متن سخنرانی حامد کرزی در نهاد تحقیقاتی آبزرور هند

تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۹ میزان ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۰۷
متن سخنرانی حامد کرزی در نهاد تحقیقاتی آبزرور هند
بسم الله الرحمن الرحیم
خانم‌ها و آقایان، دوست عزیزم جلالمتآب وزیر امور خارجه، آقای کرشنا، جناب آقای راسمترا، آقای به سن، آقای جوشی، وزرا، نماینده‌های پارلمان، سفرا، خانم‌ها و آقایان!
جای بسا افتخار است که برای من فرصت داده شد تا در حضور این مجمع از محترمین و در این نهاد برجسته تحقیقاتی سخنرانی کنم. با توجه به حضور این اشخاص مهم و عالیجناب، نهاد تحقیقاتی آبزرور در واقع یک نهاد معتبر ذهنیت ساز است. جناب آقای راسمترا! شما به افغانستان و هند به مثابه دو کشوری اشاره کردید که مردمان اش از آوان تاریخ باهم گره خورده‌اند. شما درست فرمودید، این روابط خیلی دیرینه و کهن است و توجه جهانیان را نیز به خود جلب کرده است. این روابط کهن در این میان، با فراز و نشیب‌ها، بدبختی‌ها،   ناملایمات و داستان‌های خوش نیز همراه بوده است.

من نمی‌خواهم به تاریخ و گذشته‌ها برگردم، من از سال‌های 1977 و  78 و 1979 از آغاز تجاوز شوروی بر افغانستان شروع می‌کنم و در مورد عواقب و پیامدهای ناگواری که این تجاوز بر افغانستان و منطقه داشته است، کمی روشنی می‌اندازم. درک وضعیت افغانستان در همان وقت ما را به وضعیت امروزی این سرزمین ره نمایی می‌کند. افغانستان یک کشور فقیر، با جمعیت بزرگ بیسواد در منطقه آسیای مرکزی و جنوبی موقعیت دارد. با مردم دارای عقیده عمیقاً اسلامی و با اقلیت هندوها و سک‌ها و یهودها بوده است. در کشوری که جمعیت آن مسلمانان با ایمان قوی و دارای عنعنات و رسوم هستند، تقریباً مشابه به آنچه در هند می‌بینیم، اما با اقتدار قومی تساوی طلب و مساوات گرا، سیستمی که خان‌ها، زمین داران و ملک‌ها بلند تر از دهقان و افرادی نبودند که در دور یک دسترخوان می‌نشستند، جائیکه تعلیم و معارف رو به بهبود بود و جامعه به سوی ترقی و رفا در حرکت بود، حکومتداری و نظام اداری به سمت بهبودی گام می‌گذاشت.
در چنین وضعیتی بود که قشون سرخ شوروی به افغانستان تجاوز کرد و مردم افغانستان در برابر این اشغال و در برابر تحمیل نظام کمونیستی به عنوان شیوه زندگی قیام کردند. در چنین وضعیتی بود که مردم افغانستان به جهاد و مقاومت علیه این اشغال پرداختند، این درحالی بود که افراطیت مذهبی از سوی کشورهای خارجی به نام جهاد علیه مردم افغانستان نیز به تحمیل گرفته شد. بنابرین، افغانستان با دو گرایش مخالف سیاسی، یکی استفاده از کمونیزم منحیث وسیله و دیگر استفاده از افراطیت مذهبی منحیث وسیله، یکی برای شکست به اصطلاح غیرکمونیست‌ها و دیگر برای شکست کمونیست‌ها دچارشد.
