اصول اساسی امارت اسلامی، تحکیم انحصار قومی و کوبیدن بر طبل نفاق

مهم ترین مشکل افغانستان و ریشه اصلی بحران انحصار قدرت و تبعیض قومی، زبانی و مذهبی در گذشته بوده است که اکثریت مردم افغانستان از آنها رنج برده اند و برای از بین بردن آن و تشکیل یک حکومت ملی به جای حکومت تک قومی و برقراری عدالت اجتماعی و رفع تبعیض سالها مبارزه کرده اند.
تاریخ انتشار : شنبه ۲۷ سنبله ۱۴۰۰ ساعت ۱۶:۴۲
اصول اساسی امارت اسلامی، تحکیم انحصار قومی و کوبیدن بر طبل نفاق
افغانستان بحران طولانی مدت را پشت سر گذرانده و نیم قرن است که در جنگ و نا امنی به سر می‌برد و در طول نیم قرن اخیر چندین نظام
هموطنان پشتون برای تقویت زبان پشتو لازم نیست برای زبان فارسی که زبان تاریخی ماست و همه دانشمندان، شعرا، تاریخ نویسان و مشاهیر کشور با آن سخن گفته اند و کتاب نوشته اند محدودیت ایجاد کند و زبان پشتو را با زور و اجبار بر مردم افغانستان تحمیل نماید.
و ظهور و سقوط کرده است که سقوط نظام جمهوری برخاسته از کنفرانس بن در ماه گذشته یکی از نمونه‌های بارز و عینی آن است.
مهم ترین مشکل افغانستان و ریشه اصلی بحران انحصار قدرت و تبعیض قومی، زبانی و مذهبی در گذشته بوده است که اکثریت مردم افغانستان از آنها رنج برده اند و برای از بین بردن آن و تشکیل یک حکومت ملی به جای حکومت تک قومی و برقراری عدالت اجتماعی و رفع تبعیض سالها مبارزه کرده اند.
از این رو عقلانیت ایجاب می‌کند که برای ختم بحران افغانستان و استقرار صلح و ثبات دایمی در کشور ریشه و علت اصلی بحران افغانستان درمان شود زیرا که بدون حل ریشه‌ای بحران افغانستان که همان انحصار و تبعیض اند این بحران هرگز خاتمه پیدا نکرده و تداوم پیدا می‌کند و ادامه انحصار و تبعیض به معنای تداوم بحران در کشور بوده و ادامه بحران را در پی‌خواهد داشت و آن را تشدید خواهد کرد.
اگر طالبان هم واقعا در پی حکومت اسلامی و برقراری صلح است صلح توأم با عدالت و رفع تبعیض میسر خواهد شد و بدون عدالت اجتماعی صلح و امنیت نیز تأمین نخواهد گردید. 
اخیرا فایلی در رسانه‌ها منتشر شده تحت عنوان"اصول اساسی امارت اسلامی" که گفته می‌شود قانون اساسی آینده مد نظر طالبان خواهد بود. هرچند که گفته می‌شود رهبران
زبان فارسی هم زبان تاریخی ماست، هم زبان اکثریت و هم زبان واسطه برای برقراری ارتباط میان اقوام گوناگون کشور، از این رو ایجاد محدودیت برای زبان فارسی و فارسی ستیزی هم نوعی خودزنی است و هم موجب خلق بحران و تنش قومی زبانی و کوبیدن بر طبل نفاق.
طالبان آن را تکذیب کرده اند اما با این وجود این اساس نامه با افکار طالبان همخوانی دارد و موجب نگرانی گردیده است.
براساس ماده هفتم فصل اول این اساس نامه زبان پشتو به عنوان زبان ملی کشور تصویب گردیده اما زبان فارسی که اکثریت ساکنان افغانستان با آن صحبت می‌کنند در کنار زبان پشتو یکی از زبانهای رسمی افغانستان معرفی شده است!
این درحالی است که یکی از مسائل بحران آفرین در گذشته همین تبعیض زبانی و تلاش برای حذف و به حاشیه راندن زبان فارسی در افغانستان بوده است.
تلاش‌های که در گذشته از زمان حکومت ظاهرشاه و پس از آن برای حذف و به حاشیه بردن زبان فارسی گردیده هیچ کمکی به گسترش زبان پشتو نکرده است و تنها موجب تنش‌های قومی و زبانی گردیده و بی‌فایده است.
