سازمان جوانان مترقی

5 جوزا 1390 ساعت 17:02

سازمان جوانان مترقی، متشکل از دو حلقهٔ دکتر اکرم یاری، از خان‌زاده‌های جاغوری و وابسته به دربار ظاهرشاه و دکتر هادی محمودی بود.


برخی مائوئیست‌ها، سازمان جوانان مترقی را نخستین سازمان مارکسیستی افغانستان معرفی می‌کنند که نشریهٔ «شعلهٔ جاوید» ارگان نشراتی آن بود. در سایت اینترنتی سازمان رهایی افغانستان، نوشته‌ای در سال ۱۹۶۶ میلادی تحت عنوان «تاریخچهٔ مختصر جنبش چپ انقلابی افغانستان و سازمان ما» منتشر شده که فشردهٔ آن چنین است:
«نخستین سازمان جنبش مارکسیستی افغانستان به‌نام «سازمان جوانان مترقی» در اواسط سال‌های شصت همزمان با ایجاد «حزب دموکراتیک خلق افغانستان» به‌وجود آمد. یکی از مشخصات جنبش مارکسیستی کشور ما این است که از همان آغاز در مبارزه با نظریات رویزیونیستی و اپورتونیستی قرار داشت و در همین بستر رشد یافت. زیرا، سال‌های نضج‌گیری جنبش مذکور مقارن بود با اوج پلمیک [= جدل] بین چین و شوروی و انقلاب فرهنگی چین که هر دو تأثیری شدیدی از لحاظ ایدئولوژیک و سیاسی بر «سازمان جوانان مترقی» نهاده بود. اساساً می‌توان گفت که سازمان مذکور براساس ضرورت اشاعه و دفاع از مارکسیسم انقلابی در مقابل رویزیونیزم و سازشکاری حزب دموکراتیک خلق، به رهبری تره‌کی و ببرک کارمل، تأسیس شد.
وقتی رژیم ظاهرشاه در همین سال‌ها دموکراسی را در حد آزادی بسیار محدود مطبوعات و اجتماعات پذیرفت، سازمان جوانان هم نشریه‌ای به‌نام «شعلهٔ جاوید» بیرون کشید با تمرکز روی بخش اندیشهٔ مائوتسه دون و افشا و طرد مواضع حزب دموکراتیک خلق و رویزیونیزم شوروی.
در اوایل سال‌های هفتاد گروه‌های مختلف درون شعلهٔ جاوید متوجه اشتباهات سازمان جوانان مترقی شده و با طرح انتقادات‌شان مبارزهٔ ایدئولوژیک وسیعی از بالا تا پایینِ جریان درگرفت. مهمترین انتقادات از «گروه انقلابی خلق‌های افغانستان» که بعداً نام «سازمان رهایی افغانستان» را به خود گرفت، بود. این امر منجر به جدایی و کار مستقلانهٔ تشکل‌های دیگر نیز گردید که مارکسیزم _ لنینیزم _ اندیشه مائوتسه دون را قبول داشتند.»
 سازمان جوانان مترقی، در واقع تشکل سیاسی مخفی وابسته به جریان یا جمعیت دموکراتیک نوین (= شعلهٔ جاوید) بود که حتی برای اکثر اعضا و هواداران این جریان تا سال‌های بعد از فروپاشی آن ناشناخته باقی مانده بود و نفس آشکار شدن این سازمان به نوبهٔ خود باعث اختلاف و انشعاب در حلقه‌های مختلف تشکیل دهندهٔ جریان مائوئیستی شعلهٔ جاوید شد.
سازمان جوانان مترقی، متشکل از دو حلقهٔ دکتر اکرم یاری، از خان‌زاده‌های جاغوری و وابسته به دربار ظاهرشاه و دکتر هادی محمودی بود. دکتر اکرم یاری و همفکرانش ظاهراً به این دلیل برای تشکل سیاسی جریان مائوئیستی در افغانستان نام سازمان مترقی را برگزیدند که شرایط افغانستان را برای تشکیل یک حزب انقلابی کمونیستی مساعد نمی‌دیدند و خواستار آن بودند که تا زمان فراهم شدن زمینه برای بسیج آگاهانه و همگانی توده‌ها در جهت تأسیس حزب انقلابی کمونیستی باید سازمان‌های روشنفکری و مترقی ایجاد شوند.
سازمان جوانان مترقی، بعد از آن که برای اعضا و محافل مختلف جریان مائوئیستی، به‌خصوص «محفل پس منظر» به رهبری انجینیر عثمان و عبدالمجید کلکانی آشکار شد، با مخالفت‌هایی مواجه شد. این محفل جزوه‌ای تحت عنوان «پس منظر تاریخی» منتشر کرد و سازمان مذکور را مورد انتقاد قرار داد. طرفداران سازمان جوانان مترقی نیز با انتشار نوشته‌ای تحت عنوان «با طرد اپورتونیسم» به دفاع از خود پرداختند و آتش اختلافات داخلی را شعله‌ورتر ساختند. بعد از آن گروه‌های متعدد دیگری به‌وجود آمدند و از سازمان جوانان مترقی جز نام چیزی باقی نماند.
