زبان‏های ملی و رسمی کشور ما در عهد باستان / مصاحبه معاشر با آصف آهنگ

تاریخ انتشار : يکشنبه ۷ حوت ۱۳۹۰ ساعت ۱۴:۳۱
زبان‏های ملی و رسمی کشور ما در عهد باستان / مصاحبه معاشر با آصف آهنگ
قسمت سوم مصاحبه امام معاشر با جناب آصف آهنگ
آصف آهنگ دانشمند وطنپرست، نمونه ُ از رادمردان است که آگاهانه و اندیشمندانه با مرام جنبش مشروطه خواهان زیسته وچراغ آن‌ها را روشن نگاه داشته است. این مورخ دقیق و شخصیت نستوه تا به حال آثار متعدد تاریخی، سیاسی و ادبی به رشته ُ تحریر درآورده است. تعدای از آثار پر بهای ایشان عبارت اند از: جهانبینی عارف، تاریخ در ایدئولوژیهای محتلف در چهار جلد، خاطرات زندان، کابل قدیم، چند سطری از تاریخ و چشم دید من، جلادان قدیم زیاد اند، پاسخ به اتهامات نبی عظیمی، پاسخ به کتاب جنبش هزاره‌ها واهل تشیع در افغانستان و ده‌ها اثر دیگر.

سؤال: استاد محترم کدام زبان‌ها در عهد باستان، زبانهای رسمی ِ کشور ما بودند؟
جواب: پیش ازاینکه بسؤال شما پاسخ بدهم، باید بگویم، آفرین بر مردم و دانشمندان تاجیکستان که پس از حصول استقلال خویش کوشش نمودند تاریخ خود را دوباره زنده کنند. مجسمه رستم و فردوسی را در کشورشان بر افراشتند و جشن باربد را دوباره تجلیل کردند. از یونسکو تقاضا نمودند که سالی را بنام پیامبر پیشن آریایی‌ها بگیرند. یونسکو سال 2003 را بنام زردشت پیامبر آریایی‌های فارسی زبان از تاجیکستان شناختند واز عموم دانشمندان کشور‌های جهان دعوت نمودند تا در کنفرانس بین المللی زردشت حصه بگیرند.
داکتر رکن الدین همایون فرخ، نویسنده ایرانی در اثر تحقیقاتی خویش بنام «هشت هزار سال شعر ایرانی» چنین تذکر می‌دهد: «موضوع تعیین زمان ومکان پیدایش اوستا ویا بخش اصلی آن با مسُله زادگاه وتاریخ ظهور زردشت و معتقدات و تصورات دینی قبایل آریایی زبان و ما قبل آن پیوستگی نزدیک دارد. در موضوع پیدایش اوستا نظر‌های گوناگون اظهار می‌کنند. اخیرا ً این نظر که اثر مزبور در مشرق ایران و آسیای میانه و خراسان بزرگ پدید آمد ، بیش از پیش قوت گرفته و راسختر گشته است. در روایات پارسیان ظهور زردشت را سرزمین باکتریا وباختر (بلخ) می‌دانند و بیشتر اماکن مقدس زردشتیان را در نواحی مشرق ایران قرار می‌دهند.”

