۱
 
به مناسبت سالروز رحلت آیت الله سید ابوالحسن فاضل

آیت الله سید ابوالحسن فاضل ستاره‌ای که در تاریکی محو شد

آیت الله سید ابوالحسن فاضل یکی از همین ستاره‌های علم و دانش بود که با هدف مشارکت در جهاد و مبارزه علیه اشغالگران شوروی و دست نشاندگان آنها و خدمت به جامعه افغانستان وارد میدان سیاست گردید غافل از اینکه میدان سیاست در افغانستان به قدری کثیف و آلوده است و رندان گرگ صفت به دلیل به خطر افتادن موقعیت و جایگاه خود هرگز مجال عرض اندام و فرصت خدمت به او را نخواهد داد.
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲۲ میزان ۱۴۰۰ ساعت ۱۶:۴۲
میدان سیاست میدان کثیفی است که می‌تواند به راحتی ساحت پاک ترین انسان‌ها را آلوده نماید از این رو بسیاری از دلسوزان و اصحاب اندیشه ترجیح می‌دهند وارد عرصه سیاست نشوند و خود را به فعالیت‌های علمی پژهشی مشغول سازند.
مشکل این جاست که اگر شخصیت‌های برجسته و تأثیرگذار وارد میدان سیاست نشوند این میدان جولانگاه انسان‌های نا اهل می‌شوند و آنها جامعه را به سوی تباهی و بدبختی سوق می‌دهند و اگر احساس مسئولیت کرده و وارد میدان سیاست بشوند تا به مردم خدمت کرده و مانع سوء استفاده‌های افراد نالایق و فرصت طلب بشوند خودشان آسیب می‌بینند و آنقدر از سوی سیاست مداران فریب‌کار و فاسد و ایادی شان مورد هجمه و ترور شخصیت قرار می‌گیرند و تخریب می‌شوند که دیگر مجالی برای ابراز وجود و خدمت به مردم پیدا نمی‌کنند و در سیاهی‌ها و فضای کثیف و غبار آلود سیاست گم می‌شوند.
آیت الله سید ابوالحسن فاضل یکی از همین ستاره‌های علم و دانش بود که با هدف مشارکت در جهاد و مبارزه علیه اشغالگران شوروی و دست نشاندگان آنها و خدمت به جامعه افغانستان وارد میدان سیاست گردید غافل از اینکه میدان سیاست در افغانستان به قدری کثیف و آلوده است و رندان گرگ صفت به دلیل به خطر افتادن موقعیت و جایگاه خود هرگز مجال عرض اندام و فرصت خدمت به او را نخواهد داد.
جاه طلبی و قدرت طلبی رهبران سیاسی از یک سو و ترویج تعصبات شدید قومی قبیله‌ای از سوی دیگر موجب شد که آیت الله فاضل علیرغم شایستگی و بهره مند بودن از فضایل علم و تقوی نتواند آنطور که شایسته است مصدر خدمت برای کشور و جامعه خود واقع گردد و در فضای مملو از آلودگی و غبار آلود محو گردد.

زندگی‌نامه آیت الله فاضل
آيت اللّه فاضل در سال 1319 هجري شمسي در «کجاب بهسود» ولایت ميدان وردک افغانستان که در 100 کيلومتري غرب شهر کابل (پايتخت) واقع گرديده است، در يک خانواده مذهبي و علمي ديده به جهان گشود.

از تبار نيکان
آيت اللّه فاضل (ره) از نظر سلسله نسب از جمله سادات عاليقدري است که اجدادش از بزرگان منطقه بوده‏اند. و همه از علماء و پيشگامان ترويج معارف ديني به حساب مي‏آمده‏اند. پدرش سيّد محسن کربلايي فرزند سيّد مصطفي‏ فرزند سيّد سلطان فرزند سيّد ميرزا حسين فرزند سيّد فضل اللّه فرزند سيّد صافي فرزند سيّد احمد فرزند سيّد عبداللّه فرزند سيّد ميرزا حسن فرزند سيّد امين (سيّد سالم ،سيّد اسلام و سيد يحيي‏ که سه فرزند سيّد امين هستند، در منطقه، دفن و جزء قبور محترم داراي بارگاه مجلّل هستند و مورد توجه زياد مخلصين قرار مي‏گيرند و در مناسبتهاي مذهبي و حتي‏ جهت رفع مشکلات به آنها توسل مي‏جويند و در کنار آرامگاه آنها نذر مي‏نمايند و آنان را صاحب کرامات ميدانند.) و سلسله نسب سيّد ابوالحسن فاضل (ره) که از سادات جليل القدر حسيني مي‏باشد، به امام زين العابدين (ع) مي‏رسد.

تحصيل
مرحوم آيت اللّه فاضل (ره) با استعداد فوق العاده‏اي که داشت، تحصيلات ابتدايي را در زادگاهش نزد عمويش به پايان رسانيد. دروس مقدماتي و قسمتي از قوانين را نيز نزد عمويش علامه حاج سيّد حسن مصطفوي فرا گرفت و پس از فوت عمويش بخش ديگري از قوانين و همچنين رسايل را نزد مرحوم شيخ خان علي خواتي (مشهور به حاج شيخ) فرا گرفت.
 
پس از آنکه مدارس بهسود را فراخور نياز و ضرورت تحصيلي خود نديد براي طي نمودن مدارج بالاتر علمي به کابل عزيمت و دروس سطوح عاليه را نزد استاد فرزانه و عالم رباني حضرت آيت اللّه شهيد سيّد محمد سرور واعظ (ره) آموخت و بسيار سريع از چهره‏هاي ممتاز حوزه علميه محمدّيه - که زير نظر و هدايت شهيد واعظ (ره) اداره مي‏شد. - گرديد و جايگاه خاصي را در بين طلاب علوم ديني باز نمود.
در سال 1349 هجري شمسي جهت تحصيل، عازم نجف اشرف شد و به درس کفاية الاصول مرحوم آيت اللّه شيخ صدرا بادکوبه‌ای و نيز در درس مکاسب آيت اللّه شيخ حسين لنکراني، شرکت و بهره فراواني از اين دو عالم بزرگوار گرفت و از سال 1351 بمدت 10 سال در دروس خارج آيات عظام و مراجع بزرگ و افتخارات حوزه علميه نجف اشرف، چون آیات عظام خوئي (ره) و شهید سید باقر صدر (ره) شرکت داشت و از سرچشمه‏هاي فضيلت، تقوي‏ و فقاهت اين دو چهره علمي کمال استفاده را برده، پس از 15 سال اقامت در کنار بارگاه ملکوتي امير المؤمنين (ع) و بهره‏گيري از منابع سرشار فقهي و اصولي ... سرانجام به درجه اجتهاد نائل آمد.
 