 در این کشمکش، افغانستان رنج زیادی را متحمل شد. این جنگ که مبارزه‌ی آزادی خواهی برای مردم افغانستان بود اهداف دیگر کشورهای منطقه، غرب و اتحاد شوروی سابق را نیز به همراه داشت. ما همه در مورد وقایع افغانستان الی حادثه 2001 و بعد از آن آگاهی داریم، با به قدرت رسیدن طالبان و بعداً اتفاق حادثه 11 سپتمبر، جهان از احتمال خطراتی که از افغانستان و منطقه متوجهشان شد می‌گردید، احساس کردند و بیدار شدند. طوری که همه  دیدیم، غرب به رهبری امریکا و حمایت ناتو توانستند طالبان، القاعده و حامیان آن‌ها را در یک و نیم ماه از قدرت برانند. من خود حاضر بودم و شاهد این همه بودم، و به همین دلیل خیلی مهم است که این مجمع از آن آگاهی داشته باشند. علت شکست طالبان، القاعده و حامیان آن‌ها تنها رسیدن نیروهای ناتو و امریکائی نبود، بلکه انگیزه اساسی همان آروز و خواست مردم افغانستان جهت راندن این گروه از قدرت بود. زمانی که طالبان، القاعده و حامیان آن‌ها در ظرف یک و نیم ماه درافغانستان شکست خوردند، هیچ نیروی امریکائی همراه ما نبود، شاید همه‌شان به 500 نفر می‌رسید و این هم نه در مناطق جنوبی جائیکه طالبان حضور گسترده داشتند. در واقع این محلات و مردم بودند که در مقابلشان ایستاد و آن‌ها مجبور به فرار شدند. بعد از آن در سال 2001 بود که افغانستان آهسته آهسته ظهور و قدعلم کرد. قبل از آن، هرحکومتی که بود می‌گفت صاحب مطلق این سرزمین است، اگر کمونیست‌ها بود می‌گفتند ما صاحب همه چیز هستیم، و به تعقیب آن که مجاهدین آمد هم می‌گفتند همه چیز از ماست، بین خود جنگیدند و خود و کشور را ویران کردند و طالبان البته نیز کسانی بودند که هیچ کسی را نمی‌پذیرفتند و همه را از خود می‌راندند. افغانستان امروز کشوری است که تمامی افغان‌ها خود را در آن میابند و احساس خودی می‌کنند. این بزرگ‌ترین دست آورد یک دهه کار ماست. در این یک دهه گذشته، ما نه تنها برای ساختن افغانستان به مثابه خانه مشترک همه افغان‌ها شروع کردیم بلکه، برای بازگرداندن و ترمیم ویرانی‌های گذشته گام گذاشتیم. شروع کردیم که خدمات عامه را احیا کنیم، اقتصاد را دوباره بسازیم، نهادها را از نو بسازیم، دیموکراسی را بازگردانیم، قانون اساسی را تصویب کنیم و مهم‌تر از همه بازگشت زنان در سیاست و اداره و معارف را زنده بسازیم. من در این زمینه‌ها کلاً صحبت خواهم کرد، اما نخست یکبار دیگر می‌خواهم از هند به خاطر سهم و اشتراک اش در تمامی ابعاد این ساخت و ساز مجدد افغانستان تشکر کنم. از کمکشان در روند دمکراسی، نهاد سازی، احیای مجدد معارف، سرک سازی، انتقال لین برق و تا هزاران بورسیه تحصیلی برای جوانان ما و حدود 2 ملیارد دالر کمک این کشور به افغانستان اظهار امتنان می‌کنم.
این دست آوردهای ماست، اما این دست آوردها با وجود همه دشواری‌ها و چالش‌های عظیم بدست امده است، در حالی بدست آمده است که روند جنگ و تروریزم و افراطیت در افغانستان متوقف نشد.
جهانیان به افغانستان آمدند و با ما کمک‌های مالی کردند که خیلی هم مهم بود، اما این کمک‌هایشان در افغانستان در عین زمان باعث ایجاد ساختارهای غیر عمدی موازی نیز شد، کمپنی‌های خصوصی امنیتی و دیگر فعالیت‌های که باعث ایجاد موانع بر سر راه فعالیت حکومت گردید.
افغانستان امروز به جائی رسیده است که حدود 70 هزار محصل در نهادهای تعلیمی عالی مصروف آموزش هستند، حدود 7.5 میلیون کودک به مکتب می‌روند و مطبوعات شدیداً آزاد استند، چیزی که حتا در بزرگ‌ترین کشورها نظیر ندارد. رسانه‌ها در افغانستان در مقایسه با هند و منطقه، خیلی شکوفا شده است. رسانه‌های ما امروز منتقدان جدی حکومت هستند، و ما به این آزادی رسانه‌ها متعهد هستیم. 
در این همه تمرین‌های دیموکراسی، در روند بازسازی افغانستان، هند همان طوریکه در گذشته با افغانستان دست دوستی داده بود در ده سال اخیر نیز کمک‌های این کشور به طور چشمگیر ادامه پیدا کرد. هیچگاهی به تقاضاهای افغانستان «نه» نگفته است، هرزمانیکه من از نخست وزیر آقای من‌موهان سینگ درخواست همکاری و کمک کرده‌ام، به آن لبیک گفته است و قبل بر ایشان، زمانیکه از صدراعظم اتل بهاری واجپای کمک در سرک سازی خواستم نه نگفت. در جریان این دو حکومت در هند از زمان آغاز دوره ریاست من، هرچه خواسته‌ایم برای ما داده‌اند. روز گذشته ما توافقنامه همکاری‌های استراتژیک را به امضا رساندیم، اگرچه این توافقنامه چیز جدید نیست، چون ما در چند سال گذشته عملاً این همکاری‌ها را داشته‌ایم. فراهم آوری دوهزار بورسیه تحصیلی خود همکاری استراتژیک است، وقتی محصلین ما فرصت آموزش در هند را داشته باشند، این خیلی استراتژیک است، وقتی هند در ساختن سرک از جنوب غرب کشور به غرب افغانستان، سرک زرنج-دلارام کمک می‌کند، این خود استراتژیک است.   وقتی شما لاین انتقال برق را از شمال افغانستان به پایتخت و فراتر از آن را می‌سازید، این خود استراتژیک است، وقتی شما تعمیر جدید پارلمان افغانستان را می‌سازید، این همکاری استراتژیک است. وقتی شما 2.5 ملیارد دالر را کمک می‌کنید، این خود استراتژیک است. روز گذشته ما این همکاری‌ها را روی کاغذ گذاشتیم و سند را امضا کردیم که ساحات مختلف مانند امنیت، ارتقای ظرفیت‌ها، رشد بیشتر اقتصاد، استخراج و ارتقای ظرفیت در عرصه معادن و گاز و غیره. بنابرین، با استفاده از این فرصت، می‌خواهم از همه کمک‌های شما تشکر کنم؛ و نه تنها اینکه مردم افغانستان این کمک‌ها و مساعدت‌های هند را فراموش نخواهد کرد، بلکه برای آنچه که هند به ما کرده است همیشه ممنون خواهیم بود. این بار روابط دو کشور بیشتر از پیش توسعه یافته است. طوریکه من قبلاً اشاره کردم، بازسازی افغانستان دربرگیرنده تلاش‌ها در تمامی ابعاد زندگی مردم ما بوده است.
من در مورد موانع و مشکلات نیز اشاره کردم. می‌خواهم در مورد مشکلات و این موانع که در برابر تلاش‌های صلح مانع قرار گرفته است به جزیات صحبت کنم.
در حالیکه در ده سال گذشته ما مصروف ساختن مکاتب بودیم، تروریست‌ها این مکاتب را می‌سوزاندند، در حالیکه ما تلاش داشتیم جوامع سنتی افغانستان را بازگردانیم و حیات سیاسی این کشور را برگردانیم، تروریست‌ها و حامیان آن‌ها رهبران را کشتند، از رهبران محلی گرفته تا ملی و شخصیت‌های ما، از یک سو ما مصروف ساختن مساجد و نهادهای آموزش اسلامی بودیم، از سوی دیگر تروریست‌ها علمای دینی ما را به قتل می‌رساندند. از یک سو ما معلمین را آموزش می‌دادیم، از سوی دیگر آن‌ها کشته می‌شدند و تهدید می‌شدند. از یک سو ما کلینیک‌های صحی می‌ساختیم، از سوی دیگر داکتران ما کشته می‌شدند و کلینیک‌ها ویران می‌شدند. صدها بزرگ محلی کشته شده‌اند، هزاران تن از نیروهای امنیتی اردو و پولیس ما کشته و زخمی شده‌اند، هزاران تن از افراد ملکی ما زندگی شانرا در انواع مختلف خشونت از دست دادند، صدها مکتب بسته یا تخریب شد، سرک‌های که ما ساختیم توسط تروریزم و خشونت آسیب دید و خراب شد.
 
افغانستانی که ما در 2002 داشتیم، کشوری بود که عاید سرانه ما، 150 دالر بود، در حالیکه امروز این رقم به 600 دالر رسیده است. عواید ناخالص ملی ما حدود 3 ملیارد بود، اما امروز به 17 ملیارد دالر رسیده است. ذخایر خارجی ما فقط حدود 200 میلیون دالر بود، درحالیکه امروز به 6 ملیارد دالر بلند رفته است. هیچ مکتبی وجود نداشت، اما امروز هزاران مکتب داریم، در حالیکه در آنزمان هیچ پیشرفتی در هیچ ساحه ای در افغانستان نداشتیم، امروز وضعیت بهتر شده است. در حالیکه امراض ملاریا و پولیو و رقم بلند مرگ و میر کودکان و مادران افغانستان را تسخیر کرده بود، امروز خیلی بهبود یافته است، افغانستان از جانب سازمان ملل به خاطر مبارزه موثر علیه پولیو و مرگ و میر اطفال و مادران مورد تشویق و تمجید قرار گرفت. اما، در ساحه ایکه افغانستان موفق نبوده است، تامین امنیت است. جائیکه افغانستان موفق نبوده است رسیدن به صلح است. جائیکه جامعه جهانی، ناتو و ایالات متحده امریکا نیز ناکام بوده‌اند آوردن صلح است. سوال که دلیل این همه در چه است سوالی خیلی مهمی برای همه ماست، افغانستان این رنج را به تنهائی متحمل نمی‌شود، افغانستان دردهای زیادی را متحمل شده است، هند از این ناحیه رنج می‌برد، پاکستان نیز متقبل رنج‌ها شده است، امروز پاکستان بیشتر از ما از دست تروریستان آسیب می‌بینند، تنها در همین چند روز پیش 13 نفر در اثر خشونت در کویته کشته شدند، در اغاز 2002 تا 2006 ما انواع خشونتی را که از آنسوی مرز وارد می‌شد محکوم می‌کردم، اما بعد از انکه پاکستان خود از افراطیت و تروریزم و خشونت متاثر گردید و مردمان پاکستان نیز قربانی شدند، من در نحوه برخورد خود تغییراتی را آوردم. هیچ حکومتی در افغانستان در طول تاریخ پاکستان بیش از 60 سال گذشته مانند و به اندازه من و حکومت من با پاکستان در تماس نبوده است. با به راه انداختن روند صلح با طالبان و با تماس و همکاری دوستانه و مخلصانه با برادرانم در پاکستان، اما متاسفانه ما به نتیجه که ما همه می‌خواهیم نرسیدیم، به ارزوی آنچه که بودیم نرسیدیم، همان پیام آور صلح، کسی پیام صلح را گفت آورده است انتحار کننده بود و پروفیسور ربانی را به شهادت رساند. بنابرین، ما تصمیم گرفتیم که با طالبان صحبت نکنیم، چون آدرس آن‌ها را نمی‌دانیم،  نمی‌دانیم از کجا پیدایشان کنیم، هروقت پیدایشان کردیم، صحبت هم می‌کنیم، بنابرین ما تصمیم گرفتیم با برادران خود در پاکستان صحبت کنیم، با صداقت و اخلاص و با آرزوی صلح به آن‌ها صحبت کنیم. اما متاسفانه این روابطی را که ما سال‌ها قبل آغاز کردیم نتیجه دلخواه ما را نداده است. پس پروسه صلح بیشتر بر روابط میان کشورها متمرکز خواهد بود تا برقراری تماس با سازمان دارای افراد که ما ادرس آن‌ها را نداریم. برای این هدف و تامین صلح، افغانستان نه تنها برای تامین بهترین روابط برادری و دوستانه با پاکستان بلکه با ایران و سایر همسایه‌ها تلاش کرده است و به این تلاش‌ها ادامه خواهد داد. در راستای این هدف برای تامین صلح و ثبات در افغانستان ما روز گذشته توافقنامه استراتژیک را با هند امضا کردیم و مذاکرات و بحث‌ها برای امضای یک چنین توافقنامه با ایالات متحده امریکا در جریان است، یک توافقنامه با ناتو امضا کردیم و آروزی امضای همچو سند را با اتحادیه اروپا نیز داریم. پس افغانستان می‌تواند وسایل تاامین امنیت و ارتقای ظرفیت را در همکاری با جامعه جهانی و کشورهای همسایه و دیگران برای خود فراهم نماید. در تحقق این امر، یکی از مهم‌ترین چیزها انتقال مسئولیت از جامعه جهانی به نیروهای افغانستان است. ما این روند را از ماه جولای امسال در هفت منطقه و ولایت کشور شروع کردیم و مرحله دوم آن در ماه اکتوبر شروع می‌شود و ما به سوی مرحله سوم و نهائی که تا اخیر سال 2014 است و حتا کوشش می‌کنیم زودتر از ان شود، می‌خواهیم افغانستان مسئول تامین امنیت سرتاسری خود باشد، افغانستان مسئول حفاظت از سرحدات خود باشد و خدمات عامه به صورت کلی ارائه گردد. افغانستان مسئول امور خود خواهد شد، اما با همکاری و همیاری با کشورهای مانند هند، اروپا، امریکا، عربستان سعودی، جاپان، شوروی، چین و سایر کشورها.
آرزو می‌کنیم هند و سایر همسایه‌های ما دراین روند ما را حمایت کنند. انتقال مسئولیت‌ها و تحقق این روند کمک می‌کند تا آنچه را که ما برای منطقه ما می‌خواهیم بدست بیاوریم، ایا پاکستان، هند و افغانستان مخصوصاً این سه کشور و دیگر همسایه‌های ما می‌توانند زندگی را آنگونه که است ادامه دهند؟ ایا ما در مسیر خود به سوی آینده با تهدیدها مواجه خواهیم شد؟ آیا ما می‌توانیم در محیط ترس و تهدیدیکه امروز قرار داریم زندگی کنیم؟ من اندکی قبل با جلالمتآب معاون رئیس جمهور هند صحبت می‌کردم و از او پرسیدم که چه تعداد کودکان در هند، در دهلی درمورد فشنگ‌های که از طیاره‌های هلیکوپتر پرتاب می‌شود، آگاهی دارند؟ چه تعداد کودکان در هند و دیگر کشورهای دنیا مصروف بازی انتحار و دفاع از آن هستند؟ چه تعداد کودکان در جهان در مقایسه با کودکان افغانستان و پاکستان نام‌های چینوک و به لک هاک را شنیده‌اند؟ آیا کودکی است در جهان که در بازی یک طرف انتحار کننده شود و طرف دیگر خود را از آن نگاه کند؟  این یک صحنه خیلی تراژیدی است، این صحنه سوء استفاده از انسان‌ها است و سوء استفاده از بشریت است، که اطفال ما در مورد بازی انتحاری صحبت کنند، پسر خودم بارها که خانه میایم می‌پرسد که پدر آیا در مورد حادثه انتحاری شنیدی؟ من موضوع را تغییر می‌دهم، اما هنوز هم می‌پرسد، آیا این چنین یک محیط برای ما قابل زیست است؟ مسلماٌ که نیست، پس اگر ما نمی‌خواهیم در چنین منطقه‌ی زندگی کنیم که مملو از خشونت، خشم و حمله باشد، پس چه باید کرد؟ طوریکه من قبلاً گفتم، ما آنچه را که در توان داشتیم بکار بردیم، بهترین تلاش‌های را که یک انسان می‌تواند انجام دهد به خاطر داشتن روابط خوب با همسایه‌های خود کردیم و به این تلاش‌های خود ادامه می‌دهیم، اما این منطقه با ظرفیت عظیم رشد و ترقی که دارد، با این ظرفیت بزرگ که خوشبختانه در هند و در چین است موفقیت‌های زیادی داشته است که برای همه جهانیان آشکار است، اما در عین زمان در این منطقه ما تمایلات خیلی منفی و زشت وجود دارد که ما را متاثر می‌سازد، از یک سو ظرفیت عظیم رشد و ترقی برای زندگی مرفه وجود دارد، از سوی دیگر خشونت‌ها، تاخت و تازها و افراطیت هم به سوی ما میاید. هرگاه این گرایشات و روندها به همین شکل ادامه یابد، سالهای طولانی را ما نه تنها با اثرات منفی و عقب ماندگی مواجه خواهیم بود، بلکه با کمبود آب، کمبود زمین و فضا و کمبود کشت و کار و جنگل و غیره مشکلات جدی روبرو خواهیم بود.
