اربعین عرفان حماسه عاشورایی/ رضا شریفی

تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۵ دلو ۱۳۸۸ ساعت ۰۸:۱۳
 عدد اربعین در ادبیات و فرهنگ اسلامی از جایگاه خاصی برخوردار است. از این رو این عدد برای بسیاری از نذرها، چله نشینی ها، ذکرها و اورادها مورد توجه قرار گرفته است.
    اربعین در تشیع با امام حسین(ع) آمیخته است. لذا زیارت آن حضرت در اربعین به عنوان یک رخداد بزرگ تاریخی مورد توجه و تاکید قرار گرفته است و هر ساله دو مناسبت عاشورا و اربعین در ماه های محرم و صفر به عنوان ایام حسینی مورد تکریم و تعظیم بوده و هست.
    نویسنده در این مطلب با مراجعه به منابع روایی بر آن است تا زیارت اربعین امام عارفان و حماسه سازان را تبیین و تحلیل کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.
   
    امام حسین(ع)، الگوی مصلحین
    امام حسین(ع) نه تنها امامی از امامان دوازده گانه بلکه الگوی مصلحین جهان است. وی حرکت اصلاحی در امت جد خویش(ص) را آغاز کرد تا از سقوط و فساد امت جلوگیری نماید و با ایجاد بصیرت در امت اسلام، لایه های چندگانه فتنه ای که از سقیفه بنی ساعده پس از انکار غدیر علوی(ع) ایجاد شده بود، آشکار سازد و راه را به امت اسلام و دست کم بخشی از مومنان نشان دهد و به عنوان معیاری الهی، پرچم و علم اسلام و حقیقت شود.
    از آن جایی که آیاتی چند در قرآن به صراحت از ویژگی های آن حضرت(ع) چون عصمت و طهارت سخن گفته و او را جزو اهل بهشت شمرده و بدان بشارت داده، هر کسی به طور طبیعی می بایست او را معیار حقانیت و حق بشمارد و به این نکته کلیدی برسد که: «الحق مع الحسین والحسین مع الحق یدور حیثما دار؛ حق همراه حسین و حسین همراه حق است و هر کجا ایشان بگردد حق در مدار وجودی ایشان می گردد؛ زیرا اگر کسی به نص آیات قرآنی از اهل عصمت و طهارت و هم چنین از اهل بهشت باشد و از نعمت های آن برخوردار گردد، (سوره احزاب، آیه ۳۳ سوره انسان) می بایست او را معیار حق دانست؛ زیرا انسانی که بر حق نباشد نمی توان از هم اکنون حکم کرد که وی اهل بهشت است.
    در منابع روایی اهل سنت و تشیع این معنا اثبات شده که وی با برادرش سرور جوانان بهشت است و از آن جایی که همگان در بهشت، جوان خواهند بود می توان حکم کرد که وی سرور همه اهل بهشت از جن و انس می باشد. این سروری و سیادت از آن شاخه شجره طیبه نور محمدی(ص) به حکم وحدت و یگانگی نور می باشد.
    در حقیقت هرگاه ما سخن از حقانیت حضرت محمدی(ص) می گوئیم، به حکم آیه مباهله که حضرت امیرمومنان(ع) را نفس و جان آن حضرت(ع) دانسته و نیز روایات معتبر بسیار نبوی که از وحدت نوری خود با امیرمومنان(ع) سخن گفته می توان دریافت که حقانیت همواره با این خاندان بوده است. بر این اساس می توان گفت که: «الحق مع علی و علی مع الحق یدور حیثما دار؛ چنان که می توان گفت: الحق مع الحسن و الحسن مع الحق یدور حیثما دار؛ و یا الحق مع المهدی و المهدی مع الحق یدور حیثما دار؛ زیرا کلکم من نور واحد، یعنی همه آنان از یک نور هستند. همین وحدت و یگانگی نوری و حقانیت ایشان است که آنان را شاخص حق قرار می دهد و هر کسی که می خواهد نسبت خود را با خدا بسنجد باید نسبت خود را با این معیار و میزان بسنجد؛ زیرا علی(ع) و اهل بیت(ع) میزان حق و باطل هستند و هر کسی را باید با علی(ع) و اهل بیتش (ع) سنجید. از این رو او را فاروق اکبر (جدا کننده بزرگ) و قسیم النار والجنه (تقسیم کننده مومنان و کافران و بهشتیان از دوزخیان) نامیده اند.
    خداوند در قرآن به صراحت بیان می کند که هر کسی که دنبال صراط مستقیم هدایت باشد باید به صراط پیامبر (ص) و اهل بیت او در آید و محبت اهل بیت و ولایت و اطاعت ایشان است که آدمی را به حق و بهشت می رساند. کسی که محبت و اطاعت و ولایت اهل بیت (ع) را ندارد، از همه عباداتش سودی نمی برد، زیرا عبادت بی ولایت پیامبر (ص) و اهل بیتش همانند عبادت کافر است که منکر اسلام می باشد و سودی برای او نخواهد داشت.
    امام حسین (ع) به عنوان یکی از شاخه های درخت طوبی هدایت الهی، معیار و میزان سنجش حق و باطل است. آن حضرت (ع) با توجه به جایگاهی که خداوند در قرآن و پیامبر (ص) در سیره سنت خویش برای ایشان تعریف کرده، در چنان جایگاهی بلند و رفیع ایستاده بود که هر کسی به سادگی می توانست با الگو قرار دادن آن بزرگوار راه حق را بشناسد و در مسیر بهشت گام بردارد.
    آن حضرت (ع) هنگامی که دید امت به بیراهه رفته و نظام ولایی را کنار گذاشته و به نظام دروغین و خود ساخته خلافت سقیفه گرایش یافته اند، همانند پدر و برادر بزرگوارش (علهیماالسلام) تلاش کرد تا راه حق را با بلند کردن پرچم وجود خویش نشان دهد.
    با این همه، مردم دنیا زده، در دریای فتنه چنان گرفتار آمده بودند که قدرت تشخیص حق از باطل را با وجود معیار و میزان قرآنی یعنی امامان (ع) نداشتند. فتنه، همه لایه ها را پوشانده و حق و عدالت را نهان ساخته بود. در این جا بود که باحرکتی انقلابی به جراحی عمیق امت می پرداخت و نهیبی چون خشم صاعقه الهی برسرشان می زد تا پرده ها فرو افتد و حق خودنمایی کند.
    از این رو در روایات بر این نکته تاکید شده که: «ان الله شاء ان یراک قتیلاو ان الله شاء ان یراهن سبایا؛ خواست خداوند این است که تو را کشته و زنان خاندان اهل بیت (ع) را اسیر ببیند. به این معنا که بیداری امت مسلمان و یا بخشی از آن تنها با خون قربانی خاندان عصمت و طهارت امکان پذیر است و درخت اسلام و ایمان جز به خون شهدا نمی تواند آبیاری شود و جان تازه ای به کالبد مرده امت بدهد.
    هر پیامبر و امامی یک خصوصیت برجسته دارد که در زندگی ایشان خودنمایی می کند. آن چه در امام حسین (ع) خودنمایی می کند و در زندگی اش برجسته است، مصلح کل بودن است لذا به صراحت در هنگام تبیین راهبردهای اساسی حرکت انقلابی و نهضت خونین خود می فرماید: انی ما خرجت اشرار و لابطرا و لامفسدا و لاظالما انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی، ارید ان امر بالمعروف و انهی عن المنکر و اسیر بسیره جدی و ابی علی بن ابی الطالب؛ من از روی خودخواهی و یا برای خوش گذرانی و یا برای فساد و ستمگری از مدینه خارج نشدم، بلکه طالب اصلاح امت جدم و خواستار امر به معروف و نهی از منکر، و عمل به سیره جدم رسول خدا و پدرم علی بن ابی طالب هستم.»