اساتيد
آيت اللّه فاضل (ره) از حضور فرزانگان علم و تقوا - چه در افغانستان يا نجف اشرف - کمال استفاده را برد.
نخستين استاد او عمويش سيّد حسن مصطفوي (ره) است که دوره مقدّماتي را در حضورش خواند و سپس از مرحوم شيخ خان علي که از مردان پارسا و علماي ربّاني بود، علوم حوزه‌وي را فرا گرفت
 
و پس از آن در کابل و نجف از محضر بزرگانی همچون:
 آیت اللّه شهيد سيّد محمّد سرور واعظ
 - آيت اللّه شيخ صدرا بادکوبي
- آيت اللّه شيخ حسين لنکراني
- آيت اللّه العظمي‏ خويي
و آيت اللّه العظمي‏ شهيد صدر
بهره جست و مراحل کمال را پیمود واز شاگردان درجه اول آنها قرار گرفت. در اين باره آيت اللّه حائري عراقي مي‏گويد:
«من با ايشان در درس آيت اللّه شهيد صدر مي‏رفتم. آيت اللّه فاضل (ره) از شاگردان خوب شهيد صدر (ره) بودند. شهيد صدر (ره) علاقه زيادي به او داشت و او را دوست مي‏داشت. همچنانکه من او را دوست مي‏دارم.»
آيت اللّه صدر (ره) عنايت و علاقه عميقي به ايشان داشت طوري که، رابطه عميق، عاطفي و فکري و هماهنگي ايشان با آيت اللّه صدر (ره) براي همه محسوس بود.

تدريس
در اول شروع تحصيلات - چه در بهسود و يا کابل - و پس از اتمام دروس خويش به تدريس آنها مي‏پرداخت. آيت اللّه فاضل (ره) مدت زمانيکه در نجف اشرف بودند، علاوه بر شرکت در درسهاي خارج اصول وفقه، فلسفه و کلام و پژوهش پيرامون معارف اسلامي و توجه به مسايل جهان و مشکلات جامعه اسلامي، به تدريس نيز مبادرت مي‏ورزيد؛ يکي از بستگانش مي‏گويد:
«آن فقيد سعيد در نجف اشرف، درس‏هاي سطوح عاليه از جمله کفايه، مکاسب، رسايل، حلقات شهيد صدر (ره) و درسهاي عقائد را، تدريس مي‏کردند، که در درسهاي ايشان طلاب فاضل از کشورهاي مختلف افغانستان، پاکستان، ايران، لبنان و عراق شرکت مي‏نمودند.»
و هنگامي که وارد سوريّه مي‏گردد و مدّت کوتاهي که در آن کشور اقامت دارد، به تدريس مي‏پردازد. ديگري مي‏گويد:
«آيت اللّه فاضل، پس از آنکه مدت کوتاهي به درجه اجتهاد مي‏رسد، به تدريس مي‏پردازد و در سوريه نيز براي رونق دادن به حوزه علميّه زينبيّه مشغول تدريس سطوح عالي کلام و معارف اسلامي مي‏گردد.»
 
آيت اللّه فاضل (ره) پس از ورود به خاک جمهوري اسلامي ايران و اقامت در حوزه علميّه قم پيرو در خواست تعدادي از فضلاء افغاني حوزه علميّه قم در سال 1365 به تدريس خارج فقه و اصول مشغول مي‏گردد. اين جلسات نخست در مدرسه توحيد که زير نظر شخص ايشان تأسيس شده و اداره مي‏گرديد، داير و در سال 1369 هجري. شمسي به سالن شماره 31 مدرسه آيت اللّه العظمي‏ گلپايگاني منتقل گرديد، تا اينکه مجدداً از سال 1375 در دفتر ايشان دوباره آغاز و تا قبل از ارتحال ايشان ادامه يافت.
خدمات فرهنگي - سياسي
حضرت آيت اللّه فاضل (ره) خدمات ارزنده‏اي را انجام دادند و يا در پي انجامش فداکاري و ايثارگري فراوان نمودند که ما در اين مقال بر اساس ظرفيت اين مبحث به چند نمونه از آن اشاره مي‏کنيم:

  تلاش برای وحدت جریان‌های سیاسی و مذهبی افغانستان
حضرت آيت اللّه فاضل (ره) همبستگي احزاب شيعي و هماهنگي مجموعه‏هاي شيعي و سنّي را گامي مطمئن در مسير وحدت ملي تلقي مي‏کرد.
در نتيجه تلاشهاي مخلصانه ايشان بود که در جامعه تشيّع زمينه‏هاي فکري «وحدت» بوجود آمد، تخاصم به تفاهم همگاني مبدل و سرانجام «حزب وحدت اسلامي افغانستان» وارد عرصه سياسي - اجتماعي کشور گرديد، در حقيقت «حزب وحدت اسلامي افغانستان» دست‏آورد تفکّر و مساعي همه جانبه آن مرد الهي بود.
حضرت آيت اللّه فاضل (ره) با داشتن مسئولیت رياست شوراي عالي نظارت حزب وحدت اسلامي بدون ترديد يکي از مظاهر راستين با شوکت شيعيان در عرصه‏هاي سياسي - فرهنگي - اجتماعي و علمي در افغانستان به شمار مي‏رفت.
تلاشهاي مستمر ايشان براي اشتراک عادلانه شيعيان در «شوراي مشورتي لاهور پندي»، ايجاد هماهنگي ميان سران احزاب جهادي تسنّن و تشيّع، ارائه طرح رسميّت مذهب جعفري در قانون اساسي آينده در شوراي عالي قيادي، نمايندگي از جانب شيعيان در نشست‏هاي ايران، پاکستان، عربستان سعودي و مذاکره با سران احزاب در حضور رؤساي دولت‏هاي ياد شده، اقامه اولين نماز عبادي - سياسي جمعه در کابل، ابتکارات صلح ميان نيروهاي مستقر در پايتخت، بسيج عمومي شيعيان در دفاع از کيان اعتقادي و اصالت مکتبي آنها را مي‏توان از جلوه‏هاي مبارزاتي آن فقيه مجاهد دانست.
حضرت آيت اللّه فاضل (ره) بستر مناسب براي همزيستي در فرداي وطن را تحکيم همگرائي و همبستگي ميان همه گروههاي اجتماعي در کشور مي‏دانست و به همين جهت همواره آنها را به «هماهنگي»، و «تفاهم» دعوت مي‏کرد، ايشان در اين راستا موانع زيادي را از سر راه مجموعه‏هاي شيعي و سنّي برداشته بود.
 
حضرت آيت اللّه فاضل (ره) عضويت در «شوراي عالي قيادي افغانستان» را به دليل ايجاد فضاي بهتر الفت و تعميم وفاق معنوي ميان جامعه شيعي و اهل تسنّن، پذيرفت و براي اين منظور گامهاي مؤثري برداشت.
ايشان گرايشهاي فاقد پشتوانه فرهنگي را براي همبستگي واقعيت‏هاي قومي و مذهبي در کشور نه تنها خطرناک تلقي مي‏کرد بلکه موضعگيري عليه افکار و خطوط انحرافي را گامي مهم در جهت وحدت ملّي و حفظ ارزشهاي اساسي جامعه به شمار مي‏آورد. ايشان بدون مبالغه پيش آهنگ افشاء و سائس و حيله‏هاي شيطاني حلقه‏هاي کژانديش و بد رفتار در جامعه بود.
 
  1. دعوت و تلاش برای صلح
بدون شک تحوّل و دگرگوني در ابعاد حيات اجتماعي بخصوص جامعه بحران زده افغانستان و هماهنگ نمودن افراد جامعه به وظايف ديني و اجتماعي و ايجاد تفاهم ملّي و ايجاد باور به اقتدار سياسي و فرهنگي، بدون حضور فعّال چهره‏هاي ممتاز و خستگي‏ناپذير همانند آيت اللّه فاضل (ره) ميسور
جاه طلبی و قدرت طلبی رهبران سیاسی از یک سو و ترویج تعصبات شدید قومی قبیله‌ای از سوی دیگر موجب شد که آیت الله فاضل علیرغم شایستگی و بهره مند بودن از فضایل علم و تقوی نتواند آنطور که شایسته است مصدر خدمت برای کشور و جامعه خود واقع گردد و در فضای مملو از آلودگی و غبار آلود محو گردد.
نيست. وجود علماء ديني کمک شاياني بود در شکوفايي استعداد و نجات فرزندان امت. وجود مرحوم آيت اللّه فاضل (ره) در عينيت جامعه، در شرايطي که تنش‏هاي جاري در کشور، پيکره خسته جامعه را خسته‏تر مي‏نمود، رايحه صلح و آرامش بود. هميشه و در هر محفل فرياد صلح را سر مي‏داد. به جهت شايستگي‏هائي چون تواضع، مشورت پذيري، احترام به نظريات ديگران، بردباري، پر کاري و همکاري با نيروهاي مؤمن، علي‏ رغم سنگين بودن ميدان عمل، با اميدواري برنامه‏هاي اصلاحي خويش را رها نکرد. مشکلات فکري، سياسي و فرهنگي در افغانستان طوري بود، که کار مؤثر را مشکل مي‏نمود. ولي آيت اللّه فاضل (ره) صحنه را ترک نکرد و در برابر بحران‏هاي موجود حضور اصلاح گرانه خود را حفظ نمود، طوري که غيبت امروزيش به معناي غيبت آثار و اعمالش در دنيا و آخرت نمي‏باشد.
مرحوم آيت اللّه فاضل (ره) همينطور براي بر قراري صلح و رفع تشنّجات گروهي (شيعه - سنّي) در سال 1364 در رأس يک هيئت صلح وارد کشور افغانستان شد و دسته‏هاي متخاصم را به تفاهم دعوت و با هوشياري خويش، کشمکش‏هاي نظامي و قشري و گروهي را در بسياري از مناطق خشکانيد. اين کار ارزشمند را در سال 1365 در مناطق مرکزي و در سال 1373 در منطقه جاغوري به انجام رسانيد، صلح و آرامش را بر قرار ساخت.
 
  1.  تقريب بين المذاهب اسلامي
آيت اللّه فاضل (ره) با توجه به ساختار سياسي و فرهنگي افغانستان نزديک شدن مذاهب موجود در صحنه‏هاي سياسي - فرهنگي و جهادي کشور را يکي از راه‏هاي مؤثر و پشتوانه قوي و مثبت براي پيشرفت امور جامعه به حساب مي‏آورد. وي با اخلاص تمام در داخل کشور براي تحقق طرح تقريب مذاهب اقدامات لازم را به عمل آورده و تماس‏هايي با شخصيّت‏هاي مذهبي اسلامي نيز بر قرار کرده بود. در کتاب زندگينامه آيت الله فاضل، آمده است:
«ايشان هماهنگي‏هاي برادرانه را با علماي طراز اول، برادران اهل سنّت و جماعت بوجود آورده بود و براي تحقق طرح همبستگي مذاهب اسلامي به کنکاش گوناگون پرداخته بود و از همين رو، روابطي نزديک با شخصيت‏هاي علمي - مذهبي برادران اهل تسنّن، چون:
- مرحوم شيخ سعيد شعبان، در لبنان
- قاضي حسين احمد، در پاکستان
- سيّد برکة، در فلسطين
- دکتر حسن ترابي، در سودان
و مولوي نصراللّه منصور، در افغانستان بوجود آورده بود.»
 
  1.  ايجاد نهضت فکري - سياسي
اين شخصيّت فرزانه مي‏کوشيد قشرهاي حوزه و دانشگاه را با هم نزديک کند و لذا با جدّيت تمام به سازماندهي اين دو نيروي پيشتاز مشغول بود. يکي از اساتيد دانشگاه مي‏گويد:
«همکاري سياسي، آيت اللّه فاضل (ره) با دانشگاهيان از سال 1367 آغاز گرديد و تا زنده بود ادامه داشت مرحوم آقا به منزل من تلفن کردند و تاريخ جلسه را در منزل ما تعيين نمودند که تشريف آوردند و پس از يک سلسله گفت و شنود، تصميم بر اين شد که بنده تشکيلات جديدي را با ارائه مقدّمه - که انگيزه و هدف در آن وحدت ملّي در بستر اسلام تحت شعار «لا اله الا اللّه» است. - تهيّه کنم. دستور آقا اجرا شد، امّا متأسفانه زمانيکه وقت مساعد فرا رسيد و از تخت بيمارستان، امر به فعّاليّت علني داده شد، آقا به رحمت حق پيوست.»
با تلاش‏هاي خردمندانه ايشان بود که مقدور شد احزاب سياسي شيعه در يک تشکّل گرد آيند و با انسجام کامل در عينيّت جامعه حضور يابند. اين شخصيّت علمي - سياسي پس از بوجود آمدن دولت اسلامي در افغانستان با حضور جدي خويش در عرصه سياسي - فرهنگي، خواستار حضور مقتدرانه شيعيان در حکومت گرديد. و با پذيرفتن عضويت در شوراي عالي قيادي دولت اسلامي افغانستان (شوراي رهبري) زمينه را براي دفاع از حقوق شيعيان مهيّا نمود و به نمايندگي از مجموعه شيعيان و شرکت در نشستهاي ايران، پاکستان و عربستان - که در جهت صلح و تفاهم برگزار شده بود. - حضور جامعه تشيّع را در واقعيّت سياسي - فرهنگي و نظامي، به نمايش گذاشت و طرح به رسميّت شناختن مذهب جعفري را در قانون اساسي افغانستان مي‏توان يکي از ابتکارات ايشان به حساب آورد.
اقامه اولين نماز عبادي - سياسي جمعه در کابل را نيز مي‏توان از جلوه‏هاي مبارزات و فعّاليّت‏هاي خستگي‏ناپذير اين شخصيت دانست. آقاي اشراق حسيني مي‏گويد:
«آيت اللّه فاضل (ره) در نظر داشت دانشکده علوم سياسي در کابل بسازد تا در پرتو آن، فرزندان امّت شيعه را کادرسازي سياسي نمايد و پروژه خاتم الانبياء که يکي از ابتکارات اين مرد بود از جامعيّت خاصي برخوردار بود. ايشان مي‏فرمود: اين حوزه علميّه را بخاطر آن ساختم و طرحش را تهيّه نمودم که با جامع الازهر مصر رقابت کند. زيرا هدف از تأسيس اين پروژه که عبارت است از:
1. تدريس مقاطع مختلف تا دروس خارج فقه و اصول.
2. تدريس رشته‏هاي جديد بر اساس نياز جامعه.
3. محور دار التقريب مذاهب باشد و فقه مقارن، درس گفته شود و ده‏ها هدف ديگر را در اين طرح گنجانيده بود.»
احداث پروژه خاتم الانبياء را با مساحت 100/000 متر مربّع با ملحقات آن از قبيل خوابگاه طلّاب، کتابخانه، مسجد، حسينيّه، حمّام، باشگاه ورزشي و بازارچه، روي دست گرفته بودند. هدف آيت اللّه فاضل (ره) از ايجاد طرح بزرگ خاتم الانبياء در شهر کابل، سامان بخشي به اوضاع درسي و معيشتي طلّاب و تقليل ضريب مهاجرت آنها به ايران و پاکستان، تدريس دروس سطوح عاليه خارج فقه مقارن ( جعفري - حنفي) اساس گذاري عملي تقريب بين المذاهب اسلامي و سر انجام رشد فرهنگ عمومي جامعه، بوده است.(10)ايشان با وجود مشکلات اقتصادي، مدرسه علميّه توحيد را در شهر مقدس قم در تاريخ 1364 تأسيس و با برنامه‏هاي آموزشي مناسب به پرورش طلّابي مشغول شدند که از مناطق محروم و شهرهايي که شيعيان در اقليت به سر مي‏برند، همانند، شهرهاي بدخشان و پنجشير و غيره روي به حوزه مي‏آوردند. مدرسه علميّه خاتم الانبياء در مشهد مقدس يکي ديگر از اقدامات بسيار ثمر بخش آيت اللّه فاضل (ره) بود که با برنامه‏هاي متنوع، تعداد بسياري از جوانان رابا معارف اسلامي آشنا کرد و تحويل جامعه داد.
 
خدمات اجتماعي
يکي از شاهکارهاي اجتماعي آيت اللّه فاضل (ره) ايجاد دارالايتام بود و با توجه به مسئوليّت‏هاي خطير سياسي - فرهنگي که ايشان داشت، لحظه‏اي از خدمت به توده‏هاي محروم و خانواده‏هاي شهداء و ايتام... غافل نبود و در همين راستا مؤسّسه خيريّه خاتم الانبياء و دارالايتام را در کابل و برخي از شهرهاي جمهوري اسلامي ايران راه اندازي نمود. زيرا که او از متن دردها، رنج‏ها و محروميت‏هاي جامعه قد برافراشته بود. آقاي اشراق حسيني در اين زمينه، مي‏گويد:
«در کابل وقتي يتيمي به او مراجعه مي‏کرد، خود ايشان کفش‏ها را به پاي بچه‏ها مي‏کرد و اندازه‏گيري مي‏نمود، هر گاه که شماره کفش با پاي يتيم‏ها اندازه نبود، عوض مي‏کرد و با تواضع خاصي مي‏گفت: فرزندم! خوب است؟»
مانند جدش اميرالمؤمنين (ع) يتيمان و مستمندان را چون پدر مهربان بود و با مهرباني در جمع آنها مي‏نشست و اگر قادر بر حلّ مشکلات محرومين نبود، احساس همدردي خويش را خالصانه ابراز مي‏داشت.
 
ويژگيهاي اخلاقي
خصوصيات اخلاقي آيت اللّه فاضل (ره) از جهات مختلف شايسته بررسي و مطالعه مي‏باشد و از مصاحبه با دوستان، هم دوره‏هايشان و شاگردان آن مرحوم، پيداست که وي از صفات نيک زيادي بهرمند بوده و ما در اين فرصت کم، برخي از صفات او را از زبان دوستان و همسنگريهاي فرهنگي - سياسي‏اش مي‏شنويم.
 
1. تعبد
آنچه را که نخستين شايستگي او مي‏توان به حساب آورد، تقوي و يا پايبنديش به دستورات ديني بود. اين صفت از همان اوان جواني در زندگيش درخشش و جلوه‏اي خاص داشت. يکي از بستگانش مي‏گويد:
«در همان دوران جواني که بيش از بيست سال از عمر شريفش نگذشته بود، تقيّد خاصي به برنامه‏هاي ديني داشت، در هيچ شرايط غسل جمعه و نماز شب او ترک نمي‏شد.»(12)
نيايش خالصانه آن مرد فرزانه که از ژرفاي دل مملو از عشق سرچشمه مي‏گيرد، او را اسوه تقوي‏ و عمل صالح قرار مي‏دهد. مرحوم آيت اللّه فاضل (ره) بسياري از ادعيه را از حفظ داشت و با تلاوت قرآن که محرم تنهايي‏اش بود، در سراسر زندگي، الهام مي‏گرفت .
 
2.دوستي اهلبيت
يکي از نقطه‏هاي بارز شخصيت معنوي ايشان، دل پاک و روح مالامالش از محبت اهلبيت عصمت بود. در پيچ و خم زندگي به ولايت اتّکا مي‏نمود و معضلات خويش را با کمک دو نيروي معنوي - توکّل و توسّل - حل مي‏کرد. معظم له مي‏گفت:
«فرزندان من و اخوي - آيت اللّه مصطفوي - مي‏دانند که از اول زندگي با ولايت شروع نمودم و از اول اهل ولايت بودم. من در نجف در دوران حکومت بعث اذعان داشتم، ماندن در جوار مولي علي (ع) بستگي به عنايت خود مولي دارد. با تمام فشارهايي که از سوي بعثيهاي از خدا بي خبر، بر حوزه علميه مي‏رفت، آن ولايت بود که ساليان درازي از هر گونه آسيب و گزندي براي من امان داد و تا پايان دوران تحصيلات در آن حوزه بزرگ در پناه ولايت، پناه داده شدم و از درسهاي مراجع بزرگ بهره کافي گرفتم، به شما و هر کس ديگر توصيه مي‏کنم که يگانه راه رسيدن به پيروزي، ولايت و توسلات به اهل بيت مي‏باشد.»
وي حتي در سختيهاي آخر حيات خويش و با توجه به آنکه توان شرکت در محافل مذهبي و توسل به اهلبيت را نداشت و شرايط بدنش مقتضي نبود، دوست داشت در توسلات حضور يابد. يکي از دوستان نقل مي‏کند که:
«دو شب قبل از رحلت آن عالم ربّاني، دستور فرمود تا روضه مادرش زهراء3 خوانده شود. از آنجايي که شرايط جسمي‏اش اجازه پائين آمدن از پله‏ها را نمي‏داد، گفت: مرا ببريد پشت پنجره‏هايي که مشرف به زيرزمين خانه است. وقتي خود را کنار روزنه رسانيد، سر را به ديوار گذاشت و از ته دل به مظلوميت فاطمه زهراء3 اشک مي‏ريخت.»(14)
 
3.بر خورد نيکو
در معاشرت‏هاي اجتماعي بسيار، با تواضع وفروتني رفتار مي‏نمود و در برابر تندي ديگران عکس العمل نشان نمي‏داد و با متانت خاص و گذشت که سيره پيشوايان اسلام است، از کنار مسايل مي‏گذشت. آيت اللّه آصفي مي‏فرمايد:
«ايشان در مجموع، فرد بسيار مؤدّب، بااخلاق، بزرگوار و دوست داشتني واز لحاظ تقوي‏ بسيار عالي بود.»
آيت الله عالمي بلخابي هم مي‏فرمايد:
«آيت اللّه فاضل (ره) گذشته از شخصيّت علمي که داشت، مردي آرام، فکور، دلسوز جامعه، خوش گفتار و در رفتار اجتماعي باوقار بود و در دفاع از حقوق فرهنگي و سياسي تشيّع، عظمت و اقتدار خود را حفظ مي‏نمود. در برخوردها با اخلاق نيکويش همه را مجذوب مي‏ساخت، حتّي‏ کساني را که ديد مثبت نسبت به علماء نداشتند.»
 
اين شخصيّت ديني، مردي متفکّر و اسلام شناس بود. همچنين آقاي محقّق مي‏گويد:
«اخلاق او کمتر از جنبه‏هاي ديگر شخصيّتي وي نبود. او به حق مجسّمه تواضع، بردباري، اغماض، احسان، وقار و حلم بود. ظاهر متبسّم، جذّاب و آرام او حکايت از روح متين، منطق، سلامت روحي و مهرباني‏اش داشت.»
 
4.شجاعت
اين فقيد سعيد و مجاهد خستگي‏ناپذير با توجه به بحران سياسي، فرهنگي و نظامي کشور افغانستان، با دلاوري تمام که ويژه چنين مرداني است، وارد عرصه اجتماعي شد. مرحوم فاضل (ره) حتي در اوان جواني در بين هم قطارانش به عنوان طلبه‏اي شجاع و دلاور مطرح بوده، يکي از دوستان وي نقل مي‏کند: «من و جمعي از هم کلاسي‏هايش، با حضور استادش (شيخ جانعلي) و تعداد مؤمنين که خيلي‏ها هنوز هم زنده هستند، صحنه‏اي از شجاعت وي را شاهد بودم، بدين صورت: رود سبز آب - منطقه خوات از توابع بهسود - که در افغانستان مشهور است، آب رودخانه در يک قسمت که مي‏رسد جمع مي‏شود و بنام (گوش رودي) ياد مي‏گردد و حدود
مشکل این جاست که اگر شخصیت‌های برجسته و تأثیرگذار وارد میدان سیاست نشوند این میدان جولانگاه انسان‌های نا اهل می‌شوند و آنها جامعه را به سوی تباهی و بدبختی سوق می‌دهند و اگر احساس مسئولیت کرده و وارد میدان سیاست بشوند تا به مردم خدمت کرده و مانع سوء استفاده‌های افراد نالایق و فرصت طلب بشوند خودشان آسیب می‌بینند و آنقدر از سوی سیاست مداران فریب‌کار و فاسد و ایادی شان مورد هجمه و ترور شخصیت قرار می‌گیرند و تخریب می‌شوند که دیگر مجالی برای ابراز وجود و خدمت به مردم پیدا نمی‌کنند و در سیاهی‌ها و فضای کثیف و غبار آلود سیاست گم می‌شوند.
نود متر عمق دارد.
يک روز که افراد نامبرده جمع بودند، و مرغابي‏ها در همان محدوده گشت مي‏زدند و مرغاني هم در هوا پرواز مي‏نمودند، آقاي فاضل (ره) گفت: اي کاش تفنگي مي‏بود تا صيدي را مي‏زدم! استادش گفت: تو نخست شکار را بزن، از آب در آوردنش بدوش من. که ناگهان آيت اللّه فاضل (ره) تفنگ را بدست گرفته و در حاليکه روي دست گرفته بود، در دم مرغي را هدف قرار داد و صيد در مرکز (گوش رود) افتاد. استاد به يکي از شاگردان دستور داد: برو صيد را بياور. شخص نامبرده با سرعت خود را به آب انداخت، بجاي آنکه صيد را نجات بدهد، خود را بدست امواج (گوش رود) گرفتار ساخت و با يک ناله، ناپديد گرديد. همه مبهوت مانده بودند که ناگهان سيّد بزرگوار و طلبه شجاع با دلاوري بي نظير، خود را به دهان متلاطم رود انداخت. در همان حال ناگهان شخص غرق شده روي آب آمد و قادر نبود حرکت کند و عن قريب بود که دوباره به قعر امواج فرو رود. مرحوم فاضل (ره) بدن بي حال وي را بر گرفت و از مهلکه نجات داد. مرد نجات يافته هنوز در قيد حيات مي‏باشد.»
 
5.تحمّل سختي
آيت اللّه سيّد ابوالحسن فاضل (ره) سختي‏هاي زندگي را از همان روز که سايه پدر از سرش کم شد، شروع کرد و با مشکلات فراواني مواجه شد. از يک طرف بي سرپرستي و از سويي فقر اقتصادي او را در تنگناي زندگي قرار داد، ولي او با استواري خاصي که از اجداد طاهرش به ارث برده بود، خود را نباخته بلکه مردانه از خارستان زندگي عبور و قله‏هاي کمال را به بالاترين مدارج تخصّصي پيمود و براي رسيدن به مقامات علمي و معنوي مراحل سختي را پشت سر نهاد. خصوصاً در دوران جهاد و هجرت فکري - سياسي ايشان که مرحله حساس زندگي وي را تشکيل ميدهد. در اين باره چنين آمده است که:
«او شخصيتي بود، با استقامت و بردبار، که براي رسيدن به صلح و آرامش در کشور، علي الخصوص در بين امت شيعه افغانستان، متحمل رنجهاي مختلف گرديد. زخم زبانهاي زيادي بر او زدند، تهمت‏هاي ناروا بر او بستند، کار شکني‏ها و هوچي گريها راه انداختند. اما هيچگاه شکايت کسي از او شنيده نشد. در حاليکه او اشاعه دهندگان اين اباطيل را مي‏شناخت. با وجود اين هر وقتيکه با توطئه گران و شايعه سازان رو در رو مي‏شد، طوري بر خورد مي‏نمود که گويا هيچ خبري نبوده است.»
او در مواقع بحراني و خطر هيچ وقت دچار سردرگمي نمي‏شد و با روحيه شکست ناپذيري که، جزء خصيصه وي بود، در برابر حوادث استوار بود. فرزندش تعريف مي‏کند:
«روز 13 محرم الحرام 1371ش حاج آقا، با تعدادي از نيروهاي شيعه که من هم جزو آنها بودم، عازم، انستيتوت علوم اجتماعي (مرکز حزب وحدت اسلامي) شديم و پس از طي نمودن قسمتي از راه، صداي چند انفجار را شنيديم. بدون اعتنا پيش مي‏رفتيم. ناگهان متوجه شديم که توسط نيروهاي وهّابي - حزب سياف - محاصره شده‏ايم. به دستور حاج آقا کليه سلاح‏ها به زمين گذاشته شد. ما را از ماشين پياده و طرف مقرّ فرماندهي خود هدايت کردند. حاج آقاي فاضل (ره) با خونسردي به پيش مي‏رفت. مؤمناني که ايشان را مي‏شناختند گمان مي‏کردند که ماشين وي خراب شده و پياده مي‏رود. اين حرکت آرام و حساب شده باعث شد نيروهاي شيعه از دستگيري حاج آقا اطلاع يابند. وقتي ما را داخل پايگاه خود انتقال دادند، همه را کنار ديوار به صف کردند و آماده تير باران نمودند. همينکه داشتند نشانه مي‏رفتند، پدرم سينه خود را سپر کرد. جلو آمد و ما را در پناه خويش گرفت و با فصاحت و قاطعيتي که خاص ايشان بود، آنها را تهديد و از عواقب اين عمل غير منطقي آگاه ساخت. در همين اثنا، يکي از علماء اهل سنت که حاج آقا را مي‏شناخت سر رسيد و ايشان را در آغوش گرفت و پس از عذر خواهي ما را رها ساخت.»
آيت اللّه فاضل (ره) تمام اين مشکلات را براي خاطر توده‏هاي رنجديده و عذاب کشيده شيعه تحمّل مي‏نمود. با توجّه به سن و سنگيني بدن و نبود امکانات مسافرتي، دشت‏ها و دامنه ها را پشت سر مي‏گذاشت تا صلح را براي جامعه تشيع و مجموع کشور به ارمغان ببرد و در اين راه، خستگي و تشنگي را احساس نمي‏کرد و با پاهاي آبله زده درس قهرماني، استقامت و مردانگي را به آيندگان مي‏داد. يکي از علماء مي‏گويد:
«يک هيئت براي ايجاد آشتي ميان احزاب شيعه به افغانستان رفت. آيت اللّه فاضل (ره) نيز در ترکيب آن هيئت بودند. در اين سفر من مقاومت بي نظير ايشان را شاهد بودم. پس از 25 سال که آيت اللّه فاضل (ره) در تاريخ 1364/ 11 /25 به وطن مي‏رفت، با تحمل بسيار، بيست و شش روز پياده روي را به پايان رسانيد. در اين سفر که مي‏بايست از کوه‏ها و بيراهه‏ها طي طريق کرد، وي از نبود امکانات و سختي راه چيزي به زبان نمي‏آورد. با وجود آنکه اغلب اعضاي جوان و سر حال هيئت، مانده بودند و از سختي راه و مشکلات آن شکوه داشتند. در روزهاي آخر ايشان مي‏گفت: پايم درد مي‏کند. و براي آخرين بار نسبت به وضعيت جسمي خويش مي‏گفت: پا درد فعلي من نتيجه همان سفر سرد و زمستاني مي‏باشد. زيرا در اين سفر هوا زمستاني و سرد بود، هر گاه در وسط راه با آنکه هر نفر يک پتو بيشتر نداشتيم و استراحت مي‏کرديم، هنگاميکه بيدار مي‏شديم آب را که يخ زده است و با شکستن يخ‏ها، آب وضوء تهيه مي‏کرديم. همه از وضعيت پيش آمده اظهار ناراحتي مي‏کردند، ولي ايشان از خود مقاومت عجيبي نشان مي‏داد و به ديگران روحيه مي‏بخشيد.»
 