خانم‌ها و اقایان! من فکر نمی‌کنم که منحیث جوامع انسانی بتوانیم با معیارهای به اصطلاح جنگ جویانه پیش برویم، و بتوانیم در این محیط‌های انزجار و نفرت و عدم اعتماد زندگی کنیم، افغانستان هیچ گزینه جز بهترین همسایه بودن با برادران و خواهران خود ندارد، باید بستر عبور و مرور منطقه، برخواستگاه فعالیت‌های تجاری واقتصادی در منطقه و دارای رفت و امد آزاد باشیم. هیچ دلیلی نیست که ما نتوانیم مثالی از اروپا باشیم و در کنار یکدیگر در صلح و رفا زندگی کنیم. اروپائی‌ها جنگ‌های بزرگ‌تر از ما را در جریان تاریخ تجربه کرده‌اند، دیدگاه من برای آینده این منطقه اینست که روزی کشورهای این منطقه سرحدی نداشته باشند، منطقه‌ی باشد که نیروی جوان و ظرفیت آن برای آرامش و رفا نسل‌های آینده آن استفاده درست شود، دیدگاه من برای این منطقه سعادت، رفا و صلح بیشتر است، دیدگاه من برای این منطقه اینست که کودکان ما از انتحار و انفجار صحبت نکنند و به عوض چیزی دیگری را انتخاب کنند، اما این دیدگاه تا زمانی نمی‌تواند تحقق یابد که ما همه نیاز به یک رهبری نیرومند و آینده ساز را درک کنیم. من در ده سال گذشته شاهد تلاش‌های از سوی هند و پاکستان بوده‌ام، تلاش‌های از جانب صدارعظم واجپای و نوازشریف و تلاش‌های از سوی نخست وزیر من‌موهان سینگ و نخست وزیر گیلانی. وقتی من با این‌ها صحبت کردم، با صدراعظم واجپای، با آقای نواز شریف، با نخست وزیر من‌موهان سینگ و آقای گیلانی همه‌شان به اندازه آرزومند صلح بوده‌اند که ما و شما در این تالار هستیم. آرزو دارم سیاستگذاران در مجموع بتوانند باهم یکجا شوند و فراتر از این تمایلات و گرایش‌ها حرکت کنند. افغانستان هر اقدامی را که در این زمینه سازگار واقع شود اتخاذ خواهد کرد تا به این ترتیب انگور افغانستان نه از طریق طیاره بلکه با لاری و موتر بتواند به همان تازگی که در کابل و کندهار و جلال آباد صرف می‌شود به هند نیز برسد. تا به این ترتیب ما به دیدگاه داکتر من‌موهان سینگ که صبحانه را در امرتسر، نان چاشت را در لاهور و نان شب را در کابل و شاید هم صبحانه دیگر را در تهران صرف کنیم، برسیم. این دیدگاهی است که من و میلیون‌ها انسان دیگر آرزوی رسیدن به آنرا دارد. من با صداقت و اخلاص تمام با برادرانم در پاکستان کار خواهم کرد.
امضای توافقنامه استراتژیک با هند به هیچ وجه علیه کشور دیگری مقصد ندارد. هدف این توافقنامه فقط استفاده افغانستان از قدرت وتوانائی‌های هند است و هند خوشبختانه این توانائی را دارد که به افغانستان کمک کند. این مربوط افغانستان است که از توانائی‌های هند و از همکاری‌های هند برای بهبود زندگی خود استفاده کند. کمک هند در آموزش اطفال ما، در آموزش پولیس ما، اردوی ما، داکتران ما، متخصصین لابراتوارها می‌تواند مساعد باشد. این توافقنامه استراتژیک برای حمایت از پیشرفت و ترقی افغانستان است. بدون شک، این توافقنامه به نفع ماست. تقاضای من امروز اینست که ما از این فضای بی اعتمادی فراتر برویم. به نظر من، دیدگاه برای آینده متعلق به داشته‌های این منطقه است.