    تاکید بر اصلاح امت، به معنای آن است که امت در مسیر خود به سوی ظلم و فساد گرایش یافته و خوش گذرانی و دنیا طلبی را هدف خود قرار داده اند و آخرت و قیامت را فراموش کرده اند. این گونه است که دیگر عدالت و معروف، جایگاهی در میان امت ندارد و به جای آن، ظلم و بیداد و منکر نشسته است. از این رو، جامعه نیازمند اصلاحات بنیادین است تا معروف زنده و منکر نابود شود و باطل برود وحق جایگزین آن شود.
   
    خون جاری حسین(ع) در طول زمان
    قیام خونین آن حضرت(ع) تنها یک واقعه در زمانی یا حکمی مقطعی نیست، تا تنها به عنوان یک گزارش تاریخی مطالعه شود و بر رفتار گذشتگان گریست، بلکه قیام جاری در طول تاریخ بشریت است. به این معنا که موتور حرکت تاریخ امت اسلام است؛ چنان که فلسفه قیام جهانی حضرت مهدی(عج) نیز مقصد و مقصود حرکت های تاریخی بشر را تبیین می کند. بنابراین امت اسلام با پشتوانه و موتور محرکی به نام وجوب اصلاحات دایمی و قیام خونین و شهادت طلبانه، حرکت خود را به سوی عدالت جهانی آغاز می کند.
    فلسفه وجودی امام زمان(ع) ایجاد انگیزه قوی برای حرکت به سوی عصر طلایی عدالت جهانی در امت اسلام است. این حرکت، نیازمند موتوری است تا بتواند مشکلات را از پیش رو بردارد و از سربالایی های مخالفان و سنگ اندازان در این راه بالارود. این جاست که امت مصلح، جان بر کف حرکت می کند و با هر دشمن و مخالفی می جنگد و خون خویش را هدیه عدالت الهی می کند.
    مردم اهل بصیرت می دانند که هیچ چیزی به ارزش خون حسین(ع) در پیشگاه الهی ارج و ارزش نداشته است و هیچ چیزی محترم تر از این خاندان نبود، با این همه آنان خون و جانشان را دادند و همه مال ایشان را به غارت بردند و زنان و کودکانشان را به اسارت گرفتند. بنابراین هر کسی از امت اسلام به پیروی از امام حسین(ع) و خاندانش، باید خود را فدای عدالت الهی نماید و در این راه از هر چه دارد بگذرد.
    این گونه است که «کل یوم عاشوراء و کل ارض کربلا، هر روزی عاشورا و هر زمینی کربلاست»؛ زیرا خون جاری امام حسین(ع) در همه تاریخ روان است و مردم را به اصلاحات دایمی نسبت به انحرافات امت از معروف و گرایش به منکر می خواند و عدالت خواهی و قیام برای آن را فریاد می زند. این که امام حسین(ع) در واپسین دم فریاد می زند: هل من ناصر ینصرنی، کیست مرا یاری کند؟ خطاب به تاریخ است تا برای یاری و دست یابی به هدف بزرگ عدالت خواهی و ظلم ستیزی او را یاری کنند و اصلاحات دایمی را در هر دوره ای و در هر منطقه جغرافیایی داشته باشند و از مسیر حق و عدالت دور نشوند و به پای آن از خون و مال و جانشان مایه بگذارند.
   
    اربعین، زمان بیداری
    کودک عاشورایی در میان هلهله ها و طبل ها و فریادها تلاش کرد تا امت خفته را بیدار کند. کوفیان که عمری با عدالت علی(ع) زیسته بودند و در پایان دوره خلافت کوتاه ایشان، مردم عراق از نان جو خوردن به نان گندم خوردن رو آورده بودند و هر یتیم و بینوا و اسیری از عدالت علوی سود برده و رنج بی عدالتی ها و ظلم ها را از خاطر برده بود، اکنون با شمشیر آخته در برابر فرزند عدالت خواه دیگر او به صف ایستاده بودند.
    تا اجازه ندهند سنت جد و پدر خویش را اجرا کند، زیرا در مدت بیست ساله حکومت بنی امیه، لقمه های حرام بر سر سفره ایشان رفته و شکم هایشان از غذای انباشته شده و گوشت و خون و فکرشان آلوده به آن گشته بود.
    از این رو، فریاد سرور جوانان اهل بهشت به گوششان نمی رسید و پرده ها بر گوش و چشم ایشان افتاده و دل هایشان زنگار گرفته بود. این پرده های ضخیم و زنگارها را تنها خون حسین می توانست به کناری بزند. لذا وقتی خون حسین(ع) در دشت کربلاجاری شد، تازه گروهی از خواب برخاستند که چرا قدر لحظه حضور را ندانستند و در رکاب مصلح کل و سرور جوانان بهشت شمشیر نزدند؟
    آن گاه که هیاهوهای جنگ و رجزخوانی ها خاموش شد و طبل ها از صدا افتاد، خون جاری بردشت را دیدند و خواری و ذلت خویش را به چشم آوردند.
    البته تا مدتی، در گنگی و گیجی به سر بردند و سخنان تند و تیز زینب کبری(س) و هشدارهای امام علی بن الحسین(ع) نهیبی بود تا ایشان را به فکر فرو برد. بسیاری از شرم به گوشه ای خزیدند و به نکوهش خویش پرداختند.
    هر چند که این مردم، اهل بصیرت نبودند و لایه های تو در توی فتنه را نشناختند، ولی نهیب برخی از خواص و اهل بصیرت، ایشان را به اندیشه فرو برد. این گونه است که اندک اندک برای شناخت خود و آن چه کرده بودند به کربلارفتند و ناله و انابه کردند و از خدا خواستند تا توبه ایشان را بپذیرد.
    برخی از خوبان در این مدت، زنگارهای دل خویش را زدودند و به عرفان و معرفتی دست یافتند و برای جبران گناه و خطای خویش در اوج فتنه ها، پیمان خون بستند تا در راستای اهداف حرکت حسینی قیام کنند. این گونه شد که حرکت امام حسین(ع) و خونش به بار نشست و بسیاری را بیدار کرد و در طول تاریخ بشریت قیام های بسیاری را موجب شد.
   
    نقش و فضیلت زیارت امام حسین(ع)
    در روایتی امام صادق(ع) می فرماید: من اتی قبر الحسین (ع) عارفا بحقه کان کمن حج مائه حجه مع رسول الله، هر که نزد قبر امام حسین(ع) بیاید و به حق او آشنا باشد، مانند کسی است که یکصد حج با پیامبر خدا(ص) انجام داده باشد.
    (بحارالانوار، مجلسی، ج۱۰۱، ص۴۲)دست یابی به عرفان درباره امام حسین(ع)، شناخت اهداف و انگیزه های حرکت و مقام و منزلت آن بزرگوار است. بنابراین کسی که به زیارت ایشان می رود و به ندای «هل من ناصر ینصرنی» وی پاسخ می دهد و علیه ظلم و ستم قیام و برای عدالت جهاد و تلاش می کند، کسی است که با رسول الله (ص) همراه شده و قصد خدا و خانه اش را نموده است که نتیجه آن لقاءالله می باشد.
    آن چه در این روایت آمده، تاکید بر عرفان و شناخت امام حسین(ع) و اهداف وی از حرکت خونین قیام عاشورایی است که نتیجه آن صد حج با پیامبر خدا(ص) است.
