۲
 
به بهانه قیام مردم تونس؛

اندیشه‌ها و پیشینهٔ راشد الغنوشی در گفت‌وگو با سید هادی خسروشاهی

در گفت‌وگویی که در ادامه می‌آید حجت‌الاسلام والمسلمین استاد سید هادی خسروشاهی به بهانه قیام مردم تونس به بررسی اندیشه‌ها و پیشینهٔ راشد الغنوشی می‌پردازد.
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۱ دلو ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۴۸
به گزارش پیام آفتاب، شیخ راشد تحصیلات مقدماتی را در روستای خود به پایان رساند و سپس به شهر «قابس» و بعد به پایتخت آمد و در دانشگاه معروف «الزیتونه» تحصیلات خود را به پایان رساند و بعد برای اخذ فوق‌لیسانس در رشته فلسفه به مصر و سوریه رفت و سپس برای اخذ دکتری در دانشگاه سوربون فرانسه به تحصیل ادامه داد و به موازات آن به فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی در بین دانشجویان مسلمان پرداخت و پس از مراجعت به تونس، ضمن تدریس در مراکز فرهنگی و نشر مقالات، در کنار برادران همفکر خود حرکت «الاتجاه الاسلامی» را تأسیس کرد.

* با توجه به حوادث اخیر تونس نگاه‌های جهان اسلام و آزادیخواهان جهان به مسئله بیداری اسلامی در مغرب عربی و رهبری نهضت اسلامی تونس، بویژه استاد شیخ راشدالغنوشی است. برای شروع این گفت‌وگو بی‌مناسبت نیست که نخست از آشنایی جناب‌عالی با شیخ راشد و دیگر رهبران حرکت اسلامی تونس سخن بگویید!
** جریان آشنایی من با شیخ راشد الغنوشی و یکی دو نفر دیگر از رهبران بعدی حرکت اسلامی تونس به حدود ۴۰ سال پیش و دورانی که این برادران دانشجو بودند و هنوز موجودیت جنبش خود را اعلام نکرده بودند، برمی‌گردد. در آن دوران، در الجزایر کنفرانس‌های سالانه‌ای از سوی «وزارت شئون مذهبی» تحت عنوان: «ملتقی الفکر الاسلامی» تشکیل می‌شد که در آن ده‌ها نفر از شخصیت‌ها و اندیشمندان برجسته جهان اسلام ـ از جمله خود الجزایر ـ با حضور بیش از ۱۵۰۰ نفر از دانشجویان دانشگاه‎‌‎های آن کشور در مدت یک هفته و بطور فشرده برگزار می‌شد و شرکت‌کنندگان طی سخنرانی‌ها و جلسات پرسش و پاسخ، به بررسی مسائل عقیدتی و موضوعات مهم دنیای امروز می‌پرداختند.
این کنفرانس همه ساله در یکی از استان‌های الجزائر برای آشنایی بیشتر مردم آن استان با مسائل اسلامی تشکیل می‌شد که من در هفت کنفرانس برگزار شده در «تیزی اوزو»، «عنابه»، «تلمسان»، «طمزاست»، «بجایه» و دو بار در الجزیره ـ پایتخت ـ حضور و شرکت داشتم و به نوبه خود، به سخنرانی و بحث و گفت‌وگو پرداختم. به طور طبیعی در این کنفرانس پرجمعیت، امکان آشنایی با تمامی شرکت‌کنندگان وجود نداشت، ولی با توجه به نشاط دوران جوانی، بنده سعی می‌کردم که علاوه بر اساتید و فرهیختگانی که از بلاد دیگر آمده بودند، با بعضی از دانشجویان و جوانان فعال شرکت‌کننده در جلسات آشنایی داشته باشم‎.
یکی از این جوانان، برادر بسیار عزیز و ارجمند «عباسی مدنی» بود که در آن زمان به عنوان یکی از دانشگاهیان شناخته می‌شد و بعداً حرکت اسلامی «جبهه نجات اسلامی الجزایر» را تأسیس کرد و رهبری آن را به عهده گرفت که پس از پیروزی قاطع در انتخابات، این حرکت توسط ژنرال‌های وابسته به دوران استعمار فرانسه، باطل و با قتل‌عام مردم و بخشی از رهبری و اعضای جبهة نجات اسلامی، به شدت سرکوب شد و عباسی مدنی و علی بلحاج و دیگران هم زندانی شدند‎!
از تونس نوعاً شیخ «محمد المستاوی»، مدیر مجله ماهانه «جوهر الاسلام» در این کنفرانس‌ها حضور می‌یافت که با ایشان روابط برادرانه و تبادل فرهنگی برقرار شد. در یکی از کنفرانس‌ها، ایشان به حضور چند نفر از دانشجویان اسلام گرای تونس در الجزایر اشاره کرد که برای آشنایی با شخصیت‌های جهان اسلام و شرکت در جلسات کنفرانس به این کشور آمده بودند که: «عبدالفتاح مورو»، «فاضل البلدی»، «حمید النیفر» و «راشد الغنوشی» از آن جمله بودند‎.
این عده علاقه خاصی به مالک‌بن نبی داشتند، ولی ایشان علیرغم اینکه می‌گفتند صاحب اندیشه ضرورت تشکیل کنفرانس اندیشه اسلامی در الجزایر پس از پایان سلطة فرهنگی استعمارگران فرانسوی بود، متأسفانه در جلسات عمومی کنفرانس شرکت نمی‌کرد و دوستان و علاقه‌مندان، به منزل ایشان می‌رفتند و او برای آن‌ها سخنرانی می‎‌کرد‎.
بنده نیز به تشویق و ترغیب دوستان تونسی یکی دو بار در این جلسات شرکت کردم و به تعبیر راشدالغنوشی با «علامه» ای روبرو شدم که در مغرب عربی، بی‌نظیر بود. در این کنفرانس و جلسه منزل مالک‌بن نبی، من با راشد و دوستان همراهش آشنا شدم و این مجموعه، به اضافه یکی دو نفر دیگر، بعدها پایه گزار اصلی جنبش «الأتجاه الاسلامی» در تونس شدند‎.
البته بحث دربارهٔ تاریخ دقیق پیدایش این جنبش و اهداف آن نیازمند فرصت دیگری است، ولی به هر حال مجموعه تونسی علاقمند به مالک‌بن نبی که خود را تأثیرپذیر از اندیشه‌های وی معرفی می‌کنند، آغازگر ایجاد یک حرکت اسلامی در میان جوانان تونسی شدند که اغلب آن‌ها تا زمان سرکوب توسط حبیب بورقیبه و سپس زین‌العابدین بن‌علی ـ و تاکنون ـ به حرکت خود وفادار ماندند، اما متأسفانه آقای حمید النیفر، حبیب الجورشی و یکی دو نفر دیگر، ضمن انشعاب از «الاتجاه الاسلامی» یک سازمان جدید تحت عنوان الیسار الاسلامی ـ چپ اسلامی ـ بوجود آوردند که مخالف «اندیشه‌های اخوانی» برادران بود و ماهنامه‌ای هم منتشر می‌کردند که بعضی از شماره‌های آن را برای بنده فرستادند. متأسفانه این چپ اسلامی در نهایت از «سکولاریسم منهای اسلام» سر درآورد‎!
به هرحال این سابقه و آشنایی نخستین من با شیخ راشد بود و مدتی این رابطه قطع شد، ولی پس از پیروزی انقلاب اسلامی و امکان ارتباط با حرکت‌های اسلامی، از نو به برادران «وصل»! شدیم و به همکاری فرهنگی پرداختیم که داستان چگونگی آن طولانی است و انشاءالله در کتاب نیمه تمام «حرکت اسلامی تونس» به آن خواهم پرداخت‎.

* موقعیت و مقام علمی و فرهنگی شیخ راشد در چه مرحله‎‌‎ایست؟
** شیخ راشد تحصیلات مقدماتی را در روستای خود به پایان رساند و سپس به شهر «قابس» و بعد به پایتخت آمد و در دانشگاه معروف «الزیتونه» تحصیلات خود را به پایان رساند و بعد برای اخذ فوق‌لیسانس در رشته فلسفه به مصر و سوریه رفت و سپس برای اخذ دکتری در دانشگاه سوربون فرانسه به تحصیل ادامه داد و به موازات آن به فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی در بین دانشجویان مسلمان پرداخت و پس از مراجعت به تونس، ضمن تدریس در مراکز فرهنگی و نشر مقالات، در کنار برادران همفکر خود حرکت «الاتجاه الاسلامی» را تأسیس کرد؛ و به علت همین فعالیت‌ها و تأسیس یک سازمان سیاسی ـ اسلامی، بارها دستگیر و زندانی شد که بار اول در سال ۱۹۸۱ به ۱۱ سال زندان محکوم شد و به دنبال آزادی موقت، به علت ادامه فعالیت در سال ۱۹۸۷ مجدداً بازداشت و به حبس ابد محکوم شد. اما حبیب بورقیبه، رئیس‌جمهور معلوم‌الحال سکولار و وابسته فکری به غرب، خواستار «ریشه کن کردن اساس این حرکت» و اعدام وی شد؛ که با برکناری وی از مقام خود توسط «بن علی»، شیخ از زندان آزاد و از کشور خارج شد‎.
در این دوران بنده در ایتالیا بودم که پس از آگاهی از آزادی وی و حضور در منطقه «لوگانو» نزد برادران اخوانی مصر و سوریه ـ مهندس یوسف ندا و استاد غالب همت ـ به دیدار وی رفتم که بسیار شادمان شد‎.
البته راشد در آغاز دوره حکومت دیکتاتوری بن علی نیز به‌طور غیابی محاکمه و باز به حبس ابد محکوم شد‎!

* محاکمه او در دوره بورقیبه ظاهراً خیلی حساس و بحث‌انگیز بود. اتهام وی در دادگاه چه بود؟
** بورقیبه هوادار سکولاریسم بود و از هرگونه حرکت اسلامی یا انجام وظایف مذهبی و حتی روزه‌گیری در ماه مبارک رمضان جلوگیری می‌کرد و روی همین اصل خواستار سرکوب کامل حرکت اسلامی بود‎.
بنده ماجرای محاکمه و دادگاه و آخرین دفاعیه وی را سال‌ها پیش در چند شماره از روزنامه اطلاعات منتشر کرده‌ام، در اینجا فقط سخنانی را که پس از آخرین دفاعیه بیان کرده است، نقل می‌کنیم‎:
آخرین پیام شیخ راشد، در دادگاه تونس، پیش از صدور حکم ظالمانه چنین بود‎:
حمد بر خداوند و درود بر پیامبر خدا‎(ص)
خداوند را به خاطر نعمت بزرگی که بر من ارزانی داشت، سپاس می‌گویم و شکر بی‎‌‎پایان دارم که توفیق داد بتوانم این حرکت مبارک را به عنوان پایگاه دعوت به توحید و صلح و آزادی و برادری و دمکراسی، پایه‌گذاری کنم‎.
من به صراحت از این منبر، اعلام می‌کنم که با هرگونه خشونتی به هر دلیلی که برای حل اختلافات سیاسی و فکری اعمال شود، مخالف هستم. ما بر این باور هستیم که همگی قربانیان اصرار بر استمرارمان در پی‌گیری حقوق قانونی خود، به‌ویژه حق مشروع خود در تجمع و بیان عقیده در چهارچوب آزادی و قانون هستیم‎.
آقای قاضی‎!
دادگاه شما هر حکمی که می‌خواهد صادر کند، ولی بی‌تردید فقط حکمی اجرا خواهد شد که خداوند آن را بر سرنوشت ما رقم زده است‎.
من به تمامی برادران و دوستان خود وصیت می‌کنم که حکم دادگاه برضد من، هرچه باشد، هرگز هیچ‌کس به فکر انتقام‌گیری نباشد. من ایمان دارم که خون من به زودی این سرزمین را با خیر و برکت و نعمت آبیاری خواهد کرد.
من در اینجا از تمامی کسانی که در این راه همراه ما بوده‌اند، سپاسگزارم، به ویژه از آقایان وکلای مدافع در دادگاه و روزنامه‌نگاران و تمامی نیروهای دمکراتیک در داخل و خارج‎.
آقایان‎!
من اطمینان دارم که آثار این دادگاه دو بار تکرار خواهد شد. یک بار در تاریخ برای نسل‌های آینده و یک بار در پیشگاه خداوند در روز رستاخیز‎.
‏ «وسیعلم الذین ظلموای منقلب ینقلبون»
ـ و به زودی ستمکاران خواهند دانست که با چه طوفانی روبرو خواهند شد‎. ـ
 صدق‌الله العظیم
تونس، ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۷: راشدالغنوشی


* دیدگاه شیخ راشد دربارهٔ انقلاب اسلامی چگونه بود. آیا تحولاتی در اندیشه او نسبت به انقلاب اسلامی ایجاد شده است؟
** بطور کلی دیدگاه شیخ راشد و رهبری حرکت «الاتجاه الاسلامی» که بعدها به «حرکت النهضه» تغییر نام یافت دربارهٔ انقلاب اسلامی ایران، از آغاز کاملاً مثبت و منصفانه بوده است. نوشته‌ها و مقالات خود شیخ راشد، چه در «المعرفه» یا روزنامه «العقیده‎» و چه در مصاحبه‌ها، گواه روشنی بر صدق گفته‌های او در دفاع از انقلاب اسلامی است‎.
البته بنده درواقع قسمتی از نوشته‌های شیخ راشد را که دربارهٔ امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی در شماره‌های مجله «المعرفه» تحت عناوین مختلف، مانند: «وانتصرالاسلام» و «قاده الحرکه الاسلامیه المعاصره» و «الرسول ینتخب ایران للقیاده‎» منتشر کرده بود، ترجمه کرده‌ام که تحت عنوان کلی: «حرکت امام خمینی (ره) و تجدید حیات اسلام» چندین بار چاپ و منتشر شده است‎.
متأسفانه شیخ راشد بیشتر به همین دلیل در تونس به دادگاه کشیده شد و پس از رهایی و خروج از کشور هم علیرغم فشار همه‌جانبه آل‎‌سعود و ارتجاع عرب و حتی محروم شدن از سفر به بعضی از بلاد عربی (و حتی ایران! به‎‌خاطر قهر بن علی!!) حاضر نشد که از عقیده خود در اصالت و صداقت نظام اسلامی ایران دست بردارد و همچنان تا به امروز، از کلیت انقلاب اسلامی دفاع کرده است، ‏اما در این اواخر، چنان‌که در دیدار اخیر با من در لندن بیان داشت، نگرانی‌هایی برای او از طرف بعضی افراد تونسی که به تشیع گرویده‌اند، ایجاد شده است که تقریباً پذیرش آن برای او مشکل است.
شیخ راشد می‌گفت برادری تونسی که قبلاً با حرکت ما همکاری داشت، تغییر عقیده داد و به تشیع گروید و این حق او است و ما اعتراضی به او نداریم، اما او کتابی تألیف کرده و ده‌ها بار و به زبان‌های مختلف از طرف نهادهای جمهوری اسلامی و در «قم» تجدید چاپ شده که گویا او «هدایت» یافته و ما همچنان در «ضالت» هستیم و این امر با ادعای ایران در جمع بین کلمه مسلمین سازگار نیست یا عده‌ای از برادران شیعه که به تونس سفر کرده‌اند، بسته‌هایی از تربت خاص برای سجده در مساجد قرار داده‌اند که باز با روش و سنت مردم تونس سازگار نیست و البته هیچ بعید نیست که این خود نوعی توطئه برای دور کردن مسلمانان سنی از برادران شیعی باشد، ولی به هرحال نیازمند علاج و اقدام جمهوری اسلامی است.
متأسفانه توضیحات اینجانب برای اقناع او کافی به نظر نیامد و حتی در کتاب اخیر خود، البته به‌طور عالمانه و با برداشت یک عالم سنی، از عملکرد حکومت ما انتقاد کرده است؛ که این نکته البته یک بحث علمی ـ فقهی را می‌طلبد.
به هرحال باید قبول کرد که «باطل و ضال» نامیدن برادران اهل توحید، یا اهانت به بزرگان و مقدسات آنها حتی در حد لعن و سب، امری نیست که بتوان بر آن صحه گذاشت یا از برادران اهل سنت خواست که آن‌ها را نادیده بگیرند.
خوشبختانه فتوای اخیر آیت‌الله خامنه‌ای حفظه‌الله و به دنبال ایشان بعضی از مراجع در حرمت اهانت به مقدسات مذاهب دیگر، این تشویش و نگرانی را برطرف ساخت و حتی بعضی از سلفی‌های تندرو در لبنان، برای همکاری با اهل تشیع در زمینه‌های گوناگون ابراز تمایل کرده‌اند.