خانم‌ها و آقایان! اگر دقیق فکر کنیم، این منطقه از لحاظ جمعیت طوری است که مردمان آن باهم متحد، به هم پیوسته و از لحاظ فرهنگ درهم آمیخته‌اند. آیا در روسیه شما کدام شاعر آلمانی را آدرس دارید؟ و آیا شما در ایتالیا کدام شاعر بزرگ فرانسوی را می‌شناسید؟ نه، اما در هند ما یک شاعر بزرگ فارسی زبان، بیدل را داریم، در پاکستان ما شاعر نامور فارسی و اردو زبان اقبال را داریم، آیا شما شنیده‌اید که کدام گوشه‌ی از جهان کسی در فاصله هزاران کیلومتر درمورد زندگی یک تاجر در کشور بنویسد؟ نه، اما تاگور داستان کابلی والا را نوشت. آیا در جای از دنیا شنیده‌اید که یک هنرمند مانند لتا منگیشکرجی آهنگ  مهدی حسن را بشنود، و یا مهدی حسن به بیمسین جوشی گوش دهد، و یا خوشحال خان ختک در مورد زیبائی هند بسراید، و یا اشعار غالب را ما همه بخوانیم! شما می‌شنوید که هرافغان از شاه رخ خان می‌گوید، در باره شمی کپور صحبت می‌کند، همینطور در پاکستان، آهنگ‌های هندی را با اشتیاق می‌شنوند، در هند، همه نصرت فتح علی خان را دوست دارند. این بنیادی است که ما داریم، و همین بنیادی است که من آرزو دارم آینده خود را به اساس آن بسازیم، اینده‌ی که نه تنها صلح آمیز باشد، بلکه ارمغان آور زندگی با سعادت و رفاه باشد، آینده که من نه تنها یک متقاعد ملکی افغانستان باشم بلکه شهروند متقاعد آسیای جنوبی هم باشم. این رویای من است.
بازهم تشکر از شما
(رئیس جمهوری اسلامی افغانستان در پایان سخنرانی‌اش به سوالات چند تن از حاضرین پاسخ ارایه کرد)
سوال- از خبرگزاری بلومبرگ می‌باشم، جناب رئیس جمهور! مشخصاً اگر در مورد همکاری‌های امنیتی میان دو کشور که در این توافقنامه استراتژیک گنجانیده شده است صحبت بفرمائید، مثلاً آیا در این توافقنامه که شما امضا کردید در مورد آموزش نیروهای امنیتی افغانستان، اردو و پولیس چیزی گفته شده است؟ چون شما میدانید که این مسئله قابل نگرانی پاکستان است.
پاسخ- شما شنیده باشید که من در مناسبت‌های مختلف در پاکستان و نیز در هند صحبت کرده‌ام، وقتی از من در پاکستان در مورد هند سوال می‌شود، میگویم افغانستان و پاکستان مانند برادران  دوگانه هستند و هند یک دوست نزدیک ماست. بنابرین، توافقنامه ای را که ما دیروز با دوست نزدیک خود امضا کردیم به هیچ صورت بر برادر تاثیر منفی ندارد. هدف این توافقنامه تقویت افغانستان است، تقویت برادر پاکستان است، که پولیس ما را آموزش دهد، اردوی ما را آموزش دهد، و هزاران جوان افغان را در هند آموزش دهد تا ما توانائی آنرا پیدا کنیم  که از صحت مردمان خود در کشور خود مان مراقبت نمائیم. هرگاه این فرصت را هر همسایه دیگر ما و یا پاکستان فراهم نماید، ما از آن استقبال کرده‌ایم و خوش خواهیم شد. می‌خواهم تاکید کنم که نه هند و نه افغانستان می‌خواهد که این توافقنامه فراتر از این دو کشور برود. این توافقنامه میان ما دو کشور است و هدف آن تقویت و سلامت مردم افغانستان است. مواد این توافقنامه را شما همه می‌توانید مطالعه کنید تا خود مطئمین شوید.

دهلی‌نو - 13 میزان 1390
هفتم اکتبر 2011
کد مطلب: 16121
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/PbMqk6
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل