نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » مقاله » سیاسی و امنیتی

طالبان و اصرار بر پیمودن راه ترکستان

۱ میزان ۱۴۰۰ ساعت ۱۵:۵۶

گزارشگر : پایگاه اطلاع رسانی پیام آفتاب

گویا طالبان هنوز واقعیت موجود جامعه افغانستان و تغییرات گسترده در عرصه‌های مختلف عملی، فرهنگی و تکنولوژی را درک نکرده و باز هم اصرار بر پیمودن مسیرهای اشتباه گذشته دارد و به فکر ایجاد حکومت تک قومی و انحصاری است غافل از اینکه مسیری که طالبان در پیش گرفته به ترکستان منتهی شده و به استقرار صلح و ثبات نخواهد انجامید.



نزدیک به نیم قرن است که افغانستان در ناامنی و بی‌ثباتی به سر می برد و در طول 4 دهه گذشته چندین نظام حکومتی در این کشور روی کار آمده و از بین رفته است. چنانکه در حدود یکماه پیش مردم افغانستان و جهان شاهد سقوط نظام جمهوری بر آمده از کنفرانس بن به دست گروه طالبان بود.

حال سوال این جاست که مهم ترین عامل بی‌ثباتی و سقوط حکومت‌های افغانستان چه بوده است و چرا تاکنون هیچ دولتی حد اقل در چهل سال گذشته نتوانسته سلطه و حاکمیت خویش را بر کل افغانستان بگستراند و رضایت و حمایت مردم را جلب نماید تا از ثبات دوام برخوردار شود؟

این یک سوال اساسی و جدی است که مردم، تحصیل کرده‌ها، نخبگان، سیاست مداران و رهبران سیاسی و قومی باید آن را جدی گرفته و روی آن غور نمایند و با موشکافی پاسخ آن را دریابند تا چراغ راهی برای آینده و آیندگان باشد که در پر تو آن بتوانیم از اشتباهات گذشته درس عبرت آموخته و در مسیر درست گام برداریم و گرفتار لغزش گذشتگان نگردیم و در چاه آنها نیفتیم.

با سقوط حکومت طالبان در سال 2001 میلادی و تشکیل کنفرانس بن زمینه برای تشکیل دولت ملی و مردمی فراهم گردید و افکار عمومی جامعه افغانستان هم آماده پذیرش آن بودند که متأسفانه با دخالت نا بجای زلمی خلیل زاد نماینده آمریکا در کنفراس بن و مطرح کردن مسائل قومی و مصلحت اندیشی غیر واقعی و کوتاه آمدن نمایندگان جبهه متحد و توافق بر سر تقسیم قدرت باز هم فرصت طلایی و تاریخی مردم افغانستان از دست رفت و به جای روی کار آمدن یک دولت ملی بر اساس شایسته سالاری یک دولت ائتلافی بر اساس تقسیم قدرت میان گروه‌های قومی و جناح‌های سیاسی به وجود آمد و قانون اساسی هم متأسفانه با تأثیر پذیری از جو کنفرانس بن و اتفاقات بعد از آن و دخالت برخی کشورها و قدرت‌ها و فشارهای گروه‌های فاشیستی نتوانست پایه گذار یک حکومت و نظام ملی باشد و کارگزاران حکومت برخاسته از رأی و ارداه مردم و براساس شایسته سالاری انتخاب گردد و به نوعی تقسیم قدرت میان اقوام را رسمیت بخشید و موجب به وجود آمدن چالش‌های بعدی شد.

آن دخالت‌ها و آن مصحلت سنجی‌های غیر واقعی و عدم واقع نگری و در نظر نگرفتن منافع ملی و آینده نگری موجب شد که دولت‌ها در نظام جمهوری ضعیف و ناتوان بوده و مشی قوم گرایانه را در پیش بگیرند که سر انجام به سقوط نظام منجر گردید.

با تسلط دوباره طالبان بر کشور و تصرف کابل توسط این گروه بار دیگر افغانستان در یک نقطه عطف و سرنوشت ساز دیگر قرار گرفته و فرصت جدید ایجاد گردید که می‌تواند سرنوشت کشور را دستخوش تغییر و تحول اساسی نماید که اگر استفاده درست از آن شود می‌تواند مهر پایان بر بحران طولانی مدت کشور بگذار و موجب استقرار صلح وثبات دائمی در افغانستان گردد اما در صورت تکرار اشتباهات گذشته و اصرار بر روش گذشته و سعی برای در اختیار گرفتن قدرت انحصاری و زیر پاگذاشتن عدالت اجتماعی و نایدده گرفتن واقعیت‌های موجود کشور باز هم کشور را به سوی تباهی بیشتر سوق دهد. این بستگی به رهبران طالبان دارد که کدام راه را انتخاب می‌کند؟ راه استقرار صلح و ثبات دائمی و حل ریشه‌ای بحران افغانستان و یا راه اشتباه گذشته و انحصار قدرت و بردن کشور به سوی بحران تازه و جنگ بی‌پایان؟

از مصاحبه‌ها و شعارهای رهبران و سخنگویان طالبان مبنی بر تغییر منش گذشته و عبرت گرفتن از گذشته و تکرار نکردن اشتباهات گذشته این خوشبینی پیدا شد و این فرصت بار دیگر به وجود آمد که با تشکیل یک دولت ملی، فراقومی شایسته سالار و همه شمول و در نظر گرفتن عدالت اجتماعی و واقعیات جدید جامعه افغانستان، بحران طولانی کشور برای همیشه حل و فصل گردد. اما رفتار طالبان نشان داد که خبری از تغییر رویکرد و منش این گروه نسبت به مردم و واقعیت‌های جامعه افغانستان به وجود نیامده و رهبران طالبان فکر می‌کنند که افغانستان در عصر احمدشاه ابدالی به سر می‌برد و حکومت هم باید قبیله‌ای باشد. یک قوم حاکم و فرمانده و اقوام دیگر محکوم و فرمانبر!

علی رغم فشارهای بین المللی بر گروه طالبان برای تشکیل حکومت فراگیر و رعایت کردن حقوق بشر بویژه حقوق زنان، بازهم این گروه زیر بار نرفت و حکومت تک قومی و انحصاری تشکیل داد و حق تحصیل و کار را از طبقه اناث سلب نمود و قیوداتی وضع نمود که موجب تضییع حق کار و تحصیل زنان بشود.

این تصمیم اشتباه طالبان موجب گردید که کشورهای همسایه و جهان حکومت طالبان را به رسمیت نشناسند تا فشار بر طالبان افزایش یابد و این گروه تن به حکومت فراگیر ملی بدهد. فشار کشورهای جهان باعث شد که گروه طالبان با گماشتن یک نفر تاجیک به سر پرستی وزارت تجارت و یک هزاره به معاونت وزارت صحت نشان دهد که حکومت طالبان همه شمول است و جهان را فریب بدهد و راه را برای به رسمیت شناختن به اصطلاح امارت اسلامی طالبان هموار سازد غافل از اینکه هم مردم افغانستان و هم جهانیان به خوبی می‌فهمند که حضور سمبولیک و بدون صلاحیت یکی دو نفر هزاره و تاجیک مشکل افغانستان را حل نمی‌کند و حکومت همه شمول نمی‌شود.

برای حل ریشه‌ای بحران افغانستان و استقرار صلح و ثبات دائمی باید مشکل کشور به صورت ریشه‌ای حل شود و عوامل بحران زا از بین برود و حکومت ملی و شایسته سالار بدون ملاحظات قومی مذهبی تشکیل گردد.

اما گویا طالبان هنوز واقعیت موجود جامعه افغانستان و تغییرات گسترده در عرصه‌های مختلف عملی، فرهنگی و تکنولوژی را درک نکرده و باز هم اصرار بر پیمودن مسیرهای اشتباه گذشته دارد و به فکر ایجاد حکومت تک قومی و انحصاری است غافل از اینکه مسیری که طالبان در پیش گرفته به ترکستان منتهی شده و به استقرار صلح و ثبات نخواهد انجامید.