تبعیض و انحصار، بیماری مهلک و مرض لاعلاج افغانستانی‌ها

متأسفانه بیماری تبعیض و انحصار گرایی همه را مبتلا کرده است و هرقوم، حزب و جناحی که در مسند قدرت قرار بگیرد چه در سطح کلان و کشوری و چه در سطح کوچکتر آن را به بدترین شکل ممکن اعمال می‌کنند.
تاریخ انتشار : يکشنبه ۱۱ میزان ۱۴۰۰ ساعت ۱۶:۲۲
تبعیض و انحصار، بیماری مهلک و مرض لاعلاج افغانستانی‌ها
مردم افغانستان به خصوص قشر تحصیل کرده و قلم به دست و برخی رهبران سیاسی و متنفذان قومی همواره از وجود تبعیض و انحصار و نبود عدالت اجتماعی و شایسته سالاری شکایت داشته اند و همگی خواستار عدالت اجتماعی، رفع تبعیض و انحصار بوده اند.
اما در هنگام عمل و زمانی که هریک از این افراد و گروه‌ها بر مسند قدرت تکیه زده اند و ریاست کدام ارگان و نهاد دولتی و یا وزارت و ولایت را در اختیار گرفته اند خود بدترین نوع تبعیض، بی‌عدالتی و انحصار را اعمال کرده اند! برای اثبات مدعا چند مثال عینی را از 4 دهه گذشته هم در سطح کلان و ملی و هم در سطح کوچکتر و جزئی  یاد آوری می‌کنیم تا برهمگان روشن و مبرهن گردد.

حزب دموکراتیک خلق افغانستان
حزب دموکراتیک خلق افغانستان که براساس ایدئولوژی مارکس، انگلس و لنین شکل گرفته و دعوای دفاع از حقوق طبقه کارگر را در سر داشتند و شعار مساوات را سر می‌دادند و از ظلم و تبعیض حکومت ظاهرشاه شکایت داشتند و برای برقراری مساوات بر ضد حکومت پادشاهی محمدظاهرشاه فعالیت می‌کردند بعد از کودتای 7 ثور/اردیبهشت 1357 و تکیه زدن بر اریکه قدرت خود گرفتار مرض تبعیض و انحصار گردیدند و بدترین نوع تبعیض، ظلم و انحصار را اعمال کردند.
این انحصار طلبی به جایی رسید که آنها به جان هم افتادند و ابتدا جناح خلق به جان جناح پرچم افتاده و افراد مربوط به جناح پرچم را از بدنۀ حکومت تصفیه نمودند و رهبران این جناح را زندانی و به خارج از کشور تبعید نمودند.بعد از تصفیه جناح پرچم و اخراج آنها از بدنه حکومت و کشور رقابت شدید میان نور محمد تره‌کی رئیس جمهور و حفیظ الله امین بر سر قدرت آغاز گردید که به قتل تره‌کی و تصفیه طرفداران او از حکومت انجامید و حفیظ الله امین یکه تاز میدان گشت. 
پس از کشته شدن حفیظ الله امین به دست سربازان شوروی و اشغال افغانستان و به قدرت رسیدن پرچمی‌ها دوباره رقابت درونی میان پرچمی‌ها شدت گرفت و این مسأله موجب شد که در بهار سال 1365 ببرک کارمل از ریاست حزب و ریاست جمهوری کنار گذاشته شده و جای خود را به نجیب الله احمدزی بدهد. دکتر نجیب الله بعد از تکیه زدن به رهبری حزب و ریاست جمهوری تمام طرفداران ببرک کارمل را از دولت اخراج کرد و حتی عکس‌های او را از ادارات دولتی و دفاتر حزب جمع آوری نمودند. و در اواخر حکومتش اقدام به ترور سلطانعلی کشتمند صدر اعظم دولت کرد و همچنین برخی اقدامات تعصب آلود دیگر که منجر به سقوط حکومت دکتر نجیب الله گردید.

حکومت استاد برهان الدین ربانی و مجاهدین
گروه‌های جهادی نیز که از ظلم و تبعیض در حکومت‌های پیشین مثل محمدظاهرشاه، سردار محمد داود و کمونیست‌ها شکایت داشتند و برای برقراری عدالت اسلامی شروع به فعالیت نمودند و بعد از روی کار آمدن حکومت کمونیستی سلاح برداشته و به جهاد برخواستند بعد از پیروزی و رسیدن به قدرت مثل اسلاف خویش راه انحصار قدرت و تبعیض را پیشه گرفتند که موجب بروز جنگهای داخلی و ناکامی مجاهدین و ظهور طالبان گردید.