از آنجايي که براي شخصيت ديگران ارزش قائل بود، قشرهاي مختلف را مجذوب خويش ساخته بود و براي حفظ مصالح جامعه، حضور خيلي‏ها را در واقعيت جامعه تحمل مي‏نمود. يکي از اساتيد دانشگاه کابل نيز مي‏گويد:
«يکي از اوصاف پر جاذبه آن مرحوم را بايد مشورت پذيري، افق ديد وسيع و احترام به افکار و نظرات ديگران دانست. ايشان مردي بزرگ بود که همواره خودمحوري، جزم‏انديشي و استبداد فکري را نفي مي‏نمود و در رابطه با آزادي در عرصه تفکّر، نقد و گفتگو براي يارانش، به مثابه الگو در آمده بود. نه تنها خود در برابر جوسازي ها، هوچي گري‏ها و هياهوي تبليغاتي، شکيبايي نشان مي‏داد بلکه همواره يارانش را نيز به برخوردهاي مهربانانه و بزرگ منشانه توصيه مي‏نمود.»
 
آثار علمي
آيت اللّه فاضل (ره) به موازات تحصيل و تدريس در نجف اشرف با قلم بسيار زيباي خويش، کتابهايي را نيز به رشته تحرير در آورده‏اند و چند اثر با ارزش ايشان انتشار يافته است که عبارتند از:
 
1.آراء الذّرين، حول الذّرة و الحرکة
ايشان وقتيکه در نجف بود، مکتب‏هاي انحرافي - فلسفي مخصوصاً مارکسيسم در عراق گسترش مي‏يافت. در همان زمان بود که کتاب فلسفي با ارزش خود بنام - اتم و حرکت - آراء الذرين... را نوشت که توسط يکي از شاگردان ايشان، حجة الاسلام و المسلمين سيّد عبداللّه فضل اللّه در سال 1356 در لبنان به چاپ رسيد.
 
آيت اللّه فاضل (ره) در اين اثر خود بسيار زيبا ديدگاه دانشمندان مادي و الهي را در مورد مادّه و حرکت، به تعريف در آورده و بيان کرده که نقش آن در تغيير مکانيکي مادي چيست؟ ماده، حرکت و صورت ترکيبي پديده‏هاي جهان را بسيار عالي بيان نموده است و ديدگاه فلاسفه الهي را در ردّ انديشه مارکسيسم بيان کرده و حدود تجربه و علوم تجربي را مشخص ساخته است.
 
با رعايت سير منطقي بحث و طرح سؤالات پيرامون موضوع، به خوانندگان روشنايي مي‏بخشد و فلسفه دوستان را به اقناع فکري مي‏رساند.
 
2.حول المعتقدات
در اين اثر، ديدگاه ماديون را در مورد جهان و هدفمندي نظام هستي بيان و سپس رد نموده است و تبيين ساخته که خداشناسي ريشه فطري دارد و خيلي پديده‏هايي هستند که با دستگاه‏هاي مادي قابل درک و کشف نيستند. از کوچکترين ماده عالم همانند اتم تا بزرگترين پديده نظام هستي، نيازمند علت هستند.
در بخش ديگري از اين کتاب به:
- هدفمندي جهان هستي و ترکيبات فيزيکي جهان و سير تکامل آن بر اساس قانونمندي، اشاره نموده است .
و در پايان به معاد و رستاخيز انساني پرداخته و پاسخ منکران مرگ را داده است که با مرگ، انسان پايان يافته نيست، بلکه مرگ خود نوعي تکامل است و اهداف قيامت، استقرار عدالت و رسيدگي به حقوق مظلومين مي‏باشد.
 
3.حوار حول المهدي الفاطمي
در اين کتاب روايات متواتري از رسول اکرم (ص) و ساير ائمه (ع) در شأن امام عصر (ع) نقل نموده است و نيز از علماء اهل سنت درباره ولادت، قيام و شرايط ظهور آن حضرت رواياتي را جمع آوري نموده است و سلسله سند آنها را نيز بسيار دقيق آورده است. و با شيوه مناظره، بين دو نفر سؤال کننده و پاسخ دهنده، بحث را شروع و سپس سؤال مطرح شده را بسيار روشن و متين جواب مي‏دهد.
دلايل عقلي - فلسفي براي اثبات طول عمر امام زمان (ع) و بقاء وي از حوادث طبيعي به رشته تحرير در آمده است و کتاب ارزشمندي است که مايه علمي و دقت نظر اين عالم ربّاني را نشان مي‏دهد.
 