هموطنان پشتون برای تقویت زبان پشتو لازم نیست برای زبان فارسی که زبان تاریخی ماست و همه دانشمندان، شعرا، تاریخ نویسان و مشاهیر کشور با آن سخن گفته اند و کتاب نوشته اند محدودیت ایجاد کند و زبان پشتو را با زور و اجبار بر مردم افغانستان تحمیل نماید.
زبان فارسی هم زبان تاریخی ماست، هم زبان اکثریت و هم زبان واسطه برای برقراری ارتباط میان اقوام گوناگون کشور، از این رو ایجاد محدودیت برای زبان فارسی و فارسی ستیزی
اقدام طالبان برای ایجاد حکومت انحصاری و محدودیت برای زبان فارسی و مذهب جعفری این شائبه را به وجود می‌آورد که گروه طالبان، دینی شعار می‌دهد و قومی عمل می‌کند و در واقع از شعار دینی برای منافع قومی خود استفاده می‌برند و حکومت اسلامی را پوششی برای حکومت انحصاری و تک قومی و سلطه قومی قرار داده است.
هم نوعی خودزنی است و هم موجب خلق بحران و تنش قومی زبانی و کوبیدن بر طبل نفاق. 
مسأله دیگری که در این اصول نامه موجب نگرانی گردیده مسأله انحصار مذهبی است و تنها مذهب حنفی به عنوان مذهب رسمی کشور معرفی شده است در حالی که حد اقل 30درصد جمعیت کشور را شیعیان تشکیل می‌دهد و در قانون اساسی فعلی هم مذهب جعفری در کنار مذهب حنفی رسمیت دارد. علاوه بر این شیعیان افغانستان در طول تاریخ کشور برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور در برابر متجاوزان و اشغال گران مبارزه کرده و صدها هزار شهید و زخمی داده اند از این رو حق دارند که از حقوق مساوی در کشور برخوردار باشند.
حذف رسمیت مذهب جعفری تبعیض آشکار و اجحاف در حق جامعه شیعیان افغانستان است و مایه دلخوری بخش عظیمی از جمعیت کشور خواهد شد که وحدت و انسجام ملی را زیرسوال می برد.
تلاش طالبان برای انحصار قدرت و حکومت تک قومی و ایجاد محدودیت برای زبان فارسی و مذهب جعفری هم برخلاف شعارهای طالبان برای حکومت همه شمول اسلامی است. اقدام طالبان برای ایجاد حکومت انحصاری و محدودیت برای زبان فارسی و مذهب جعفری این شائبه را به وجود می‌آورد که گروه طالبان، دینی شعار می‌دهد و قومی عمل می‌کند و در واقع از شعار دینی برای منافع قومی خود استفاده می‌برند و حکومت اسلامی را پوششی برای حکومت انحصاری و تک قومی و سلطه قومی قرار داده است.
به همین دلیل گروه طالبان که خود را یک گروه اسلامی می‌داند نباید قومی عمل کند و فریب دسایس فاشیست‌ها و قوم گرایان افراطی را بخورد.
هرگونه
طالبان یک جریان و گروه سیاسی است و پرچم شان هم مربوط به خودشان. نمی‌شود یک جریان و گروه سیاسی پرچم خود را به عنوان پرچم ملی بر مردم تحمیل کند.
تلاش برای انحصار قدرت و حکومت تک قومی و تبعیض زبانی و مذهبی و اعمال محدودیت برای زبان فارسی و مذهب جعفری در واقع تلاش برای تداوم بحران و ادامه جنگ‌خواهد بود و مردم افغانستان با اینکه از جنگ خسته شده اند و نیاز به امنیت دارند اما در برابر حرکت‌های تبعیض آمیز و محدود کننده خاموش نخواهند نشست. 
مسأله دیگر مسأله پرچم کشور است. در این اصول نامه آمده است که پرچم ملی کشور همان پرچم طالبان است در حالیکه طالبان یک جریان و گروه سیاسی است و پرچم شان هم مربوط به خودشان. نمی‌شود یک جریان و گروه سیاسی پرچم خود را به عنوان پرچم ملی بر مردم تحمیل کند.
تنها و بهترین راه حل بحران کشور ایجاد حکومت همه شمول، خاتمه بخشیدن به تبعیض و بی‌عدالتی و برخورداری همه شهروندان کشور از حقوق برابر و یکسان است.
کد مطلب: 97672
 


 
نام و نام خانوادگی
ایمیل