۱
 

کانون فرهنگی حکیم ناصر خسرو بلخی

تاریخ انتشار : شنبه ۸ اسد ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۲۱
کانون فرهنگی حکیم ناصر خسرو بلخی
کانون فرهنگی حکیم ناصر خسرو بلخی در سال ۱۳۶۷ خورشیدی بنا بر علاقمندی و ذوق فرهنگ پروری الحاج سید منصور نادری از بودجه شخصی‌شان در شهر کابل تأسیس گردید. در نخستین کنفرانس کانون، آیین‌نامه آن در سه فصل و بیست و دو ماده به تصویب رسید و طبق ماده هفدهم مقرره مذکور، هیئت رهبری کانون به ترکیب ذیل انتخاب گردید:
# الحاج سید منصور نادری
# اکادمیسن پوهاند دکتور عبدالاحمد جاوید
# کاندید اکادمیسن پوهاند میر حسن شاه
# کاندید اکادمیسن داکتر اکرم عثمان
# عبدالحسین توفیق
# رضا مایل هروی
# رهنورد زریاب
# لطیف ناظمی
# واصف باختری
# محمد یوسف کهزاد
# عبدالله نایبی
# محمد مهدی نصرت هروی

مطابق ماده هجدهم آیین‌نامه کانون، رئیس معاون و منشی شورا از میان اعضای هیئت رهبری برگزیده شدند کانون بر مبنای اهداف ذیل، برنامه کاری خود را روی دست گرفت:

# تشویق و پشتیبانی آفرینشگران پژوهش‌های علمی و ادبی.
# خدمتگزاری در زمینه مسایل قانون گذاری فرهنگی، ادب و هنر و مسایل اجتماعی، عاری از گرایش‌های تفرقه افگنانه تقویت سکتور فرهنگی و رفع موانع در راستای گسترش ادب و فرهنگ.
# حمایت و تقویه پروگرام‌های فرهنگی و کلتوری مطابق اساسات جامعه افغانی.
# تهیه معلومات واقعبینانه فرهنگی و علمی برای سکتور فرهنگی و نشر گزارش‌های علمی و فرهنگی.
# حمایت از فرهنگیان و سهیم ساختن تمام قشرها جامعه در بازسازی فرهنگ و هنر.
# چاپ و تکثیر تمام آثار حکیم ناصر خسرو همچنان نشر رساله‌هایی که دربارهٔ اندیشه‌ها و افکار حکیم ناصر خسرو توسط محققان و نویسندگان تهیه و از سوی هیئت مدیره کانون قابل چاپ دانسته می‌شود.
# طرح و ایجاد مرکز پژوهشی ناصر خسروشناسی از سوی کانون.
# راه‌اندازی کانکورهای ادبی در اخیر هر سال و اهدای جوایز بلند در زمینه‌های شعر، داستان پژوهش و سایر آثار ادبی و هنری برای آفرینشگران.
# ایجاد مراکز فرهنگی در سایر ولایات و تأسیس کتابخانه‌های عامه در مرکز و ولایات کشور

آغاز فعالیت‌های عملی کانون
فعالیت عملی کانون با راه اندازی کانکور ادبی آغاز یافت. در سال ۱۳۶۷ نخستین فراخوان از سوی کانون برای اشتراک علما، دانشمندان، شاعران، نویسندگان اعلام گردید که در نتیجه شمار کثیری از آفرینشگران عرضه‌های ادبیات، فلسفه، علوم، هنر آثار بدیعی و پژوهشی خود را برای این کانکور بزرگ کاندید نمودند.
طی چهار سال پس از تأسیس کانون یعنی از سال ۱۳۶۷ تا سال ۱۳۷۰ همه ساله از محققان، نویسندگان، شاعران، هنرمندان و سایر آفرینشگران عرصه‌های فرهنگ دعوت بعمل آمده تا فراورده‌های فکری و ترادیده‌های ذهنی‌شان را در بخش‌های پژوهش ادبی، پژوهش فلسفی، شعر، نقد، داستان، نقاشی، میناتوری و خوشنویسی برای اشتراک در کانکورهای سالیانه حکیم ناصر خسرو بلخی ارائه دهند که در نتیجه ارزیابی آثار از سوی داوران، به آفرینشگران، جوایز اول، دوم و سوم اهداء گردیده‌است.
چهارمین محفل اهدای جوایز به برنده گان که آخرین برنامه این کانکور بود در قوس سال ۱۳۷۰ با شکوه کم‌نظیری در شهر کابل گشایش یافت. درین کانکور بزرگ برای ۵۶ تن از شاعران، نویسندگان، پژوهشگران، خوش نویسان و نقاشان جوایز بلند نقدی اهداء گردید.
در تابستان سال ۱۳۷۰ خورشیدی به ابتکار کانون فرهنگی حکیم ناصر خسرو بلخی بمناسبت نهصد و سی ومین سال وفات حجت خراسان حکیم ناصر خسرو بلخی سمینار پژوهشی و تحقیقی در هوتل آریانا دایر گردید که در آن افزون بر بزرگان ادب و فرهنگ کشور، شماری از فرهنگنان کشورهای خارجی نیز حضور داشتند.
درسال۱۳۶۹ خورشیدی فصلنامه تحقیقی و پژوهشی «حجت» ارگان نشراتی کانون به تدبیر الحاج سید منصور نادری تأسیس گردید که در کار گراداننده این نشریه وزین اساتید و دانشوران عرصهٔ ادبیات تحقیقی هر یک محترمان استاد واصف باختری، دکتور اسدالله حبیب، عبد الحسین توفیق، رهنورد زرباب، پوهاند دکتور جلال الدین صدیقی، معاون سر محقق حسین فرمند، پوهندوی سید نور الحق کاوش، محقق حسین نایل، عبدالله نایبی، محمد مهدی نصرت هروی و رضا مایل هروی به عنوان مؤسسین و اعضای هیئت تحریر مجله منهمک بودند. هشتمین شماره مجله در حوت ۱۳۷۰ از چاپ برآمد وبا آغاز تنش‌های ذات البینی در کابل، این مثنوی جبراً محکوم با تأخیر گردید.
درقوس سال ۱۳۷۰ خورشیدی کتابخانه مرکزی کانون فرهنگی حکیم ناصر خسرو در شهر کابل تأسیس گردید بود که در قوس سال ۱۳۷۰ با تهداب گذاری مجمع بزرگ کانون در چهار راهی سر سبزی واقع تایمنی اساس نهاده شد، اما فعالیت کتابخانه بنا بر تهدید جنگها در شهر کابل معطل قرار داده شد.

فعالیت کانون پس از سقوط کابل و آغاز آشوب‌های داخلی
با فروریختن آخرین برگهای تقویم سال ۱۳۷۱ و آغاز سال ۱۳۷۲ مجال زیستن در شهر کابل دشوار گردید وانبوهی از شهر وندان گروه گروه به محلات مصون و آنسوی مرزها کوچیدند. ولایات صفحات شمال کشور که در مصونیت نسبی نفس می‌کشیدند به میزبانی شهریان کابل آماده شدند.
در چنین احوالی شهر پلخمری مناسب‌ترین محلی برای ادامه فعالیت کانون انتخاب شد و این به دو دلیل مؤثریت داشت: نخست آنکه زادگاه مؤسس و رئیس کانون که از آن مواظبت می‌نمود (دره کیان) در ولایت بغلان و نزدیک به پلخمری موقعیت داشت که حضور ایشان بحیث یکی از رهبران متنفذ و مقتدر مذهبی و عنصر فعال سیاسی _ اجتماعی آن روزگار در حفظ ثبات سیاسی _ امنیتی میان نیروهای درگیر در محل تأثر بسزایی داشت و این ثبات، ضمانت خوبی برای ادامه فعالیت کانون بود. دودیگر اینکه شهرک مزدحم و پر جنب و جوش پلخمری که محل تلاقی چندین ولایات شمال کشور با هم و با مرکز بود، خصوصیت جغرافیایی روشنفکرانه خود را حفظ نموده بود که زمینه مساعدی برای ادامه کار فرهنگی برای کانون فراهم بود.
آغازین ماه‌های سال ۱۳۷۱ خورشیدی، فرجامین روزهای آفتابی در حیات کانون بود. در جوزای ۱۳۷۱ بنا بر تشدید جنگها دفتر مرکزی کانون به شهر پلخمری انتقال یافت که پس از جابجایی کانون در آن شهر، نخستین اقدام، احیای کتابخانه کانون بود.
قبلاً به کمیت بیست و پنج هزار جلد کتب مختلف النوع از جمهوری اسلامی ایران خریداری و با میزهای ویژه مطالعه و تحقیق و موبل و فرنیچر مدرن برای کتابخانه کانون در شهر کابل آماده گردیده بود که متأسفانه این امکان میسر نشد و بااین کتاب‌ها و وسایل، کتابخانه کانون در شهر پلخمری فعال گردید.
روابط گسسته کانون با فرهنگیان درشهرپلخمری مجدداً پیوسته گردید و برنامه‌ها ووظایف کانون بر طبق پلان کاری آن بار دیگر از سر گرفته شد که نقش انسجام دهنده محترم پوهندوی دکتور سید نورالحق کاوش معاون و دبیر کانون درین راستا در خور تمجید و ستایش است.
در جوزای ۱۳۷۲ دومین سمینار تحقیقی در احوال و آثار حکیم ناصر خسرو بلخی از سوی کانون در تالار کنفرانس‌های تخنیکم نفت و گاز شهر مزار شریف دایر گردید.
در این سمینار که گروهی از شخصیت‌های فرهنگی، دانشمندان، ادبیات شناسان و استادان دانشگاه‌ها حضور داشتند، مقالات ارزنده تحقیقی ازسوی محققان ونویسندگان ارائه گردید.
طی این سالها در نتیجه تماس‌ها و روابط کاری کانون با انجمن‌ها و نهادهای فرهنگی کشورهای همزبان یعنی جمهوری اسلامی ایران و جمهوری تاجیکستان، در سنبله سال ۱۳۷۳ هیئت کانون فرهنگی حکیم ناصر خسرو بلخی به دعوت مقامات فرهنگی تاجیکستان جهت اشتراک در کنگره جهانی هزارهٔ فردوسی منعقده شهر دوشنبه به تاجیکستان سفر نمود. هیئت کانون ضمن اشتراک در کنفرانس، معاهداتی را با مقامات فرهنگی آن کشور از جلمه با انجمن ”پیوند” به امضاء رسانید و قرار شد تا نمایندگی کانون فرهنگی حکیم ناصر خسرو بلخی در تاجیکستان و نماینده گی «پیوند» در شهر پلخمری ایجاد شود.
در جدی سال ۱۳۷۲ هیئت کانون فرهنگی حکیم ناصر خسروبلخی به ریاست محترم الحاج سید منصور «نادری» رئیس کانون به دعوت مقامات فرهنگی جمهوری اسلامی ایران به آن کشور سفر نمود. هیئت کانون ضمن بازدید، با مقامات فرهنگی آن کشور معاهدات همکاری متقابل را امضاء نمودند که به موجب آن حدود بیست هزار جلد کتب مختلف النوع از آن کشور قسماً خریداری و تعدادی نیز از سوی مقامات فرهنگی جمهوری اسلامی ایران به کانون اهداء گردید که حجم نهایی کتابخانه با خریداری‌های بعدی به پنجاه هزار جلد رسیده بود.
در سالهای ۱۳۷۴ - ۱۳۷۶ کانون وارد مرحله بهتری از فعالیت‌های فرهنگی گردید. طی این مدت بیش از یازده عنوان کتاب که برخی تألیف وبرخی نیز ترجمه شده بودند با تیراژهای بلندی از سوی انتشارات کانون حله چاپ در برکردند؛ کتابهایی چون «عرفان ابن سینا»، «عقاب»، «دعایم الاسلام» ، «دیدگاه‌های ناصر خسرو در مسئله جبر و اختیار»، «اوج شاهین»، «رهنمای مسافرت به اروپا»، «تاریخ خلفای فاطمی» و شمار دیگری از این گونه کتاب‌ها که چاپ برخی از آنها بوسیله دستگاه طباعتی کانون (آی، بی، ام) که به منظور چاپ فصلنامه حجت خریداری شده بود انجام یافته و برخی نیز در خارج از کشور با هزینه کانون بچاپ رسیده‌است.
چاپ دوره دوم فصلنامه پژوهشی حجت در سال ۱۳۷۲ در شهر پلخمری از سر گرفته شد و از شماره نهم آغاز گردید که شماره بیستم آن در حوت ۱۳۷۶ از چاپ برآمد و با فروپاشی مجدد کانون در جوزای ۱۳۷۷ نشرات مجله نیز متوقف گردید.
در سال ۱۳۷۶ حجم فعالیت کانون در زمینه‌های مختلفی از عرصه‌های فرهنگ، گسترش بهتری یافته بود. چنان‌که به منظور شناسایی بهتر کانون در میان حلقات و مجامع فرهنگی جهان از نام کانون پیام‌هایی به مراکز مهم فرهنگی کشورها مقیم آسیا، اروپا و آمریکا فرستاده شد. در این پیام‌ها از جانب الحاج سید منصور نادری مؤسس کانون آرزو برده شده بود تا بخاطر نجات افتخارات تاریخی فرهنگ دیرین سال مان که مورد دستبرد و تجاوز اجانب قرار گرفته بود، تشریک مساعی بخرج داده شود.
این پیام‌ها به انجمن قلم در آمریکا، انجمن میشل بانو در فرانسه، انجمن زردشتیان هند درهندوستان، انجمن رودکی در ازبکستان و انجمن پیوند در تاجکستان فرستاده شد. همچنان پیام‌های مشابه وجداگانه یی نیزعنوانی پنجاه و یک تن از شخصیت‌های مستقل و سر شنا س فرهنگی افغان و غیر افغان اعم از نویسندگان و محققان زبان و ادبیات فارسی مقیم کشورهای مختلف جهان فرستاده شد.
در راستای همین اقدامات تلافی جویانه جهت به نظاره کشیدن ارزش‌های فرهنگی کشور، جشنواره بزرگ کانون فرهنگی حکیم ناصر خسرو بلخی رویدست گرفته شد وقرار بر آن شد تا این جشنواره با اشتراک سه صد تن از فرهنگیان کشور و جهان از جمله یکصد تن از شخصیت‌های بین الملی به وجه شانداری در دره کیان دایر گردد؛ اما دریغا که با وجود مصارف هنگفت و تدارکات لازم آن از سوی کانون، بنابر کسترش و کشانیده شدن جنگها به صفحات شمال، این هماطی وسیع برگزار نشد.
در سال ۱۳۷۶ دومین نشریه کانون فرهنگی حکیم ناصر خسرو بلخی به نام «ماهنامه کیان» با محتوای دلچسپ و در خور ذوقها و سلیقه‌های مختلف از چاپ برآمد که تا جوزای ۱۳۷۷ نشر آن ادامه داشت.
بخش سنگتراشی و حکاکی یکی دیگر از عرصه‌های برازنده هنری بود که در جنب کانون فعالیت داشت. بهترین آثار گرانبهای هنری از سنگ‌ها و احجار قیمتی وغیر قیمتی بوسیله حکاکان ماهر کانون آفریده شده که تذهیب رواقهای مسجد جامع الحاج سید منصور نادری در تایمنی یکی از نمونه‌های کار این حکاکان است.
لحظات پایانی دوره دوم فعالیت کانون با آغاز بهار سال ۱۳۷۷ فرارسید و کانون یکبار دیگر آماج هیولای جنگ شد. با کشانیده شدن جنگ هابه صفحات شمال تمام داشته‌های مادی و معنوی کانون به تاراج رفت. کتابخانه کانون که پنجاه هزار جلد کتب ادبی، تاریخی، دینی، فلسفی، هنری و غیره داشت وبا وجوه هنگفتی تأسیس و در اختیار مردم قرار داده شده بود با تمام تجهیزات و ملحقات آن غارت گردید.
ماشین آلات و افزار کار حکاکی و سنگتراشی که عواید قابل ملاحظه ای از مدرک فروش تولیدات آن بدست می‌آمد و همچنان تجهیزات و ماشین آلات مطبعه کانون که تمام نشرات کانون بوسیله آن انجام می‌یافت وتمام این دستگاه‌ها با پول‌های گزافی از وجوه کانون خریداری شده بود، مورد چور و چپاولجنگ افروزان قرار گرفت و از میان رفت.
افزون بر غارت و تاراج داشته‌های مادی کانون، ارزشهای معنوی آن نیز شدیدترین صدمات را متحمل گردیده‌است. با تأسف و اندوه فراوان، بهترین و شایسته‌ترین فرزند صدیق کانون فرهنگی حکیم ناصر خسرو بلخی، جاودانیاد محمد اسحق دلگیر در آن روزگار شوم دق مرگ شد. مرحوم دلگیر که یکی از شاعران شناخته شده کشور بود و سالهای متمادی بحیث دبیر کانون در ولایت بلخ خدمات فراموش ناشدنی را انجام داه است، در نتیجه فشار و اختناق جنگ جانش را از دست داد. روانش شاد و یادش گرامی باد.
همینگونه کارمندان و اعضای فعال کانون در حالت رقتبار اقتصادی و بی سرنوشتی قرار گرفته به کشورهای همسایه مهاجرت اجباری را اختیار گردند.

فعالیت کانون بعد از کنفرانس بن و تأسیس دولت جدید
با پایان سالهای سرد و سکوت و سالهای فترت و بی ثمری، آغاز دیگری در سیستم سیاسی کشور پدید آمد. کانون فرهنگی حکیم ناصر خسرو که در سالهای جنگ زیانهای فراوان مادی و معنوی را متحمل شده بود و تمام تأسیسات آن مورد چپاول قرار گرفته بود، یکبار دیگر به گونه آن که مجدداً تأسیس یابد، از نقطه صفر گام برداشت.
نخستین اقدام، تأسیس مجدد کتابخانه مرکزی کانون بود که زمانی پنجاه هزار جلد کتاب داشت. برای هسته گذاری کتابخانه، به تعداد سه هزار جلد کتب متنوع از جمهوری اسلامی ایران خریداری گردید و بنابر سعی و تلاش منسوبین و علاقمندان کانون به تعداد دو هزار و پنجصد جلدکتاب‌های مفقود شده که مهر کانون را در خود دداشتند شناسایی و دوباره به کتابخانه رجعت داده شدند. هم‌اکنون به تعداد پنج هزار و پنجصد جلد کتاب در کتابخانه جدید التأسیس موجود است.
بر نامه دیگر کانون عبارت از ایجاد فروشگاه کتاب بود که بنام «فروشگاه و نمایشگاه بزرگ کتاب» در تایمنی شهر کابل تأسیس کردید.
در جوزای سال ۱۳۸۳ هیئت کانون ضمن سفر به جمهوری اسلامی ایران با چهل و هشت بنگاه نشراتی آن کشورقرار دادی را امضاء نمود که به اساس آن جمعاً به تعداد () جلد کتاب از آن کشور وارد و به معرض فروش قرار داده شد. هم‌اکنون فعالیت کتابفروشی ادامه دارد و در صورت فراهم شدن وجوه کافی، حجم واردات و فروشات آن ارتقاء خواهد یافت همچنان در نظر است تا غرفه‌های سیار این کتابفروشی در شهر کابل و نمایندگی‌های آن در برخی از ولایات ایجاد گردد.
فصلنامه حجت که شماره بیستم و آخرین جلد دوره دوم آن در حوت سال ۱۳۷۶ در شهر پلخمری از چاپ برآمده و با متلاشی شدن کانون در حالت تعلیق قرار گرفته بود.
در تابستان سال ۱۳۸۴ درشهر کابل نخستین شماره دوره سوم آن با محتوای وزین و قطع وصحافت زیبا از چاپ برآمد و تا کنون شماره بیست و چهارم حجت با زیور جاپ آراسته گردیده‌است.

خدمات کانون
کانون طی سالهای پس از تأسیس خویش در زمینه گسترش فرهنگ و رشد استعدادها خدمات ذیل را انجام داده‌است که به‌طور فشرده ارائه می‌گردد.
تشکل روشنفکران به ویژه فرهنگیان و زمینه‌سازی برای آفرینش‌های ادبی _ هنری و انکشاف ارزشهای فرهنگی از طریق راه اندازی کانکورهای ادبی که در آن محققان، شاعران، نویسندگان و هنر مندان اشتراک داشته‌اند.
تأسیس کتابخانه وسیع که در خدمت مردم به ویژه استادان و محصلان دانشگاه‌ها، پژوهشگران، شاعران و نویسندگان قرار داشته‌است.
ایجاد کتابفروشی و نمایشگاه بزرگ کتاب که کتابهای مورد نیاز مردم را به قیمت نازل در اختیار آنان قرار می‌دهد.
چاپ آثار نویسندگان، شاعران، محققان به هزینه کانون.
نشر مقالات و آثار ادبی محققان و پژوهشگران در فصلنامه حجت و بازتاب سیمنارهای فرهنگی کشور و احوال و آثار آنان در نشریه مذکور.
معرفی فرهنگ پر غنای کشور از ورای تحلیل و تحقیق در آثار و افکار علما و دانشمندان پیشینه و معاصر افغانستان.
تأمین روابط با کانون‌های فرهنگی کشورهای مختلف جهان و جلب توجه آنا به میراث‌های فرهنگی افغانستان که هنگام نفوذ طالبان معروض به خطر بوده‌است.

مروری بر پس منظر تأسیس کانون
قرن بیستم بمثابه آغاز نهضت روشنفکری در افغانستان است. در آن آوان، برخی از روشنفکران تحول طلب و آزادیخواه که از سیادت و حکمروایی استعمار گران برتانوی، کشور را دچار یک انحطاط و بحران عقبگرایانه می‌دیدند، در تلاش آن شدند تا سر زمین و ملت خود را با سیر پیشرونده تاریخ و رشد فزاینده علوم و دانش‌های عصر همگام سازند. در چنین احوالی روشنفکران آگاه بر آن شدند تا جنبش‌های ضد استعماری را به راه اندازند تا با تشکل و فشرده گی هم، راهی را به سوی هدف بگشایند.
حضور ملموس و قابل درک این تشکل روشنفکرانه، از عهد امیر حبیب‌الله خان به گونه جنبش اصلاح طلبانه از فعالیت مطبوعات به خصوص، نشر جریده سراج الاخبار آغاز یافت. اما با نشر شماره‌هایی از آن به سرمحرری عبدالرؤف خان کندهاری، مخالفت‌های آشکار هند برتانوی برانگیخته شد و منجر به مصادره آن گردید.
پس از استقرار سلطنت به امیر امان‌الله، شاه تحول طلب، روشنفکران آگاه، چون محمود طرزی، عبدالرحمن لودین، عبدالهادی داوی و ده‌ها تن از نخبه گان دیگر که اندیشه‌های ترقی خواهانه را در ذهن و ضمیر خود جهت دگرسازی کشور و همپا ساختن آن با جهان متمدن دنبال می‌کردند، درین راستا، گام‌های آغازین را نهادند.
نشر مجدد سراج الاخبار که اندیشه‌های تحول طلبانه و ترقی خواهانه محمود طرزی و همرزمانش در آن بازتاب یافته بود، یکبار دیگر این جنبش روشنفکری را از محدوده پایتخت فراتر برد.
نشر مقالات سیاسی- اجتماعی محمود طرزی به خصوص ترجمه‌هایی از منابع خارجی و بر رسی عوامل عقبمانی‌های قرون در سر زمین ما، هر چند در محدوده درک معدودی از با سوادان نشر و پخش می‌شد اما تأثیر گذاری‌های لازم آن در آگاهی بخشی و تنویر ذهنیت‌های عامه مردم چنان فراگیر بود که در کنار دوستداران پیشرفت و تکامل، برخی از عقبگرایان ضد ترقی و وابسته به استعمار را نیز به مخالفت واداشت تا به ذرایع مختلفی در برابر پیشروی‌ها سرد گردند.
در چنین احوالی، سیر روشنفکری با گسترش و اساسگذاری پایه‌های مطبوعات، در برخی از ولایات کشور نیز توأم بود.
تأسیس نشریه‌های اتفاق اسلام در هرات، طلوع افغان در کندهار، اتحاد مشرقی در جلال‌آباد، اتحاد خان آباد در حوزه شمالشرق، بیدار در مزار شریف و برخی دیگر از نشریه‌ها در سالهای ۱۳۰۰ شمسی، دگرگونی خاصی را در رشد اندیشه‌های سیاسی- اجتماعی جامعه پدیدآورد.
متأسفانه عهد پر درخشش امیر امان‌الله خان و جنبش قدرتمند مطبوعات آن روز گار که محمود طرزی آنرا بنیاد نهاده بود، مواجه به انقراض گردید و نخبه‌ترین شخصیت‌های اجتماعی _ فرهنگی که قلم و شمشیر پر صلابت داشتند یا به جوخه‌های اعدام رفتند یا در عقب میله‌های زندان پوسیدند. اما این نهضت روشنفکری از پا نه نشست و با اندیشه‌هایی از قبل خود خوش و کار آزموده که در حلقات و حوزه‌های قبیله یی و عشایری به پاسداری از نهضت و فرهنگ همگرایی داشتند، بر رغم موانع و دسایس الحیل گماشته گان حکام و زمامداران فرصت طلب، چراغ معرفت را از تند باد حوادث برافروخته نگهداشتند، در پر تو نبوغ و درایتی که داشتند، گام‌های استواری را در این راستا برداشتند. در زمره حوزه‌های روشنفکری جغرافیای سر زمین ما، یکی نیز حوزه شمالشرق و صفحات شمال کشور است که با حلقات روشنفکری مرکز و سایر ولایات، زنجیره‌های اتصالی را پدیدآورده بود.
در نخستین سالهای پس از تأسیس مطبوعات در ولایات بغلان، کندز، بدخشان، تخار و برخی دیگر از محلات دارای قلمرو وسیع که در آن روزگار بمثابه حاکمیت واحدی بنام” قطغن” مسما بود، شخصیت‌های بارز ملی- مذهبی که درک و درایت خاصی در تشکل و همسویی مردم به سوی اعتلای ملی و ترقی اجتماعی داشتند و از نفوذ معنوی و جذبه اعتبار میان قشرها مختلف و به‌طور اخص مذهبی بهره‌ور و برخی از آنان با عمق وجدان و وسعت نظر، به خدمتگزاری مردم معطوف بودند. یکی از نخبه‌ترین سیماهای این عصر روانشاد سید نادر شاه کیانی، رهبر اسماعیلیه‌های افغانستان بود که در پرتو آموزش‌های علوم متداوله مذهبی به ویژه اندیشه‌های پربار کلامی حکیم ناصر خسرو بلخی و اندیشوران بزرگ دیگر چون مولانا جلال الدین محمد بلخی، حکیم سنایی، ابوالقاسم فردوسی و سایر بزرگان سخن، بحیث شخصیت مستقل ملی و دارای آگاهی‌های لازم از فنون شعر و عرفان اسلامی متبارز گردید. هر چند پس از سقوط نهضت روشنفکری عهد امان‌الله خان تا آغاز دهه دموکراسی، یعنی سالهای چهل خورشیدی، در کشور، دوره فترت فرهنگی حکمفرما بود اما مرحوم سید نادر شاه کیانی، بمثابه عنصر خود جوش و خلاق، آثار، افکار و اندیشه‌های کلامی قابل ارجی را آفرید که هم‌اکنون از ابشان حدود۵۳ اثر، شامل دواوین شعر و آثار فلسفی _ مذهبی، حله چاپ در برکرده اند. این شخصیت اجتماعی که موازی با مسایل مذهبی و امور مردم داری به امر گسترش و پخش فرهنگ و ارزش‌های متعالی آن معطوف بود، نه تنها در محدوده زیست‌شان یعنی دره کیان و ولایت بغلان بلکه در حوزه‌های شمال، شمالشرق و کابل و فراتر از آن سراسر حلقات فرهنگی و مطبوعاتی کشور، شهرت بسزایی یافت. آستان و بارگاه زیست وی نه تنها محل تجمع پیروان مذهبی بلکه یکی از مراکز پر جنب و جوش شاعران، نویسندگان و سایر ادبا و فرهنگیانی بود که با اشعار و سروده‌های موصوف از طریق مطبوعات شناسایی یافته و به شخصیت چندین بعدی ایشان ارج و حرمت فراوان می‌گذاشتند.
سید نورالدین رونق نادری یکی از فرزندان این بزرگمرد که خود شاعر فرهیخته و متبارز در حلقات مطبوعاتی کشور و دارای تألیفات مستقل بود، در آغوش چنین آستان پر معرفت خانواده گی بارور شد و مانند پدر، با شاعران معاصر افغانستان نظیر استاد خلیل‌الله خلیلی، سخنور بی بدیل کشور و دیگران محشور بود. موجودیت چنین فضایی در خانواده مرحوم سید نادر شاه کیانی در محل، تأثیرات ژرف روشنفکرانه یی را پدیدآورده بود که تا اکنون نیز محسوس است. چنان‌که شاهنامه خوانی و مثنوی خوانی در قراء و قصبات ماحول دره کیان و دوشی ولایت بغلان مرسوم است و روشنفکران دارای طبع شعر و قریحه سخنوری از همین محلات در مطبوعات کشور راه یافته‌اند. از آغاز دهه دموکراسی یعنی سالهای ۱۳۴۰ خورشیدی تا فرارسیدن انقلابات و سالهای پر آشوب جنگ، فضای مناسبی برای انکشاف نسبی فرهنگ و معارف در کشور پدیدار بود که با گذشت سالها این حلقه فرهنگی خانواده گی در حقیقت امر فراتر از محدوده خانواده، به کانون معرفت و فرهنگ ملی مبدل و از همان آوان زمینه‌ساز ایجاد یک نهاد مستقل فرهنگی، پر صلابت در کشور گردید، چنان‌که بعدها در سال ۱۳۶۷ خورشیدی از بودجه شخصی جناب الحاج سید منصور «نادری» مشعل دار آگاه این خانواده فرهنگ گستر و معرفت پرورکه خود دارای قریحه سرشار ادبی به خصوص دارای طبع شعر است. کانون فرهنگی حکیم ناصر خسرو بلخی بمثابه یک نهاد مستقل فرهنگی وتأسیس و به فعالیت آغاز نمود. در کار ایجاد کانون مذکور دوازده تن از نخبه‌ترین شخصیت‌های سرشناس و طراز اول ادبیات کشور بحیث مؤسسین سهم فعال داشتند. در نخستین کنگره مؤسس کانون، آیین‌نامه آن دارای سه فصل و بیست و دو ماده به تصویب رسید و جناب الحاج سید منصور «نادری» بحیث رئیس کانون انتخاب گردید

مؤسسین
# الحاج سید منصور نادری
# کاندید اکادمیسن داکتر اکرم عثمان
# کاندید اکادمیسن پوهاند میر حسین شاه
# لطیف ناظمی
# محمد یوسف کهزاد
# رهنورد زریاب
# واصف باختری
# پوهاند دکتر عبدالحمد جاوید
براي ورود به وب سايت كانون فرهنگي حكيم ناصر خسرو بلخي اينجا كليك كنيد.
کد مطلب: 15295
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/mOydp0
 


 
لیلا آجرلو
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۳-۱۰-۰۹ ۱۴:۴۹:۰۹
با سلام و عرض خسته نباشید
بنده در بنیاد دایره المعارف اسلامی هستم و مشغول تهیه کتابشناسی ناصرخسرو برای همایش ناصرخسرو در دانشگاه شهید بهشتی می باشم بنده به منابع افغانستان و تاجیکستان درباره ناصرخسرو دسترسی چندانی ندارم بینهایت سپاسگذار میشوم اگر تا حد امکان منابع من جمله مقالات و پایان نامه های آن خطه درباره ناصرخسرو را در دسترس دارید یا روش دسترسی به آنها در اختیار بنده بگذارید با تشکر آجرلو (15160)
 
نام و نام خانوادگی
ایمیل