۲
 

زخمي/ نذير ظفر

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۱ عقرب ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۵۶
زخمي/ نذير ظفر
وطن، خا کت شوم جان تو زخمیست
سراسر کوه و دامان تو زخمیست
نظر کردم به بگرام و شمالی
ز کابل تا به پروان تو زخمیست
به تپه رفتم و خوردم تحسر
نظر کردم که پغمان تو زخمیست
گذشتم از سر پل با غم و درد
غم و دردا شبرغان تو زخمیست
چکد خون از انار قندهارت
یقینم شد، درختان تو زخمیست
نمی‌آید صدای عندلیبان
به باغ و راغ، مرغان تو زخمیست
به هر جا، رمه‌ها رم کرده از ترس
به خون افتاده، چوپان تو زخمیست
جراحت دیده آهو و پلنگت
به دشت و کوه حیوان تو زخمیست
لب هر کشت زارت خشک دیدم
گمانم ابر نیسان تو زخمیست
وطن شب‌های تارت را بنازم
چرا یکسر چراغان تو زخمیست
تو بودی مسکن مهمان‌نوازی
کنون از جور، مهمان تو زخمیست
به خاکبازی اطفالت بمیرم
که روی خاک طفلان تو زخمیست
بسی آوارگانت دیده‌ام من
مهاجرهای گریان تو زخمیست
ز بس اشعارم از غم خونچکان است
مرا گویند دیوان تو زخمیست
شنیدم‌ هاتفی بهر ظفر گفت:
طبیب درد و درمان تو زخمیست

نذیر ظفر تاشکند 1996
کد مطلب: 16385
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/Dy5Hjw
 


 
jabar asrat
۱۳۹۰-۰۸-۱۱ ۱۲:۵۶:۰۰
agai zafar saib waqain shere barjata wa maihani ke qalb hara payame medehad .
salamat wa moafaq bashed
jabar asrat (2547)
 
سردار
۱۳۹۰-۰۸-۱۱ ۱۲:۵۶:۰۰
سلام جناب ظفر
هم چهره ات اهورایی است هم شعرت ...
خیلی وقت نیست طرفتار شما شده ام .
چرا شما یک سایت یا یک وبلاگ ایجاد نمی کنید جناب ظفر؟ (2548)
 
نام و نام خانوادگی
ایمیل