    در برخی روایات بر این مطلب تاکید می شود که زیارت امام حسین(ع) به اندازه حج مقبول و مبرور ارزش دارد (همان، ص۳۱ و ۲۳۲) زیرا این گونه می خواهند توجه را به امام حسین(ع) و اهداف الهی ایشان جلب کنند؛ زیرا هدف از حج آن است که انسان نسبت به توحید و اهداف آن آگاهی یابد و از آن جایی که «من تمام الحج لقاء الامام، تمام و کمال حج با دیدار امام تحقق می یابد، دیدار امام حسین(ع) همان کمال و تمام حج و زیارت الهی است، چون امام حسین (ع) تجلی تمام و کمال اسلام است و اهداف حرکت های انسان را مشخص می سازد. به این معنا که اگر کسی بخواهد هدف نهایی زندگی اش را مشخص کند، باید به امام حسین (ع) به عنوان اسوه کامل و نیک بنگرد. ایشان با حرکت خویش نشان داده است که زندگی، تنها زمانی ارزش دارد که سایه سار عدالت باشد و یا برای آن فدا شود؛ زیرا عدالت الهی، مظهریت الوهیت و ربوبیت اوست.
    خون جاری برخاک کربلا، همانند دارویی، شفابخش جسم و جان بشر است؛ یعنی چنان که قرآن شفا و داروی بیماری های جسمی و جانی است، قرآن ناطق نیز این گونه است . در روایات بسیاری آمده است که «طین قبر الحسین علیه السلام، من کل داء، خاک قبرش شفای هر دردی است. (همان ص ۱۲۳) به این معنا که اگر خوردن هرخاکی حرام چون خوردن مردار و خون می باشد، خوردن خاک قبر امام حسین (ع) شفای هر دردجسمی و روحی است. (همان ص ۱۲۰)
    در روایتی دیگر آمده است:«ان الجزع و البکاء مکروه للعبد فی کل ما جزع ما خلاالبکاء علی الحسین بن علی (علیهما السلام) فانه فیه ما جور؛ گریه و بی تابی درهر چیزی که جزع آور است برای بنده ناپسند است مگر گریه برحسین بن علی(علیهما السلام) که بنده درآن پاداش خواهد داشت. (بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۹۱).
    دراین روایات کوشش بر آن است تا مردم به مقام امام حسین (ع) و حرکت الهی او متوجه شوند و زمینه را برای بهره برداری از آن قیام به عنوان موتور محرکه قیام های دیگر اصلاحی امت پدید آورند. از این رو از امت خواسته می شود با پشتوانه قیام حسینی (ع) به سوی عدالت جهانی مهدوی حرکت کنند و قیام های خویش را این گونه سامان دهند.
    دراربعین بود که حرکت های بیدار بخش خاندانی که به اسارت رفته بودند، به شکل دیگری خودنمایی کرد و با حضور در سر قبر امام حسین (ع) و زیارت آن آرامگاه نیکان جهان، گروهی از مردم از جمله یاران صدیق و صادق پیامبر (ص) چون جابر بن عبدالله انصاری (زاده ۱۶قبل از هجرت- درگذشته ۷۸پس از هجرت) مردم را به سوی مزار، جلب و جذب کردند تا هدف قیام فراموش نشود و آن را پایگاه جهانی و ابدی برای ظلم ستیزی و عدالت خواهی و اصلاحات دایمی قرار دهند.
    اگر کعبه، خانه توحید و زیارت و حج آن یادآور توحید و اسلام است، زیارت مقتل امام حسین (ع) زیارت مصلح کل و عدالت خواه و ظلم ستیزی است که جز برای خدا گامی بر نداشت. بنابراین هر کس که می خواهد درس آزادگی و بندگی بیاموزد در و مکتب عدالت خواه حسینی شمشیر بزند می بایست به زیارت آن شهید کربلابرود و از ایشان برای حرکت خویش استمداد جوید. این گونه است که زیارت ایشان زیارت حج مقبول می شود و زیارت عارفانه برابر با یکصد حج دانسته می شود.
    باشد با عرفان نسبت به امام حسین (ع) و حرکت آن حضرت (ع) مسیر خود را به سوی دولت جهانی مهدوی (عج) به درستی بیابیم و بر معیار حق گام برداریم.
   
کد مطلب: 9911
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل