بدنبال فتنه کمونیزم به‌وجود آمد با روی کار آمدن به برک کارمل، رژیم خواست تا از مردم چنداول ظاهراً دلجویی کند و مرحوم پیام را به عنوان ده عضو شورای عالی قضا منسوب کردند.
اما مرحوم در حالیکه ظاهراً بهترین شرایط برایش فراهم بود، با آگاهی کامل از مرارت و سختی مهاجرت، از قبول آن مقام خودداری و به ایران پناهنده شد. مرحوم پیام در زمان مهاجرت مرارت و سختی‌های زیادی را تحمل کرد.
مدت 14 سال به عنوان دبیر در مدارس چناران تدریس نمود.
مرحوم کتابی تحت عنوان «نقش استعمار شرق و غرب در افغانستان» نوشت که در تهران منتشر شد. همچنین کتابی از زبان فرانسه به فارسی ترجمه کرد. مقالات متعددی از مرحوم پیام در مجله حبل الله منتشر شد. اما دیوان اشعار پیام بیان کننده شرح حال و احساسات اوست که باید جداگانه به شرح آن پرداخته شود یک رباعی به عنوان حسن ختام از دیوان او
یک قوم مرا بنام افغان خواند قوم دگر از نژاد ایران خواند
کو آنکه مرا ز روی انسانیت
همنوع خودش گوید و انسان خواند
مرحوم پیام از ابتدای مهاجرت می‌گفت من زندگی خود را کرده‌ام اینجا برای مردن آمده‌ام. مرحوم پیام حین بازگشت ازفرانسه به عتبات عالیات مشرف شد و به زیارت بیت المقدس که در قلمرو اردن بود شتافت و در سال 1365 به زیارت خانه خدا مشرف شد.
به دنبال بیماری عروقی مغز که چند سالی گریبانگیرش بود در تاریخ پنجم اسفند (حوت) 1390 در سن 83 سالگی داعی حق را لبیک گفت و به رحمت ایزدی پیوست و در مشهد مقدس به خاک سپرده شد.
«عاش سعیدا و مات سعیدا»

فرستنده: دکتر احمدحسین نهضت
کد مطلب: 17650
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/mle6h4
 


 
mahtab sharifi
۱۳۹۰-۱۲-۱۷ ۱۲:۴۷:۰۰
خداوند بیامرزد حیف از افغانستان ما.ای دریغ.......... (3722)
 
نام و نام خانوادگی
ایمیل