تحریک اسلامی طالبان
گروه طالبان که برای تأمین امنیت و مبارزه با جنگ‌سالاران مخل امنیت و زورگویان تشکیل و شروع به فعالیت کردند نیز پس از تصرف کابل و رسیدن به قدرت انحصار و تبعیض را به بدترین شکلش اعمال نمودند که در 5 سال حکومت طالبان همه شاهد آن بودیم.

حکومت جمهوری برخاسته از کنفرانس بن
پس از سقوط حکومت طالبان و تشکیل کنفرانس بن امید می‌رفت که در سایه دموکراسی و در پرتو آزادی بیان و رسانه‌ها تبعیض و انحصار کمرنگ شود و این بیماری مهلک درمان گردد. اما بازهم تعبیض، انحصار و بی‌عدالتی به گونه‌های مختلف و در عرصه‌های گوناگون ادامه یافت!

تبعیض وانحصار در سطوح پایین و کوچک
دفتر سرور دانش

سرور دانش و همفکران او که همیشه از تبعیض وبی‌عدالتی رنج برده و شکایت داشتند به محض رسیدن به معاونت دوم ریاست جمهوری خود نیز گرفتار تبعیض و انحصار گردید به گونه‌ای که تمام کارمندان دفتر استاد سرور دانش را از افراد نزدیک به وی و مربوط به ولایت دایکندی تشکیل می‌داد! این سیاست تعبعیض آمیز در اداره ولایات بامیان و دایکندی نیز جاری و ساری بود.

ولایت بلخ
در زمانی که استاد عطا محمد نور والی ولایت بلخ بود بیشترین و مهم ترین ادارات دولتی در این ولایت در اختیار تاجیک‌ها بود و بهترین پروژه‌های بازسازی در مناطق تاجیک نشین به خصوص در شهرک خالد ابن ولید تمرکز یافته بود حتی در توزیع برق در برخی نقاط شهر قطعی برق وجود نداشت و برعکس در برخی مناطق فقیر نشین در اوج گرمای تابستان مزار شریف برق برای چندین ساعت قطع می‌گردید.

اداره کار مزار شریف
در تابستان سال 1391 در شهر مزار شریف سروکارم به اداره کار مزار شریف افتاد و برای انجام کار اداری و گرفتن مجوز به این اداره رفتم در آن اداره همگی از نگهبان گرفته تا رئیس اداره از هموطنان ازبک بودند و از اقوام دیگر در آن ادراه حضور نداشتند.

ولسوالی جاغوری
ساکنان ولسوالی جاغوری را چهار طایفه بزرگ آته، گری، یزدری و باغچری تشکیل می‌دهند و قدرت معمولا در دست طایفه آته است. این طایفه در ولسوالی جاغوری نقش پشتون‌ها را در افغانستان بازی می‌کند. همانطوری که پشتون‌ها حکومت افغانستان را حق مسلم خود می‌دانند در جاغوری طایفه آته حکومت بر جاغوری را حق خود می‌دانند و غالبا ولسوال، قوماندان امنیه و سایر مناسب و پست‌های مهم تر در اختیار افراد مربوط به این طایفه است.
این مواردی را که ذکر کردیم به عنوان مشت نمونه خروار و مبین این نکته است که متأسفانه بیماری تبعیض و انحصار گرایی همه را مبتلا کرده است و هرقوم، حزب و جناحی که در مسند قدرت قرار بگیرد چه در سطح کلان و کشوری و چه در سطح کوچکتر آن را به بدترین شکل ممکن اعمال می‌کنند از این رو انتظار حکومت همه شمول و فراگیر و در نظر گرفتن عدالت اجتماعی از سوی طالبان یک انتظار بیهوده و نا بجاست.
تبعیض، بی‌عدالتی و رفع انحصار زمانی از افغانستان رخت بر می بندند که این مرض مسری ولاعلاج درمان گردد.
کد مطلب: 97770
گزارشگر : پایگاه اطلاع رسانی پیام آفتاب
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل