۱
 

دو شعر با مضمون بهار از نذير ظفر

تاریخ انتشار : شنبه ۲۸ حوت ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۳۰
دو شعر با مضمون بهار از نذير ظفر
بهار
مرا شكوفه بده ای بهار گل پرور
زجور دست زمستان ذلالتم بنگر
چراغ لاله سر راه من فروزان کن
که راه میکده گم کرده‏ام در این کشور
قسم به نرگس شهلا؛ که چشم منتظرم
نجوید هیچ به جز ساقی و می و ساغر
بگو به شیخ اقامت کند به صحن چمن
که پیش لاله و گل می‏شود ثواب دگر
بگو به محتسب شهر دره را بگذار
بکش پیاله؛ که می میدهد ز دوست خبر
مباش منتظر وعده‏های فردایی
بگیر نقد و به نسیه امید خویش مبر
چو یار و باده و گل با بهار همدم شد
بسوز شمع دل و ناله کن بسازای ظفر
--------------------------
بیا بهار!
بیا بهار که دیگر، توان هجران نیست
بیا بهار که غیر تو همدل و جان نیست
بیا بهار که از سیلی ای تبار خنک
کبود گشته رخم طاقت زمستان نیست
بیا بهار که از برف‏های چشم سفید
توان رفتن ما جانب گلستان نیست
بیا بهار به هر شاخه‏ي شكوفه بریز
که تاج گل بسروقامت درختان نیست
بیا بهار چمن را لباس سبزه بدوز
بدون سبزه و گل نغمه‏های مرغان نیست
بیا بهار که سالار عشق خنده کند
که پسته لبی در این کرانه خندان نیست
بیا بهار و بشوی خاک غصه از رخ باغ
که بی حضور تو اینجا امید باران نیست
نذیر ظفر- ورجینیا امریکا 2011
کد مطلب: 14113
 


 
جیلانی
۱۳۸۹-۱۲-۲۸ ۱۳:۳۰:۰۰
آقای ظفر سال نو تان مبارک ؛ شعر های بی نهایت دلنشین ؛ همه سال همینگونه شعر های با کیفیت و لذت بسرا ئید ؛ خداوند بمراد برسانید تان
با احترام
جیلانی (1778)
 
نام و نام خانوادگی
ایمیل