* جنابعالی بعضی از تألیفات شیخ راشد را ترجمه و منتشر کرده‌اید، ارائه توضیحاتی در این باره بی‌مناسبت نخواهد بود‎.
** شیخ راشد علاوه بر مقالات بسیار که در جراید تونس و دیگر کشورها منتشر شده، تألیفاتی نیز دارد که علاوه بر عربی، به زبان‌های: انگلیسی، فرانسه، اسپانیایی، ترکی و فارسی ترجمه شده و به چاپ رسیده است‎.
تألیفات عمده وی عبارت است از:
‏۱ـ طریقنا الی الحضاره‎.
‏۲ـ نحن و الغرب
‏۳ـ حق الاختلاف و واجب وحده الصف
‏۴ـ القضیه الفلسطینه‎...
‏۵ ـ المرأه بین القران و واقع المسلمین
‏۶ ـ حقوق المواطنه فی الدوله الاسلامیه
‏۷ـ الحرکه الاسلامیه و مسئله التغییر
‏۸ ـ مقاربات فی العلمانیه و المجتمع، المدنی
‏۹ـ من تجربه الحرکه الاسلامیه فی تونس
‏۱۰ـ مقالات
‏۱۱ـ الامام الخمینی و التجدید
‏۱۲ـ الحریات العامه فی الدوله الاسلامیه
این‌ها البته بخشی از تألیفات شیخ راشد است و فقط سه چهار جلد از این کتاب‌ها به فارسی ترجمه و منتشر شده است. ‏ «القضیه الفلسطینه و الامام الخمینی» توسط اینجانب و «الحریات العامه» توسط جناب آقای حسین صابری ترجمه و به چاپ رسیده است‎.
شیخ راشد در مقدمه چاپ اول کتاب اخیر خود که به نام «آزادی‌های عمومی در حکومت اسلامی» در ایران منتشر شده است، آن را به شخصیت‌های برجسته معاصر دنیای اسلام اهداء کرده است‎.
راشد می‌نویسد: «این کتاب را به تمامی کسانی که بر من و امت اسلامی و بشریت منت دارند و در کار اسلام و احیای حق و عدالت می‌کوشند، اهداء می‌کنم‎.
به پیشگامان مکتب اسلام و در رأس آنان جمال‌الدین افغانی، محمد عبده و رشیدرضا‎...
و به پدران معنوی‌ام و پیشاپیش همه، شهید حسن‌البنا، مولانا ابوالاعلی مودودی، استاد مالک‌بن نبی، رهبر انقلاب اسلامی معاصر امام خمینی (ره)، علامه شهید محمدباقر صدر‎...
و به شهیدان اسلام در سراسر جهان: «عبدالله عزام» در جهاد با استعمار کمونیستی، «علامه اسماعیل فاروقی»، و مالکوم ایکس ـ در آمریکا ـ، و «مصطفی بویعلی»، «‎عبدالرؤف العریبی»، «محمد منصوری» در نبرد اخیر الجزایر‎...
و به زندانیان اسلامگرا در تونس و الجزایر و مغرب و در طلیعه آنها: «صادق شورو»، «علی عریض»، «حبیب لوز»، «حماد جیالی»، شیخ عباس مدنی، شیخ علی بلحاج، شیخ ربانی، «عبدالسلام یاسین».
و به تمامی آنان که مشعل اسلام را در دست و پرچم آن را بر دوش گرفته‌اند و با سربلندی و اعتدال، همراه با دردها و رنج‌های بشر امروز، این آیین را در همه جا می‌گسترانند و برای رسیدن به دنیایی خالی از کفر و ظلم و فقر و استبداد، تلاش می‌کنند…»
این خلاصه یا سطوری از مقدمه شیخ راشد بر کتاب، نشان دهنده روح پاک و فراگیر اسلامی ـ انسانی وی است.
بی‌مناسبت نیست اشاره بشود که عمده‌ترین اتهام راشد الغنوشی در آخرین محاکمه که با حکم حبس ابد روبرو شد، دفاع وی از امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی ایران در نشریه «المعرفه» ارگان رسمی سازمان «الاتجاه الاسلامی» بود و عجیب آنکه تنها سند دادگاه برای اثبات ارتباط غنوشی با ایران اسلامی، خرید چند جلد کتاب «مقالات» وی (چاپ پاریس) توسط اینجانب و سفارت ایران در واتیکان ـ بود. در صورتی که ما این کتاب را، از ناشر کتاب: «الکروان» پاریس ـ برای توزیع بین جوانان عرب مسلمان در ایتالیا و ارسال به بعضی از انجمن‌های اسلامی در اروپا خریداری کرده بودیم و هزینه آن هم فقط ۲۰ هزار فرانک فرانسه بوده که ناگهان مطبوعات وابسته به آل‌سعود و صدام بعثی در غرب، مانند، روزنامه و مجله‎: الشرق الاوسط، المجله و الدستور و… آن را رقمی معادل ۲۰۰هزار دلار اعلام کردند! که گویا جمهوری اسلامی برای کمک به این حرکت آن را پرداخته است. البته این ادعا کذب‌محض و جعل خالص بود وگرنه سند حواله بانکی ما ـ سفارت ایران در واتیکان ـ به دار الکروان فقط ۲۰ هزار فرانک فرانسه بود‎.
سند دیگر دادگاه در محکومیت شیخ راشد آن بود که گویا اینجانب در یک مصاحبه مطبوعاتی در خارج، گفته بودم که شیخ راشد به جای محاکمه باید به ریاست جمهوری اسلامی تونس، انتخاب شود‎!
این ادعا را مطبوعات تونس و همپالگی‌های آن در مطبوعات ارتجاع عرب به تفصیل پوشش دادند‎.

* تحلیل جنابعالی از وضع کنونی تونس و علل آن چیست؟ و فکر می‌کنید که سیاست‌های خصمانه رئیس‌جمهوری فراری و دولتمردان این کشور علیه اسلامگرایان تا چه حد در بحران اخیر نقش داشته است؟
** تردیدی نیست که خفقان به وجود آمده از دیکتاتوری بیست و سه ساله ژنرال زین العابدین بن علی در کشور، به اضافه سرکوب کامل حرکت‌های اسلامی و دیگر مخالفان سیاسی در تونس و به قول وی دادن «پاسخ با مشت آهنین»! سرانجام ثمره و نتیجه خود را آشکار کرد. دشمنی با عقاید و سنت‌های مردم مسلمان و بدل کردن تونس، به یک مرکز فحشاء و فساد به بهانه «ترویج توریسم» و جلب گردشگران غربی و شیوخ نفتی خلیج فارس، به اضافه فقر فراگیر و تورم و بیکاری و گرانی، از عوامل اصلی پیدایش قیام اخیر بود‎.
عقده‌های درونی مردم مسلمان که حتی به دستور بن‌علی، مراسم عبادی واجب آن‌ها محدود شده بود و اذان از رادیو و تلویزیون، به بهانه ایجاد مزاحمت برای دیگران بویژه توریست‌های غیرمسلمان!، پخش نمی‌شد و سلب آزادی و امنیت از افراد و گروه‌های معارض و از همه بدتر استمرار حکومت خودکامه وی و غارت اموال عمومی توسط همسر و اعضای خانواده‌اش، باعث خشم مردم و مرگ یک جوان بیکار دانشگاهی که خود را به آتش کشیده بود، بهانه خوبی برای ابراز خشم و نفرت علیه کل نظام و حاکمیت غیرمردمی شد و دیدیم که بن علی در سخنرانی اول خود، این افراد را «تروریست‌های نقاب‌زده» نامید، اما در سخنرانی دوم «صدای انقلاب مردم» را مانند شاه شنید و در سخنرانی سوم اعلام کرد که در انتخابات بعدی خود را کاندیدا نخواهد کرد! و در این مسیر ده‌ها نفر توسط نیروهای پلیس وی به قتل رسیدند، اما خشم مردم افزون‌تر شد تا توانست بن علی را از کشور بیرون کند‎.
البته پس مانده‌های رژیم و بویژه اعضای حزب «التجمع الدستوری الدیمقراطی»! حاکم ـ مانند حزب «الوطنی الدیمقراطی» مصر! ـ می‌کوشند که نظام را به نحوی برپا نگه دارند و یک «شاهپور بختیار» از نوع تونسی آن برای تشکیل حکومتی تحت عنوان موهوم «دولت وحدت ملی»! تلاش می‌کند و نیروهای امنیتی هم برای ارعاب، علاوه بر قتل مردم عادی، با غارت اموال عمومی و آتش زدن اماکن و محلات، سعی می‌کنند مردم را به سکوت وادار کنند. ظاهراً نیروهای اپوزیسیون با این امر موافق نیستند، ولی بی‌تردید هرگونه غفلتی و هرگونه سازشی، به هر بهانه‌ای، موجب تثبیت ریشه‌های باقیمانده از رژیم سابق خواهد بود، بویژه که آل سعود گویا می‌کوشد برای جلوگیری از گسترش دامنه اعتراض‌ها در تونس و سرایت آن به دیگر کشورهای عربی استبدادی با حاکمیت‌های مادام‌العمری یا موروثی، به نحوی اوضاع را آرام و تثبیت کند. اگر گروه‌های مخالف، در پشتیبانی قاطع از مردم به میدان نیایند، متأسفانه باید گفت که آینده روشنی در افق برای مردم تونس دیده نمی‌شود.
در چنین شرایطی، رهبری غیرسازشکار و به میدان آمدن سران سازمان‌های مخالف، برای تحقق و تکامل پیروزی، یک ضرورت اجتناب ناپذیر است و اگر رهبران مخالف همچنان در خارج از کشور بمانند یا اجازه ورود نیابند، مردم شجاع و مسلمان تونس، پس از مدتی و احتمالاً به دنبال سرکوب وحشیانه به دستور و حمایت حقوق بشری‌های امپریالیست غربی، دلسرد و خاموش خواهند شد که امید داریم چنین نشود‎.

* نهضت اسلامی تونس و استاد غنوشی در تحولات جدید تونس تا چه حد می‌توانند مؤثر واقع شوند؟
** بی‌تردید نهضت اسلامی تونس، ریشه در عمق تونس دارد. با اینکه مردم تونس مسلمان هستند و با اقدامات غیرمشروع زورگویان حاکم پس از پیروزی بر استعمار و بیرون راندن اشغالگران فرانسوی، همواره مخالف بوده‌اند، ولی متأسفانه فرانکوفیل‌ها، مانند دیگر عناصر فرصت‌طلب در هر جای دیگر دنیا، بلافاصله پس از پیروزی مردم، مناصب و پست‌های عمده و کلیدی را اشغال کردند و مردم و رهبران اسلام‌گرا، عقب رانده شدند و به همین دلیل سالیان درازی حبیب بورقیبه ـ هوادار سرسخت به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی و برقراری روابط با اسرائیل ـ تا هشتادوچهار سالگی بر اریکه قدرت نشست و بعد از او هم ژنرال بن علی ۲۳ سال تمام با سرکوب مردم و زندانی کردن رهبری حرکت‌های مخالف، اعم از اسلامی و غیراسلامی، حکومت کرد و گویا قرار بود مانند حاکمان مصر، لیبی، یمن، سودان و غیره، در هر انتخاباتی که شرکت کند، مانند آنها ۹۹ درصد آراء را بدست آورد! اما این بار قیام مردم تونس او را ناکام کرد و بن علی مجبور به فرار از کشور شد.
به هرحال شیخ راشد که هنوز اجازه ورود به کشور خود را بدست نیاورده است، می‌تواند در ایجاد تحولات مورد نظر مردم، نقش اساسی داشته باشد؛ گرچه هم اکنون بقیه افراد وابسته به جنبش آزاد شده‌اند و در درون کشور مبارزه و برای ایجاد تحول بنیادین، علیرغم فشار باند باقیمانده رژیم بن علی، فعالیت می‌کنند.

* اگر قرار باشد جریان اسلامگرای تونس حضور پررنگی در تحولات سیاسی این کشور و جهان اسلام ایفا کند، چه نکاتی را باید مورد توجه قرار دهد و از مواضع و رویکردهایی بپرهیزد؟
** انشاءالله که رهبری حرکت اسلامی تونس، خود متوجه نکاتی باشد که باید مورد توجه قرار گیرد؛ ولی اشاره به این موضوع بی‌مناسبت نیست که با توجه به شرایط داخلی جامعه تونس و تکثرگرایی سیاسی و تعدد احزاب معارض، باید در نخستین مراحل، تمامی سازمان‌ها و گروه‌ها را به همکاری دعوت کند تا آنها، به مبارزه مسلحانه علیه نظام جدید دست نزنند و به همکاری خود ادامه دهند. از سوی دیگر قبل از اجرای احکام اسلامی، باید شرایط زندگی سالم و رفاه معقول برای مردم تونس را فراهم آورند تا زمینه برای برقراری یک نظام اسلامی عادلانه راستین فراهم آید وگرنه گرم کردن نبرد با شعار منهای عمل، نتیجه مثبتی نخواهد داشت. تندروی‌هایی از نوع آنچه که بخشی از افراد وابسته به نهضت الجزایر بلافاصله پس از پیروزی کاندیداهای جبهه نجات اسلامی، آغاز کردند، دست‌کم در میان بخشی از مردم که با روش خاصی زندگی می‌کنند مورد قبول نخواهد بود و در نتیجه، ثمرة مطلوب بدست نخواهد آمد‎.
اعتدال و میانه‌روی در امور، همان‌طور که سیرة پیامبراکرم (ص) از آن حکایت دارد، نکته اساسی برای موفقیت و استمرار پیروزی است. با شعارهای تند بر ضدمظاهر غیراسلامی یا اعدام‌های بی‌مبنا و متکی به مستندات غیرشرعی و همچنین مصادره اموال بدون مجوز منطقی و مشروع و… نمی‌توان بر دل‌ها حکومت کرد.

* فکر می‌کنید با تحولات اخیر، تعامل کشورهای غربی به ویژه فرانسه و آمریکا با اسلامگرایان چگونه خواهد بود؟
** چگونگی تعامل امپریالیسم غربی و مولود نامشروع آن اسرائیل، از همان آغاز حرکت مردم تونس روشن شد. غرب در کلیت خود و اسرائیل به مثابه عامل نظامی امپریالیسم در منطقه ـ و در قلب بلاد اسلامی‌ـ از پیروزی احتمالی اسلامگرایان ابراز نگرانی و حتی اعلام کردند که نباید پیروزی انقلاب اسلامی ایران در تونس تکرار شود!
البته اگر اعلام هم نمی‌کردند کاملاً روشن بود که آن‌ها هرگز با پیروزی اسلام‌گرایان موافق نیستند و روی همین اصل هم به سران احزاب و سازمان‌های سیاسی سکولار و ملی‌گرا و حتی کمونیستی تونس، که در فرانسه و بلاد دیگر به سر می‌بردند، اجازه ورود به کشور داده شد، اما اسلام گرایان از جمله شیخ راشد‎، هنوز موفق به دریافت مجوز برای ورود به میهن خود نشده‌اند. این توطئه، اشتباه دیگری از سیاست‌ورزان ناآگاه غربی است که میدان را در عمل برای افراط‌گرایان و تندروان باز می‌کنند و اسلام‌گرایان معتدل و منطق‌شناس را از حق مشروع و قانونی خود ـ بازگشت به میهن ـ محروم می‌کنند. البته تصور ما اینست که شیخ راشد و دیگر اعضای وابسته به حرکت اسلامی تونس، به هر نحوی که مقدور باشد، باید هرچه زودتر به وطن خود بازگردند و در این راه از بازداشت و دیپورت! و این قبیل امور نهراسند، چراکه اداره امور و رهبری یک حرکت و نیروبخشی مردم مسلمان، از راه دور مقدور نخواهد بود‎.
به یاد داریم که امام خمینی (ره) وقتی که شنیدند غربی‌ها و بختیار اظهار کرده‌اند که فعلاً صلاح نیست که ایشان به ایران برگردند و ممکن است آشوب! بیشتر شود، امام (ره) بلافاصله اعلام کردند که به وطن بر می‌گردند، گرچه در آن شرایط با هرگونه خطری روبرو بودند. امام (ره) بعداً در گفتگویی فرمودند: «وقتی این‌ها گفتند که صلاح نیست من برگردم، متوجه شدم که باید هرچه زودتر برگردم» و آثار این تصمیم شجاعانه را هم البته همگان شاهد بودیم‎.

* احزاب یا گروه‌های اسلام‌گرای دیگری در تونس پس از استقلال بوجود نیامد؟
** چرا، در تونس سازمان‌ها و گروه‌های اسلام‌گرای متعددی پس از استقلال اعلام موجودیت کردند که نخستین آن‌ها شاید «جماعه التبلیغ والدعوه» بود که در سال ۱۹۶۷‏ میلادی توسط شیخ محمد ادریس اعلام موجودیت کرد. علاوه بر آن «حزب التحریر» نیز که هوادار احیای خلافت اسلامی‌است، شعبه‌ای در تونس ایجاد و گروهی از جوانان را جذب کرد. «الحزب الاسلامی الشوروی» یا حزب اسلامی شورایی هم در سال ۱۹۸۰ بوجود آمد و سپس سازمان «الجهادالاسلامی» توسط «حبیب الضاوی» پایه‌گذاری شد که پس از مدتی، نامبرده همراه یکی دیگر از اعضا، توسط حبیب بورقیبه اعدام شد. «حرکت الاتجاه‌الاسلامی» که توسط شیخ راشد و دوستانش در سال ۱۹۸۱ اعلام موجودیت کرد، در واقع سازمان‌یافته‌ترین و فراگیرترین سازمان‌های اسلامی تونس بود که علیرغم سرکوب، اعدام، زندان و تبعید در دوران بورقیبه و بن علی، همچنان فعال بوده و روابط تشکیلاتی آن با اعضای خود، در داخل و خارج باقی مانده است.
این حرکت از آغاز دارای برنامه و تشکیلات کاملاً منسجم بود و برای اداره امور کشور، با توجه به عضویت جوانان تحصیل کرده و نخبة تونسی در آن، آمادگی کامل و در میان نسل جوان مسلمان تونس نفوذ فوق‌العاده‌ای دارد. از سوی دیگر رهبر کنونی آن شیخ راشد، از عقلانیت و تدبیر ویژه‌ای برخوردار است و اگر بتواند به تونس بازگردد، بی‌شک می‌تواند نقش عمده‌ای در اصلاح امور کشور و خروج از بحران بعهده بگیرد.

* بحران اخیر تونس چه تأثیراتی بر کشورهای اسلامی‌منطقه می‌تواند بگذارد؟
** واکنش مثبت و اقدامات مردم کشورهای منطقه در قبال حوادث تونس، نوع تأثیر قیام مردم تونس را در این بلاد نشان می‌دهد. با توجه به اینکه اغلب حاکمیت‌های این کشورها وضع مشابهی دارند و مثلاً آقای مبارک ۳۰ سال است صندلی ریاست را چسبیده و آقای سرهنگ قذافی ۴۴ سال است که خود را مالک بلامنازع لیبی می‌داند، یا رئیس جمهوری یمن با تصویب قانونی! می‌خواهد مادام‌العمر! در این مقام باقی بماند، باید منتظر تغییر و تحول بنیادین در این کشورها بود، چون با زور سرنیزه می‌توان مدتی مردم را ساکت کرد، ولی دور کردن مردم از معتقدات مذهبی، به اضافه شیوع فقر و گرسنگی و بیکاری فراگیر، سرانجام، سرنوشتی بهتر از آنچه که برای شاه و بن علی و صدام پیش آمد، برای آن‌ها نخواهد داشت‎.
و نرید ان نمنّ علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم‎‌‎الوارثین.
کد مطلب: 13426
لينک کوتاه خبر: https://goo.gl/tFzCjh
مرجع : مرکز بررسی‌های اسلامی
 


 
gholam ali
۱۳۸۹-۱۱-۱۱ ۱۲:۴۸:۰۰
در بسیار جای حجت الاسلام صاحب تحلیل بی جای کرده است!!
انقلاب ایارن و تونس هیچ ربط نه دارد، و این شیخ در جای گفته كه شيخ راشد از انقلاب ايران دفاع كرده است در حاليكه او از ايران سخت نفرت دارد، و كسيكه او را به خميني مشابه نموده بود در جوابش گفت: من را به خميني مثال ندهيد چرا من را به اردگان تركيه و اسماعيل هنيه فلسطين يكسان مثال نمي دهيد، پس از اين معلوم مي شود كه او از اخوندان ايران سخت نفرت دارد (1723)
 
غلام عمر
۱۳۸۹-۱۱-۱۱ ۱۲:۴۸:۰۰
اين آقاي سلفي كه ممكن است اسمش غلام صديق باشداز روي تعصب و كم سوادي مصاحبه را درك نكرده است.شيخ غنوشي كتابها و مقاله ها در دفاع و حمايت از انقلاب اسلامي ايران نوشته است. او در اخير بخاطر اين كه همرزمش دكتر تيجاني شيعه شده است متأسفانه ناراحت شده و خود را حقير ساخته كه با ترك ها مقايسه كرده است.اسماعيل هنيه از پرچمداران مقاومت فلسطين هنوز از محبان انقلاب اسلامي ايران است. (1732)
 
نام و نام خانوادگی
ایمیل