در بخش جواب نامه‌های رسیده در نشریهٔ شعلهٔ جاوید در جون ۲۰۰۶، مطالبی دربارهٔ مهندس عثمان و چگونگی شکل‌گیری سازمان جوانان مترقی و بروز اختلاف در میان محافل مختلف مائوئیستی نوشته شده که فشردهٔ آن به این شرح است:
«انجینیر [= مهندس] عثمان یکی از رهبران اولیهٔ جریان دموکراتیک نوین (جریان شعلهٔ جاوید) بود. او در ابتدای پیدایش جریان، محفلی داشت که بعدها به نام «محفل پس منظر» معروف شد. این محفل یکی از محافلی بود که برای انتشار جریده «شعلهٔ جاوید» با «سازمان جوانان مترقی» وارد همکاری گردید.
انجینیر عثمان در جریان تظاهرات سال ۱۳۴۷ یکی از گردانندگان اصلی آن تظاهرات بود و موقعی که دولت به سرکوب این تظاهرات اقدام کرد، دستگیر گردیده و تحت محاکمه قرار گرفت. او را به سیزده (۱۳) سال حبس محکوم کردند. اما او حتی علیه این حکم محکمه ابتداییه، استیناف طلب نشد و در محکمه علناً اعلام کرد که عمر این رژیم تا سیزده (۱۳) سال دیگر دوام نمی‌نماید تا او را در طی این مدت در زندان نگه دارند. در درون زندان، سازمان جوانان مترقی از وی دعوت به عمل آورد که به عضویت سازمان در آید، اما او در مقابل این دعوت حساسیت و عکس‌العمل شدید نشان داد و همین موضوع باعث اولین انشعاب در جریان شعلهٔ جاوید شد.
سازمان جوانان مترقی در همکاری با دو محفل دیگر (محفل انجینیر عثمان و محفل شاهپور) اقدام به انتشار جریده شعلهٔ جاوید نموده بود. اما سازمان خود را به این دو محفل بطور مشخص معرفی نکرده بود، بلکه به‌عنوان دو محفل (محفل یاری‌ها و محفل محمودی‌ها) خود را به آن‌ها شناسانده بود. سازمان جوانان مترقی، در سطح کل جریان شعلهٔ جاوید نیز موجودیت و برنامه‌اش را مخفی می‌کرد و شعله‌ای‌ها مجموعاً _ غیر از اعضای سازمان _ از موجودیت آن اطلاع نداشتند. به همین جهت موقعی که از انجینیر عثمان دعوت به‌عمل می‌آید که عضویت سازمان جوانان مترقی را بپذیرد، وی با این ذهنیت که یا اصلاً سازمانی وجود ندارد و دعوت‌کننده یک لاف‌زن دروغگو است یا این که اگر سازمانی وجود داشته باشد کسی حق نداشته آن را از وی به‌عنوان یکی از رهبران جریان شعلهٔ جاوید و به‌عنوان یکی از اعضای هیئت تحریریهٔ جریدهٔ شعلهٔ جاوید مخفی نماید، شدیداً عکس‌العمل نشان می‌دهد و نا رضایتی‌اش را در سطح کل محفلش انتقال می‌دهد.
این محفل نوشته‌ای به‌نام «پس منظر تاریخی» انتشار می‌دهد و در آن رهبری سازمان جوانان مترقی را درباری و خاین معرفی می‌کند. از آن پس محفل انجینیر عثمان به‌نام «محفل پس منظر» معروف می‌گردد. «محفل پس منظر» تا زمان کودتای داوود خان در۲۶ سرطان۱۳۵۲ به فعالیت‌های خود به‌عنوان یک محفل انشعابی از بدنهٔ اصلی جریان شعلهٔ جاوید ادامه می‌دهد. انجینیر عثمان مدتی زندانی شد و بعد از رهایی از زندان اعلام کرد که دیگر اصلاً سنگ سیاست را بوسیده و به زمین گذاشته‌است. از آن پس انجینیر عثمان دیگر یک فرد به اصطلاح غیر سیاسی بود و مصروفیت اصلی‌اش را تدریس فزیک و ریاضی در کورس‌هایش تشکیل می‌داد.
انجینیر عثمان و سایر افراد محفل پس منظر، دارای گرایشات چه گواریستی، بودند و در خانه‌های آن‌ها اکثراً در پهلوی عکس مائوتسه دون، عکس چه گوارا، نیز وجود داشت و بعضاً حتی بالاتر از عکس مائوتسه دون نصب می‌شد.»


کد مطلب: 14713

آدرس مطلب: http://www.payam-aftab.com/fa/doc/news/14713/سازمان-جوانان-مترقی

پیام آفتاب
  http://www.payam-aftab.com