4.منتهي المطالب في شرح المکاسب
اين اثر تحقيقي و گرانسنگ که يکي از آخرين آثار علمي و قلمي ايشان است، حاوي نکات ظريف و بديع در شرح و توضيح کتاب «محرّمات» مکاسب شيخ اعظم مي‏باشد که جلد اول آن به زيور طبع آراسته گرديده و در دسترس دانش پژوهان قرار دارد و جلد دوم آن آماده نشر مي‏باشد. اين اثر، کمک شايان به محصلين علوم ديني مي‏نمايد. و خدمتگزاري ايشان را نسبت به حوزه‏هاي علميه نشان مي‏دهد، و متأسفانه اجل نگذاشت تا از وجود پر مايه خويش دانش دوستان را فيض بخشد و افکار بلند خود را در قالب آثار مطبوع به رشته تحرير در آورد.
 
آثار چاپ نشده
آيت اللّه فاضل (ره) غير از آثار ارزشمندي که چاپ و به دست مردم رسيده، نوشته‏ها و آثار غير چاپي را نيز تدوين و آماده انتشار ساخته‏اند:
1.تقريرات درس خارج اصول آيت اللّه العظمي‏ خوئي
2.تقريرات فقه آيت اللّه العظمي‏ خوئي
3.تقريرات خارج فقه شهيد صدر
4.تقريرات خارج اصول آيت اللّه العظمي‏ صدر
5.تقرير موضوعي: که سلسله درس‏هاي استادش شهيد صدر است.
6.خاطرات دوران جهاد
اين نوشته‏ها بيشتر در زماني تدوين شده است که ايشان در نجف بودند و با توجه به دوران کوتاه اقامت ايشان در نجف اشرف، با استعانت از امدادهاي غيبي و به ياري استعداد فوق العاده خود، آثار پر مايه علمي را از خود به يادگار گذاشتند.
شاگردان
آيت اللّه فاضل (ره) در مدت حضور خويش در افغانستان، نجف اشرف و قم، شاگردان فراواني راتربيت نموده‏اند و از فيض و کمال علمي خويش بهرمند ساخته‏اند مانند:
1.شيخ علي اکبر محقق
2.سيد محمد باقر زکي
3.شيخ محمد محقق
4.شيخ ابواحمد ساعدي
5.سيّد عبداللّه فضل اللّه لبناني، که کتاب اتم و حرکت ايشان توسط او انتشار يافته است.
6.شيخ گردي حسين توکلي، که اکنون در نجف است و از اساتيد آن حوزه مي‏باشد.
7.سيّد باقر علوي، مقيم نجف اشرف.
8.شيخ علي حسن رفيعي، از اساتيد جامعه در نجف اشرف.
در حوزه قم، مدرسه علميه توحيد و درس خارج فقه و اصول ايشان خيلي‏ها، افتخار شاگردي آيت اللّه فاضل (ره) را يافته‏اند که در ظرفيت اين مقال نمي‏گنجد.
 
دوستان و نزديکان
اين شخصيت فرزانه با خيلي از شخصيت‏هاي علمي - سياسي آشنا بودند که ما به معرفي چند تن از آنها مي‏پردازيم:
- آيت اللّه العظمي‏ سيستاني: شخصي بنام سيّد ابراهيم جعفري قبل از ماه رمضان 77 جهت زيارت عتبات به کربلا و نجف مي‏رود. شخص نامبرده حکايت مي‏کرد که: من خدمت آيت اللّه سيستاني مشرف شدم و از مشکلات افغانستان گفتم. ايشان فرمود: افغانستان تنها پشتيبان خود را از دست داد. مرحوم فاضل (ره) پشتيبان آن کشور بود.
- آيت اللّه حائري
- آيت اللّه آصفي
- آيت اللّه عالمي
- حجة الاسلام و المسلمين ابراهيمي، نماينده مقام رهبري در امور افغانستان.
- و نيز از دانشگاهيان و اهل سنّت...
پرواز به ملکوت
اين فقيد سعيد پس از سالها، خدمات انجام يافته و يا نيمه تمام و به ياد ماندني و يک عمر تلاش بي‌وقفه علمي - سياسي در سپيده‏دم 23/میزان/مهر1377 و در سن 58 سالگي در اثر بيماري سرطان خون، روحش به ملکوت اعلي پرواز کرد و جامعه اسلامي و حوزه‏هاي علميه را داغدار ساخت. ايشان از مشکلاتي که دامنگير جامعه اسلامي ( بخصوص جامعه رنجور افغانستان) شده بود، رنج مي‏برد و انتظار لقاء معبود را داشت.
« هرچند که آيت اللّه فاضل (ره) از جهان رخت بربست، ولي يادش همواره در مجامع علمي - سياسي زنده است، چرا که آثار و خدماتش به ياد ماندني است.
 
تشییع و تدفین
پيکر پاک آن فقيه مجاهد و اسوه عمل، بر دوش ياران و با حضور آيات عظام، مدرسين، شخصيت‏هاي علمي - سياسي، طلاب و اقشار مختلف، در شهر مقدس قم و با دريايي از حزن و اندوه از مسجد امام حسن عسکري (ع) بسوي حرم مطهر فاطمه معصومه‏3 تشييع شد. تشييع‏کنندگان سراسر مسجد را پر از اشک و آه نمودند و در فضاي کاملاً معنوي و صفاي باطن، او را تا کنار بارگاه معنوي حضرت معصومه‏3 تشييع نمودند.
حضرت آيت اللّه العظمي‏ وحيد خراساني بر پيکر آن فقيد نماز اقامه کرد و سپس نمازگزاران، غفران و رحمت الهي را براي آن مرحوم (ره) از بارگاه قادر منّان، استدعا نمودند.
 
کد مطلب: 97852
گزارشگر : پایگاه اطلاع رسانی پیام آفتاب
 


 
امینی
Iran, Islamic Republic of
۱۴۰۰-۰۷-۲۳ ۰۰:۳۵:۴۱
متااسفانه خیلی درتعریف وتمجید خیلی بزرگنمایی وغلوشده بود (20358)
 
نام و نام خانوادگی
ایمیل