سؤال: استاد آهنگ، به نظر شما دولت تاجکستان نباید افتخار هموطن بودن را با حضرت زردشت می‌داشت؟
جواب: جای بسیار تعجب است، زیرا تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان، مناطقی می‌باشند که از جانب روس‌ها در دوره ُ زمامداری مارشال استالین به این اسامی موسوم گردیده‌اند؛ پس درست نیست زردشت را فقط مربوط به منطقه‌ای دانست که با این اسم چندان قدامت تاریخی ِ ندارد و از فلات ایران باستان هیچ اسمی به میان نیاورد. درد آورتر اینکه، یکنفر از اهالی بلخ یا از خراسان بزرگ و یا از فلات ایران باستان لب به اعتراض نگشود که زردشت فرزند بلخ و از آریایی‌های سرزمین فلات ایران باستان می‌باشد نه از تاجیکستان امروزی نام نهاد روس‌ها. معلوم می‌شود که هنوز هم محمد گل مهمند در سرزمین زردشت و گشتاسب حکمروایی دارد که کسی جراُت اعتراض را هنوز که هنوز است در مقابل دروغ بافی‌های تاریخی ندارد، یا اینکه ما از هویت خود بیخبریم!؟
زردشت قبل از ابراهیم می‌زیسته و اولین انسان فرهیخته‌ای می‌باشد که بالای خدایان خط بطلان می‌کشد و میگوید خداوند یکتا و یگانه است. صدای زردشت از بلخ بلند می‌شود.
دانشمندان قدامت زردشت را بر ابراهیم تذکر می‌دهند. سعدی هم در مورد شعری دارد که چنین است:
شنیدم که یک هفته ابن السبیل         نیامدبه مهمان سرای خلیل
زفرخنده خویی نخوردی پگاه                مگر بینوایی درآید ز راه
برون رفت وهر جانبی بنگرید                به اطراف وادی نگه کرد ودید
به تنها یکی در بیابان چو بید               سرو مویش از گرد پیری سپید
به دلداریش مرحبای بگفت                 برسم کریمان صلایی بگفت
که ای چشمهای مرا مردمک              یکی مردمی کن به نان و نمک
نعم گفت وبر جست وبرداشت گام       که دانست خلقش علیه اسلام
رقیبان مهمانسرای خلیل                   به عزت نشاندند پیر ذلیل
بفرمود وترتیب کردند خوان                  نشستند برهر طرف همگنان
چو بسم الله آغاز کردند جمع              نیامد زپیرش حدیثی به سمع
چنین گفتش ای پیری دیرینه روز          چو پیران نمی بینمت صدق وسوز
نه شرط است وقتیکه روزی خوری        که نام خداوند روزی بری
به گفتا نگیرم طریقی بدست              که نشنیدم از پیر آذر پرست
بدانست پیغمبر نیک فال                   که گبر است پیر تبه بوده حال
به خواری براندش چو بیگانه دید          که منکر بود پیش پاکان پلید
سروش آمد از کردگار جلیل                 به هیبت ملامت کنان کای خلیل
منش داده صد سال روزی وجان          تو را نفرت آمد ازاو یک زمان
گرو می‌برد پیش آتش سجود             تو واپس چرامیبری دست جود
گره بر سر بند احسان مزن                که این زرق وشید است و آن مکر وفن

سؤال: آهنگ صاحب، تاریخ زردشت را شما از کدام وقت میدانید و آن‌ها بکدام زبان حرف می‌زدند؟
جواب: نظر به تحقیقات دانشمندان امروزی، قسمی که تذکر دادم، زردشت قبل از ابراهیم می‌زیست. گات‌ها از زردشت می‌باشد؛ لذا زبان ساکنان آریایی فرق زیادی با هم نداشته و اینکه امروز از هم دور افتاده‌اند عوامل بسیار زیاد دارد که مربوط زبانشناسان می‌باشد. اما شباهت زبانهای آریایی را می‌توان در کلماتی مانند پدر، مادر، برادر، خواهر و غیره مشاهده کرد. آریایی‌های غرب مثل انگلیس‌ها که برادر، مادر، فادر میگویند؛ پشتونها پلار، مور، خور، ورور می‌گویند. این‌ها نشان می‌دهند که زبانهای آریایی از یک ریشه می‌باشند. البته اقوام درانی مانند اقوام مغول که در جوار آریایی‌ها زیسته‌اند، به مرور زمان زبانشان به فارسی یا پشتو تغییر کرده است. درین مورد زبانشناسان و مورخین هند اسناد معتبری در دسترس قرار داده‌اند. به طور مثال جواهر لعل نهرو در اثر دو جلدی خویش بنام «کشف هند» توضیحات ِ مفصل داده است.
زمانی یک مورخ و محقق هندی در تالار لیسه ُ حبیبیه کنفرانسی اجرا کرد؛ پروفیسور علی محمد زهما ترجمانی کنفرانس را به عهده داشت؛ در این کنفرانس، مورخ هندی، سرزمین‌های قندهار تا کابل را، با اسناد تاریخی، جزو نیم قاره هند قلمداد کرد.
اروپاییان پس از وارد شدن در سرزمین هند، برای منفعت خود، ناحق اصطلاح «هندواروپایی» را بکار بردند، درحالیکه هخامنشی‌ها دروازه یونان را دق الباب کردند، مصر را فتح نمودند و یهود را از چنگ بخت نصر نجات دادند که تورات به وضاحت از این رویدادها یاد کرده است. محققین غربی به خاطر لقمه چرب خویش وبه خاطر هم نژادی خویش هند واروپایی وزبانهای هند واروپایی را شعار دادند.

سؤال: چرا در زبان فارسی دری کلمات عربی دیده می‌شود؟
جواب: عرب‌ها در دوره خلافت خلیفه دوم قسمت بزرگ فلات ایران را تصرف وقسمت دیگر آنرا در عهد خلیفه سوم اشغال کردند. اکثر مردم از دست ظلم وستم حاکمان خویش به اسلام رو آوردند. شعار‌های که از جانب عمال اسلامی خاصتا ً از جانب اصحاب پیامبراسلام داده می‌شد، مورد قبول مردم واقع شده و اسلام می‌آوردند. کسانیکه اسلام را نمی‌پذیرفتند باید جزیه می‌دادند، بنابرآن تعداد کثیری از زردشتیان به هند فرار نمودند.
آنانیکه مسلمان می‌شدند می‌بایست که فرایض اسلامی را انجام می‌دادند. این فرایض به زبان عربی بود، بنا ً کلمات ِ مانند نماز، روزه، حج، عید، برات، وضو و صدها کلمه ُ دیگر داخل زبان فارسی گردید.
به مرور زمان همان کلمات عربی را که به عقیده ُ دانشمندان دارای موسیقی مناسب بودند، الف ولام آنرا برداشته مفرس کردند و مورد استفاده قرار دادند. امروز می‌توان گفت که شصت فیصد زبان فارسی دری، عربی ِ مفرس می‌باشد. ناگفته نباید گذاشت که این کلمات به پسند دانشمندان فارسی زبان داخل زبان گردیده‌اند و نه به زور وجبر.
همچنان از زبانهای دیگر مانند انگلیسی، ترکی، روسی وحتی اردو نیز کلمات ِ مانند، خان، آقا، بلدیه، چاینک، بایسکل وغیره داخل زبان فارسی گردیده‌اند.

سؤال: استاد آهنگ، چرا اختلافات نظر بالای زبان فارسی دری بوجود آمده است؟
جواب: این بحث بی اساس و غیر علمی توسط یک عده اشخاص غیر وارد در زبان، برتری طلب و تفرقه انداز دامن زده شده است؛ امروز هم متا ُسفانه توسط دولت افغانستان با کمال بی حیایی و بی مسولیتی در مقابل زبان و فارسی زبانان دامن زده می‌شود. در حالیکه هر طفل دبستانی می‌داند که هیچ فرقی میان فارسی، فارسی دری و دری وجود ندارد. آیا وقتی شما که باشنده ُ افغانستانید شعر رودکی یا حافظ را می‌خوانید، حس می‌کنید که با یک زبان دیگری مواجه هستید؟ آیا ما فرهنگ عمید، داکتر معین و دهخدا را برای زبان خود استفاده نمی‌کنیم؟ آیا ما برای خواندن آنهمه کتاب که از ایران وارد می‌شد، رفتیم و زبان دیگری را آموختیم؟ پس به روشنی می‌بینیم که یکعده آدم‌های نفهم فقط به ریش خود می‌خندند و بس. یگانه تفاوت در لهجه‌ها و بعضی اصطلاحات محلی وجود دارد که این خصوصیت در تمام زبان‌ها موجود است.
اگر از دروغ بافی و جعل کردن تاریخ بگذرند، تاریخ کشور ما بسیار روشن است. در صفحه 39 تمدن ایران، اثر چند تن از خاورشناسان، ترجمه داکتر عیسی بهنام چنین آمده است:
«رضا شاه موسس سلسله ُ پهلوی که بگذشته ُ پر افتخار ایران توجه بسیار داشت، کمی پس از رسیدن به سلطنت تصمیم گرفت که کشور اوکه تا آنزمان به زبانهای خارجی ( پرس ) نامیده می‌شد، ( ایران )خوانده شود»
لذا این رضا شاه بود که به جهانیان نامه فرستاد تا به جای فارس بعد ازین ایران استعمال شود. یعنی نام تاریخی ِ تمام فلات را بروی یک ایالت فارس گذاشت.

سؤال: استاد محترم، قسمیکه شما فرمودید، افتخارات آریایی‌ها را شهنشاه ایران با دادن تغییر نام مربوط به خطه ُ خود ساخت. آیا دانشمندان ودولتمردان افغانستان در رابطه کدام اعتراضی نکردند که ایران نام مشترک تاریخی ما است و مربوط به تمام فلات است؟
جواب: وقتیکه نامه ُ رضا شاه به دولت افغانستان رسید، میر غلام محمد غبار و اعظمی به نمایندگی از مردم افغانستان خاصتا ً روشنفکران، به وزارت خارجه رفتند و اعتراض خود را به سردار محمد نعیم خان وزیر خارجه سپردند. در آن اعتراض نامه آمده بود که ایران نام مشترک تاریخی همه ُ ما می‌باشد و رضا شاه حق ندارد نام (ایران) را بالای کشور خویش بگذارد. اما سردار محمد نعیم خان به اعتراض ِ بجای ِ آن‌ها اعتنا نکرد و بر خلاف به تمام ادارات مکتوب متحد المال صادر کرد که منبعد بجای فارس (ایران) نوشته شود. این موضوع را مرحوم داکتر جاوید از زبان مرحوم استاد عبدالحی حبیبی در مجله خراسان نشر نمود.
پان ایرانیست‌های ایران اعلامیه ُ پخش کردند و نوشته بودند که می‌خواهند همه کشور‌های مستقل فلات ایران را دوباره جز ایران نمایند، به این معنی که تمام فلات جز ایران امروزی بوده و دوباره باید به ایران (فارس) ملحق گردند. میر غلام محمد غبار در جریده ُ وطن به پاسخ آن‌ها نوشت که از جمله کشور‌های مستقل فلات ایران یک کشور آن افغنستان است که هفت ولایت دارد؛ یک ولایت آن هرات می‌باشد که سیزده بار با شما (فارس) داخل جنگ بوده وهفت مرتبه شما را شکست داده است.

سؤال: استاد محترم، چرا و روی کدام دلیل سردار محمد نعیم خان به اعتراض دانشمندان کشور ما توجه نکرد و به حفظ افتخارات تاریخی ملت ما اهمیت نداد؟
جواب: این قصه سر دراز دارد و به یک دو صفحه نمی‌توان آنرا تذکر داد. سردار محمد نعیم خان نظر به تیوری ِ برتری طلبی که از آن در مقابل دیگر اقوام استفاده می‌کرد، دانسته و عمدا ً می‌خواست افتخارات دیرینه ُ کشور ما را به کلی از بین ببرد. وقتی به تاریخ نظر مکنیم، می‌بینیم که اکثر شاهان و امپراطوران این سرزمین از شرق فلات ایران بوده و نه از غرب آن. زبان فارسی دری زبان همه باشندگان فلات ایران می‌باشد. فرزندان اصیل آریایی یعنی صفاری‌ها و سامانی‌ها که از شرق فلات ایران برخاسته بودند، بر تمام اقوام آریایی فلات حکومت می‌کردند. این‌ها با نبشته ُ گاتهای زردشت و اوستا، فارسی پهلوی اشکانی وساسانی و لغات اسلامی عربی که شامل زبان مردم فلات شده بود با هم یکجا نموده و زبان فارسی دری را به وجود آوردند.

سؤال: محترم آهنگ صاحب، در کدام دوره زبان فارسی دری بیشتر گسترش یافت؟
جواب: پس از دوره صفاری‌ها یعنی در دوره سامانی‌ها زبان فارسی دری در سرتاسر فلات ایران گسترش یافت.
پس از سقوط دولت فارسی زبانان سامانی وبوجود آمدن دولت غزنویان که ترک نژاد بودند زبان فارسی دری در فلات ایران بیشتر اوج گرفت وشاهکار‌های بوجود آورد. دوره غزنویان، به ویژه دوران سلطان محمود را باید اوج عظمت فارسی دری دانست.
پس از دوره غزنویان و رویکار آمدن سلجوقیان، ترک‌ها زبان فارسی را بجای زبان خود تا روم شرقی وبلغاریا بردند.
زبان فارسی دری به حیث زبان دوم اسلامی از هند تا یونان رایج بود. پس از سلجوقیان وخوارزمشاهیان وپس از اولاده چنگیزخان و امیر تیمور بار دیگر زبان فارسی دری در هرات رونق یافت واز آنجا دوباره به هند رسید و زبان رسمی نیم قاره هند گردید. در همین زمان بود که سبک هندی در شعر فارسی به وجود آمد و دیری نگذشت که به اوج رسید.
حتی پس از قتل نادر افشار و فروپاشی فلات ایران، زبان فارسی دری، زبان رسمی ایران، افغاستان، هند، ماورالنهر وترکیه بود.
در کتاب فرهنگ جهانگیری، پس از چند گویش فارسی آمده است که: «پارسی زبانی را گویند که در بلاد پارس که دارالملک آن استخر است، مردمان بدان سخن کنند واستخر اول شهریست که کیومرث بنا کرده ودر عهد پیشدادیان به غایت آبادانی رسیده است؛ و در باره زبان دری آمده: گروهی دری را به فصیح تعبیر نموده‌اند وگفته اند هر لغتی که در آن نقصان نبود دری باشد مثلآ از اشکم وشکم، برو ورو، بگو وگو.»
اشکم و برو وبگو دری باشد و دیگرها نه. بعضی گفته‌اند که دری لغتی باشد که سکان چند شهر بدان تنطق نمایند. وآن شهر‌های بلخ بامی، مرو شه جهان و بخارا بود ودر کتابی دیده‌ام که دری لغت مردم بدخشان است وفرقه آورده‌اند، که زبانی راکه مردمان درگاه بدان متکلم شده‌اند دری نامند، وقایل حدیث (انا افصح العرب علیه الصلوات والسلام)  فرموده که لسان اهل جنت عربی و فارسی دری و بنظرآمده که ملایکه آسمان چهارم به زبان دری تکلم می‌کنند واکثر ارباب علم وتحقیق برانند که بهشت بر آسمان چهارم واقع است وبدین تقریر می‌باید که زبان اهل بهشت دری باشد.  « اساطیر و فرهنگ ایران در نوشته‌های پهلوی، صفحه 20، داکتر رحیم عفیفی.»

سؤال: محترم اهنگ صاحب، درانی ها را میگویند که سلیمانی هستند؛ سلیما نی کدام قوم است؟ وهمنچنان راجع به پشتون ها وزبان پشتو معلومات بدهید.
جواب: مرحوم داکتر جاوید در اثر خویش به نام «اوستا» با استناد به یک فرمان ویا لوحه سنگ که خود آنرا ملاحظه وخط آنرا مطالعه کرده است، سلیمانی بودن پشتونها را نوشته است. چونکه کتاب «اوستا» را همین لحظه در دسترس ندارم معذورم دارید. اما زبان پشتو از زبانهای آریایی است. جواهر لعل نهرو با استناد به نوشته‌های مورخین هندی چنین می‌نویسد:
«زبانهای جدید هند که از زبانهای سانسیکریت منشعب شده‌اند از جمله زبانهای هند وآریایی می‌باشند عبارت اند از اردو، بنگالی، گجراتی، اوریا، اسامی، راجستانی، پنجابی، سندی، پشتو، کشمیری و زبانهای دراویدی عبارتند از تامیل، تلگو، کنارسی، مالا یا لام میباشدکه سرتاسر هند را در بر می‌گیرند. » (صفحه 283 ج ا کشف هند)
وبار دیگر در صفحه 284 تکرار می‌کند: «زبان پشتو که یکی از زبانهای هند وآریاییست واز سانسیکریت مشتق شده است ودر نواحی مرزی شمال غربی هند و افغانستان رواج دارد. این زبان پیش از سایر زبانهای دیگر هند زیر نفوذ زبان فارسی قرار گرفته است. »
بار دیگر نهرو در صفحه 395 ج ا اثر «کشف هند» می‌نویسد: «هجوم محمود غزنوی به هند مسلما ً هجوم خارجی ترک‌ها بوده و نتیجه‌اش آن شد که ایالت پنجاب برای مدتی از هند جدا ماند. افغانهای که در اواخر قرن دوازدهم به هند آمدند وضع دیگری پیدا کردند. این‌ها از نژاد هند وآریایی قسمتی از هند بوده و جز از هند بشمار می‌رفت.»
 زبان پشتو اصولآ از زبان سانسیکریت مشتق شده است ... به عبارت درست افغان‌ها را باید به هندو افغان‌ها نامید. 
اینست نظر نهرو در باره اقوام پشتون وآنانیکه پشتون نیستند وزبانشان پشتو شده است. نهرو آن‌ها را از اهالی هند دانسته و زبانشانرا هم از شاخه زبان سانسیکریت آریایی هند می شمارد وعلاوتا ً از قندهار تا کابل را جز نیم قاره هند می‌داند. طوریکه دیده می‌شود زمانیکه محمود غزنوی به هند حمله نمود پشتونها مانع عبور قشون محمود بودند.
در مورد درانی ها مراجعه بفرمایید به اثر مرحوم داکتر عبدالاحمد جاوید. همچنان در تواریخ پیش از جنگ جهانی اول اکثرا ً پشتونها خود را سلیمانی، گاه هم عرب خوانده‌اند ونوشته اند که پدرشان پسر خاله خالد ابن ولید بود و در جنگهای اسلام اشتراک می‌کرد، حضرت پیامبر اسلام او را پتان خطاب کردند ...
همه اقوام در باره اسلاف خود ازین سخنان زیاد گفته‌اند ولی پس از آمدن مکتب ریالیسم، مورخین بیشتر کوشیده‌اند که حقایق را بنویسند. کشور ما هنوز هم در دام عقب گرایی وقبیله گرایی بند مانده است، هیچکس حاضر نمی‌شود که حقایق را بنویسد. اما در ولایت صوبه هند که علم ودانش در حال پیشرفت است، یکی از محققین به اسم قلندر مومند اثری نوشت و «پته خزانه» استاد عبدالحی حبیبی را باطل خواند.

سؤال: استاد محترم، عبدالحی حبیبی اثری مشهور و تاریخی خود (پته خزانه) را نچندان قبل نوشته که او را دانشمندان ریالست باطل خوانده‌اند. آیا دولت وقت کدام مناسبت با مورخین نداشت که حقیقت می‌نوشتند؟
 جواب: دولت قبیله گرا هنگام احصایه گیری، غیر پشتوزبانان را به حساب قوم درج کردند، مثلا ً می‌نوشتند که چند فیصد تاجیک، چند فیصد هزاره و غیره، اما اقوام پشتون و درانی را که کاملا ً از هم جدا می‌باشند، تحت نام زبان درج کردند. افتضاح احصایه گیری کوچی‌ها را قبلا ً تذکر داده‌ام.
چون اعمال دولت بروی تبعیض بود، به اقوام دیگر حقی قایل نبودند، لذا تاریخ‌های جعلی سرکاری را به خورد مردم می‌دادند. دولت برعلاوه ُ که در فکر هویت تاریخی ما نبود قسمی که در مسُله ُ نام ایران، اعتراض میر غلام محمد غبار و عکس العمل محمد نعیم خان دیدیم، بر خلاف، آنچه هم که مربوط به هویت و فرهنگ ما می‌شد، بیان کردن حقایق در موردش، از گناه‌های کبیره محسوب می‌گردید که جای نویسنده ُ حقایق در زندان‌ها بود و وداع با زندگی. امروز باز هم می‌خواهند که همان اعمال ضد انسانی واسلامی خود را اجرا نمایند و این را نمی‌اندیشند که حقایق برملا می‌گردد و جهان نیز در تغییر و تحول است و هر کسی پنج روزی نوبت اوست. در امریکا که تا دیروز یک سیاه پوست حق نداشت در مقابل یک سفید پوست بنشیند، امروز یک سیاه پوست از جانب اکثریت سفید پوستان به حیث ریس جمهور انتخاب می‌گردد. این باید درسی باشد برای برتری جویان که استپداد برای همیشه پایدار نمی‌ماند جز روسیاهی آن در تاریخ. اگر همه برادروار وبروی یک هدف به خاطر وحدت ملی دست بدست هم بدهیم ودر مقابل وطنفروشان و برتری جویان به مبارزه برخیزیم، یقینا ً زودتر به هدف خواهیم رسید.

فرستنده و مصاحبه کننده: امان معاشر خبر نگار آزاد
کد مطلب: 17527
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/E0HYJr
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل